سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
بسمه تعالی ائتلاف مردم اراک با لیست مدافعان حرم اهل بیت(ع) تشییع
پیکر پاک شهید مدافع حرم علیرضا بابایی بعد از تشییع در بین الحرمین و پابوسی سالار شهیدان با حضور کم نظیر مردم در گلزار شهدا شهر اراک آرام گرفت.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا ؛امروز دانشگاه اراک  فرزند دیگری از مکتب اسلام ناب خمینی را در روز جوان  در آغوش کشید و پیکر مطهر حاج علیرضا بابایی شهید مدافع حرم  حال و هوای شهر را عوض کرد.

شهید مدافع حرمی که پیکر پاکش از پابوسی سرور و سالار شهیدان بازگشته بود و بی تردید تشییع جنازه یک فرد در حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) ، امام حسین (ع) و نجف اشرف نهایت آرزویی است که یک شیعه می تواند داشته باشد.

از اول صبح دانشگاه اراک محل حضور عاشقان و دلدادگان مکتب شهادت شده بود و هر چه به زمان تشییع نزدیک می شدیم حضور افراد با ظاهر و شمایل مختلف از هر تیپ و قیافه ای لحظه به لحظه گسترش می یافت.

در میان جمعیت حضور چشمگیر جوانان و دانشجویان چشم ها را به خود معطوف می کرد در این بین دانشجویان خوابگاهی که شهید بابایی سرپرست آنها بود حال و هوای دیگری داشتند گویا از دست دادن دوست صمیمی برایشان بسیار دردآور بود.


صدای هقهق از اطراف به گوش می رسد، مرد و زن اشکهایشان روان است، دوستان و همرزمانت احساس سنگینی می کنند اما تابوت تو سبک بال، نه بر دستان مردم بلکه بر بال ملائک روان است.


حاج علیرضا جان راستی هنوز مرخصی شما از محل کارت تمام نشده بود که بازگشتی ، گویا این حضورت هم پیام های بسیاری دارد آری بی تردید آمدنت به فضای غفلت زده ی جامعه ی ما سامان خواهد بخشید.

شهید بابایی عزیز، سرپرست محترم خوابگاه امیرکبیر دانشگاه اراک ؛ هوای آلوده شهرمان راه نفس کشیدن را بسته  اما رایحه آمدنت مردم را در این روز گرم و آفتابی به خیابان ها کشانده است و پدران و مادران شهدا برای مشایعتت سر از پا نمی شناسند.


امروز در فصل انتخاب خوبیها همه با تو که در لیست مدافعان حرم عقیله بنی هاشم (س) هستی ائتلاف می کنند اما تو خود با همرزمان شهیدت در مجلس ملکوت در مقام "مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ" نشسته ای و حضرات آل الله مدافع حریم و حرم اسلام را همچون مصادیق "وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ" استقبال می کنند.

IMG_6702 

IMG_6712

IMG_6742

IMG_6758

IMG_6789

IMG_6796

 

ادامه مطلب...

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 95/2/30ساعــت 9:43 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی یادداشت مهم محمد ایمانی عضو شورای سردبیری روزنامه کی
یادداشت مهم محمد ایمانی عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان درباره هجوم دشمن با ابزار بی غیرتی سیاسی

راز هشدار حکیمانه آیت الله جوادی آملی درباره دیاثت سیاسی/ برای دشمن فرقی بین پری بلنده و ساندویچ خورهای فتنه 88 وجود ندارد

شاید فلان خانم نامزد حتی بی‌خبر باشد که کجای بازی بی‌غیرتی است اما آنها که عکس کشف حجاب وی در یک جمع عمومی در خارج کشور در حضور مرد نامحرم را دسترسی دارند چرا همین عکس حرمت‌شکنانه را تا پس از انتخابات نگه می‌دارند و بعد به خیال اینکه او به مجلس راه یافته و نمی‌شود مانع رفتنش به مجلس شد، منتشر می‌کنند؟ آیا این بخشی از پروژه قداست‌زدایی و قبح‌شکنی نقض احکام مسلم اسلامی نیست
گروه سیاسی رجانیوز: محمد ایمانی، عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان در یادداشتی مهم به بررسی مصادیق تاسف بار بی غیرتی سیاسی در فضای سیاسی پرداخته و خطر نوبهایی ها و نو کشمیری ها را گوشزد کرد. متن کامل این یادداشت به شرح زیر می باشد:
 
1- برای انگلیس و آمریکا و اسرائیل چه فرقی می‌کند مأمورانش طاهره قرهًْ‌العین‌ها باشند یا اشرف پهلوی‌ها، پری‌بلنده‌های کودتای 28 مرداد 32 و شیرین عبادی‌های کشف حجاب کرده باشند و یا ساندویچ خورهای سال 88 و کشف حجابی‌های مدل 94. معدل که بگیری از این بد کاره‌های سیاسی از دلش بی‌غیرتی و بی‌وطنی در‌می‌آید. برای انگلیس چه فرقی می‌کند از فرخ نگهدار و نوری‌زاده پذیرایی کند یا از مهاجرانی و کدیور و شبه اصلاح‌طلبان جدید. برای جریان استعمار خیلی تفاوتی نمی‌کند که وهابیت را در میان سنی‌ها راه بیندازد و بعد به نسخه القاعده و داعش ارتقا دهد یا بابیت و بهائیت را در ایران شیعه تأسیس کند و سپس به انجمن حجتیه و اسلام نهضت آزادی و سروش و خاتمی و کدیور توسعه دهد تا آن جا که یکی مثل سروش مدعی شعر بودن نبوت شود! 
 
2- اگر کلاهی و کشمیری کار ویژه ترور فیزیکی داشتند، «نوکشمیری»ها کارهای پیچیده‌تری باید انجام دهند و اگر بهائیت در سده پیش از انقلاب اسلامی یک مأموریت داشته، «نوبهایی»ها مأموریت به روزرسانی شده‌ای دارند که باید در نقشه بزرگ مقابله با انقلاب و جمهوری اسلامی دیده شود. بنابراین بیخود نیست در حالی که واقعیت فتنه 88 هر روز بیشتر آشکار می‌شد و کار به حرمت‌شکنی بی‌سابقه روز عاشورا رسیده بود، میرحسین موسوی آفتابی ‌شد و بازداشتی‌های عضو شبکه انگلیسی- صهیونیستی بهائیت را «مردمان خداجو» ‌خواند. نه این اظهار نظر تصادفی بود، نه آن سخنان مدیر کل مطبوعات داخلی دولت اصلاحات که گفت بهایی‌ها «باید بتوانند در انتخابات نامزد شوند» و «اغلب اصلاح‌طلبان، برخلاف سالهای اول انقلاب دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند» و نه عضو حزب کارگزاران با یکی از سران بازداشتی باند بهائیت.
 
3- خانم کذا به سادگی آب خوردن آمریکا و انگلیس می‌رود. خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی فارسی بر سر موضوع ویزا با آمریکا به مشکل برمی‌خورد اما این خانم نه. درست چند روز قبل از انتخابات عازم سفر آمریکا می‌شود. که چه؟ فکر بد نکنید. شاید هوس ساندویچ مک‌دونالد کرده است. مرداد 91 به سادگی آب خوردن عازم انگلیس می‌شود. خودش می‌گوید «می‌روم تا مسابقات المپیک را ببینم» اما وکیل او به باشگاه خبرنگاران می‌گوید «این یک سفر خانوادگی است و خانم ]...[ رفته تا به فرزندش که در انگلیس مشغول تحصیل است سر بزند». دری به تخته می‌خورد برادرش هم چند سال به بهانه سرکشی به فلان مجموعه دانشگاه بهمان، سر از لندن در می‌آورد اما بعدها خبرهایی منتشر می‌شود حاکی از اینکه همین جناب پیگیر تشدید تحریم‌ها به عنوان سوخت فتنه سبز بوده است. روزنامه شرق (31 مرداد 94) به همین خانم می‌گوید دوره اصلاحات در انگلیس چه می‌کردی، می‌گوید «در انتخابات مجلس ششم رأی نیاوردم، فرصت خوبی بود تا زبان انگلیسی یاد بگیرم. فکر کردم بروم انگلیس تا زبانم تقویت شود. یک سال و نیم رفتم بیرمنگام. با پسرم رفتم. دختر و همسرم هم می‌آمدند و می‌رفتند». تقویت زبان انگلیسی با یک سال و نیم اقامت در انگلیس، انگار که شما تا سر کوچه‌تان بروید و برگردید!
 
4- این تعابیر از امیر مؤمنان علیه‌السلام است: «از جایگاه‌های تهمت و مجالسی که گمان بد به آن می‌رود. بپرهیز؛ چرا که هم‌نشین بد، هم نشین خود را تغییر می‌دهد»، «هم نشینی خوبان، اشرار را به خوبان ملحق می‌کند و هم‌نشینی خوبان با فاجران، آنها را به فاجران می‌رساند. پس اگر وضعیت کسی بر شما مبهم است و از دین او آگاه نیستید، به دوستان و هم‌نشینان او نگاه کنید، اگر با دوستان خدا هم‌نشین است، او را از مؤمنان بدانید و اگر با دشمنان حق هم‌نشین است، هیچ بهره‌ای از دین خدا ندارد» و «هرکس خود را در موضع تهمت قرار دهد (و متهم شود) نباید کسی را جز خود سرزنش کند». یا به تعبیر امام صادق علیه‌السلام «سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با متهمان هم‌نشینی کند». به ویژه در طول دو دهه اخیر با جماعتی روبرو هستیم که هم‌نشینی با فاسقان و فاجران و جفاپیشگان و خیانتکاران در حق اسلام و انقلاب و ایران تبدیل به خط مشی آنها شده است؛ ابتدا دزدکی و با تأیید و تکذیب و انکار و به تدریج؛ هم‌پیمانی آشکار سیاسی و فرهنگی و اقتصادی. نهضت آزادی کجا- که امام فرمود اگر سرکار می‌ماندند سیلی به اسلام و قرآن می‌زدند که کشور تا قرن‌ها سربلند نمی‌کرد- و برخی مدعیان خط امام که تدریجاً مدعی اصلاح‌طلبی و اعتدال شدند کجا؟! ادعای ارادت به امام کجا و دوستی با متهم‌کنندگان حاج سید احمدآقا (ره) کجا؟ مدعی دوستی با امام کجا و پیوند با دشمنان ولایت فقیه کجا؟ ادعای اسلام و انقلاب کجا و پیوند دامنه‌دار با طیفی از عناصر چپ و راست گروهکی کجا؟ در اینجا نه با یک اتفاق بلکه با فساد و افساد سازمان یافته روبرو هستیم که حرف اول آن را بی‌غیرتی و خودفروشی و دین‌فروشی و وطن‌فروشی می‌زند. شاید فلان خانم نامزد حتی بی‌خبر باشد که کجای بازی بی‌غیرتی است اما آنها که عکس کشف حجاب وی در یک جمع عمومی در خارج کشور در حضور مرد نامحرم را دسترسی دارند چرا همین عکس حرمت‌شکنانه را تا پس از انتخابات نگه می‌دارند و بعد به خیال اینکه او به مجلس راه یافته و نمی‌شود مانع رفتنش به مجلس شد، منتشر می‌کنند؟ آیا این بخشی از پروژه قداست‌زدایی و قبح‌شکنی نقض احکام مسلم اسلامی نیست؟
 
5- در ماجرای دیدار اخیر عضو مرکزیت حزب کارگزاران با یکی از سران شبکه صهیونیستی بهائیت، آقای هاشمی رفسنجانی در اظهارنظری 3 خطی - و نه بیشتر- گفت «فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح و جبران کند ]او هم پاسخ داد اشتباهی نکرده‌ام و پشیمان نیستم[ فرقه ضاله بهائیت یک فرقه استعمار ساخته و منحرف است که همیشه با همین انحراف شناخته شده و ما همیشه از این فرقه تبری جسته و می‌جوییم». اکنون مجال آن نیست که بپرسیم پس چگونه این فرقه استعماری ضاله با سران فتنه سبز در یک پروژه مشترک به هم رسیدند و کدام «سنخیت» علت آن «تجانس» شد؟ اما می‌توان پرسید که آیا اکنون زمان اعلام برائت از بهائیت است که آوازه نحوست و نجاست و خیانت و جنایت‌های آن عالمگیر است یا وقت اعلام برائت از پیوند خوردگان ارگانیک با بهائیت؟ آیا امثال کدیور و میبدی و مجمع محققین و مدرسین و برخی اعضای باند مهدی هاشمی در دفتر آقای منتظری نبودند که گام اول برای تبرئه بهائیت و تراشیدن حقوق و امنیت برای این شبکه اصالتاً جاسوس و تحریف‌گر دین را برداشتند و برخی از همان‌ها از تل‌آویو و لندن سردرآوردند؟ اگر بهائیت منکر خاتمیت و مهدویت بود مگر نه اینکه آقای سروش به انکار رسالت پیامبر اعظم(ص) پرداخت و هم‌مسلکانش منکر وجود امام عصر(عج) شدند؟ و آیا همین جماعت در لندن اتاق فکر جنبش سبز را راه‌اندازی نکردند؟ «بهائیت یک فرقه ضاله و استعمار ساخته است». همین و تمام؟! باید بررسی کرد که اگر کشمیری‌ها و کلاهی‌ها و زهره عطریانفرها و فهیمه اروانی‌های سازمان تروریستی منافقین (که این روزها صحبت تعقیب آنهاست)، بهشتی و باهنر و رجایی را ترور کردند، نوکشمیری‌ها و نوبهایی‌ها و نوحجتیه‌ای‌ها دقیقاً مشغول چه کاری هستند، از کدام مراکز حساس سربازگیری کرده‌اند و کدام نقشه‌ها را عملیاتی می‌کنند؟
 
6- خداوند به اندوخته معارف حضرت آیت‌الله جوادی آملی (دام‌ظله) برکت بدهد. ایشان کسی نیست که به سادگی قضاوت کند یا حکم و هشدار دهد. باید احساس خطر کرد وقتی ایشان در دیدار با آقای عارف هشدار صریح می‌دهد «در فرهنگ قرآنی غیرت را سه عنصر معرفت، هویت و غیرزدایی تشکیل می‌دهند؛ غیرزدایی به این معنا است که اجازه ندهیم بیگانه به حریم ما نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم. بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست. کشور غنی و برخوردار از نعمات و مواهب الهی است، با وجود این همه منابع غنی در داخل کشور، واردات برخی کالاها که در کشور امکان تولید آن وجود دارد، دلیلی جزسوء مدیریت و در برخی موارد بی‌غیرتی ندارد... کسانی که راه نفوذ بیگانگان را در فضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند.» اکنون سؤال مهم که به همه ارادتمندان اسلام و انقلاب بلکه حتی دوستداران وطن برمی‌گردد این است: با جریان بی‌غیرت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی که مشغول شبکه‌سازی و حزب‌سازی و سرمایه‌اندوزی است، چه باید کرد؟ یعنی همین که ما جزو آن بی‌غیرت‌ها نباشیم و عملگی‌شان را نکنیم- که متأسفانه برخی رجال غافل می‌کنند- کافی است یا اینکه همه صاحبان غیرت انقلاب و اسلام و کشور، مسئولیتی بزرگ متوجهشان است که به سینه بی‌غیرت‌ها بکوبند و مانع انتقال عفونت آنها به جامعه و سیاست و مدیریت و فرهنگ و اقتصاد شوند؟ شاید یک مفهوم انقلابی بودن و انقلابی ماندن که طی 7-8 ماه اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار می‌گیرد و سخنان آیت‌الله جوادی آملی نیز در تداوم آن است، همین مسئله است.
 
7- وقوع برخی اتفاقات ضد فرهنگی و ضدارزشی در ماه‌های اخیر که چند مورد آن ذکر شد، فرع بر واقعیت مهم‌تر است و آن اینکه در میانه یک جنگ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تمام عیار با دشمنان تاریخی ملت ایران هستیم. حمیت، در وسط میدان بودن، تشخیص مسئولیت مواجهه با هجوم ناتوی فرهنگی- سیاسی دشمن و اقدام و عمل به هنگام، همان مسئولیت بزرگی است که از قاطبه دل سپردگان به اسلام و انقلاب (فارغ از تقسیم‌بندی‌های مبتذل و نارسای سیاسی) انتظار می‌رود. امیر مؤمنان(ع) چندین جا تصریح می‌کنند که هر کس به مسئولیت جهاد و امر به معروف و نهی از منکر - در سلسله مراتب قلب و زبان و دست - عمل نکند، «مرده‌ای میان زندگان» و کسی است که فضیلت‌ها و رذیلت‌ها (شخصیت) در او زیر و رو شده و بالای او جای پایینش و پایین او جای بالای وی نشسته است. (فمن لم یعرف بقلبه معروف و لم ینکر منکرا، قُلِبَ فَجُعِلَ اعلاه اسفله و اسفله اعلاه- کلمه قصار 375 نهج‌البلاغه). اسلام، باغیرت بی‌طرف و بی‌تفاوت سراغ ندارد و به رسمیت نمی‌شناسد.
 
8- اقدام و عمل را باید در تراز فهم امیر مؤمنان شناخت و انجام داد که مدام می‌فرمود «قلت لکم اُغزوهم قبل ان یُغزوکم... یُغار علیکم و لا تُغیرون، و تُغزون و لاتَغزون ... به شما گفتم با دشمنان بجنگید پیش از آن که با شما بجنگند، به شما حمله می‌کنند و می‌جنگند اما شما حمله نمی‌کنید» (خطبه 27) و «برای شما نقشه می‌کشند اما نقشه نمی‌کشید و مرزهای شما را در می‌نوردند اما ناراحت نمی‌شوید. چشم از شما برنمی‌دارند و در غفلت غوطه‌ورید» (خطبه 34). گویا خطاب آن حضرت در بحبوحه نبرد صفین خطاب به ما هم هست: «از جا کنده شدن و فرار شما را دیدم. فرومایگانی گمنام و بادیه‌نشینان از شام شما را عقب می‌راندند در حالی که شما از بزرگان و سرشناسان و شرافتمندان پیشرو هستید... و لقد شَفی و حاوَحَ صدری اَن رأیتکم بأخرهًْ تحوزونهم کما حازوکم... و همانا سوز سینه فرو نشست آن هنگام که دیدم آنان را هزیمت دادید و صف‌هایشان را در هم شکستید و راندید همان‌گونه که شما را رانده بودند...» (خطبه 106).
 
دشمن بی‌محابا به میدان آمده است. منظور، آدم‌های دم دستی و تفاله‌های سیاسی و فرهنگی غیر قابل بازیافت نیستند. مقصود دیدن آن اتاق فرماندهی دشمنان است که صف‌آرایی و نقشه‌چینی می‌کند. اگر منطق «اِرمِ ببصرک اقصی القوم- عمق سپاه دشمن را ببین» حق است که همین هم هست، باید فهمید دشمن مشغول کدام طراحی و عملیات است و بی‌معطلی و رودربایستی به میانه میدان آمد. مرز «مروت» و ناجوانمردی و بی‌غیرتی، همین بودن یا نبودن امروز در میانه میدان است.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 95/2/29ساعــت 10:19 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی عبدالحسین افسانه است یا این فیشها؟!(یادداشت روز) 1-

1- عبدالحسین جبهه بود و سیدکاظم آمده بود مرخصی. فردا صبح سید کاظم رفت مقر سپاه مشهد. فرمانده رده بالاتر او را صدا می‌زند و می‌گوید: این ماشین لباسشویی را ببر خانه عبدالحسین. سید کاظم هم که می‌داند اگر حاجی بود اجازه چنین کاری را نمی‌داد از فرصت استفاده می‌کند و ماشین لباسشویی را بار وانت می‌کند و سریع به خانه او می‌برد تا به خیال خودش او را در عمل انجام شده قرار دهد. خانم حاج عبدالحسین که اخلاق او را بهتر از هرکسی می‌داند دست به کارتن نمی‌زند تا حاجی بیاید. وقتی از منطقه برمی‌گردد و ماجرا را می‌فهمد، یکراست می‌رود سراغ سیدکاظم و با غیظ و عصبانیتی که تا به حال از او دیده نشده، با صدایی لرزان می‌پرسد؛ شما با چه اجازه‌ای به خانه من ماشین لباسشویی آوردی؟! سید کاظم هم که دست و پایش را گم کرده می‌گوید؛ از بالا دستور دادند!
حاج عبدالحسین ناراحت‌تر از قبل می‌گوید؛ عذر بدتر از گناه! خودت می‌آیی و آن را از خانه ما می‌بری. سیدکاظم هم هرقدر دلیل و منطق می‌آورد که حاجی به بقیه هم داده‌اند و حقت است و... زیر بار نمی‌رود و می‌گوید؛ من برای این چیزها به جبهه نمی‌روم. شما می‌خواهید با این کارها اجر مرا از بین ببرید!
بله! این ماجرای شهید عبدالحسین برونسی است. آن بنّای باصفایی که هم سابقه مبارزه با رژیم طاغوت را در کارنامه داشت و هم در جنگ به فرماندهی رسید. ماجرای عبدالحسین برونسی و آن ماشین لباسشویی کذایی - که تنها یک نمونه از انبوه ماجراهای مشابه مردان خداست- شاید این روزها برای عده‌ای شبیه افسانه و عجیب و غریب بنظر رسد اما اگر این روحیه‌ها و انگیزه‌ها نبود، چگونه ملتی تازه انقلاب کرده و غرق در مشکلات و بحران‌ها می‌توانست 8 سال در برابر متجاوزی که از پشتیبانی کامل ابرقدرت شرق و غرب برخوردار بود و سربازان چهل کشور برای او می‌جنگیدند، دوام بیاورد و از میدان خطیر پیروز خارج شود؟
2- ماجرای فوق را با جنجال فیش‌های حقوق نجومی برخی مدیران بیمه مرکزی که این روزها به یکی از مسائل مورد بحث در جامعه تبدیل شده، مقایسه کنید. انگار به یک دنیای کاملاً متفاوت و بیگانه می‌نگرید. دولتمردان کوشیدند با استعفای رئیس کل بیمه مرکزی، آبی بر این آتش فشانده و قضیه را به نحوی جمع و جور کنند اما انتشار آن فیش‌ها و رقم‌ها، نیشتر به زخم مزمن و کشنده‌ای است، که با مرهم استعفای یک مدیر نمی‌توان به بهبود آن امیدی داشت و صرفاً پاک کردن صورت مسئله است ولاغیر. یکی از نکات جالب در این قضیه ادعاهای متناقضی است که در دفاع از این حقوق‌های چند 10 میلیونی بیان می‌شود. می‌گویند این پرداخت‌ها از محل درآمدهای بیمه بوده و نه خزانه بیت‌المال! و یا اینکه اگر به چنین مدیرانی چنین حقوق‌های نجومی داده نشود، جذب بخش خصوصی می‌شوند. بقول حاج عبدالحسین؛ عذر بدتر از گناه! 
پایه این نوع نگاه در دولت موسوم به سازندگی گذاشته شد. ادعا این بود که باید سبیل مدیران را چرب کرد تا چرخ توسعه و پیشرفت سریع‌تر بچرخد. مثلاً در پروژه‌ای که ده‌ها یا صدها میلیارد تومان ارزش دارد، پرداخت چند صد میلیون به مدیران آن، رقم چشمگیری نیست و به آنان انگیزه کار و تلاش بیشتری می‌دهد. بصورت موردی و مقطعی شاید این فرمول درست هم به نظر برسد اما مشکل اینجاست که روغنی که خرج سبیل این مدیران شد، در واقع جاده اقتصاد و توسعه کشور را لغزنده کرد و پایه‌گذار مفاسد کلان شد. بنابر اطلاعات و اخبار موثق، بانک‌ها یکی دیگر از نقاط حادثه‌خیز در این جاده است که مدیران ارشدش حقوق‌های نجومی می‌گیرند. پرونده کدام فساد بزرگ را در کشور سراغ دارید که ردپای یک یا چند بانک در آن نباشد؟ امروز بانک‌های محترم جز بنگاه‏داری مخرب، چه نقشی در اقتصاد و کمک به تولید کشور دارند؟
3- ماجرا بیش و پیش از آنکه اقتصادی باشد، معضلی فرهنگی است. معضلی که عوارض آن در بسیاری از سطوح دیگر قابل مشاهده و لمس است. جولان خودروهای لوکس در کلان‌شهرها، هجوم کالاهای لوکس و برندها (اصلی‌ها در شمال شهر و تقلبی‌ها در جنوب شهر)، رکوردداری در جراحی‌های زیبایی، پایین بودن نرخ کار مفید(در حد کمتر از نیم ساعت)، تفاخر به خرید و استفاده از کالای خارجی، و... اینها حلقه‌هایی از نشانه‌های این بیماری مسری است. در حالت طبیعی اگر یک انگشت انسان سالمی بشکند، درد زیادی کشیده و به سرعت درپی چاره برمی‌آید اما اگر دچار علائم حادتری شده باشد، نه خودش و نه دیگران توجهی به آن انگشت شکسته نمی‌کنند. حکایت اظهارات آن مسئول به اصطلاح محترم است که می‌گوید؛ پزشکان هرچقدر رومیزی و زیرمیزی بگیرند حقشان است! البته ایشان حق دارد. یک محاسبه ساده می‌کند و با خود می‌گوید وقتی فلان مدیری که هنر و تخصص خاصی هم ندارد و ده‌ها میلیون حقوق می‌گیرد، چرا پزشکی که عمری را به تحصیل گذرانده است نباید همینقدر بگیرد؟! 
4- نگارنده معتقد است کلید همه این معضلات و مسائل در بند 19 سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نهفته است؛ ««شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و ...» بندی که اگر بخواهیم آن را در یک عبارت خلاصه کنیم می‌شود: «شفافیت اقتصادی». ظاهراً همه از آن تعریف و تمجید و دفاع می‌کنند اما در میدان عمل داستان دیگری اتفاق می‌افتد. حدود 8 ماه پیش مجمع تشخیص مصلحت، مصلحت دید که دارایی مسئولان محرمانه باشد و اگر کسی آن را افشا کند، با مجازات‌هایی مانند زندان و حتی شلاق روبرو خواهد شد! جالبتر آن که سخنگوی دولت محترم نیز از این مصوبه دفاع کرد و گفت؛ خوب نیست رسانه‌ها بنویسند مسئولان چند جفت کفش یا خانه دارند!
اینکه ملت بدانند مسئولان چند جفت کفش یا خانه دارند پیشکش، اما بطور طبیعی حق دارند بدانند مدیران محترم و زحمتکش بابت خدمات خود به مردم چقدر حقوق دریافت می‌کنند تا شفاف‌سازی واقعی صورت نگیرد، ماجراهایی مانند بیمه مرکزی، این نوع قضایا را صرفاً مخفیانه‌تر خواهد کرد و اثر دیگری نخواهد داشت. ابلاغ نانوشته و غیررسمی‌اش می‌شود این؛ بلمبانید اما نه طوری که صدایش به گوش گرسنه‌ها برسد!
5- عنوان امسال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» است. تحقق این شعار نیاز به مدیران جهادی دارد. مدیر جهادی برای انجام کارهای بزرگ، از فیش حقوقی نجومی انگیزه نمی‌گیرد. زندگی تهرانی‌مقدم‌ها، شهریاری‌ها، علی محمدی‌ها و... گویای این واقعیت است که بار پیشرفت‌های این کشور بر دوش چنین مردان رفته و حاضری است. مدیر در طراز انقلاب اسلامی، میز مدیریت را صرفاً ابزاری برای خدمت می‌بیند که اگر صرفاً با محاسبات مادی آن را بسنجد، چیزی جز دردسر برایش ندارد. پس برای به دست آوردنش به هر آب و آتشی نمی‌زند و دل‌بسته آن نیست. متاسفانه هنوز باور نکرده‌ایم در معرکه یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار قرار داریم. این میدان فرماندهانی از جنس حاج عبدالحسین برونسی می‌خواهد، مردانی با همت نجومی و زندگی خاکی نه همت خاکی و درآمدهای نجومی!
محمد صرفی

+ نوشته شـــده در شنبه 95/2/25ساعــت 7:13 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی مقاومت انتقام گرفت /هلاکت 500 تروریست در خان طومان نی
نیروهای مقاومت و ارتش سوریه شهرک «خان‌طومان» را به گورستان تکفیری‌های داعش تبدیل کردند و دست‌کم 500 تروریست را به هلاکت رساندند.

سرویس خارجی -

هر لحظه که می‌گذرد، شرایط بر عناصر داعش در شهرک «خان طومان» استان «حلب» سوریه سخت‌تر و حلقه محاصره آنها تنگ‌تر می‌شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، نیروهای دولتی و مقاومت در ادامه نبردهای سنگین خود، دست‌کم 500 نفر از عناصر داعش را از پای درآوردند و بدین ترتیب، از مجموع 1500 تروریستی که شنبه  گذشته به خان طومان حمله کرده و پیروزی خود را جشن گرفته بودند، بیش از یک‌سوم آنها از پای درآمدند و بقیه هم می‌دانند که در صورت باقی ماندن در شهرک، سرنوشت مشابهی دارند. نیروی هوایی ارتش سوریه ظرف 24 ساعت گذشته 90 بار مواضع تروریست‌ها را در این شهرک بمباران کردند.
ارتش سوریه که اکنون  دیگر دغدغه رعایت آتش‌بس را ندارد، اعلام کرده که خان طومان را به گورستان تروریست‌ها تبدیل می‌کند.
تروریست‌های «جبهه النصره» با ورود به خان‌طومان، در واقع دروازه‌های جهنم را به روی خود باز کردند. سردار «سلامی» جانشین فرماندهی کل سپاه هم گفته: اوضاع در خان‌طومان تحت کنترل ما است. خان طومان که در جنوب غربی شهر حلب قرار دارد، شنبه گذشته از طریق حقه و کلک به اشغال تروریست‌های جبهه النصره درآمد.
در مورد علت سقوط خان طومان به دست تکفیری‌ها، «ملاذ مقداد» مدیر مرکز مطالعات استراتژیک سوریه گفت، پایبند بودن ارتش سوریه به آتش‌بس، دلیل سقوط خان طومان بوده است. وی گفت: «تردیدی وجود ندارد چیزی که از آن تحت عنوان «آتش‌بس» یا «توقف درگیری‌ها» یاد می‌شود، تنها پوششی جهت تقویت و ارسال تجهیزات و سلاح برای تروریست‌هاست.»
اما، در حالی که احتمال ریشه‌کن شدن تروریسم از خان طومان و کل استان حلب قوت گرفته، تلاش جبهه‌ حامی تروریسم بر خلاصی تکفیری‌ها از این وضعیت و از باتلاق خان‌طومان نیز تشدید شده است؛ براساس آخرین گزارش‌ها، 70 عنصر مسلح و سه دستگاه کامیون حامل تسلیحات از ترکیه وارد استان حلب شده تا از این طریق جبهه النصره تقویت شود.
نشست به اصطلاح «دوستان سوریه» در پاریس هم در همین چارچوب حمایت از تکفیری‌های حلب قابل تفسیر است؛ هر چند وزیر خارجه فرانسه در این نشست روز دوشنبه گفته بود، اولویت اولیه نشست، چگونگی تشدید مبارزه با داعش و جبهه النصره است، ولی واقعیت را وزیر خارجه عربستان در حاشیه همین نشست به خبرنگاران گفت، مبنی بر اینکه حمایت تسلیحاتی از عناصر مسلح در سوریه تشدید می‌شود!
اما در این میان، موضع پارلمان عربی جالب است؛ «احمد الجروان» رئیس پارلمان عربی گفته: «ما اعزام نیروهای حافظ صلح عربی به سوریه را به منظور حفظ آتش‌بس... خواستار هستیم.»
در هر صورت، در عرصه نبرد این مقاومت و ارتش سوریه است که تصمیم می‌گیرد، نه تکفیری‌ها و ارتجاع عرب.
روز دوشنبه در پی بیانیه مشترک روسیه و آمریکا و درخواست آنها از تمامی طرف‌ها برای توقف حملات، ارتش سوریه اعلام  کرد که آتش‌بس در حلب و حومه آن را به مدت 48 ساعت دیگر تمدید می‌کند. آتش‌بس در حلب از پنجم ماه مه (18 اردیبهشت) آغاز شده است.
در شهر دیرالزور واقع در شرق سوریه نیز دوشنبه جنگنده‌های ارتش سوریه مواضع داعش را هدف قرار دادند و 22 تروریست را کشتند.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 95/2/22ساعــت 10:40 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی یک بار در حین مذاکرات وین، وزیر امور خارجه ایران وقتی
یک بار در حین مذاکرات وین، وزیر امور خارجه ایران وقتی صحبت از توافق بر سر آتش‌بس جلو آمد، پرسید ما از طرف همه متحدین خود تضمین می‌دهیم که آتش‌بس رعایت شود اما حالا چه کسی قرار است از طرف داعش، جبههًًْْ‌النصره و گروههای دیگر تضمین بدهد که آتش‌بس رعایت خواهد شد.
یادداشتی از سعدالله زارعی کارشناس ارشد مسایل منطقه

رفت و برگشت خان طومان/ تروریست‌ها سلاح‌های امریکایی داشتند

یک بار در حین مذاکرات وین، وزیر امور خارجه ایران وقتی صحبت از توافق بر سر آتش‌بس جلو آمد، پرسید ما از طرف همه متحدین خود تضمین می‌دهیم که آتش‌بس رعایت شود اما حالا چه کسی قرار است از طرف داعش، جبههًًْْ‌النصره و گروههای دیگر تضمین بدهد که آتش‌بس رعایت خواهد شد.
گروه بین‌الملل رجانیوز: سعدالله زارعی ُ کارشناس ارشد مسا.ل منطقه در یادداشتی به توصیف انچه در چند سال گذشته در منطقه خان‌طومان گدشته ‍‍‍‍‍‍پرداخت و نوشت که به زودی این منطقه نیر آزاد خواهد شد. 
مقابله با «تروریزم تکفیری»، مبارزه‌ای از نوع «سهل و ممتنع» است و از این رو پیچیدگی‌هایی دارد که آن را از انواع دیگر متمایز می‌کند در عین حال می‌توان گفت در چنین مبارزه‌ای، هیچ نظامی به اندازه جمهوری اسلامی توان مقابله و کسب موفقیت در مقابل آن ندارد.
«خان طومان» یک صحنه از پرونده «تروریزم تکفیری» است که می‌تواند تا حد زیادی از یک سو پیچیدگی‌ها و از سوی دیگر موفقیت ایران و بطور کلی جبهه مقاومت را تبیین کند. برای بررسی این موضوع توجه به نکات زیر ضروری است:
خان‌طومان یک منطقه خاص در جنوب غرب شهر استراتژیک حلب است که حدود 12 کیلومترمربع مساحت دارد و اطراف آن را کوهها و تپه‌هایی فرا گرفته‌اند و این شهرک با حدود ده هزار نفر جمعیت - که مدت‌هاست محل زندگی خود را ترک کرده‌اند -  در واقع یک دره به حساب می‌آید. اهمیت این منطقه عمدتا به قرار داشتن در مجاورت مهمترین اتوبان سوریه است که حلب را به دمشق و بقیه مناطق جنوبی سوریه وصل می‌کند.
 
خان‌طومان در اوایل 1392 به تصرف «جبههًًْْ‌النصره» درآمد و به نقطه بارانداز تجهیزات تروریستی و مدیریت نیروهای این گروه تبدیل شد و از آنجا که به‌طور کامل خالی از سکنه مردمی بود، نقش مهمی در تثبیت موفقیت آنان داشت. تروریست‌های جبههًْ‌النصره از طریق اشراف بر اتوبان «اعزاز» عملا بر منطقه وسیعی از حلب تا زبدانی سیطره داشتند در این مدت چند مورد عملیات نظامی از سوی ارتش سوریه صورت گرفت ولی همه آنها بی‌نتیجه ماند تا اینکه قرارگاه شمالی سوریه به مرور یک طرح پیچیده و در عین حال شجاعانه‌ای  را آماده کرد پیچیدگی‌های این عملیات به این نکته بازمی‌گشت که در چهارطرف این منطقه به گروههای تروریستی آلوده شده بود.
 
عملیات آزادسازی این منطقه حساس بالاخره از اول محرم- نیمه آبان - سال گذشته آغاز شد و مرحله به مرحله تا نیمه بهمن‌ماه پیش رفت. در این عملیات که به نصر1 و 2 موسوم بود رزمندگان اسلام نزدیک به 3000 کیلومترمربع از دل منطقه دشمن را آزاد کردند که آزادی خان‌طومان بخشی از این عملیات بود. در عملیات رزمندگان اسلام در واقع منطقه‌ای آزاد شد که اطراف آن هنوز در دست دشمن باقی مانده بود و از این جهت تاثیر تعیین‌کننده‌ای در تقویت روحیه نیروهای خودی و تضعیف روحیه دشمن داشت به گونه‌ای که دشمن در بخش‌های شمالی، غربی و جنوبی منطقه عملیاتی پا به فرار گذاشته و یا تسلیم شد. در واقع در عملیات نصر1 و 2 که حدود 3 ماه به درازا کشید دست کم 1500 نفر از تروریست‌ها کشته شدند و رقم زخمی‌های آنان هم از مرز 3000 نفر گذشت  که بعضی از فرماندهان برجسته آنها مثل «عبدالله ممیسنی» فرمانده تروریست عملیات حلب از جمله آنان بود. کشته شدن فرماندهان تاثیر زیادی در فروپاشی درونی نیروهای موسوم به «جیش‌الفتح» داشت. از آن طرف هم این عملیات روحیه کشورهای حامی تروریست‌ها را بشدت تضعیف کرد در چنین فضایی آمریکایی‌ها با زیرکی خاصی روسیه را پای میز مذاکره آورده و با طرح این مسئله که قبلا روسیه طرحی با محوریت آتش‌بس ارائه کرده و الان زمینه اجرایی شدن آن فراهم شده است، مسکو را واداشت که به مذاکره پیرامون آینده سیاسی سوریه تن دهد. روسیه درست در زمانی که نیروهای مدافع دمشق در بهترین وضعیت بودند، «آتش‌‌بس» را پذیرفت و آمریکایی‌ها و کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان که تا پیش از این حاضر به مذاکره درباره بشاراسد نبودند و اعلام می‌کردند که سرنوشت  اسد در میدان جنگ تعیین می‌شود، بعد از عملیات بسیار موفق حلب، از لزوم حل پرونده امنیتی سوریه از طریق سیاسی حرف زدند و میز مذاکرات «وین» را چیدند. در دور اول مذاکرات، طرفین روی یک فرمول که آمریکایی‌ها از آن به «فرمول جایگزینی» در سوریه یاد می‌کردند و روس‌ها آن را «آسان‌سازی» غلبه بر تروریزم می‌خواندند، به توافق رسیدند. در این بین یک مقام ارشد روسیه از تبدیل سوریه واحد به یک سوریه فدرالی صحبت کرد و پس از آن آمریکایی‌ها اگرچه با فدرالی موافقت نکردند اما بر بازگشت مخالفان اسد و کنار رفتن بشار اسد تاکید نمودند که خود این می‌تواند دولت دمشق را به دولتی تحت حاکمیت جدایی‌طلبان و فدرالی تبدیل نماید.
 
آرام‌آرام روس‌ها باور کردند که آمریکا و جبهه منطقه‌ای  آمریکا به توافق می‌اندیشند که تداوم حضور نیروهای حزب بعث در قدرت و حاکم بودن آنان و نیز تا حد زیادی باقی ماندن بشار در قدرت را پذیرفته‌اند. آمریکایی‌ها در مذاکرات مفصل بعدی روی برقراری آتش‌بس صحبت کردند. نمای ظاهری آتش‌بس این بود که وقتی مخالفان آتش‌بس را می‌پذیرند به معنای آن خواهد بود که کاهش تنش علیه دمشق تا حد زیادی به دولت این کشور کمک می‌کند تا حاکمیت خود را تثبیت نماید. بر این اساس روسیه با جدیت تمام از موفق شدن آتش‌بس صحبت می‌کرد و این در حالی بود که ایران با نگاه شناختی به تجربه خود، چنین امتیازی را غیرقابل تحقق ارزیابی می‌کرد.
 
آتش‌بس که برقرار شد دولت سوریه و نیروهای سوری و غیرسوری بطور طبیعی به آن پایبند بودند هر چند این نیروها برای تثبیت موقعیت خود به زمان احتیاج داشتند چرا که فاصله چندان میان زمان غلبه بر جبههًْ‌النصره و زمان آتش‌بس وجود نداشت از آن طرف گروههایی مثل احرارالشام، فیلق‌الشام زیر ورقه آتش‌بس را امضا کردند در حالی که هیچکس بطور رسمی اجرای آتش‌بس توسط این گروهها را تضمین نکرد حتی داعش و جبههًْ‌النصره با صراحت علیه مذاکرات سیاسی صحبت و اعلام کردند آتش‌بس را به رسمیت نمی‌شناسند. از آن طرف دولت‌های عربستان، قطر و ترکیه روی حضور نیروهایی در مذاکرات وین تاکید می‌کردند که مذاکره با دولت را نپذیرفته و آن را قانونی نمی‌دانستند! کاملا واضح بود که طرف مقابل - چه گروههای تروریستی و چه دولت‌های حامی آنان - به آتش‌بس پایبند نخواهند ماند.
 
در این بین دولت سوریه بر سر دو راهی قرار داشت از یک طرف می‌دانست که این آتش‌بس دست او و متحدانش را می‌بندد و از سوی دیگر موقعیت تضعیف شده گروههای تروریستی را ترمیم می‌کند با این جمعبندی دولت و متحدان آن نباید آتش‌بس را می‌پذیرفتند نتیجه نپذیرفتن این بود که پیروزی‌های نصر1 و 2  محفوظ می‌ماندند اما در عین حال از اعتبار خارجی دولت بشدت کاسته می‌شد و مناسبات دمشق مسکو هم بهم می‌ریخت و این در حالی بود که بخشی از موفقیت‌ها در عملیات‌های سه ماهه نصر محصول همکاری نزدیک نظامی-امنیتی ایران، روسیه و سوریه بود. دولت سوریه بعد از بررسی‌های زیاد پذیرفت که با طرح سیاسی که دو وجه امنیتی و سیاسی داشت، همراه شود. دولت آتش‌بس و تشکیل دولت وحدت ملی به گونه‌ای که بعضی از مخالفان هم در آن حضور داشته باشند را پذیرفت و گفت‌وگوها را آغاز کرد. ایران از همان آغاز نسبت به آتش‌بس و میز وین بدبین بود و آن را در نهایت به ضرر دولت سوریه ارزیابی می‌کرد. یک بار در حین مذاکرات وین، وزیر امور خارجه ایران وقتی صحبت از توافق بر سر آتش‌بس جلو آمد، پرسید ما از طرف همه متحدین خود تضمین می‌دهیم که آتش‌بس رعایت شود اما حالا چه کسی قرار است از طرف داعش، جبههًًْْ‌النصره و گروههای دیگر تضمین بدهد که آتش‌بس رعایت خواهد شد. جان کری وزیر خارجه آمریکا در پاسخ گفته بود ترکیه و عربستان هم از سوی این گروهها تضمین می‌دهند. این اگرچه یک اعلان رسمی مبنی بر نقش محوری عربستان و ترکیه در تقویت و مدیریت این گروههای تروریستی بود در عین حال آشکار می‌کرد که اگر شکسته شدن آتش‌بس به ضرر دولت سوریه باشد چرا که نه؟
آتش‌بس از نیمه فروردین‌ماه به اجرا درآمد. چند روز پس از آن یعنی در روز 18 فروردین گروهک تروریستی «جیش‌الفتح» که در واقع همان جبههًْ‌النصره است روستاهای منطقه «العیس»  را تصرف کرد و درست دو روز پس‌از آنکه نمایندگان آمریکا و روسیه روی «خان طومان» به عنوان منطقه آتش‌بس موافقت کردند خان‌طومان به تصرف درآمد.
 
اما آنچه در این ماجرا پیش آمد تاکیدی بر چند موضوع می‌باشد:
 
1- آمریکایی‌ها حسن‌نیتی در چیدن میز مذاکره نداشته‌اند چرا که اگر حسن‌نیت ‌داشتند، همزمان فکری برای ناقضین آتش‌بس می‌کردند ولی در واقع هم  در العیس و هم در خان‌طومان آمریکایی‌ها در عمل دست دولت سوریه را بستند. 
2- استفاده بسیار گسترده تروریست‌ها از سلاح‌های پیشرفته‌‌ای مثل «موشک‌ تاو» که همه به آمریکایی‌ها تعلق دارند و نقل و انتقال این سلاح‌ها از مناطق دیگر به سمت منطقه خان‌طومان و در عین حال عدم واکنش آمریکا- با وجود اشراف اطلاعاتی آن- بیطرفی آمریکا و صداقت آن در مبارزه با تروریزم را بشدت زیر سؤال می‌برد.
 
3- همان‌گونه که رزمندگان اسلام خان طومان را در نیمه آبان سال قبل از دست تروریست‌ها آزاد کردند امروز قادرند بار دیگر این منطقه را آزاد نمایند و این در حالی است که آزادسازی خان‌طومان امروز آسان‌تر از دیروز است.
4- خان‌طومان آئینه‌ای است که نشان می‌دهد امکانات جهانی برای به شکست کشاندن یک دولت بسیج شده است. به عنوان مثال اسرائیلی‌ها که خیلی سعی می‌کنند، دخیل در پرونده سوریه دیده نشوند، دو روز پیش با صراحت اعلام کردند نمی‌خواهیم سوریه‌ای وجود داشته باشد به این معنا که شرایط ناامنی باید تداوم یابد تا دولتی و جنبشی ضدصهیونیستی را در خود پرورش ندهد.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 95/2/22ساعــت 10:16 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی رئیس ارکان ستاد نیروهای مسلح در ادامه تصریح کرد...
 به ما می‌گویند روزگار عوض شده و شما هنوز پنجاه و هفتی هستید. می‌گویند این مفاهیم ایثار و شهادت برای الان نیست. می‌گویند این کفرستیزی که شما به آن تأکید دارید نگاهی هم به عده و عده آنها کنید و مگر تحریم را نمی‌بینید؟ این استحاله و نفوذ است که ممکن است انقلاب را از درون مانند موریانه بخورد.
به ما می‌گویند روزگار عوض شده و شما هنوز پنجاه و هفتی هستید. می‌گویند این مفاهیم ایثار و شهادت برای الان نیست. می‌گویند این کفرستیزی که شما به آن تأکید دارید نگاهی هم به عده و عده آنها کنید و مگر تحریم را نمی‌بینید؟ این استحاله و نفوذ است که ممکن است انقلاب را از درون مانند موریانه بخورد.

گروه سیاسی- رجانیوز: سردار سرلشکر محمد باقری رئیس ارکان ستاد کل نیروهای مسلح در مراسم گرامیداشت روز معلم که در دانشگاه امام حسین (ع) برگزار شد، اظهار داشت: سپاه طبق قانون اساسی و اصل 150 مسئولیت نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن را بر عهده دارد و طبق قانون این مسئولیت ماندگار و دائمی است.

 

وی افزود: هر چه زمان می‌گذرد شاهد انواع توطئه‌ها و گرفتاری‌هایی برای انقلاب هستیم و پی می‌بریم که امام با چه دوراندیشی این سپاه را بنیان نهاد.

 

باقری تأکید کرد: هرچند دوم اردیبهشت به عنوان روز تأسیس سپاه در تقویم آمده اما سپاه از روز پیروزی انقلاب و حتی قبل از آن در حافظت از امام تشکیل شده بود و این انقلاب را مانند چشمش تا الان حفظ کرده است.

 

وی ادامه داد: در حالیکه همه دنیا با تمام توان خود در صدد ضربه به انقلاب اسلامی برآمدند نقش سپاه را در پیشگیری و طراحی و اجرا و مقابله و تقابل با دشمن و برخورد با این حوادث می‌بینیم. حوادثی از جمله حادثه طبس، کودتا و تجاوز بزرگ در نوک پیکانی به نام ارتش بعث عراق و توطئه‌هایی که کشور را تا لبه جنگ به پیش برده است اما سپاه با فرماندهی مقام معظم رهبری و تلاش و ایثار توانسته رسالت پاسداری خود را به خوبی ایفا کند.

 

رئیس ارکان ستاد کل نیروهای مسلح گفت: چنین سپاه و انقلابی با تهدیدات بسیاری روبه‌رو است و این تهدیدات ممکن است رنگ عوض کند.

 

باقری تأکید کرد: پس از دفاع مقدس 6 بار در معرض تهاجم نظامی قرار گرفتیم. از جمله در حوادث حمله به افغانستان، قائله عربستان، مسئله هسته‌ای و ... .

 

باقری گفت: الان شاهدیم که اعضای کابینه جرج بوش پسر اعلام می‌کنند طرح حمله را تهیه و با سازماندهی نظامی  آماده اجرای آن بودند.اما در سطح سیاسی مورد قبول واقع نشد. از طرفی بازدارندگی موشکی، دریایی و دفاعی ما با تلاش سرداران چون غفاری و تهرانی‌مقدم مانع آن شد.

 

باقری ادامه داد: ممکن است تهدید نظامی امروز کمرنگ شده باشد که این به دلیل بازدارندگی سپاه است اما مطمئن باشید اگر روزی احساس کنند تیغ بازدارندگی ما ذره‌ای کند شده لحظه‌‌ای در تجاوز نظامی درنگ نمی‌کنند.

 

وی در بخش دیگری با اشاره به تهدیدات داخلی و خارجی،‌گفت: برخی از تهدیدات از درون انسان و گرفتاری‌های نفسانی است که آن را در بخش‌هایی می‌بینیم. البته نبایستی سیاه‌نمایی کنیم اما باید مراقب باشیم. معضلات و مفاسد اقتصادی و مسائل اخلاقی و چه مسائلی که به دلیل قدرت‌طلبی باعث شود از یک حزب یا یک گروه دفاع کنیم چه آن حزب و گروه به دنبال منافع خود است می‌شود مفسده سیاسی و نادرست است. ما مدافع اصل نظام هستیم نه فلان گروه و فلان شخص.

 

رئیس ارکان ستاد نیروهای مسلح در خصوص تهدیدات خارجی نیز اظهار داشت: مسئله نفوذ برای تأثیر بر اذهان صاحبان انقلاب و مردم شریف ایران اعمال می‌شود و دشمن مفاهیم را دستکاری و اذهان کارگران، سربازان، نظامیان و ملت ما را نسبت به اصول انقلاب اسلامی دچار تغییر می‌کند.

 

وی افزود: به ما می‌گویند روزگار عوض شده و شما هنوز پنجاه و هفتی هستید. می‌گویند این مفاهیم ایثار و شهادت برای الان نیست. می‌گویند این کفرستیزی که شما به آن تأکید دارید نگاهی هم به عده و عده آنها کنید و مگر تحریم را نمی‌بینید؟ این استحاله و نفوذ است که ممکن است انقلاب را از درون مانند موریانه بخورد.

 

باقری تأکید کرد: دشمن اسم دیگری روی سازش، کوتاه آمدن،‌اباحه‌گری و بی‌خیالی دینی می‌گذارد و آن را به خورد ما می‌دهد. آنها نسبی‌گایی افراطی را دنبال می‌کنند لذا سپاه باید مراقب این موضوعات باشد.

 

رئیس ارکان ستاد نیروهای مسلح در ادامه تصریح کرد: در دیداری که به همراه جمع خاصی از فرماندهان با مقام معظم رهبری بعد از حوادث سال 78 داشتیم ایشان فرمودند سپاه مانند یک ستون است که ما در کشور هر بخش، قسمت و مجموعه‌ای را که دچار انحراف می‌شود به آن می‌بندیم تا مدتی صاف بماند و بعد کارش را انجام دهد.

 

باقری خاطرنشان کرد: سپاه در پذیرش مأموریت‌های سخت و نیمه سخت و اطلاعاتی امنیتی و توسعه انقلاب در خارج پیشقدم است و کار خود را به خوبی انجام می‌دهد.

 

وی با تأکید بر اینکه باید واقعیت روز صحنه را به دانشجویان آموزش دهیم، گفت: باید برای دانشجویان از تجربه امروز عراق و سوریه، شمال غرب و جنوب شرق و برقراری امنیت تهران در سال 88 بگوییم زیرا شرایط الان با دفاع مقدس و قائله کردستان فرق کرده است.

 

وی ادامه داد: به عنوان مثال آمریکایی‌ها 8 سال پیش در شهر رمادی با القاعده درگیر شدند و نتوانستند‌ آن را تصرف کنند. در همان زمان یکی از افسران آمریکا تز دکترای خود را تصرف یک شهر از جنس رمادی که مردم آن با تروریست‌ها همراهی می‌کنند قرار داد و 2 سال تمام یک گردان در اختیارش بود و یک شهر مانند رمادی را ساخت و تلاش کرد تا راهکار نفوذ و تصرف آن را پیدا کند که بعد به عراق رفت و آن را آموزش داد و آن شهر را گرفتند. این فرد آمریکایی سپس مقاله‌ای نوشت با این عنوان که چگونه با یک چاقو می‌توان سوپ خورد. یعنی تصرف رمادی با ارتش آمریکا به همان سختی است و راهکار آن چیست.

 

باقری تأکید کرد: زنده بودن دانشگاه امام حسین نیز به عجین بودن با مأموریت‌های سپاه است و با توجه به اینکه همه فرماندهان چهارگانه سپاه در اوج آمادگی هستند دانشگاه می‌تواند از آنها به خوبی استفاده کند.

 

در پایان این مراسم از خانواده چندین شهید و جانباز مدافع حرم تقدیر به عمل آمد.


+ نوشته شـــده در دوشنبه 95/2/13ساعــت 5:29 عصر تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی رمزگشایی از پروژه محرمانه افراطیون/ ایجاد حاکمیت دوگا
یادداشت خواندنی محمدایمانی،‌ عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان

رمزگشایی از پروژه محرمانه افراطیون/ ایجاد حاکمیت دوگانه و انقلاب‌زدایی از جمهوری اسلامی

 
1- اگر دولت یازدهم از نگاه افراطیون «رحم اجاره‌ای» محسوب می‌شود، چرا فراکسیون موسوم به امید در مجلس (مدعیان اصلاح‌طلبی و اعتدال) «رحم اجاره‌ای» تلقی نشود؟ اظهارات ابراهیم اصغرزاده دبیر کل سابق حزب همبستگی در مصاحبه با روزنامه قانون (13 اسفند 92) به هر انگیزه‌ای بوده باشد، نوعی نشتی بشکه مدعیان اصلاحات است. او در این مصاحبه تأکید می‌کند «به دوستانی به شوخی گفتم این (روحانی) رحم اجاره‌ای برای پرورش یک نطفه است». افراطیون بعدها به طور مکرر مدعی شدند روحانی رأیی از خود ندارد. همین طیف (از حجاریان تا تاجرنیا و زیباکلام و فائزه هاشمی) در طول 2 ماه بعد از انتخابات مجلس به طور متواتر گفته‌اند «باید پارلمان‌ در سایه برای مجلس تشکیل شود»، «منتخبان اصلاح‌طلب تهران فاقد سابقه سیاسی و تجربه هستند و اصلاح‌طلب جدی و واقعی میان آنها وجود ندارد» و «باید برای مجلس دهم در بیرون مجلس اتاق فکر تشکیل داد». ابلاغ درون محفلی ممنوعیت مصاحبه خطاب به منتخبان تهران (پس از آبروریزی یکی از آنها درباره حجاب و پس گرفتن سخنانش در مصاحبه با خبرنگار ایتالیایی) نشان از همین روند دارد.
 
2- برخی مقامات دولتی در انتخابات زحمت ویژه‌ای کشیدند؛ از مشاوران و معاون اول رئیس‌جمهور تا وزرای ارتباطات و اطلاعات و کشور و سخنگوی دولت و معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری (مرتضی بانک) و برخی استانداران، که عملاً وارد رقابت انتخاباتی شدند، با برخی نامزدها برای ثبت‌نام رایزنی کردند، بعضاً در ستادهای انتخاباتی رفت و آمد داشتند و در ائتلاف‌ها شرکت جستند. شخص رئیس جمهور دو روز قبل از انتخابات در میتینگ انتخاباتی یکی از احزاب شرکت کرد همچنان که وزیر اطلاعات در میتینگ انتخاباتی مشابهی حضور یافت. این رفتارها چه قدر قانونی یا غیرقانونی بود، موضوع بحث فعلی نیست. مسئله این است که انتخابات- که در طول سال گذشته دغدغه اصلی برخی مسئولان دولتی بود- تمام شده است. از سوی دیگر «برجام» را فتح‌الفتوح بخوانند یا توهم محض، و آن را در حد معجزه بدانند یا شیرینی آدامسی و غذای پفکی، اکنون اثر و خاصیت مثبت و محتمل آن به سر آمده است. بنابراین با فرض پایان انتخابات و اتمام اثرگذاری مثبت (محتمل) برجام بر اقتصاد، آنچه به عنوان مطالبه مهم برجای می‌ماند که باید پس از این سرلوحه همت و دغدغه دولت در صورت خردورزی  قرار گیرد، موضوع اقتصاد مقاومتی، رونق اقتصادی و اقدام و عمل در زمینه ساماندهی پیشرفت اقتصادی است.
3- طبیعتاً مردم پس از این توقع دارند که دولت از حال و هوای «برجام و دیگر هیچ» یا «انتخابات و دیگر هیچ» بیرون بیاید، آستین تدبیر و همت بالا بزند و ظرفیت‌های معطل اقتصادی (مانند هزار هزار میلیارد تومان نقدینگی سرگردان و خطرناکی که می‌تواند صرف رونق و تولید و اشتغال شود) را به فعلیت برساند. اما به موازات همین توقع به حق مردم، 2 خط موازی خارجی و داخلی برآنند دولت و مجلس را به کانون‌های حاشیه‌پردازی و بحران‌آفرینی در درون نظام تبدیل کنند و به بازسازی سناریوی شکست خورده «حاکمیت دوگانه» بپردازند، به نحوی که فرصت‌های کشور و نظام را از هزینه شدن در مسیر «خدمت»، «پیشرفت» و «عدالت» به سمت چالش‌آفرینی در داخل و غفلت از مسائل مهم داخلی- منطقه‌ای سوق دهند. اینجاست که نطفه یک پروژه امنیتی ضد ملی در تلاقی 2 جریان داخلی و خارجی منعقد می‌شود. دولت و مجلس اگر نخواهند دل به الگوی ترسیمی از سوی رهبر انقلاب بسپارند خواسته یا ناخواسته تبدیل به همان رحم اجاره‌ای مطلوب افراطیون می‌شوند.
 
4- سعید حجاریان معمولاً یکی از نشتی‌های محفل افراطیون تلقی می‌شود. او پریروز در مصاحبه با روزنامه اعتماد که تبدیل به تیتر اول این روزنامه شده، آب پاکی را روی دست مردم ریخته و می‌گوید «مجلس دهم دو فراکسیون دارد: برجامیان - نابرجامیان». معنای این حرف آن است که مجلس دهم در طول 4 سال نباید کار دیگری جز «برجام‌بازی» و تولید مشغله کاذب در این زمینه داشته باشد؛ هم سرگرم شود و هم افکار عمومی را براساس نقشه‌ای که «پارلمان سایه» (تعبیر خود حجاریان) در بیرون مجلس طراحی می‌کند سرگرم سازد تا پدرخوانده‌ها برنامه اصلی را که او 8 ماه پیش تحت عنوان «نُرمالیزاسیون مطرح کرد و طراحی آن اصالتا آمریکایی-انگلیسی است، به اجرا بگذارند؛ شبیه‌کاری که در دوره اصلاحات به ویژه در مجلس ششم انجام دادند و دشمن را برای اشغال همسایگان ایران و باج خواهی‌های بزرگ پای میز مذاکره تشجیع کردند. روحانی در خاطرات مذاکرات خود تصریح می‌کند مجلس ششم نقش پارسنگ در کفه حریف را داشت، از جمله تاکید سولانا و استراو مبنی بر اینکه پارلمان شما طرح 3 فوریتی برای الزام ‌پذیرش پروتکل الحاقی را طراحی کرده است.
 
5- حجاریان از توزیع‌کنندگان خرده‌پای نسخه‌های غربی‌ مانند «فتح سنگر به سنگر» و «حاکمیت دوگانه» در دوره اصلاحات بود که سرانجام گواهی داد «اصلاحات مرده است» و «اصلاح‌طلبان مانند اسب‌های درشکه در سربالایی مجبورند یکدیگر را گاز بگیرند». زیاده‌گویی‌های یک سال گذشته وی بخشی از انتظارات و آرزوهای محافل افراطیون را آشکار می‌کند، چنان که از آرزوی حذف تقویم هجری قمری (با مناسبت‌های مهم اسلامی) نام برد، آرزوی ناکامی که سرلوحه دین‌ستیزان انگلیسی-آمریکایی در 70 ساله قبل از انقلاب اسلامی بود. مردی که اولین‌بار «پارلمان در سایه» را برای مجلس دهم سر زبان‌ها انداخت و حالا همراه هم‌طیفانش دنبال «برجامیزاسیون» مجلس است، شهریورماه 94 در شماره 28 مجله «اندیشه پویا» مقاله‌ای نوشت که دست بر قضا هم افق با سخنان 23 شهریور جان ساورز (رئیس سابق سرویس جاسوسی MI6 انگلیس) بود. حجاریان در این مقاله تصریح می‌کند «نزدیکان دولت در این دو سال و نیم تلاش زیادی کرده‌اند تا از اعتدال یک گفتمان مستقل بسازند... اما تا به امروز توفیق جدی در این گفتمان‌سازی ندیده‌ایم. من می‌خواهم گفتمانی برای دولت اعتدال که آن را نُرمالیزاسیون می‌خوانم، تعریف کنم. پروژه روحانی و دولت اعتدال نه دموکراتیزاسیون بلکه نُرمالیزاسیون است... چه کسی تصور می‌کرد وزیر خارجه فرانسه که در مخالفت با ایران در مذاکرات از همه جلوتر بود، سرمقاله روزنامه ایران را بنویسد؟».
 
6- 23 شهریور 1394 جان ساورز در مصاحبه با سی‌ان‌ان (فرید زکریا) گفت: «آنچه از ایران می‌بینیم، کشوری است در حال گذار از پایه و اساس انقلابی‌گری به یک کشور عادی‌تر و نُرمال‌تر... ما نیاز به قدری صبر استراتژیک داریم. این احتمال وجود دارد که ایران طی 10-15 سال آینده به کشوری عادی‌تر و نرمال‌تر تبدیل شود و ماهیت انقلابی‌گری آن تغییر کند. ما باید این احتمال را تقویت کنیم». 7ماه بعد (13 فروردین 1395) باراک اوباما در حاشیه نشست امنیت هسته‌ای واشنگتن تصریح کرد «روح‌ برجام، تغییر رفتار ایران است... ایرانی‌ها تعهدات خود در توافق را رعایت کرده‌اند. اولویت‌ ما در توافق این بود که مطمئن شویم برنامه هسته‌ای آنها را متوقف می‌کنیم. ایران تاکنون توافق را رعایت کرده اما روح برجام مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی سیگنال بفرستد که طیفی از اقدامات تحریک‌آمیز را در منطقه - مانند آزمایش موشک‌های بالستیک و حمایت از حزب‌الله - انجام نخواهد داد... من فکر می‌کنم در داخل ایران دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به برجام وجود دارد». سخنان اوباما ترجمان دیگری از حرف‌های رابرت گیتس وزیر وقت دفاع آمریکاست که پس از حاشیه‌سازی فتنه‌گران در راهپیمایی روز قدس 88 گفت «صدای متفاوتی از ایران به گوش می‌رسد. ما تاکنون فکر می‌کردیم تحریم‌ها بی‌تاثیر است اما حوادث این روز در تهران نشان داد تحریم‌ها می‌تواند موثر باشد». اکنون سؤال این است که کدام محافل و حلقه‌ها در ایران قرار است احتمال «انقلاب‌زدایی» از جمهوری اسلامی و تبدیل آن از یک حریف قدرتمند و پیش‌بینی‌ناپذیر برای زورگویان در مصاف‌های «نامتقارن» به دولتی ضعیف و منفعل را عملیاتی کنند؟ غیر از همین‌هایی که یک‌بار در مجلس ششم و برخی وزارتخانه‌های دولت اصلاحات دست خود را رو کردند و نامه جام زهر تسلیم نوشتند و آخر سر هم به آمریکا و اروپا پناهنده شدند؟  آیا نسبتی هست میان تحقیر معیشت مردم و شب‌نامه‌پراکنی‌در مجلس ششم و سپس بروکسل‌نشینی و تشکیل «شورای (کذایی) هماهنگی سبز»؟
 
7- سه‌شنبه گذشته (7 اردیبهشت 95) روزنامه اصلاح‌طلب هفت صبح در تحلیلی خاطرنشان کرد «اصلاح‌طلبان بدون دو قطبی‌سازی بر سر موضوعات فرهنگی و اجتماعی، و صرفا» با کارنامه برجامی دولت، بازنده انتخابات ریاست‌جمهوری 96 هستند... عدم توفیق دولت در خروج از رکود اقتصادی با وجود گذاشتن همه تخم‌مرغ‌ها در سبد مذاکرات و برجام، پاشنه آشیل است و ممکن است ماجرای سال 84 تکرار شود». افراطیون در این مسیر به مجلس دهم (طیف اصلاح‌طلبان آن) به چشم رحم‌اجاره‌ای برای حاشیه‌پردازی  و سرگرم‌سازی و انحراف از پروژه اصلی «انقلاب‌زدایی- پیشرفت‌سوزی» می‌نگرند. آنها از همین حالا نقشه راه طیف متبوع خود را در مجلس دهم ترسیم کرده‌اند چندان که «حامد-آ» (همکار روزنامه‌های زنجیره‌ای شرق و آفتاب یزد و نویسنده سایت‌های ضدانقلابی زیتون و گویانیوز- نامزد رد صلاحیت شده انتخابات مجلس) پریروز (به مثابه نشتی بشکه) در گویانیوز می‌نویسد «فراکسیون امید باید موجب تشدید منازعات در حاکمیت دوگانه شود... اگر قرار است فرجام مجلس دهم پس از مواجهه با حاکمیت، تحصن دیرهنگامی باشد که مجلس ششم به آن دست زد، نمایندگان مجلس دهم باید هوشیاری به خرج دهند و با فرصت‌سوزی روند تغییر در ساختار حاکمیت دوگانه را به آینده نامعلوم واگذار نکنند. گذار از حاکمیت دوگانه غیرکارکردی (به کارکردی) را باید از این مجلس شروع کرد. امروز همان فردایی است که اصلاح‌طلبان منتظر آن بودند».
 
8- تأکید آن شبه استراتژیست خرده‌پا و مقلّد بر اینکه «مجلس دهم دو فراکسیون دارد؛ برجامیان و نابرجامیان» را باید در دل همین پروژه «حاکمیت دوگانه»  و نرمالیزاسیون معطوف به انقلاب‌زدایی از جمهوری اسلامی بازخوانی کرد. بدین معنا اگر تا دیروز هُل دادن دولت به فشلی و ناکارآمدی و معطلی در قواره «برجام و دیگر هیچ» حمل بر خطا و بدفهمی می‌شد، پس از این تداوم مدل مدیریتی «برجام و دیگر هیچ» و عرضه برجام (با خاصیت محتمل پایان یافته) در قبال هر پرسش از کارکرد و کارنامه و مسئولیت اجزاء  اقتصادی یا فرهنگی و اجتماعی  دولت، قطعا خط خیانت است و بازی در سناریوی دشمن برای ناکارآمدسازی دولت و پمپاژ نارضایتی به افکار عمومی محسوب می‌شود.
 
9- برجام اگر هیچ خاصیت ارزشمندی نداشت، دست کم راستی‌آزمایی و ژنتیک‌شناسی شیطان بزرگی بود که با بزک به عرصه افکارعمومی ما بازگشته بود. اکنون انزجار از آمریکا در ایران دو چندان است که قبل از توافق وین و ژنو بود. این سرمایه اجتماعی را باید مغتنم شمرد و مقدمه اقدام و عمل و حرکت ملی معطوف به رشد و رونق و پیشرفت اقتصادی - فرهنگی قرار دارد.  مذاکره و برجام منطقا برای کشور ما طریقیت داشت نه موضوعیت و اکنون اصرار بر «برجام‌زدگی» و «در برجام ماندگی»  در حقیقت اصرار بر فشل‌سازی مدیریت عمومی کشور و فسیل‌سازی افکار عمومی و پویش نخبگان است. باید از منطق اضمحلالی «سنگواره‌شدن» و به انجماد فکر و اقدام و عمل رسیدن یا القای استیصال و  جبریت تسلیم در برابر مستکبران به مثابه یک خیانت بزرگ اجتناب ورزید.

+ نوشته شـــده در دوشنبه 95/2/13ساعــت 11:28 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی اگر بخواهیم با شیطان بزرگ رابطه داشته باشیم به اصل ان
اگر بخواهیم با شیطان بزرگ رابطه داشته باشیم به اصل انقلاب خیانت کرده‌ایم. به عنوان مثال وقتی تحت تعقیب مستکبران بودیم با وجودی که از نظر مادی بسیار سخت بود، ولی از لحاظ روحی موجب قدرت ما می‌شد و برای‌مان یک‌جور قهرمانی بود. ممکن است از روسیه انتقاد کنید که چرا دارد از این تحریم‌ها حمایت می‌کند. این اتهامی بود که به ما وارد می‌شد.
اگر بخواهیم با شیطان بزرگ رابطه داشته باشیم به اصل انقلاب خیانت کرده‌ایم. به عنوان مثال وقتی تحت تعقیب مستکبران بودیم با وجودی که از نظر مادی بسیار سخت بود، ولی از لحاظ روحی موجب قدرت ما می‌شد و برای‌مان یک‌جور قهرمانی بود. ممکن است از روسیه انتقاد کنید که چرا دارد از این تحریم‌ها حمایت می‌کند. این اتهامی بود که به ما وارد می‌شد.

گروه سیاسی - رجانیوز: متن زیر مربوط به جلسه سخنرانی الکساندر گلییویچ دوگین مشاور رئیس جمهور روسیه در خانه بیداری اسلامی اصفهان است که در تاریخ 25 فروردین سال جاری و به همت مجمع اصولگرایان، کانون اندیشه و تمدن اسلامی، مجمع اندیشه امام و مجموعه فرهنگی بینش مطهر و جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی برگزار شد. قبل ازشروع این جلسه الکساندر دوگین از خانه مشروطه اصفهان بازدید کرد و به کسب اطلاعات در مورد مشروطه ایران و بزرگان آن پرداخت.

در این سخنرانی نادر طالب زاده مثل همیشه دوگین را همراهی میکرد و در ابتدای جلسه گفت: افق نو محفل جدیدی است که من در آن 40یا 50 نفر از دانشمندان غربی را به ایران آورده ام و این وظیفه وزارت خارجه است و در این مورد کم کاری مفرط وجود دارد حتی بعضی از این افراد درحال خفه شدن هستند چون گاهی بزرگان کشورشان به آنها این اجازه را نمی دهند.
 
 
 
طالب زاده گفت شرایط امروز ما مثل عاشوراست که یک عده ای به کمک امام حسین (ع) آمده اند ولی بعضی به من میگویند که روسها به ما خیانت کردند ولی نظر من این است که این 120 سال پیش بود و شرایط امروز متفاوت است درثانی ما مشغول انجام کار فرهنگی هستیم و در عمق کار میکنیم.
 
او در ادامه به نوع آشنایی خودش با دوگین اشاره کرد و گفت این آشنایی از طریق یک وبسایت شروع شد و مطلبی که منتشر شد و بارها و بارها ترجمه شد و نهایتا منجر به آشنایی ما شد و در آخرین گردهمایی که در ایران داشتیم عده زیادی از متفکران ایرانی به دعوت ایشان حضور داشتند.
 
وی گفت این دومین حضور ایشان است که به همت آقای شهیدی که یکی از همکاران ما در صدا و سیما بودند اتفاق افتاد و آقای دوگین پس فردا به مسکو برمی گردند ولی نکته مهم این است که دشمن اینجا را خواهد پایید و این یک محفل عقیدتی است که حتی از دیدار دو رئیس جمهور نیز مهم تر است.
 
در ادامه متن سخنان الکساندر دوگین را از نظر می گذرانید. 

 

***

 

جا دارد از همه ایرانیان و کسانی که تلاش کردند تا مرا به ایران دعوت کنند تشکر کنم، خصوصاً شهردار محترم، نخبگان و کلیه نوابغ اصفهان. خیلی از دوستان ایرانی‌ام از من خواستند با توجه به اینکه زیاد در تهران بودم، یک بار به اصفهان بروم و این شهر را ببینم. آنها به من گفتند وقتی اصفهان را ندیده‌اید قطعاً بدانید که تا حالا ایران را ندیده‌اید، زیرا بعد از دیدن این شهر فوق‌العاده زیبا دریافتم اصفهان مرکز فرهنگی ایران است. بسیار خوشحال‌ام که در اصفهان هستم، چون این شهر پایتخت فرهنگی و تاریخی ایران است.

 

الکساندر دوگین.mp3 | دانلود فایل

 

کتاب‌های زیادی نوشته‌ام که دو تای‌شان به فارسی ترجمه شده‌اند. مهم‌ترین‌شان «تئوری چهارم سیاست»، در باره سوسیالیست بودن و اجتماع‌شناسی جامعه روسیه است. مایل‌ام چند کلمه‌ای در باره انقلاب ایران صحبت و از دیدگاه تئوری چهارم سیاست مباحثی را مطرح کنم. پس از آن نکاتی را در باره روابط ایران و روسیه بیان خواهم کرد. سپس به نکاتی راجع به هویت رئیس‌جمهور روسیه، آقای ولادیمیر پوتین می‌پردازم. امیدوارم این موضوعات مورد توجه‌تان قرار بگیرد.

 

 

پس از آن به سئوالات‌تان پاسخ خواهم داد و از نظرات‌تان استفاده خواهم کرد، زیرا اینجا نیامده‌ام که فقط صحبت کنم، بلکه آمده‌ام تا نظرات شما را هم بشنوم و با مردم ایران ارتباط برقرار کنم و بتوانم هویت روسیه را برای شما توضیح بدهم و هویت ایران را کشف کنم.

 

ابتدا می‌خواهم در باره انقلاب ایران صحبت کنم. کاملاً مطمئن‌ام که سئوالات سیاسی و دینی از یک جنس‌اند. هر سئوال دینی، سیاسی است و همین‌طور برعکس. چرا؟ چون خداوند حاکم جهان و «رَبَّ العَالَمِین» است. او فرمانروا و در رأس همه جهانیان است و همه چیز به او برمی‌گردد. هر فرمانروای زمینی اگر از قوانین الهی و خداوند متعال پیروی کند، حاکم واقعی است. چنانچه فردی که بر زمین حکومت می‌کند بخواهد بر ضد خدا انقلاب و خلاف حکم خدا عمل کند، عادلانه و صحیح نیست. بنابراین دلیل هر قیام مقدس، جهاد و یا هر انقلابی نابود کردن باطل، شیطان و بی‌عدالتی است، ولی همه اینها با در نظر گرفتن فرمان‌های خداوند انجام‌پذیر است. بر این اساس هر دکترین سیاسی باید دینی باشد که همین‌طور هم هست. هر دکترین دینی هم ابعاد سیاسی دارد. فیلسوف آلمانی، کارل اشمیت می‌گوید این یک نظریه‌پردازی سیاسی است. فکر می‌کنم چنین شرایطی بسیار مهم است که در داخل به انقلاب اعتقاد داشته باشیم و در خارج هم به همین صورت نشان داده شود. در هر دو حالت می‌بینیم که همه این کشمکش‌ها برای مبارزه با بی‌عدالتی است. انقلاب ایران دقیقاً بر ضد بی‌عدالتی محمدرضاشاه پهلوی انجام گرفت، زیرا او و پدرش از دیدگاه دینی و عمیق شیعه مورد تأیید نبودند. نمی‌توانیم بدون دیدگاه دینی بر این انقلاب صحه بگذاریم و آن را تأیید کنیم. موضوع مهم این است که شاه یک دست‌نشانده بود و مورد تأیید نبود و ابزار شیطان و دشمن بزرگ‌تر بود. دشمنی که خارج از ایران قرار داشت. این نشان می‌دهد چرا امام خمینی(ره) امریکا را هدف قرار گرفته بود. دلیل این کار سیاسی و مدنی نیست، بلکه تنها علت‌اش دینی و معنوی است، چون تمدن‌های جدید غربی ذاتاً شیطانی هستند، نه به خاطر امپریالیسم، بلکه به خاطر منکر شدن قدرت خداوند. منکر شدن خداوند باعث می‌شود این کشورها عدالت را نقض و بر ضد خدا اقدام می‌کنند. برای دفاع، حفظ روحیه و اصل انقلاب ایران باید بُعد معنوی و روحیه خودمان را حفظ کنیم. نمونه‌های زیادی از آن را در موزه مشروطه اصفهان دیدم. رهبران بزرگ شیعی در این موزه کاملاً این بُعد معنوی را در وجودشان داشتند. آنها بسیار قوی و قدرتمند بودند و در کنار اینکه انسان‌های صالحی بودند توانستند سیاست، معنویت و تدین را با هم تحصیل کنند. حتی خودشان را در راه این دین، تشیع و ائمه اطهار(ع) قربانی کردند. به دلیل فقدان نگرش‌های سیاسی است که مباحث دینی‌شان تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. انقلاب نباید متوقف شود، اگر انقلاب متوقف شود ما عدالت دینی را از دست می‌دهیم و اصلاً مفهوم عدالت از بین می‌رود. اگر به اندازه کافی به رابطه میان قدرت و خداوند توجه نکنیم، حتی صلاحیت این موضوع زیر سئوال خواهد رفت. اگر بخواهیم با شیطان بزرگ رابطه داشته باشیم به اصل انقلاب خیانت کرده‌ایم. به عنوان مثال وقتی تحت تعقیب مستکبران بودیم با وجودی که از نظر مادی بسیار سخت بود، ولی از لحاظ روحی موجب قدرت ما می‌شد و برای‌مان یک‌جور قهرمانی بود. ممکن است از روسیه انتقاد کنید که چرا دارد از این تحریم‌ها حمایت می‌کند. این اتهامی بود که به ما وارد می‌شد. الان روسیه از طرف شیطان بزرگ‌ تحریم شده است و دیگر ایران چنین نیست. این امر صلاحیت‌ها و روابط با غرب را نشان می‌دهد. هر گامی که در راستای برقراری ارتباط با غرب برداشته شود به‌نوعی خودکشی هم برای ایران و هم برای روسیه است. این امر یک خیانت به انقلاب و هویت ارتدوکسی مسیحیت است. این دیدگاه کلی‌ام راجع به شرایط موجود انقلاب ایران است.

 

هویت مسیحیت ارتدوکس روسیه ذاتاً از آمریکا و مدرنیزه متنفر است

 

نکته دوم اینکه روسیه مثل ایران مخالف دولت‌های غربی نیست. هویت مسیحیت ارتدوکس ما ذاتاً از ایالات متحده امریکا و مدرنیزه متنفر است، اما دو مورد ناخوشایند تاریخی داریم؛ کمونیست ماتریالیستی و ضد خدایی و بدتر از آن لیبرالیسم که بعد از فروپاشی شوروی مطرح شد. هر دوی اینها بر ضد دیدگاه و نگرش مسیحیت ارتدوکس هستند. دیدگاه‌های فرهنگی و سیاسی روسیه لیبرالیسم را طرد می‌کند. وقتی آقای پوتین در سال 2000 به ریاست جمهوری روسیه انتخاب شد، اولین بار بود که یک قدرت با صلاحیت کاملاً حقیقی وارد دولت روسیه شد و در نوع خودش انقلابی محسوب می‌شد، ولی نه مثل انقلاب شما، بلکه تکاملی در مسیر صحیح بود. این تکامل سریع انجام نشد، بلکه با گذر زمان شکل گرفت. ایشان با ورودشان نمایندگی و نفوذهایی را که شیطان بزرگ در روسیه داشت نابود و آنها را از مصادر قدرت بیرون و ظرفیت و امکان نفوذشان را منهدم کرد. پیش از حضور ایشان این موارد واقعاً در روسیه جزو مشکلات بودند. آنها مسئول هر قدم ضد ایرانی بودند که توسط روسیه برداشته می‌شد، زیرا شیطان همان و شبیه حزب فراماسونر و فعالیت‌های آنها در زمان قاجار در ایران، شاه امریکایی ایران و لیبرال‌های روسیه بود. ماسون‌های زمان قاجار و دولت امریکایی شاه همگی یک منشاء هویتی دارند. این فرمانروایی در زمین شورش بر ضد بهشت، خدا و آسمان است. اسم نیرویی که این کار را انجام داد، غرب است. ایالات متحده امریکا تجسمی از این حرکت شیطانی است. مسلمانان آن را دجّال می‌نامند. ما مسیحیان آن را ضد مسیح می‌نامیم. این موجود اسامی مختلفی در مذاهب و کشورهای مختلف دارد، ولی اصل حس سیاسی ـ معنوی آن یکی است.

 

آنچه که امروزه مهم است، ایجاد اتفاق، اتحاد و همدلی سیاسی، معنوی و دینی بین دو کشور ایران و روسیه و مردمان‌اش است، زیرا ما می‌خواهیم عدالت همیشه حکمفرما و همواره الهام‌گیری و الهام‌پذیری وجود داشته باشد. قدرت حقیقی مختص خدا و نمایندگان او روی زمین است و غیر از این را نمی‌پذیریم. شاید پرسیده شود چرا قانون مشروطه‌ای که قبلاً وجود داشت در قانون اساسی فعلی وجود ندارد؟ پاسخ به خاطر وجود نظریه «ولایت فقیه» است. اصل و اساس مشروطیت به این دلیل است که قدرت مخصوص خداوند و نمایندگان او ـ که از لحاظ معنوی بالا هستند ـ روی زمین است. ما به چنین دیدگاه و منظر فکری در روسیه نیاز داریم. در روسیه به این نیاز داریم که درک کنیم قدرت حقیقی مختص خداست و باید بتوانیم آن را رواج بدهیم.

 

اتحاد مشترک بین ایران و روسیه باید بر مبنای مشروعیت الهی و دشمنی با غرب باشد

 

مشروطیت کنونی ما شبیه مشروطیت شما در زمان قاجار و مختص لیبرال‌های روسیه است. باید هویتی را که در عمق هر دو کشور هست کشف کنیم. اتحاد مشترکی که بین ایران و روسیه به وجود می‌آید نباید فقط بر اساس منافع مشترک ملی باشد، بلکه باید بر مبنای قدرتی باشد که مشروعیتش را از خداوند اخذ کرده است،همچنین بر اساس دشمنی مشترک‌شان با غرب و سوء استفاده از غرب برای گرفتن قدرت باشد. مهم نیست بعداً کدام کشور دو باره تحریم شود، ایران یا روسیه. مهم این است که اتحاد معنوی علیه دجال رخ بدهد و در آخرالزمان و جنگ نهایی همگی در یک طرف و سمت لشکر خدا به عنوان گروه‌های الهی و خدایی بر ضد دجال وارد عرصه شویم. آنچه اهمیت دارد این است، نه منافع مشترک ما با روسیه. به عنوان مثال من شخصاً توسط امریکا تحریم شده‌ام، فقط به خاطر تفکرات‌ام، نه به دلیل زمینه‌های دیگر فعالیت نظیر تجاری، سیاسی، اقتصادی یا نظامی. دلیل اصلی‌اش این است که توانستم حقیقت دشمن اصلی‌مان را نشان بدهم. تحریم‌ها علیه روح، معنویت، عقاید، فلسفه و اعتقاد به خداوند است. اینها همگی بروز و ظهور چهره حقیقی غرب است.

 

 

نظریه چهارم سیاست با ضدیت با غرب سروکار دارد

 

می‌خواهم صحبت‌هایی را در باره نظریه چهارم سیاست مطرح کنم. نظریه چهارم سیاست با ضدیت با غرب سر و کار دارد.

 

اولین و آخرین نظریه سیاست راجع به لیبرالیسم است. این نظریه قبل از بقیه آشکار شد و الان هم بعد از بقیه قرار دارد. لیبرالیسم ماهیت شیطان و ایدئولوژی غرب و بر مبنای فردگرایی، ناتورالیسم (طبیعت‌گرایی) و پلورالیسم (تکثرگرایی) است و خدا را رد می‌کند و منکر خداست و استعمارگرایی را تأیید می‌کند.

 

دومین نظریه سیاسی کمونیسم و ضد لیبرالیسم است که در واقع بُعد مثبت کمونیسم هم همین است، ولی سایر جنبه‌های آن منفی، ضد خدا، ماتریالیسم و پیشرفت‌گراست. این نظریه شکست‌خورده و مردود است.

 

سومین نظریه سیاسی ناسیونالیسم است که از کمونیسم بهتر است، ولی دیدگاه ضعیفی دارد. ناسیونالیسم در واقع ماتریالیسم و مربوط به مادی‌گرایی است و مسائل معنوی را در نظر نمی‌گیرد. ناسیونالیسم مخلوق طبقه بورژوازی است.

 

ایران نظریه چهارم سیاست را داشته است/ جهانی شدن انقلاب اسلامی به دلیل وجود نظریه چهارم سیاست است

 

بدترین نظریه سیاسی اولینِ آن است. دو مورد بعد بهترند، ولی از نظر ما رد شده‌اند. آنها به عنوان جایگزین و ارائه یک‌سری راهکار برای لیبرالیسم مطرح شده‌اند. همه اینها مخلوق غرب و مدرنیسم هستند. امروزه در حالی که زیاد به لیبرالیسم پرداخته می‌شود باید با مکتبی غیر از آن سر و کار داشته باشیم و بدان بپردازیم. همین امر ما را بر آن داشت تا نظریه چهارم سیاست را مطرح کنیم. این نظریه دگماتیسم نیست، بلکه دعوتی برای ایجاد جایگزینی به‌جای لیبرالیسم، کمونیسم و ناسیونالیسم است. اسمی که برای آن انتخاب شده کلی و عام است. چنانچه وارد ایران شود، درمی‌یابیم شما نظریه چهارم سیاست را داشته‌اید، زیرا نظریه «ولایت فقیه» لیبرالیسم، کمونیسم و ناسیونالیسم نیست و جایگزینی برای این سه نظریه است. در روسیه نظریه چهارم سیاسی را داریم که بر اساس مذهب ارتدوکس است. تجربیاتی که در تاریخ و فرهنگ روسیه است، نمی‌توانند ناشی از لیبرالیسم، کمونیسم و ناسیونالیسم باشند. سایر تمدن‌ها هم باید شکل نظریه چهارم سیاسی خودشان را کشف کنند، نه به عنوان مثال از نوع ایرانی، بلکه نظریه چهارم سیاسی متناسب با وضعیت خودشان را به کار بگیرند. به نظر من این بُعد جهانی انقلاب ایران است و می‌توان آن را با صورت جدیدش برای یک‌سری از گروه‌های شیعی و دولت‌های اسلامی به کار گرفت. جهانی شدن انقلاب اسلامی به دلیل وجود نظریه چهارم سیاست است که در ذات‌اش وجود دارد. این به عنوان دعوت‌نامه‌ای برای سایر کشورها و ملت‌هاست که بتوانند خودشان را کشف کنند و بر ضد لیبرالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم بایستند.

 

همه لیبرال های دنیا از پوتین متنفرند

 

آخرین مطلب‌ام در باره معرفی آقای پوتین است. آقای پوتین به عنوان نماینده مسیحیت ارتدوکس روسیه هستند و شناسه و هویت ما محسوب می‌شوند. این دکترین و یک تصمیم آنی نیست، بیشتر غریزی است. او نه صهیونیست است و نه فراماسونر. او یک روس است. او حس روسی بودن را منتقل می‌کند و به عنوان یک روس در جامعه روسیه است. نه‌تنها در زمینه فکری این حس را منتقل می‌کند، بلکه از نظر احساسی هم منتقل می‌شود. باید خاطرنشان کرد که ایشان ویژگی‌های لیبرالی ندارد و همه لیبرال‌های دنیا از ایشان متنفرند. ایشان کمونیست نیست. همچنین ناسیونالیست هم نیست، زیرا بر ضد ناسیونالیست روس است. ناسیونالیست‌های روسی بر ضد روسیه عمل و سعی می‌کنند ایالات‌شان را بر ضد یک‌سری از گروه‌های مذهبی‌شان بشورانند. بنابراین پوتین به سمت نظریه چهارم سیاسی ـ که نظریه من هم هست ـ قدم برمی‌دارد.

 

هم‌اکنون آماده پاسخگویی به سئوالات شما هستم. ممنون‌ام که صحبت‌هایم را شنیدید.

 

آیا کشور روسیه به این معرفت رسیده است که بتواند از دموکراسی عبور کند و بیشتر با ولایت فقیه همخوانی داشته باشد؟

نه به هیچ‌وجه. سکولار دموکراسی با ولایت فقیه قابل جمع نیست و فکر می‌کنم دولت روسیه به هیچ‌عنوان با ولایت‌ فقیه به همخوانی مد نظر شما نمی‌رسد، چون ولایت‌ فقیه با فرم ایرانی‌اش نمی‌تواند مناسب جامعه روسیه باشد. باید خودمان نظریه چهارم سیاست را در مورد روسیه کشف کنیم. این نظریه باید بر ضد بی‌خدایی و آتئیسم باشد. برای ما یک امر سنتی محسوب می‌شود. مسیحیت معنوی که با اسم خدا فعالیت می‌کند به سمت غرب، غرب‌گرایی و دجال نیست.

 

 

افکار و اندیشه‌های شما چقدر در بافت مردمی روسیه رواج دارد؟

به‌طور کلی فرد محبوبی نیستم. وقتی فردی مطلب مختصری را به‌طور خلاصه اعلام می‌کند، بعداً به مرور زمان با تشریح‌اش می‌تواند آن را به صورت فراگیر انتشار بدهد. در باره محافظه‌کاری، بازگشت کلیسا و الزام به ضدیت با ایالات متحده امریکا از دهه 80 میلادی تاکنون صحبت‌های زیادی کرده‌ام. نظریه اوراسیایی و ژئوپلیتیک را در روسیه ارائه داده‌ام، همچنین سنت‌گرایی را که در اواخر دهه 80 میلادی بسیار غریب بود و کسی چندان آن را متوجه نمی‌شد، بیان و از نظریه‌ام دفاع کردم و بر ضد لیبرالیست‌های ایالات متحده ایستادم. بر اتحاد و اتفاق بین ایران و روسیه اصرار فراوانی کردم. عقایدم چندان محبوب نبودند، ولی واقعیت داشتند. الان اتحادیه اوراسیا که توسط پوتین پایه‌گذاری شد، باعث بازگشت به کلیسا شد، محافظه‌کاری، اعتدال و رد لیبرالیسم اساس ایدئولوژی قرار گرفت. برای اولین بار است که عملیات‌های روسیه و ایران به‌اتفاق همدیگر در سوریه بر ضد دشمن واحد و دجال انجام می‌شوند. با وجود اینها هنوز شخصیت محبوبی نیستم. به خاطر اینکه دو باره دارم برای آینده پایه‌ریزی و صحبت‌هایی را ارائه می‌کنم. نباید خودمان را محدود به زمان حال کنیم، باید آینده را ببینیم و پیش‌بینی کنیم. محبوب نبودن همراه با بازگویی حقایق است. موقعیت کنونی من در روسیه مشابه موقعیت تشیع در جهان اسلام طی قرن‌های مختلف است. شیعه در جهان اسلام محبوب نیست، چون شیعه حقیقت را می‌گوید.

 

نادر طالب‌زاده: سئوالی که مطرح شد، بسیار خوب است و پاسخ‌اش نیاز به توضیح ندارد، اما لازم می‌دانم به این نکته اشاره کنم که بعضی از افراد 20 سال از زمان‌شان جلوترند. یعنی 20 سال طول می‌کشد تا آنچه که 20 سال گذشته گفته‌اند محقق شود و جا بیفتد. مثل آنچه که ایشان در دهه 80 میلادی مطرح کردند و کسی آن موقع متوجه منظور ایشان نمی‌شد، ولی الان گفته‌های ایشان جا افتاده است. صحنه‌‌هایی که در سوریه می‌بینید جا افتادن پیش‌بینی علمی ایشان است.

 

گورباچف به حرف امام خمینی گوش نداد

 

نامه امام خمینی(ره) به گورباچف چه نسبتی با نظریه چهارم سیاست دارد؟ این نامه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من این یک نامه پیامبرگونه‌ بود و فقط نامه‌ای از یک رهبر سیاسی نبود. امام خمینی(ره) آینده روسیه را پیش‌بینی کرده بودند. در آن به آقای گورباچف هشدار داده بودند مراقب باشید در دام لیبرالیسم نیفتید. ما در این دام افتادیم و بخش عظیمی از کشورمان را از دست دادیم. بسیاری از جمهوری‌های کنونی قسمتی از جماهیر شوروی بودند و به خاطر اینکه گورباچف به حرف امام خمینی(ره) گوش نکردند اتحاد جماهیر شوروی فرو پاشید.

 

نکته دوم اینکه در این نامه سه تذکر مهم داده شده است. تذکر اول راهنمایی معنوی به روس‌هاست. فارابی، ابن‌عربی و سهروردی سه شخصیت جهانی و معرّف شیعه به جهان هستند. این نشانه آشکاری است که باید در عمق جریان سیاسی ایران کشف کرد، زیرا فارابی یک انسان کامل و مدینه فاضله بود. ابن‌عربی به فلسفه مسیح اشراف داشت. سهروردی در متافیزیک نور و سنتز همه افکار صاحب‌نظر بود و تبحر داشت. این دیدگاه و نگرشی بود که از طریق آن می‌توانستند از لیبرالیسم روی برگرداندند و این دیدگاه نگرش اصلی روسیه قرار بگیرد. بسیاری از نویسندگان ارتدوکس مسیحی در باره شیعه نوشته‌ و اینها را به عنوان یک‌سری راه‌حل‌های معنوی و اهمیت نور در سیاست معرفی کرده‌اند و بدان معتقدند. گورباچف می‌توانست روسیه را نجات بدهد، اما امتناع کرد و در حال حاضر به عنوان منفورترین شخصیت در روسیه مطرح است. نباید از نظر دور داشت که او رهبر روسیه بود، ولی همه اینها به خاطر این بود که به صحبت‌های امام خمینی(ره) گوش نکرد و لازم بود این کار را انجام دهد.


+ نوشته شـــده در یکشنبه 95/2/12ساعــت 8:9 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی بی غیرتی اینجاست آقای روحانی! وطن امروز نوشت: دیوانعا

وطن امروز نوشت: دیوانعالی آمریکا در اقدامی خلاف قوانین بین‌المللی 2 میلیارد دلار از دارایی‌های ایران در سیتی‌بانک نیویورک را مصادره کرد. این اقدام به بهانه دست داشتن ایران در انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت در سال 1983 رخ داده است. به گزارش «وطن امروز» آمریکایی‌ها هیچ سندی برای اثبات این ادعا ندارند و جمهوری اسلامی ایران نیز بارها این ادعا را رد کرده است.

دولت اوباما و کنگره نه‌تنها در این رای دیوانعالی آمریکا موثر بوده‌اند بلکه پس از صدور رای نیز از اینکه دیوانعالی رای دادگاه فدرال را تایید کرده، ابراز خرسندی کردند.  به اعتقاد کارشناسان این اقدام آمریکا علیه ایران در پسابرجام می‌تواند منجر به یک بدعت خطرناک علیه ایران شود و سایر کشورها نیز به تبعیت از آمریکا، اموال ایران در کشور خود را به بهانه‌های مختلف مصادره کنند! 

خفت‌گیری آمریکا و غارت اموال ایران در این کشور اگرچه به خبر نخست رسانه‌های آمریکایی تبدیل شده است و برخی خبرگزاری‌های غربی نیز به انعکاس آن پرداخته‌اند اما در ایران مانند همیشه، رسانه‌های حامی دولت ترجیح دادند دستبرد 2 میلیارد دلاری آمریکا به اموال ایران را «سانسور» کنند تا یک بار دیگر و این بار با شدت بیشتر برای آمریکایی‌ها دم تکان دهند. 

نکته تاسف‌آور این است که روزنامه‌های حامی حسن روحانی در صفحه نخست خود حتی کوچک‌ترین اشاره‌ای به غارت 2 میلیارد دلار ایران در آمریکا نکرده‌اند! تا یک بار دیگر نشان دهند آنچه برای آنها دارای اهمیت است، منافع باندی و حزبی است و نه منافع ملی.  محمدجواد ظریف اخیرا در گفت‌وگو با گاردین، نسبت به عدم اجرای تعهدات آمریکا در برجام ابراز نگرانی کرد و گفت جریان سیاسی متبوع او بشدت نیازمند اجرای تعهدات آمریکا در ایران است. وقتی در عالی‌ترین سطح دیپلماسی کشور، اینگونه منافع ملی به سخره گرفته می‌شود، شاید نباید انتظار غیرتمندی نسبت به منافع ملی از حامیان رسانه‌ای آقای روحانی داشت.  به نظر می‌رسد حسن روحانی که در سخنرانی خود در سمنان خواستار توجه به غیرت و تعصب ملی شده بود، اکنون لازم است مقداری هواداران خود را با بدیهیات غیرت و تعصب آشنا کند.  برای شروع آموزش غیرت در رسانه‌های حامی دولت، خوب است ماجرای پرواز شماره 655 ایران‌ایر که 12 تیرماه 67 توسط ناو آمریکایی وینسنس با موشک هدف قرار گرفت و تمام 290 سرنشین آن از جمله 66 کودک کشته شدند، به آنها یادآوری شود.  البته چه خوب شد در آن زمان یعنی در تیرماه 1367 ایران هنوز به تربیت‌شدگان دولت اصلاحات مبتلا نشده بود که چه بسا اگر اینگونه بود، بعید نبود جنایت ناو آمریکایی وینسنس را سانسور می‌کردند!


+ نوشته شـــده در یکشنبه 95/2/5ساعــت 9:26 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی قطعا رئیس جمهور، وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات در مسال
قطعا رئیس جمهور، وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات در مساله کشته شدن نونهال 6 ساله – آن هم با این صورت فجیع – سهل انگاری کرده‌اند؛ چرا که وقتی دسترسی به اینترنت آزاد و کانال‌های پورن و ... را به دلیل استفاده‌های انتخاباتی آزاد می‌گذارند و هر کودک نابالغی می‌تواند به سهولتِ خریدن یک سیم کارت پنج هزار تومانی، به آنها دسترسی داشته باشد، نتیجه‌ قطعا همین تراژدی تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم.
قطعا رئیس جمهور، وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات در مساله کشته شدن نونهال 6 ساله – آن هم با این صورت فجیع – سهل انگاری کرده‌اند؛ چرا که وقتی دسترسی به اینترنت آزاد و کانال‌های پورن و ... را به دلیل استفاده‌های انتخاباتی آزاد می‌گذارند و هر کودک نابالغی می‌تواند به سهولتِ خریدن یک سیم کارت پنج هزار تومانی، به آنها دسترسی داشته باشد، نتیجه‌ قطعا همین تراژدی تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم.
گروه اجتماعی – رجانیوز: همان روزی که آقای رئیس‌جمهور در حال سخنرانی بود و از اعتماد به جوانان در زمینه استفاده از اینترنت و لزوم رفع محدودیت‌ها و فیلترینگ در این زمینه صحبت می‌کرد، یک نوجوان 15-16 ساله یک گوشی اندرویدی خرید و «تلگرام» را روی آن نصب کرد و به دریای کانال‌های مستهجن افتاد؛ دریایی که حالا به رنگ سرخ درآمده؛ سرخی خونِ «ستایش قریشی.»
 
به گزارش رجانیوز، دختری شش ساله پس از تجاوز، کشته شده و جنازه‌اش با اسید سوزانده شده است. این تراژدی هولناک زمانی تبدیل به یک کابوس فراموش نشدنی می‌شود که بدانیم که همه این اقدامات توسط یک نوجوان صورت گرفته است؛ آن هم در منطقه محرومی مانند جنوب تهران و شهرستان ورامین. ریشه این جنایت را در کجا باید یافت؟ شاید بد نباشد دو سه سالی به عقب بازگردیم.
 
 
از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم، بسیاری از کارشناسان نسبت به بی‌توجهی مقامات ارشد دولت درباره مساله اینترنت و کنترل مجاری غیراخلاقی آن هشدار دادند؛ هشدارهایی که البته همگی با پاسخ تند حسن روحانی روبرو شد. به عنوان مثال، رئیس‌جمهور در یکی از سخنرانی‌های خود با انتقاد از فیلترینگ اینترنت و با بیان اینکه چرا به جوانانمان اعتماد نمی‌کنیم، اظهار داشت: «در سال‌های اول انقلاب دغدغه ما این بود مبادا یک دستگاه ویدئویی وارد کشور شود و این که چگونه ایمان و هویت جوانان را حفظ کرد؛ دیدیم ویدئو آمد و وارد خانه‌ها هم شد اما در ایمان جوانان اثری نگذاشت بلکه حضور آنها در مساجد و محافل و راهپیمایی‌های انقلابی بیشتر شد و در جبهه‌ها نیز افتخار آفریدند... امروز ظاهرا قصه دیگری به پا شده و آن اینکه با اینترنت و جوان کاربر و ایمیل و موبایل چه کنیم؟ من به همه دوستان عرض می‌کنم به جوانانمان اعتماد کنیم؛ جوانان ما با فطرت پاک هستند و ایران شان را با همه وجود دوست دارند و به اسلام خاندان ائمه واهل بیت عشق می‌ورزند. حال اگر در گوشه‌ای روزی خطایی شود، می‌شود آن را باز گرداند.»
 
و حالا خانواده ستایش قریشی، دختر معصوم شش ساله از رئیس‌جمهور می‌خواهند که این خطا را به عقب بازگرداند تا آنها دوباره بتوانند خنده‌های شیرین دخترشان را تماشا کنند.
 
ای کاش آن روزی که آقای رئیس‌جمهور به کنایه گفت «ما حق ارتباط با شبکه اطلاعات جهانی به عنوان یک حق شهروندی را در کشورمان به رسمیت می‌شناسیم و امروز سواد به معنای ورود آسان به جامعه بزرگ اطلاعاتی و اینترنت است»، یکی از مشاوران ایشان به وی گوشزد می‌کرد که 25 درصد از محتوای این جامعه بزرگ اطلاعاتی، تولیدات مطلق پورن و سکس است. بنا برگزارش سایت Covenanteyes به عنوان مرجع مانیتورینگ اینترنت، در سال 2002 میلادی نزدیک به 11300 فیلم پورن ساخته شده است؛ درحالی‌که محصولات تولیدی هالیوود تنها 470 فیلم بوده است. (اینجا)
 
کاش آقای رئیس‌جمهور می‌دانست که تلگرام حالا دیگر فقط یک پیغام‌رسان ساده نیست؛ در نظر داشته باشید نوع استفاده و کاربری شما از این نرم‌افزار، تعیین‌کننده لحظه آشنایی‌تان با این کاربری‌های مخفی خواهد بود. مثلا اگر اهل پیوستن به کانال‌های جدی خبری هستید یا اگر به گروه‌های شعر و ادب و سینما پیوسته‌اید، زمان درازی صرف می‌شود تا کانال‌های مستهجن شما را به‌عنوان یک کاربر پیدا کنند اما اگر در گروه‌های جوک‌های غیراخلاقی عضویت دارید یا به کانال‌های فشن و دختران امروز پیوسته‌اید، این زمان ممکن است به یک روز تقلیل پیدا کند. شیوه عضو‌گیری کانال‌های مستهجن تلگرام استفاده از امکان گروه‌های تلگرامی است؛ هر گروهی که امکان تبلیغ لینک این کانال‌های مستهجن را داشته باشد، هر شب پر می‌شود از عکس‌ها و لینک‌هایی که با لمس‌کردنشان، شما را به دنیای خود فرامی‌خوانند. اگر در فیس‌بوک یک پست یا عکس غیراخلاقی منتشر کنید، می‌توان با گزارش‌کردن صفحه شما به مدیریت فیس‌بوک، خواهان حذف پست یا بلاک‌کردن صفحه شما شد، اما تلگرام مثل یک فرستنده عمل می‌کند که گیرنده روی محتوای آن نظارتی نمی‌تواند داشته باشد.
 
البته محتوای غیراخلاقی، تنها مشکل اینترنت نیست؛ بلکه انتشار محتوای ضد دینی و ضد عقاید مذهبی هم یکی دیگر از کارکردهای اصلی فضای مجازی است که زمینه را برای سست شدن باورهای اعتقادی جوانان فراهم می‌کند و نهایتا نوجوانان و جوانان در اثر محرک‌های جنسی در اینترنت و به دلیل عدم توانایی در پاسخگویی صحیح به آن، مرتکب جنایاتی نظیر ماجرای ستایش می‌شوند.
 
قطعا رئیس جمهور، وزیر ارتباطات و وزیر اطلاعات در مساله کشته شدن نونهال 6 ساله – آن هم با این صورت فجیع – سهل انگاری کرده‌اند؛ چرا که وقتی دسترسی به اینترنت آزاد و کانال‌های پورن و ... را به دلیل استفاده‌های انتخاباتی آزاد می‌گذارند و هر کودک نابالغی می‌تواند به سهولتِ خریدن یک سیم کارت پنج هزار تومانی، به آنها دسترسی داشته باشد، نتیجه‌ قطعا همین تراژدی تلخی است که این روزها شاهد آن هستیم.
 
 
متاسفانه باید اذعان کرد که با ادامه این وضعیت، ستایش تنها قربانی پمپاژ شبانه‌روزی محتوای غیراخلاقی و ضداعتقادی نخواهد بود و این، آغاز مسیری است که کشورهای غربی تا انتهای آن رفتند و حالا قرار است با شعارهای شبه‌روشنفکری و وعده‌های انتخاباتی بر سر ما نیز بیاید. آقای رئیس‌جمهور باید بداند که آزادی اینترنت یعنی یکی از محوری‌ترین سوالات مردم از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در میتینگ‌های تبلیغاتی، برنامه آنها برای جلوگیری از موج وحشتناک تجاوز به دختران در دانشگاه‌های این کشور است.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 95/2/1ساعــت 8:9 صبح تــوسط عباس | نظر