سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
اقای هاشمی غلط میکند که میگوید اغتشاشگرانرا ازاد کنید

وقتی
که امام جمعه تهران به خاطر برخی ملاحظات شخصی از حضور در نماز جمعه تهران
پرهیز کرد، خط تبلیغی جدیدی توسط رسانه های جریان تفرقه افکن مبنی بر
چرایی عدم حضور هاشمی در نمازجمعه تهران مطرح شد سرانجام بعداز دو سه هفته
بحث پیرامون حضور یا عدم حضور وی در نمازجمعه، اوایل هفته گذشته مشخص شد
که خطیب نمازجمعه این هفته تهران آقای هاشمی خواهد بود.
ابعاد و زوایای مختلف این نماز جمعه منحصر بفرد را در قالب دو بخش مورد بررسی قرار می دهیم.

الف- نکات قابل توجه درباره نماز جمعه مذکور
1- فصل الخطاب برای ملت،
سخنان رهبری است
اعلام
برگزاری نمازجمعه به امامت آقای هاشمی سناریوی جدیدی را در دستور کار
جریان تفرفه افکن قرارداد تا با بزرگ نمایی این نمازجمعه، سخنان خطیب آن
را به نوعی فصل الخطاب حوادث و اغتشاشات اخیر قرار دهند. اعلام حضور سران
اغتشاشات اخیر در نمازجمعه تهران از جمله موسوی و کروبی و در کنار آنها
برخی هواداران ایشان چون عبدالله نوری هادی غفاری، مجید انصاری، حسن
روحانی، محمد هاشمی در نمازجمعه این هفته همگی نشان از تلاش برای آوردن
هواداران به نماز جمعه بود.
این درحالی بود که برخی از این چهره های
کوچک و بزرگ شناخته شده سیاسی، مدتهای مدیدی است که با نمازجمعه قهر کرده
و دراین عمل سیاسی- عبادی شرکت نکرده اند. عدم شرکت اغلب این آقایون در
بزرگترین نمازجمعه تاریخ ایران اسلامی که در روز بیست و نهم خرداد امسال و
به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای برگزار
گردید و به نوعی بیعت ملت ایران و مردم تهران با انقلاب و جایگاه ولایت
بود، نمونه ای از این قهر طولانی است. عدم حضور این افراد مدعی خط امام در
آن نمازجمعه تاریخی که بخش عمده خطبه های مهم آن در تبیین حوادث اخیر
بعداز انتخابات بود و اتفاقا طرف صحبت امام جمعه نیز با این جریانات و
شخصیت های سیاسی بود، از چشم دلسوزان انقلاب و مردم آگاه حاضر در صحنه دور
نماند و به عنوان یک گناه جبران ناپذیر در پرونده این افراد ثبت گردید.
اما
اینکه چطور قائدین و غائبین در صحنه نمازجمعه تاریخی و سرنوشت ساز ملت،
این بار اینگونه به میدان نماز جمعه آمده و دیگران را نیز ترغیب به شنیدن
سخنان خطیب جمعه نمودند را باید در غالب توطئه تفرقه افکنانه دیگری تحلیل
نمود.
دراین باب تنها به ذکر این نکته اکتفا می کنیم که آقایان فراموش
نکنند از نگاه ملت ایران آنچه فصل الخطاب تمامی مناقشات است، عباراتی است
که از زبان مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی جاری می شود و دیگر بلندگوها تا
آنجا نزد ملت حجیت و اعتبار دارند که در ذیل گفتمان رهبری انقلاب ارائه
گردد وگرنه پشیزی برای ملت ارزشمند نخواهد بود.
تلاش برای قد علم کردن
بیرق هایی دیگر در برابر رهبری انقلاب، تلاش نفاق گونه ای است که تشت
رسوایی آن مدتهاست بر زمین خورده است، چرا که تلاش های صورت گرفته توسط خط
نفاق دراین زمینه، در طول سه دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامی، همواره به
شکست انجامیده و مروری بر نمونه های تاریخی پیشین می تواند درس عبرتی برای
این جریان منافق صفت باشد.
نمونه ای از این کلام نفاق گونه را می توان
در نوشتار صادق زیبا کلام که از شیفتگان منسوب به هاشمی است دنبال نمود.
وی در بخشی از یادداشت خود که در روزنامه اعتماد ملی (27/4/87) منتشر
گردید درباره جایگاه هاشمی چنین دچار توهم و غلو شده است: «اینکه او در آن
خطبه ها چه بگوید و چگونه نظام را از بحرانی که بیش از یک ماه است در آن
گرفتار آمده هدایت کند مساله ای بود که میلیون ها نفر بی صبرانه در انتظار
شنیدنش بودند.»!
این در حالی است که راه حل این فتنه ایجاد شده، خیلی
پیش از این توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح گردیده و آن تسلیم شدن به
راهکار قانونی که همان تاکید بر جایگاه نظارتی شورای نگهبان است می باشد.
و این همان چیزی است که عملا هم مبنای عمل قرار گرفت و انتخابات دهم ریاست
جمهوری به تأیید شورای نگهبان رسید.
2- تحقق عینی فرضیه احمدی نژاد
قریب به 50 روز پیش آنگاه که احمدی نژاد درمناظره تاریخی اش با مهندس
موسوی اعلام نمود، آنکه در اصل رقیب وی درانتخابات بوده نه موسوی است ونه
کروبی بلکه این هاشمی رفسنجانی است که به صحنه آمده و هدایتگر جریان رقیب
است، و قصد دارد تا سیاست «عبور از احمدی نژاد» را محقق سازد، بسیاری
مبهوت این جسارت و ادعا شدند! آنروز و روزهای بعد موسوی و کروبی تلاش
نمودند تا این فرضیه و ادعای احمدی نژاد را به شدت نفی کنند و آن را حربه
ای برای جنگ روانی ایجاد شده توسط احمدی نژاد معرفی نمایند. اما اثبات این
ادعا خیلی هم برای توده های ملت نیازمند دلیل و قرینه نبود و اکثریت ملت
به این حقیقت پی برده و انتخاب خود را در فضای دو قطبی احمدی نژاد- هاشمی
نمودند. بدون شک نقش سخنان دکتر احمدی نژاد در مناظره با موسوی در جلب
آراء قریب به 25 میلیونی وی در انتخابات دهم را نمی توان کتمان نمود و این
افشاگری بود که جریان مقابل را به شدت برآشفت و کینه دکتر را در دل آنها
پررنگ نمود!
گذر زمان از 13خرداد تا 26تیرماه به خوبی در مسیر اثبات
این فرضیه به چرخش درآمد و نماز جمعه دیگر نماد اثبات قطعی این ادعا بود
آنگاه که موسوی و کروبی به هاشمی اقتدا کردند.
3- نماز جمعه اولی ها!
حضور
جمعی از هواداران کاندیدای سبزپوش با چهره های عجیب و غریب که به سیمای
نمازگزاران جمعه شباهتی نداشتند، حکایت از این داشت که اینها اصلا نماز
جمعه خواندن نمی دانند و اغلب آنها برای اولین بار است که به نماز آمده
اند و برخی از آنها با اهداف دیگری در این صحنه حاضر شده اند.
این
جمعیت چندهزار نفره که براساس اخبار موثق و گزارش های مستند شماری از آنان
از نقاط مختلف استان تهران و برخی از استان های همجوار به تهران آورده شده
بودند، تنها منتظر بودند تا آقای هاشمی سخنی به نفع ایشان ابراز کند تا
آنها با کف و هورا شعار «هاشمی، هاشمی حمایتت می کنیم» سردهند و این در
حالی بود که اغلب نمازگزاران بدون همراهی با آنها صبورانه این اقدامات و
بی نظمی ها را تا پایان مراسم تحمل نمودند.
اغلب آنها نیز نماز نخوانده
اطراف دانشگاه تهران را ترک کردند و برخی نیز در صحنه هایی نادر با کفش و
پیشانی بند، سر به مهر گذاشتند!؟ این در حالی بود که هفته گذشته برخی از
سایتها و وبلاگهای هوادار سبزپوشان، آموزش خواندن نماز جمعه را به این
هواداران بی نماز!؟ آموخته بودند.
4- سردادن شعار مرگ بر روسیه، توسط هواداران آمریکا
یکی
از حوادث قابل تأمل و جالب توجه در حاشیه نمازجمعه این هفته تهران، سردادن
شعار «مرگ بر روسیه» بود که توسط برخی از هواداران یکی از نامزدهای شکست
خورده در انتخابات 22خرداد سرداده شد و بسیاری از نمازگزاران را متعجب
ساخت. این شعار توسط حامیان کاندیدایی مطرح شد که مدعی پیروی از خط امام
است، ولی هواداران وی در این ایام حتی یک بار هم حاضر به سردادن «شعار مرگ
بر آمریکا» نشده اند.
این شعار که ظاهرا به دلیل اعتراض به حمایت و
تبریک رئیس جمهور روسیه به آقای دکتر احمدی نژاد پس از انتخاب مجدد ایشان
به عنوان رئیس جمهور نظام اسلامی سرداده شد، یادآور حوادثی مشابه در
ماههای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی است. در آن روزگار شعار «مرگ بر
آمریکا» نماد نفرت و کینه ملت از سالها اقدامات متجاوزانه آمریکا علیه
انقلاب اسلامی بود، حضرت امام(ره) نیز آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید و از
شعارهای ملت علیه استکبار جهانی و در رأس آن آمریکای جنایتکار حمایت نمود.
اما
در این میان برخی جریانهای حامی آمریکا و آنهایی که آمال و آرزوهای خود را
در وابستگی به آمریکا جستجو می کردند و برخی از آنها حتی تابعیت دوگانه
آمریکایی- ایرانی داشتند، از این شعارها به خشم آمده و توده های ملت
انقلابی را به وابستگی به شوروی متهم می ساختند! در همان ایام مهندس
بازرگان پا را فراتر نهاد و در سخنرانی اش در زنجان اعلام داشت: «اگر
آمریکا شیطان کبیر است، شوروی شیطان اکبر است.»!؟
امروز نیز به نظر می
رسد که این جریان تفرقه افکن به پیشینیان خویش اقتدا کرده و بر همان مسیر
انحرافی حرکت می کند که دشمن اصلی انقلاب و ملت را نمی بیند، ولیکن با
فرافکنی دیگران را مورد هدف قرار می دهد.
ب- نکات قابل توجه درباره سخنان خطیب نماز جمعه
فارغ
از مسایل مطرح درباره برگزاری نماز جمعه، خطبه های ایراد شده توسط آقای
هاشمی رفسنجانی نیز دارای نکات قابل تأملی است که باید بدان توجه نمود.
1- سخن حکیمانه آن است که دقیق و
«به موقع» زده شود!
یکی
از مهمترین فرازهای کلام آقای هاشمی در خطبه های نمازجمعه تأکید بر قانون
بود. وی چنین گفت: «همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم. اگر از قانون
تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی نداریم. باید با قانون مسائلمان را حل کنیم. اگر
کسانی با بعضی از قوانین دل خوشی ندارند باید سعی کنند این قوانین اصلاح
شود و هر وقت لازم است این اشکالات روزی حل شود، اما چارچوبمان را قانون
قرار دهیم.»
طرح این حرف صحیح توسط آقای هاشمی برای قانون ستیزان حامی
وی می تواند قابل توجه و دقت باشد، اما نکته اصلی در این زمینه این است که
سخن حکیمانه آن است که «دقیق» و «به موقع» زده شود! تأکید بر حقیقتی به
این آشکاری زمانی می توانست مفید باشد که سردمداران خط نفاق (که اتفاقا
خود را نزدیک به آقای هاشمی می دانند) با صدور دستور بی قانونی و اغتشاش
برای روزهای متمادی پایتخت را به آشوب کشیدند!
سخنان آقای هاشمی در
زمانی که منسوبین به ایشان در سخنرانی ها، مصاحبه ها، بیانیه ها و برگزاری
تجمعات خلاف قانون بر «تمرد از قانون» اصرار می ورزیدند، می توانست مفید
باشد نه حالا! و براستی سکوت ایشان در این ایام چگونه قابل توجیه است؟ آیا
به راستی صرف تأکید بر قانون آن هم بعد از گذشت قریب به 40 روز از حوادث
تلخ این روزها می تواند توجیه گر رفتار سیاسی آقای هاشمی باشد!؟
ملت
حزب الله انتظار داشت تا آقای هاشمی در همان روزهای ابتدایی که «اردوکشی
های غیرقانونی خیابانی» که توسط منسوبین ایشان هدایت می شد و پایتخت را به
آشوب کشانده بود وارد صحنه شده و همه را به رعایت قانون دعوت نماید و یا
حداقل در «بیعت با رهبری»، فردای نمازجمعه تاریخی ایشان در 29 خردادماه،
چنین سخنانی را بر زبان می آورد، ولی افسوس که در آن روزهای تلخ ما شاهد
«سکوت تلخ تر» ایشان بودیم و حالا که وارد این صحنه شده باید به ایشان
گفت: «دیر آمدی ای نگار سرمست!»
2- قانون گریزان چه کسانی هستند؟
امروز
مشخص گردیده که بخشی از اقدامات غیرقانونی توسط خانواده آقای هاشمی از
جمله مهدی هاشمی، فائزه هاشمی و دیگر نزدیکان ایشان صورت پذیرفته است.
براستی زمانی که همسر ایشان در روز انتخابات با وقاحت تمام ابراز می دارد:
«اگر تقلب نشود، موسوی رئیس جمهور می شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر
اینگونه شود، مردم به خیابان ها می آیند و اعتراض می کنند!»1 آیا نوعی
دعوت به بی قانونی و اغتشاش نیست!؟
حضور فائزه در میتینگ های غیرقانونی
و دستگیری وی در حین اغتشاشات توسط دستگاه های امنیتی، انسجام دادن اراذل
و اوباش و تشکیل تیم های ویژه اغتشاش توسط مهدی هاشمی چگونه با شعار قانون
گرایی قابل جمع است؟!
آقای هاشمی به راستی چه کسانی را دعوت به قانون
گرایی نموده است! آیا ایشان واقعا و به طور جد به رعایت قانون اعتقاد
دارد!؟ آقای هاشمی باید بپذیرد که حتی در مورد بدیهی ترین سخن ایشان نیز
ملت مسلمان و انقلابی دچار تردید شده اند!
البته ملت فراموش نکرده است
که رهبر معظم انقلاب اسلامی تلاش نمودند تا در سخنان خویش در نمازجمعه
تهران وضعیت آقای هاشمی را از فرزندان ایشان جدا نمایند، اما متأسفانه
اقدام عملی و کلام روشنگرانه ای از جانب خود ایشان در این زمینه تا به حال
صورت نگرفته است و بلعکس در اغلب موارد حمایت های همه جانبه ایشان از
منسوبین به وی را شاهد بوده ایم.
3- چه کسانی تردید افکندند!
نکته
دیگر، برجسته ساختن مسئله «تردید» در انتخابات است که متأسفانه توسط آقای
هاشمی نیز در خطبه های نمازجمعه مطرح گردید. این همسویی با تفرقه افکنان
بعد از انتخابات درحالی صورت می گیرد که امروز مشخص شده که ادعا درباره
«تقلب در انتخابات» و زیرسؤال بردن دستگاه ها و نهادهای قانونی
برگزارکننده انتخابات، جزئی از سناریوی براندازی نرم طراحی شده توسط «اتاق
جنگ روانی» ستاد موسوی برای به «قدرت رسیدن غیرقانونی» این جریان بوده
است. تشکیل کمیته غیرقانونی «صیانت از آراء»، ادعای ضرورت حضور مجامع بین
المللی برای نظارت بر انتخابات در ایران، متهم ساختن احمدی نژادی به دروغ
گویی و ارائه آمار «تقلبی» و غلط و دستکاری آمار!، نمونه اقداماتی در
سناریو جنگ روانی خط نفاق بود که به قصد تردید در افکار عمومی جامعه در
صورت شکست در انتخابات 22 خرداد طراحی شده بود. اینکه چطور آقای هاشمی که
خود سال های سال در بطن فرآیند قانونی انتخابات در کشور بوده و بهتر از
هرکس می داند که امکان تقلب 11 میلیونی در انتخابات ایران از محالات می
باشد، متأثر از این جنگ روانی شده و «دچار تردید»! گشته اند!؟، سؤال مهمی
است که خطیب نمازجمعه باید خود پاسخ گوی آن باشد؟!
اینکه امروز
«تردیدافکنان» در انتخابات مدعی رفع ابهام شده اند نیز از عجایب روزگار
ماست! در این باره سخن را با نقل قولی از آیت الله یزدی- رئیس جامعه
مدرسین حوزه علمیه قم و نایب رئیس مجلس خبرگان- به اتمام می رسانیم. ایشان
در بررسی ادعای آقای هاشمی فرمودند: «اما ایشان اشاره کردند که در این
انتخابات بذر تردید افشانده شد، من از ایشان سؤال می کنم که نخستین کسی که
بذر تردید در جامعه پاشید، چه کسی بود؟... قبل از انتخابات چه کسی به مقام
معظم رهبری نامه نوشت و در آن نامه اشاره کرده بود که در خیابان ها آتش
فتنه برپا شده و چنین و چنان خواهد شد؟ آیا این بذر تردید نبود که در
زمینه انتخابات افشانده شد؟ آیا خود هاشمی رفسنجانی با نامه بدون سلام خود
بذر تردید را نیفشانده است!؟»]2[
4- چرا از اغتشاشگران ابراز انزجار نمی کنید!
نکته
قابل تأمل دیگر در سخنان هاشمی عدم محکومیت اغتشاشات اخیر بود. درحالی که
اغتشاشگران یک ماه است که امنیت را از مردم کوچه و بازار سلب نموده اند،
هیچ کلام قابل توجهی در نفی و طرد این حرکات غیرقانونی صادر نشد. هاشمی
گویا تلاش داشت تا از جبهه فتنه انگیزان دلی را نرنجاند و خاطری را آزرده
نسازد!
این ماجرا آنقدر برجسته می نمود که رسانه های بیگانه نیز به آن
توجه کرده و چنین نوشتند: «هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه تهران هیچ سخنی که
مانع از تجمع هواداران موسوی و اقدامات آنها شود بر زبان نیاورد... او می
خواهد همچنان از هر فرصتی که پیدا می کند برای به چالش کشیدن نتایج
انتخابات استفاده کند. ]3[
سکوت معنادار خطیب جمعه در قبال این ماجرا
نیاز به بررسی دقیقتری دارد، اما بنظر می رسد دلائل مذکور در بندهای پیشین
و اینکه برخی از نزدیکان ایشان در پشت پرده این اغتشاشات نقش کلیدی داشته
اند، شاید یکی از دلائل احتمالی این سکوت باشد.
5- تأخیر فاز «مرد بحران ها»! نسبت
به مردم و رهبری
یکی
دیگر از فرازهای سخنان خطیب جمعه تهران بحرانی نشان دادن اوضاع و تلاش
برای ارائه راهکارهایی جهت خروج از این بحران است. ملت فراموش نکرده اند
که درحالی که در آستانه انتخابات، جامعه نیازمند حفظ آرامش بود، ایشان
2روز مانده به انتخابات وضعیت کشور را بحرانی ترسیم کرده و طی نامه ای
سرگشاده به رهبری انقلاب، بیشتر بر اختلافات و تشنجات افزودند.
امروز
بسیاری از شیفتگان و ارادتمندان به ایشان تلاش دارند تا وی را «مرد بحران
ها» ]4[ معرفی نمایند، اما هیچگاه حاضر نشده اند که به این سؤال اساسی در
رفتار آقای هاشمی پاسخ دهند که چرا این «مرد بحرانها» اینقدر «تأخیر فاز»
نسبت به رهبری انقلاب و مردم دارد؟! چرا همواره بعد از اینکه آشوبها و
بحرانهای سیاسی فروکش می کند و با تدبیر رهبری و اقدام انقلابی ملت حزب
الله فیصله می یابد، ایشان در صحنه حاضر شده و مدعی حل بحران می گردد!؟
حال که رهبر معظم انقلاب اسلامی بار دیگر از اعتبار خویش مایه گذاشته و با
رهنمودهای حکیمانه خویش فتنه آشوبگران و تفرقه افکنان را به پشتوانه
نیروهای انقلاب مهار ساخته است و انتخابات با تأ یید شورای نگهبان اعتبار
قانونی نیز یافته است، جایی برای ورود «مرد بحرانها!» باقی نمانده است.
بنظر
می رسد که وی همواره در بحران ها بیرون گود می ایستد تا نظاره گر پیروزی
یکی از طرفین باشد و آنگاه وارد میدان شده و مواضعی ملایم و همسو با طرف
پیروز را به خود می گیرد تا همیشه خودرا به عنوان مرد پیروز معرفی نماید!
نمونه
این رفتار «مرد بحرانها» را می توان در غائله 18تیر 1378 و فتنه منتظری
نیز مشاهده نمود، آنگاه که وی در حین فتنه از هرگونه اظهارنظری طفره رفته
و آنگاه که چشم فتنه با بصیرت و شجاعت بسیج و بسیجیان کور گردید، به صحنه
آمده و اعلام موضع نمود!
دردمندانه و سوگوارانه باید گفت که «مرد
بحران» زمان امام، قریب به بیست سال است که از مردم با بصیرت انقلاب
اسلامی نیز عقب مانده و به «مرد عافیت» مبدل گردیده است و متأسفانه باید
گفت به طور کلی «مردان زمان بحران» در انقلاب اسلامی، مدتهاست که به جای
پیشگامی و سپر قرار دادن جان و آبروی خویش برای دفاع از انقلاب و رهبری
معظم انقلاب، ایشان را پیشگام و سپر خویش قرار داده اند!؟ و معظم له یک
تنه تمامی بحران های دو دهه اخیر را مدیریت کرده اند.
6- بهتر نیست با تمسک به قانون با اغتشاشگران برخورد شود!؟
فراز
قابل تأمل دیگر سخنان هاشمی که برای خوشامد گویی فتنه گران سبزپوش سروده
شد، عبارات ایشان در چگونگی برخورد با اغتشاش گران دستگیر شده به عنوان
یکی از راه های فیصله دادن به بحران! بود.
ایشان به درستی مشخص نکردند
که منظور از دستگیر شدگان «عاملان» بوده یا «آمران»! و ایشان بیشتر دغدغه
کدام یک از آنها را دارند؟ «عاملان» که اغلب فریب خوردگانی هستند که به
دیناری خریده شده و در خدمت آمرانی قرار گرفته اند که اهداف بالاتری را از
آتش سوزی و سنگ پراکنی دنبال کرده اند،اغلب با گرفتن تعهد واظهار ندامت
درحال آزادی می باشند، اما «آمران» که اغلب از افراد وابسته و فعالان
سیاسی فتنه گری هستند که آگاهانه درتلاش برای تحقق سناریوی براندازی نرم
بوده و بخش عمده آنها به نقش خود دراین اقدام اعتراف نموده اند، منطقا و
قانونا وضعیت دیگری خواهند داشت.
براستی جواب خون پاک 9شهید بسیجی و
شهدای نیروی انتظامی و دهها مجروح و زخمی و میلیاردها ریال خسارت و زیر
سوال بردن آبرو و حیثیت نظام اسلامی که به بهای خون صدها هزار شهید بدست
آمده است را چه کسی خواهد داد!! آیا به سادگی می توان از این همه هزینه
وارده به انقلاب و کشور به سادگی گذشت وحکم به تبرئه آمران این حوادث داد؟
بی
شک کسی که دیگران را دعوت به رعایت قانون می کند، بهتر از دیگران می داند
که قانون در این زمینه قوه قضائیه را متولی رسیدگی دانسته و آن قوه نیز
مبتنی بر قوانین قضایی و متناسب با جرم اثبات شده، باید با متخلفین و
مجرمین برخورد نماید و بی شک «بخشودگی فله ای پیشنهادی»، حرکت در مسیر
قانون نخواهد بود.
پایان سخن
نماز جمعه دانشگاه تهران درحالی اقامه
گردید که نمازگران ثابت قدم آن که با حضور مستمر خود در این سه دهه حافظ
شکوه و جلال این عمل سیاسی - عبادی بوده اند، برای اولین بار نمازی
خواندند که اغلب به خطبه های خطیب اعتقادی نداشته و بخش عمده ای از سخنان
او را نپذیرفتند. نمی دانیم آیا آنها نماز خود را دوباره اعاده کردند یا
خیر، ولی می توان، این نماز جمعه تلخ! را یکی از مقبول ترین نماز جمعه های
این مومنین دانست، چرا که تنها و تنها با هدف و نیت «ایجاد وحدت» و
«مقابله با خط نفاق» در نظام اسلامی اقامه گردید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- «موسوی رئیس جمهور نشود، یعنی تقلب شده و مردم به خیابان می آیند.» سایت رجانیوز، 22/3/.88
2- خبرگزاری فارس، 27/4/88،27/4/88، شماره خبر: .8804270846
3- سرمقاله روزنامه کیهان،
4- سرمقاله روزنامه جمهوری، 27/4/.88


 

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 88/5/1ساعــت 7:7 صبح تــوسط عباس | نظر