سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
رهبر انقلاب گفتند: اکنون با سلامت کامل جسمی و نشاط روحی در حال

بسمه تعالی

.


عیادت آیت الله ناصری دولت آبادی از رهبر معظم انقلاب


رهبر انقلاب اسلامی قبل از ترک بیمارستان، در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر، ضمن ابراز رضایت از عمل جراحی و دوره درمانی پس از آن گفتند: اکنون با سلامت کامل جسمی و نشاط روحی در حال بازگشت به منزل هستم اما از حجم عظیم محبت‌ها و ملاطفت‌هایی که در این چند روز نسبت به این حقیر انجام شد، احساس شرمندگی و سنگینی بر دوش خود می‌کنم.

 

دانلود

تشکر فراوان رهبر انقلاب از محبت‌های اقشار مختلف مردم، شخصیت‌ها و مسئولان

به گزارش رجانیوز، ایشان با اظهار قدردانی و تشکر فراوان از محبت‌های فراوان قشرهای مختلف مردم، مراجع و علمای محترم، شخصیت‌ها، مدیران برجسته کشور، سیاسیون، هنرمندان و ورزشکاران افزودند: علاوه بر اظهار محبت مردم کشورمان، ملت‌های دیگر نیز اظهار لطف فراوانی کردند که بار دیگر نشان دهنده‌ تاکید همیشگی بنده مبنی بر اینکه ملت ایران، در میان ملت‌های دیگر دارای عمق راهبردی است.

رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند: هیچ نظام و کشوری را سراغ نداریم که خارج از مرزهای خود دارای چنین ریشه‌ها و پیوندهای عاطفی، اعتقادی و ایمانی با ملت‌های دیگر باشد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین با تشکر فراوان از کادر پزشکی و درمانی و پرستاران بیمارستان محل بستری خود، خاطرنشان کردند: انسان هنگامی که علم و دانش بالا و توانایی‌ها و تبحر پزشکان و کادر درمانی و پرستاران کشور را مشاهده می‌کند، به وجود چنین ثروت عظیم انسانی در بخش سلامت و بهداشت که یکی از اساسی‌ترین و حیاتی‌ترین بخش‌های زندگی مردم و جامعه است، به خود می‌بالد و افتخار می‌کند.

ایشان در بخش دیگری از این مصاحبه، نکته دیگری را نیز مطرح کردند و گفتند: من در این چند روزی که در بیمارستان بستری بودم، یک تفریح داشتم که عبارت بود از شنیدن صحبت‌های مقامات آمریکایی در زمینه‌ی مبارزه! با داعش، که واقعاً مایه‌ی تفریح بود.

 اظهارات مقامات امریکایی در خصوص مبارزه با داعش پوچ و جهت‌دار است

رهبر انقلاب اسلامی، اظهارات مقامات آمریکایی در خصوص مبارزه با داعش را پوچ، توخالی و جهت‌دار خواندند و با اشاره به سخنان وزیر امور خارجه و سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا که صراحتاً اعلام کردند از ایران برای مبارزه با داعش دعوت نخواهند کرد، افزودند: اینکه آمریکا از ایران برای حضور در یک کار خلاف و غلط دسته جمعی مایوس می‌شود، مایه‌ی افتخار ما است و افتخاری بالاتر از این، برای خود نمی‌دانیم.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، سپس به منظور نشان دادن دروغ‌گویی آمریکایی‌ها برای مبارزه با داعش، جزئیاتی را از پشت پرده این ماجرا بیان کردند. 

ایشان گفتند: در همان روزهای سخت حمله داعش به عراق، سفیر آمریکا در عراق طی درخواستی از سفیر ما در عراق می‌خواهد که ایران و آمریکا جلسه‌ای برای مذاکره و هماهنگی در خصوص داعش داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: سفیر ما در عراق، این موضوع را به داخل کشور منعکس کرد که برخی مسئولان هم با این جلسه مخالفتی نداشتند اما من مخالفت کردم و گفتم، در این قضیه ما با آمریکایی‌ها همراهی نمی‌کنیم زیرا آنها نیت و دست آلوده‌ای دارند و چگونه امکان دارد که در چنین شرایطی ما با آمریکایی‌ها همکاری کنیم.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان چند روز پیش وزیر امور خارجه آمریکا و اعلام این موضوع که ما از ایران برای ائتلاف بر ضد داعش دعوت نمی‌کنیم، خاطرنشان کردند: همین وزیر امور خارجه آمریکا، شخصاً به آقای دکتر ظریف درخواست داده بود که بیایید در قضیه داعش با ما همکاری کنید اما دکتر ظریف درخواست او را رد کرده بود.

ایشان افزودند: حتی معاون وزیر امور خارجه آمریکا هم که یک زن است و همه او را می‌شناسند، در مذاکرات با آقای عراقچی، بار دیگر این درخواست را تکرار کرد اما آقای عراقچی نیز درخواست وی را رد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به مخالفت صریح جمهوری اسلامی ایران برای همکاری با آمریکا در خصوص مبارزه با داعش، گفتند: اکنون آنها به دروغ می‌گویند که ما ایران را در ائتلاف شرکت نخواهیم داد در حالی که ایران از ابتدا مخالفت خود را با حضور در چنین ائتلافی اعلام کرده بود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای تاکید کردند: آمریکایی‌ها قبلاً نیز با سر و صدای فراوان و با حضور چندین کشور، یک ائتلاف بر ضد سوریه تشکیل دادند اما هیچ غلطی نتوانستند بکنند و در مورد عراق نیز وضعیت به همین‌گونه خواهد بود.

کمر داعش را ارتش و نیروهای مردمی عراق شکستند نه امریکا

ایشان با تاکید بر اینکه آمریکایی‌ها قصد اقدام جدی بر ضد داعش ندارند، افزودند: خود آمریکایی‌ها و حتی خود داعشی‌ها به خوبی می‌دانند حرکتی که در عراق، کمر داعش را شکست، اقدام آمریکا نبود، بلکه اقدام نیروهای مردمی و ارتش عراق بود که مبارزه با داعش را به خوبی فرا گرفته بودند و ضربات جدی به آن وارد کردند.

امریکا بدنبال بهانه برای بمباران نقاط مختلف عراق و سوریه است

رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه ضربات نیروهای مردمی و ارتش عراق به داعش ادامه خواهد داشت، خاطرنشان کردند: واقعیت آن است که آمریکایی‌ها به دنبال بهانه‌ای هستند تا همان کاری را که در پاکستان انجام می‌دهند و با وجود دولت مستقر و ارتش قوی، بدون اجازه وارد خاک این کشور می‌شوند و نقاط مختلف را بمباران می‌کنند در عراق و سوریه انجام دهند.

ایشان تاکید کردند: آمریکایی‌ها بدانند که اگر چنین کاری را انجام دهند، همان مشکلاتی که در ده سال گذشته بر سر راهشان در عراق به وجود آمد، بار دیگر به وجود خواهد آمد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان مصاحبه خود گفتند: به هر حال در این چند روز، صحبت‌های مقامات آمریکایی یک تفریح بر روی تخت بیمارستان بود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای امروز پیش از ترک بیمارستان با حضور در جمع کادر درمانی و پرستاران از نزدیک از آنان تشکر کردند.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین پیش از ترک بیمارستان، از آیت الله مهدوی‌کنی رییس مجلس خبرگان نیز عیادت کردند.


+ نوشته شـــده در سه شنبه 93/6/25ساعــت 7:49 صبح تــوسط عباس | نظر
پیروز در آتی -آموزش های یک تریدر حرفه ای

+ نوشته شـــده در دوشنبه 93/6/24ساعــت 9:13 صبح تــوسط عباس | نظر
پیروز در آتی -آموزش های یک تریدر حرفه ای winning2ati.blogfa.com9

+ نوشته شـــده در دوشنبه 93/6/24ساعــت 9:10 صبح تــوسط عباس | نظر
اثرات مخرب ماهواره

بسمه تعالی

اثرات مخرب ماهواره


+ نوشته شـــده در دوشنبه 93/6/24ساعــت 8:58 صبح تــوسط عباس | نظر
یک لشکر ارتش یمن به انقلابیون پیوست در ادامه موج پیوستن نظامیان
در ادامه موج پیوستن نظامیان و رؤسای قبایل به انقلابیون، یک لشکر ارتش یمن نیز به مخالفان دولت پیوست.


تظاهرات میلیونی انقلابیون یمن هزینه‌های زیادی را تا این مرحله بر دولت صنعا وارد ساخته است. هر روز که از شروع موج جدید تظاهرات الحوثی‌ها و دیگر گروه‌های داخلی یمن می‌گذرد حقانیت این انقلاب بیشتر مشخص می‌شود، پیوستن نظامیان و رؤسای قبایل در روزهای گذشته به انقلابیون شاهدی بر این مدعاست.
در همین ارتباط رسانه‌های داخلی یمن نیز خبر پیوستن شمار زیادی از اعضای ارتش یمن به انقلابیون را در روزهای گذشته اعلام کردند. در همین رابطه دیروز خبرگزاری ایرنا به نقل از پایگاه خبری «یمنات» از پیوستن یک لشکر از ارتش یمن به انقلابیون خبر داد. براساس این گزارش یک لشکر ارتش یمن مستقر در کوه حضرت شعیب در غرب صنعا حمایت کامل خود را از معترضان یمنی اعلام کرد. این لشکر در بیانیه‌ای اعلام کرد که «هرگز به فاسدان سواری نخواهد داد» و در مقابل خواسته‌های به حق و عادلانه ملت نخواهد ایستاد. نیروهای این لشکر همچنین آمادگی خود را برای دفاع از تحصن‌کنندگان در صورتی که مورد حمله یا هرگونه تهاجمی قرار گیرند، اعلام کرده است. پایگاه خبری انصارالله به‌عنوان پایگاه رسمی الحوثی‌ها نیز در خبری فوری پیوستن یک لشکر به انقلابیون را تایید کرد. فعالان انقلاب یمن نیز در شبکه‌های اجتماعی این موضوع را تایید کرده‌اند.
پیوستن نظامیان به ویژه یک لشکر به انقلابیون نگرانی‌های زیادی را در مورد آینده ارتش و میزان وفاداری‌اش به دولت در بین مقامات یمنی ایجاد کرده است. در این رابطه رئیس‌جمهور یمن با صراحت درباره وجود شکاف در نیروهای امنیتی و ارتش کشورش به ویژه صنعا ابراز نگرانی کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، عبدربه منصورهادی دیروز در دیدار با برخی مقامات مسئول یمن از وجود شکاف در داخل ارتش و نیروهای امنیتی خبر داد.
رئیس جمهور یمن در این دیدار بدون اشاره به تاکید جنبش انصارالله و انقلابیون بر مسالمت‌آمیز بودن خیزش مجددشان گفت: نگرانی‌های جدی درباره اوضاع داخلی یمن در صورتی که جنگی روی دهد، وجود دارد. پایگاه خبری «یمن استریت» تاکید کرد که منصورهادی به صراحت اعتراف کرد که نیروهای ارتش و امنیتی یمن به ویژه در صنعا دچار شکاف هستند و نگرانی‌هایی جدی در این باره وجود دارد.
از سوی دیگر خبر می‌رسد مذاکرات نماینده سازمان ملل با نمایندگان دولت یمن و الحوثی‌ها آغاز شده است. 
به گزارش خبرگزاری ایسنا، جمال بن‌عمر، فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن در بیانیه‌ای اعلام کرد که دولت یمن و گروه الحوثی با هدف رسیدن به توافقی سیاسی در خصوص مسائل و مشکلات مختلف بحث و گفت‌وگو کردند. 
وی ضمن اشاره به مهم بودن مرحله کنونی در یمن گفت: من به امکان همکاری به صورت جدی و توافق برای سرعت بخشیدن به ایجاد راهکاری مسالمت‌آمیز در یمن اطمینان دارم.
از سوی دیگر راجح بادی، سخنگوی دولت یمن اعلام کرده که مذاکرات با الحوثی‌ها شاهد پیشرفت بوده اما الحوثی‌ها همچنان بر سر برخی مسائل اختلاف دارند.
محمد بخیتی عضو دفتر سیاسی گروه الحوثی نیز اعلام کرد که پیشرفت قابل توجهی در مذاکرات حاصل شده است اما همچنان برخی مسائل باید مورد بررسی بیشتر قرار گیرند.
در کنار مذاکرات الحوثی‌ها و دولت، ارتش یمن همچنان به مواضع الحوثی‌ها در استان الجوف حمله می‌کند. 
به گزارش باشگاه خبرنگاران دیروز درگیری‌هایی در دو منطقه الغیل و الساقیه در استان الجوف میان ارتش و کمیته‌های مردمی از یکسو و گروه‌های مسلح الحوثی از سوی دیگر به وجود آمد.
از میزان کشته‌ها و مجروحین احتمالی درگیری‌ها خبری منتشر نشده است.
یمن حدود سه هفته است که به صحنه اعتراض‌های گسترده انقلابیون به رهبری الحوثی‌ها تبدیل شده است. انقلابیون تاکنون به اهداف زیادی از انقلابشان دست یافته‌اند اما تاکید می‌کنند تا رسیدن به «همه» خواسته‌ها، به اعتراض‌ها ادامه می‌دهند.

+ نوشته شـــده در دوشنبه 93/6/24ساعــت 8:54 صبح تــوسط عباس | نظر
تشییع میلیونی پیکرشهدا در صنعا علیرغم سرکوبهای خونین با وجود سرک
با وجود سرکوب‌های خونین ارتش یمن در هفته گذشته، انقلابیون با حضور میلیونی شهدای انقلاب را تشییع کردند.


همزمان با مراسم تشییع جنازه شهدای انقلاب یمن در صنعا، میلیون‌ها نفر در استان‌های دیگر این کشور تظاهرات برپا کردند.
انقلابیون یمنی با تجمع میلیونی خود در صنعا مراسم تشییع باشکوهی برای شهدای روزهای گذشته برگزار کردند.  در واقع نتیجه کشتار مردم یمن به وسیله ارتش این کشور چیزی جز تظاهرات میلیونی مردم در مراسم تشییع جنازه روز جمعه نبود و این امر انقلاب را وارد فاز جدیدی کرد. استمرار تظاهرات میلیونی مردم نشان‌دهنده پابرجا بودن انقلاب است. همان‌طور که در استان‌های دیگر نیز مردم به خیابان‌ها آمدند. در استان‌های تعز و صعده نیز الحوثی‌ها با برگزاری تظاهرات گسترده بر سرنگونی دولت یمن و محقق شدن خواسته‌های خود تاکید کردند.
تظاهرکنندگان در استان‌های المکلا و مراب نیز خواستار گرفتن انتقام خون شهدای اعتراضات خود علیه دولت فاسد یمن شدند.
در همین حال ارتش و نیروهای امنیتی یمن همچنان به مواضع الحوثی‌ها در استان‌های عمران و الجوف حمله می‌کنند. به گزارش خبرگزاری فارس تداوم حملات ارتش یمن علیه مواضع الحوثی‌ها در استان الجوف طی روزهای پنج‌شنبه و جمعه به کشته شدن بیش از 100 نفر از اعضای الحوثی از جمله شماری از رهبران این گروه منجر شده است.
درگیری الحوثی‌ها با نیروهای ارتش و سلفی از چند ماه پیش و از استان عمران آغاز شد. درگیری در استان الجوف که نیم میلیون نفر جمعیت دارد نیز از 4 ماه پیش به طور منقطع بین ارتش و الحوثی‌ها جریان دارد و طی یک هفته اخیر این درگیری‌ها تشدید شده است. همچنین در روزهای گذشته اخبار ضد و نقیضی از توافق الحوثی‌ها با دولت یمن منتشر شده است که سخنگوی جنبش انصارالله هرگونه توافق با دولت یمن را رد کرد.
 به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمد عبدالسلام اعلام کرد که هیچ توافقی با مسئولان یمنی تاکنون امضا نشده است. از سوی دیگر انقلابیون الحوثی بر تداوم تظاهرات همچنان تاکید دارند. مدتی است سلفی‌ها و اعضای گروه تروریستی القاعده با پیوستن به مخالفان انقلابیون، علیه مردم یمن حملات تروریستی انجام می‌دهند.
اما در کنار اخبار ضد و نقیض در مورد توافق دولت و الحوثی‌ها و انکار آن از سوی انقلابیون، شبکه خبری المنار از شروع مجدد گفت‌وگوها بین دولت یمن و جنبش انصارالله طی روزهای آینده زیر نظر سازمان ملل خبر داد. همچنین خبرگزاری ایسنا دیروز به نقل از یک منبع دیپلمات در سازمان ملل اعلام کرد با وجود شکست مذاکرات بین دولت یمن و الحوثی‌ها، طرفین توافق کردند تا دور جدید مذاکرات با نظارت مستقیم جمال بن عمر، فرستاده سازمان ملل به یمن ظرف دو روز آتی برگزار شود.
از طرف دیگر و با وجود دخالت‌های عربستان و آمریکا در امور داخلی یمن، خطیب جمعه حمدان در این کشور تاکید کرد، مردم یمن حاضر نیستند در برابر آمریکا سر خم کنند. به گزارش واحد مرکزی خبر، امام جمعه حمدان گفت: کسانی که به خسته شدن انقلابیون امیدوارند، ناکام خواهند ماند زیرا مردم یمن خواسته‌های مشروعی دارند که بر تحقق آنها اصرار خواهند کرد.
نمازگزاران یمنی در تایید سخنان خطیب جمعه، فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دادند.
همچنین در ادامه برخورد نیروهای امنیتی صنعا در پایتخت یمن با انقلابیون درگیری‌هایی در نزدیکی ساختمان تلویزیون یمن در صنعا روی داد. برخی خبرها نیز از پیوستن شماری از یگان‌های ارتش یمن به صفوف انقلابیون حکایت  دارند. در روزهای گذشته دولت یمن سعی داشته است با پخش شایعه توافق الحوثی‌ها با دولت در صف انقلابیون شکاف ایجاد کند. در حالی که مقامات جنبش انصارالله اعلام کرده‌اند تا رسیدن به سه خواسته اصلی شامل سرنگونی دولت فاسد صنعا، لغو دستور آزادسازی حامل‌های سوخت و اجرای نتایج کنفرانس گفت‌وگوهای ملی توافقی در کار نخواهد بود.
هم‌ اکنون ارتجاع منطقه و سلفی‌ها با دولت فاسد یمن مقابل انقلابیون این کشور قرار گرفته‌اند.
به اعتقاد ناظران، انقلابیون یمن با مشاهده شکست انقلاب‌های مردمی در مصر و سایر کشورهای عربی، هم اکنون به شیوه‌ای متفاوت و با تعیین رهبر برای خود، اعتراضات جاری را ادامه می‌دهند و به همین خاطر، پیروزی آنها حتمی به نظر می‌رسد.

+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/6/23ساعــت 12:24 عصر تــوسط عباس | نظر
چرخشی که غرب را شوکه کرده است(خبر ویژه) قراردادهای اخیر دولت با
قراردادهای اخیر دولت با روسیه و چین و نیز تغییرات محسوس که از قطع امید دولت مردان تدبیر و امید از وعده‌های داده شده از سوی غربی‌ها به ویژه آمریکا حکایت دارد، رسانه روباه پیر را سخت شوکه کرده است.


سایت فارسی زبان بی‌بی‌سی در نوشتاری به قلم شهیر شهید ثالث روزنامه‌نگار و تحلیلگر ساکن کانادا به این موضوع پرداخته و نوشت : با روی کار آمدن دولت حسن روحانی انتظار این بود که وی، به عنوان فردی که زیرمجموعه‌ای از تفکر‌ هاشمی رفسنجانی خوانده می‌شود، سیاست نزدیکی به غرب را پیشه کند. آنچه که این انتظار را قوت می‌بخشید حضور جواد ظریف در مقام رئیس دستگاه دیپلماسی ایران بود.
این تحلیلگر در ادامه به سوابق ظریف پرداخته و می‌نویسد :  آقای ظریف طی دوره خدمتش ...همواره تلاش داشت که بین ایران و غرب و به‌خصوص آمریکا نوعی آشتی برقرار کند، هرچند گفته می‌شد این اعتقاد را دارد که رابطه دو کشور، به دلیل تضادهای بنیادی بین دو نظام دوستانه نخواهد شد. به هر جهت، با وجود انتظارات اولیه، تحولات اخیر از عزم ایران به دورتر شدن از غرب و نزدیکتر شدن بیش از پیش به شرق حکایت دارد.
بی بی سی فارسی در ادامه گزارش خود می‌آورد : این تحرکات می‌تواند به دو دلیل صورت گرفته باشد. نخست اینکه شکاف میان ایران و غرب، به‌خصوص آمریکا، در مورد شرایط توافق هسته‌ای آنقدر عظیم است که گاه به نظر می‌رسد ایران از رسیدن به یک توافق جامع ناامید شده و لذا زندگی در جهانی منهای غرب را، در بدترین حالت، در دستور کار خود قرار داده است. در این خصوص، علی خرم، مشاور وزیر امور خارجه ایران، می‌گوید که با وجود «طرح مواضع حداکثری» و اصرار «بر رویکرد سابق ... یعنی اعمال فشار از طریق تحریم‌ها به واسطه به‌روز کردن فهرست تحریم‌های سابق» توسط آمریکا، نمی‌توان به دستیابی به توافق جامع امیدوار بود.
رسانه خبری دولت انگلیس دلیل دوم این سیاست ورزی جدید دولت روحانی را این گونه تشریح و توصیف می‌کند: انگیزه دیگر ایران، با توجه به زمان اعلام این همکاری‌های عظیم اقتصادی، می‌تواند این باشد که با توجه به مذاکرات فشرده‌ای که در ماه سپتامبر صورت می‌گیرد و بناست تا ماه نوامبر نیز ادامه یابد، برگ برنده آمریکا، یعنی تحریم‌ها را از دست آن کشور خارج کند. به عبارت دیگر، پیام ایران این است که راه خود را یافته است و برخلاف تصور غرب، حاضر نیست از سر استیصال و با هر شرایطی، تن به توافق دهد.
به هر حال گردش فرمان سیاست خارجی دولت هر دلیلی که داشته باشد یک نتیجه عیان دارد و آن این که دولت تدبیر و امید از خوش‌بینی اولیه به غرب دست برداشته و راه خود را برای عبور از تحریم‌ها و اداره کشور در شرایط نوین جهانی یافته است.
گفتنی است پیوست سیاست تحریمی غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، بهره‌گیری از «روش کج‌دار و مریز» بوده است. با این توضیح که از یکسو برای فشار بر ایران از طریق تحریم‌ها تلاش داشته است و در همان حال برای پیشگیری از تغییر رویکرد اقتصادی ایران از غرب به شرق و تأمین نیازهای تحریم شده خود از بازارهای صنعتی و بازرگانی شرق، نظیر چین و روسیه و... برخی از دروازه‌های اقتصادی و صنعتی غرب را به صورت «نیمه باز» حفظ می‌کرده است، از این روی چرخش اخیر دولتمردان تدبیر و امید می‌تواند برای صاحبان صنعت غرب که با بحران اقتصادی روبرو هستند، نگران‌کننده باشد.

+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/6/23ساعــت 12:6 عصر تــوسط عباس | نظر
ز طوفان غم مخور!(یادداشت روز) کارشناسان و تحلیلگران برجسته غربی

کارشناسان و تحلیلگران برجسته غربی، خود معترف هستند که هر یک از ده‌ها توطئه و ماجرای خطیری که برای جمهوری اسلامی تاکنون پیش آمده، اگر برای هر کشور دیگری پیش آمده بود، عملاً آن نظام سیاسی را ساقط می‌کرد. از انواع و اقسام تهدیدات سخت و نیمه‌سخت گرفته تا تهدیدات پیچیده و نرم؛ شورش‌های مسلحانه به نام قومیت‌ها، انواع و اقسام طرح‌های کودتا، ترور گسترده مقامات بلندپایه کشور، هشت سال جنگ تحمیلی، تحریم‌های گوناگون (که به اعتراف خود غربی‌ها در طول تاریخ بشر بی‌سابقه است!) و تلاش برای براندازی به شیوه انقلاب‌های رنگی (فتنه 18 تیر 78 و اغتشاشات 88) تنها چند نمونه از این لیست پر و پیمان و البته عجیب و غریب است.
راز پایداری و بالندگی جمهوری اسلامی با گذشت بیش از سه دهه از عمر آن، علی‌رغم همه این دشمنی‌ها و توطئه‌ها در چیست؟ این سوال اگرچه تکراری است اما گذشت زمان نه تنها باعث کاهش اهمیت آن نشده، بلکه به دلیل ماهیت ماجرا، بر اهمیت آن به شکلی تصاعدی افزوده است. آنچه درجه اهمیت این سوال کلیدی را معین می‌کند، میزان دشمنی یا تعهد به انقلاب و جمهوری اسلامی است چرا که پاسخ این سوال رهیافتی برای حفظ و ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی (از سوی متعهدان به آن) و مقابله با توطئه‌های معاندان برای تضعیف و براندازی آن است. 
بی‌شک پاسخ این سوال تنها در یک عامل خلاصه نمی‌شود اما نگاهی عمیق و دقیق به گردنه‌های خطرناکی که پشت سر گذاشته‌ایم، موید این نکته است که دفع هیچ کدام از این مخاطرات مهلک، بدون عامل همبستگی و همراهی «امام و امت» مقدور نبوده است. این نکته حساس و عامل کلیدی از دید دشمنان نظام و انقلاب نیز پنهان نمانده و نگاهی به طیف گسترده اقدامات و تلاش‌های آنان برای ایجاد اخلال و تضعیف این پیوند، نشانگر این قضیه است.
 یکی از مشهورترین نظریات علوم اجتماعی معاصر، در تبیین رابطه میان مردم و راس هرم قدرت سیاسی را ماکس وبر ارائه کرده است. این اندیشمند آلمانی در نظریه خود سه نوع رابطه را میان راس و قاعده هرم سیاسی مطرح می‌کند؛
1- سنتی: در این نوع رابطه مردم از حاکم به دلیل سنت‌های موجود در جامعه اطاعت می‌کنند و وراثت در این نوع رابطه نقشی اساسی دارد.
2- قانونی: در این شکل از رابطه، مردم به دلیل قانونمند بودن از راس هرم سیاسی اطاعت می‌کنند و عقل نقشی کلیدی در این همراهی قاعده با راس هرم سیاسی دارد.
3- کاریزماتیک یا فرهمند: در این نوع رابطه، راس هرم سیاسی دارای محبوبیتی بالاست و مردم صرفاً بر اساس احساس خود بدون دخالت دادن عامل عقل و منطق از وی فرمان می‌برند. 
نگاهی به نحوه زمامداری امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری نشان‌دهنده این واقعیت است که نظریه وبر قادر به توضیح و تفسیر رابطه امت و امام - بر اساس سه مدل فوق - نیست و اگر بخواهیم به نوعی ساده‌سازی مفاهیم دست بزنیم، تنها راه تبیین این رابطه ترکیبی از مدل دو و سه است. اگر چه امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای مدظله‌العالی هر دو بر قلوب مردم حکم رانده و رابطه عاطفی عمیقی با مردم داشته و دارند اما سیره سیاسی این دو رهبر نشان می‌دهد آنان هرگز در پی پیش بردن منویات خود صرفاً از طریق این ابزار نبوده و عقل و منطق در این رابطه نقشی کلیدی و محوری داشته و دارد. از همین روست که در شرایط خطیر و حساس فعلی منطقه که اغلب کشورها به نوعی دست به گریبان مخاطرات عمیق امنیتی هستند، حتی افراد غیرسیاسی و به نوعی منتقد نظام نیز اعتراف دارند آرامش کشور در این دریای متلاطم و طوفان‌زده، به دلیل سکانداری ناخدایی است که بارها و بارها این کشتی را از گرداب‌های مهلک و صخره‌های پیش رو رهانیده است و در عبور از این عقبه‌ها، پیروی و حمایت یکپارچه امت را با خود داشته است.
غربی‌ها از هیچ تلاشی برای تضعیف و گسستن این پیوند دریغ نمی‌کنند و در رسانه‌های خود نیز می‌کوشند تصویری مغشوش و گاهی حتی وارونه از این رابطه عقلانی- عاطفی ارائه کنند اما این فضاسازی‌ها تاکنون تاثیری بر این پیوند عمیق و ریشه‌دار نداشته و تنها به درد فاکتور و پرکردن جیب گویندگانش از خزانه سرویس‌های امنیتی می‌خورد.
البته در موارد بسیار نادری نیز به کیفیت و نتایج این رابطه اعتراف کرده‌اند. یکی از این موارد نادر، گزارش مدیر پروژه ایران در اندیشکده آمریکایی «مرکز بلفر» است. وی که به تازگی سفر شش هفته‌ای خود به ایران را به پایان رسانده و به آمریکا بازگشته، گزارش دست اول و جالبی از مشاهدات خود به این مرکز ارائه داده است. 
وی با زیر سوال بردن تصورات و برداشت‌های کلیشه‌ای غرب از ایران و مردمش، تاکید می‌کند که آنچه وی در این سفر طولانی از نزدیک مشاهده و لمس کرده، حاصل مراوده و گفت‌وگو با طیف‌های گوناگون جامعه ایران و سلایق مختلف است و با نسخه‌های سطحی و تبلیغاتی غرب، نمی‌توان پیچیدگی‌های جامعه و حکومت چند لایه ایران را درک کرد. مدیر پروژه ایران «مرکز بلفر» سه نتیجه کلی از مشاهدات خود را اینگونه بیان می‌کند؛ 
1- ایرانی‌ها کاملاً به افزایش قدرت و جایگاه خود در منطقه اعتماد دارند و هیچ‌گونه ضرورت یا نیازی را به مصالحه و سازش برای فیصله دادن به بن‌بست هسته‌ای احساس نمی‌کنند.
2- برای ایرانی‌ها، خط قرمز هسته‌ای دیگر برخورداری از ظرفیت غنی‌سازی در داخل نیست، بلکه آنها به دنبال چرخه کامل سوخت هسته‌ای برای تولید انرژی هسته‌ای در مقیاس صنعتی هستند. این روایت را می‌توان بخشی از گفتمان حق‌خواهی ایرانی‌ها دانست که مبتنی بر باورهای مردم این کشور در زمینه استقلال، خودکفایی و پیشرفت‌های علمی است. 
3- شواهدی را از اینکه تحریم‌ها، اقتصاد ایران را فلج کرده است، ندیدم.
وی سپس به این نکته اشاره می‌کند که با این مقدمات جای تعجب ندارد که رهبر معظم انقلاب با اعتماد به نفس و اطمینان خاطر 190 هزار سو برای غنی‌سازی اورانیوم را مطرح می‌کنند. 
ایستادگی قاطع رهبر انقلاب اسلامی بر خطوط قرمز هسته‌ای، تنها یک مورد از دستاوردها و نعمات رابطه امام و امت است. یادمان نرفته است دوران مجلس ششم را که عده‌ای ترسو و خودباخته به رهبری ‌نامه نگاشته (معروف به ‌نامه جام زهر)، فرار از برابر دشمن را عین عقلانیت خوانده و با ژست خیرخواهی، از ترس تهدید توخالی دشمن به مرگ، خودکشی را توصیه کردند!
و البته پاسخ غیرمستقیم رهبر معظم انقلاب به آن جماعت نیز شنیدنی است. ایشان در بیانات 7 خرداد 82، مرعوب شدن را آفتی برای تصمیم‌گیری صحیح عنوان کرده و می‌فرمایند؛ «به نظر من در امکانات و اقتدار دشمن مبالغه می‌شود. نه این‌که بنده خبر ندارم؛ نه، من از اغلب شما از امکاناتی که دارند و وسایلی که می‌سازند، بیشتر اطلاع دارم، چون این‌جا مرکز سیل اطلاعات گوناگون از جاهای دیگر است و ما می‌دانیم در دنیا چه خبر است. سلاح و تجهیزات و ابزارهای جاسوسی و ابزارهای اطلاعاتی و ... برای ایجاد سیطره یک قدرت بر ملتی که بخواهد بایستد، کافی نیست. لذا می‌بینید که امروز در حرفهایشان می‌گویند که بایستی از درون با ایران برخورد کرد؛ باید اراده‌ها؛ اراده بر ایستادگی را سُست کرد. اگر اراده یک ملت - که در اراده مسئولینش تجسم و تجسد پیدا می‌کند - سُست نشود، هیچ کاری نمی‌توانند بکنند.»
بیش از یک دهه از آن ‌نامه خفت‌بار و آن پاسخ حکیمانه می‌گذرد. دشمن طی این سالها تهدید و فشارهای خود را چندین و چند برابر کرده است تا اراده ملت را سست کند اما این عزم و اراده نه تنها سست نشده، بلکه همچون تیغ پولاد سخت‌تر و برنده‌تر شده است و البته این تنها مدعای انقلابیون نیست و چنان آشکار است که حتی مدیر پروژه ایران «مرکز بلفر» را نیز مجبور به اعتراف می‌کند. پس جای تعجب نیست اگر اوباما در برابر این اراده الهی از روی خشم و استیصال اذعان کند که هدف او برچیدن تک تک پیچ و مهره‌های برنامه هسته‌ای ایران است اما حیف که نمی‌تواند چنین کند و البته در دیگر عرصه‌ها نیز وضع به همین منوال است.
در پایان خالی از لطف نیست که اشاره‌ای به تبلور رابطه عمیق امام و امت در این روزها کنیم. عمل جراحی رهبر معظم انقلاب که با موفقیت انجام شد، اگرچه دل‌ها را لرزاند و چشم‌ها را نگران کرد اما به لطف خداوند متعال، طعم تلخ این ماجرا با نمایش دلبستگی عاشقانه و عاقلانه امت به امام خویش کام یاران را شیرین و چشم دشمن را پرآتش کرد. تا ایران را چنین مردمانی و چنان رهبری است، ما را از موج‌های سنگین این اقیانوس طوفانی بیمی نیست. 
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند 
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

محمد صرفی

+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/6/23ساعــت 11:55 صبح تــوسط عباس | نظر
پدیده \باحجابان بیحیا\ در تلویزیون : صدا و سیما به س
بسمه تعالی
پدیده "باحجابان بی‌حیا" در تلویزیون

 

خبرنامه دانشجویان ایران: صدا و سیما به سبب اینکه رسانه ملی و تریبون رسمی نظام جمهوری اسلامی است، ملزم به رعایت اصول و ارزش‌های اخلاقی و دینی و فقهی است. الزام هنرمندان، بازیگران و مجریان و دست اندرکاران تلویزیونی به رعایت حجاب ویژگی ممتاز و مشخص رسانه‌های رسمی کشور ما با دیگر رسانه هاست. با وجود رعایت این مسئله، مولفه حیا هنوز در برنامه‌ها و سریال‌ها به قدر کافی پر رنگ نشده است.
 
 با توجه به نقش حیا در رشد و تعالی فرهنگ یک جامعه، گفتگویی با حجت الاسلام دکتر علی جعفری، دانش آموخته فرهنگ و ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع حیا و صدا و سیما ترتیب داده‌ایم.
 
 
نقش حیا در رشد و تعالی جامعه و ضرورت پرداختن به آن در صدا و سیما چیست؟ ضرورت ترویج حیا در جامعه چیست که حال رعایت و ترویج آن، جزو وظایف صدا و سیما محسوب شود یا نشود؟
 
یکی از آن چارچوب‌هایی که باید رسانه‌ها در داخل آن عمل کنند، چارچوب‌های هنجاری است. در واقع، یکی از چارچوب‌هایی که در حوزه عمل و خط مشی رسانه‌ها رعایت می‌شود، همین چارچوب‌های هنجاری است. این خود یک حوزه‌ از نظریه‌پردازی در دانش ارتباطات هم هست. یکی از حوزه‌های مهم نظریه‌پردازی در دانش ارتباطات نظریه‌های هنجاری است. این‌ها نظریه‌هایی هستند که خطوط قرمز و سبز حرکت رسانه‌ها را از مبدأ هنجاری نشان می‌دهد که به آن normativ theory می‌گویند.
 
کمی بیشتر درباره این نظریات توضیح می‌دهید؟
 
هنجارهای حاکم بر رسانه‌ها لزوماً فقط هنجارهای حرفه‌ای و هنری نیست. normativ theory هنجارهای فرهنگی را نیز بیان می‌کند؛ هنجارهایی که از مبدأ فرهنگ و سیاست بر عمل رسانه‌ها اعمال می‌شود. معمولا هر «مکتب نظری» که وارد رسانه می‌شود، یا فرصت فعالیت رسانه‌ای پیدا می‌کند، چارچوب‌های هنجاری نظریه‌اش معلوم می‌شود و کسانی می‌نشینند و آن را تدوین می‌کنند. در کتاب وسایل ارتباط جمعی دنیس مک کوئل، که مرکز مطالعات رسانه‌ها ترجمه‌ای از آن چاپ کرده است، توضیحات مختلفی در مورد نظریه‌های هنجاری داده شده.
 
طبیعتاً اسلام هم در نظریه‌های هنجاری با رویکرد اسلامی وارد می‌شود و به طور طبیعی یک سری هنجار‌ها را بر رسانه حاکم می‌کند، البته به تدریج، با یک سری مطالعات، تحقیقات و بررسی‌ها می‌توان چارچوب‌های کلی نظریه هنجاری اسلام را تحت عنوان نظریه هنجاری رسانه اسلامی ـ ایرانی استخراج کرد. البته کارهایی در این راستا انجام گرفته است. مثلاً در دانشگاه امام صادق(ع)، کتابی با عنوان الگوی هنجاری رسانه ملی توسط دکتر باهنر با همکاری آقای ترکاشوند تألیف شده است. این کتاب را دانشگاه امام صادق(ع) چاپ کرده است. در این کتاب تلاش کردند تا چهارچوب‌های هنجاری صدا و سیما را به عنوان رسانه ملی از دیدگاه‌های حضرت امام و رهبر معظم انقلاب به عنوان نظریه پردازان دینی حوزه رادیو و تلویزیون استخراج کنند.
 
مقالات دیگری هم قبل از این منتشر شده، مثل مقاله مشترکی دکتر آشنا مشاور فرهنگی رییس جمهور و دکتر رضی که هم اکنون قائم مقام سازمان بسیج رسانه کل کشور هستند، در فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع). همچنین پایان نامه‌هایی ناظر به نظریه هنجاری اسلام که بیشتر در دوره ارشد و دکترای دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) دفاع شده است. کتاب «خبر در اسلام» نیز از جمله کتاب‌های چاپ شده در این زمینه است به نویسندگی دکتر پویا؛ که رییس سابق مرکز تحقیقات صدا و سیما بودند؛ ایشان سعی کردند که چارچوب‌های هنجاری اطلاع رسانی رسانه را در بیاورند. دکتر یونس شکرخواه از اساتید مطرح خبر و اطلاع رسانی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران مقدمه‌ای برای این کتاب نوشتند که در آن مقدمه، اشاره می‌کند که نسبت به سایر حوزه‌های نظریه‌پردازی، به میزان کمتری به حوزه نظریه‌پردازی هنجاری پرداخته شده است. ما مبانی نظری خیلی محکمی در این زمینه داریم و علی الاصول حوزه نظریه‌پردازی هنجاری باید در ایران بازار گرمتری داشته باشد، ولی خب ضعیف بوده است. البته به مرور در حال بهتر شدن است. طبیعتاً وقتی شما از این حوزه به رسانه‌هایی همچون تلویزیون نگاه می‌کنید، چهارچوب‌هایی وجود دارد. یکی از اصلیترین چهارچوب‌ها در نظریه هنجاری، چهارچوب‌های مربوط به نظام نشانه‌ای تلویزیون و خط قرمزهایی که در تصویر می‌تواند وجود داشته باشد، است. چیزی که در نظام نشانه‌ای خیلی برجسته می‌شود، حجاب و نوع پوشش است.
 
شما وضعیت حجاب در صدا و سیمای ما را چطور ارزیابی می کنید؟
 
وقتی شما چهارچوب‌های هنجاری در رسانه ملی بیان می‌کنی یکی از چیزهایی که خیلی برجسته است حجاب است که تأثیرات خیلی بنیادینی بر تلویزیون و سینمای ایران گذاشته است و آن را تقریباً از تلویزیون و سینمای سایر کشورهای جهان متمایز کرده است. این تمایز، خود یک وجه مزیتی برای رسانه ملی ما شده است. یکی از مزیت‌های تلویزیون ما نسبت به اغلب تلویزیون‌های دنیا حجاب است. «حیا» البته در چارچوب نظام معنایی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و جنبه معنایی حیا از جنبه نشانه‌ای‌اش پر رنگ‌تر است. بخش زیادی از این استقبال و ابراز تمایلی که در کشورهای اسلامی از شبکه آی فیلم شده است و به مثابه یک شبکه خانوادگی برجسته شده است، به محجبه بودن بازیگران سریال‌های خانوادگی این تلویزیون بر می‌گردد که حتی برای هنرپیشه‌های عرب هم خیلی جالب بوده است.
 
از این لایه که عبور کنیم، در حوزه حیا، بحث و برش‌های نظری عمیق‌تر است. بیان نظریه هنجاری اسلام در حیای تلویزیونی به نسبت حجاب تلویزیونی، یک مقدار پیچیده‌تر است و دقت‌های بیشتری برای محقق شدن این نظریه‌های هنجاری لازم است. حیا بیشتر در کجا جلوه می‌کند؟ وقتی اهمیت ورود به حوزه هنجاری حیا علاوه بر حوزه هنجاری حجاب مشخص می‌شود که یک تلویزیونی مانند تلویزیون جمهوری اسلامی مسئله حجاب را حل کرده باشد. وقتی مسأله حجاب حل می‌شود، یعنی نظریه هنجاری با قدرتی که اعمال می‌کند، عملاً بی‌حجابی را از تلویزیون ایران بیرون می‌برد در مطالبه جدیدتری مساله حیا مطرح می‌شود.
 
آیا در تلویزیون ایران مسئله حجاب حل شده است که به حیا برسیم؟
 
بله، در تلویزیون ایران تقریباً مسئله حجاب حل شده است. حتی مسئله آرایش هم حل شده است.
 
اما ما در سریال‌های تلویزیونی و مجریان می‌بینیم که آرایش دارند و این آرایش صورت غلیظ و واضح است.
 
کلی عرض می‌کنم. به صورت کلی مسئله حجاب در رسانه ما تقریباً حل شده است. ما در تلویزیون ایران بی‌حجابی نداریم. حتی بدحجابی به آن معنا هم نداریم. آرایش خفیف تا حدودی ممکن است باشد. تلویزیون ما سالانه ده‌ها هزار ساعت برنامه تولید می‌کند. نباید بر اساس دیدن چندین مورد و حتی ده‌ها مورد این طور قضاوت کرد که مسئله حجاب برای صدا و سیما حل نشده است. شما روند کلی را نگاه کنید. بر روی آنتن تلویزیون ایران تعهد به نظریه هنجاری اسلام در حوزه حجاب و آرایش دیگر جنبه ادراکی پیدا کرده است. جنبه اعمالی ندارد بلکه جنبه ادراکی پیدا کرده است. خودسانسوری در پدیده بد حجابی و بی‌حجابی در تلویزیون وجود دارد و در سینما هم این طور بوده است اما از دوره دوم خرداد، بد حجابی عود کرده است و آثار آن هنوز هم هست ولی این مسئله در تلویزیون تقریباً کنترل و مهار شده است.
 
ای کاش پایه و اساس تلویزیون ما با حجاب گذاشته می‌شد. اگر این چنین بود اکنون در سطح خیلی بالاتری قرار داشت. هم پیشرفته‌تر و هم اسلامی‌تر بود. آزمون و خطاهایی که ما در حوزه حجاب کرده‌ایم، خیلی زود‌تر از این‌ها باید تمام می‌شد. اگر تلویزیون ما با حجاب تولد پیدا می‌کرد و از سال 1335 که تلویزیون در ایران راه افتاد، با بی‌حجابی شروع نشده بود، هم این همه تنش پس از انقلاب ایجاد نمی‎شد، هم خیلی زود‌تر ما پیشرفت کرده بودیم و ثمره آن در حیا دیده می‌شد. شما به محض اینکه حجاب را کنترل می‌کنید، و با این کنترل تصور می‌کنید که مشکل را حل کرده‌اید تازه متوجه می‌شوید که از حیا غفلت کرده‌اید. این فکر که وقتی حجاب درست شد، همه چی درست می‌شود در تلویزیون ایران جواب نداد بلکه بعد‌تر معلوم شد ممکن است که حجاب درست شود اما حیا لزوما استاندارد نباشد.
 
وقتی، معنای حجاب از طرف آن کسی که دوربین دست اوست یا پشت دوربین است یا فیلمنامه نویس یا کارگردان یا بازیگر و بازیگردان یا مجری یا هر کس دیگری درک نمی‌شود، آن وقت، شما در بخشهایی از متون تلویزیونی با پدیده‌ای به نام «با حجابان بی‌حیا» روبرو می‌شوید. «با حجابان بی‌حیا»، پدیده‌ای است که هم اکنون در تلویزیون ایران وجود دارد. مثلا بازیگری که در سریال وضعیت حجابش اسلامی است اما از حیث حیا، نمی‌شود گفت که از منش اسلامی برخوردار است.
 
این امر از نظر شما چه اشکالی دارید؟
 
بسیار در تلویزیون دیده شده است که با حجابانی هستند که حجابشان کامل است اما حیا در آن‌ها کامل نیست و بی‌حیایی در آن‌ها دیده می‌شود. پدیده عجیبی است. تجربه سینما و تلویزیون این را نشان داده است که وقتی بیش از حد به نشانه توجه می‌شود و تعادل بین نشانه و معنا برقرار نمی‌کنیم، حداقل در حوزه حجاب این طور خودش را نشان می‌دهد که شما حجاب داری ولی خیلی حیا نداری و این نمود آن اتفاق است. چه بسا علت این امر کم تجربگی ما باشد. حداقل این است که ما فکر کردیم با درست شدن تلویزیونی حجاب، حیا برقرار می‌شود اما در بعضی موارد اتفاقا گل درشت نشد. یک علت هم این است که دانش دینی دست اندرکاران ضعیف بوده است چون متوجه نشدند که در اسلام حجاب در زمینه حیا معنا دارد و حجاب فارغ از حیا، در اسلام به رسمیت شناخته نمی‌شود. حجاب در اسلام به معنای ابزاری برای ارتقای حیا معنی دارد. یکی از دیگر دلایل آن می‌تواند این باشد که کلا مدیریت معنا سخت‌تر از مدیریت نشانه است. از دلایل دیگر آن می‌تواند این باشد که کسانی که در تولید برنامه‌های صدا و سیما دست دارند و بازیگر و کارگردان هستند، اصلاً حجاب را بر نمی‌تابند. این‌ها به سختی و اجبار آن را وارد کارهای خود می‌کنند و چون خودشان نمی‌خواهند، عملاً این تعارض خودش را در پدیده با حجاب بی‌حیا نشان می‌دهد.
 
خود «با حجاب بی‌حیا»، نشانه‌های جدیدی را در تلویزیون ایران ایجاد کرده است. یعنی در حقیقت در مقوله حجابی که ایجاد کرده است تقلیلاتی نسبت به حجاب اصلی وجود دارد. مثلاً تقلیل چادر به «شنل»؛. یعنی چادر به یک پارچه مشکی صرف تقلیل داده می‌شود و هیچ کارکرد حیانما ندارد. چادری که روگیری ندارد. حریمی ایجاد نمی‌کند، با آرایش و رفتار‌های جسورانه منافات ندارد. اگر خانم به سر کننده آن مدت‌ها با نامحرم گپ بزند تعجبی را ایجاد نمی‌کند. چادر به مثابه شنل، به مثابه تزیین از نشانه‌های با حجابان بی‌حیاست.
 
کلمه با حجابان بی‌حیا را کمی تقلیل بدهیم؟ بی‌حیا به معنی کسی است که اصلاً حیا ندارد.
 
خانمی که حرکات تند و بی‌پروایی می‌کنند که به او نمی‌گویند چقدر کم حیایی بلکه می‌گویند چقدر بی‌حیایی.
 
خب حیا مراتب دارد. ندارد؟
 
ما حیا به معنای عرفی آن مدنظرمان است و منظورمان از بی‌حیا، فرد بی‌عفت که نیست. خانمی که در تلویزیون حجاب دارد اما حیا را رعایت نمی‌کند و خیلی بی‌پرواست و حرکت‌های بدنی خاصی نشان می‌دهد و رفتارهای عاشقانه خارج از شئونات دارد، بخصوص وقتی که چادر بر سر دارد و با چادر این کار را می‌کند، این جسارت را به من می‌دهد که من به او بگویم بی‌حیا. نقش مانتویی اگر این کار را می‌کرد من این توقع را از او نداشتم. من چون توقع دارم که یک چادری بیشتر از یک مانتویی رعایت کند، انتظار بیشتری هم از آن چادری می‌رود.
 
یک مقدار وارد مصداق‌ها بر اساس گروه‌های سنی بشویم. شما اگر بخواهید حیا را ترویج بدهید در برنامه‌های کودک، نوجوان و... یک سری مولفه‌هایی خاص خودش را دارد، هر چند همه برنامه‌ها را هر مخاطبی در هر سنی می‌تواند ببیند. اما اگر ما بخواهیم مولفه‌های موثر برای رشد حیا در مقطع سنی کودک را بررسی کنیم، چه چیزهایی است؟
 
حیا یک مفهوم و حقیقتی اعم از حجاب است. حیا نه تنها پشتیبان حجاب است بلکه پشتیان خیلی از مفاهیم دیگر هم است. حیا فقط بین محرم و نامحرم نیست بلک در مورد رابطه بین والدین و فرزند و نیز بین دو همسر هم هست. حتی در رابطه بین معلم و شاگرد هم هست. حیا همه جا مهم است. در روایات ما بسیار بر آن تاکید شده است. حتی حیا در رابطه بین بنده و خدا هم هست.
 
به نظر می‌رسد که در برنامه‌های کودک، بیش از آنکه بی‌حیایی و کم حیایی در رابطه بین محرم و نامحرم و دختر و پسر برجسته باشد، انواع دیگری از بی‌حیایی و کم حیایی اولویت دارد که درباره آن‌ها صحبت شود. مثلاً مقوله ارتباط بین امیر محمد با بزرگ‌تر از خودش، عمو پورنگ. من معتقدم این برنامه، برنامه خوبی است اما همین جا می‌خواهم نقدی که به آن دارم بیان کنم. در تلویزیون ما بخصوص در برنامه‌های کودک، رابطه بچه با بزرگترش مخدوش است. رابطه، رابطه مبتنی بر حیا نیست.
 
شوخی‌های زیادی بین عمو پورنگ با امیر محمد و امیرمحمد با عمو پورنگ می‌کند و بعضاً همدیگر را مسخره می‌کنند. تیکه کلام‌هایی را تکرار می‌کنند یا همدیگر را سرکار می‌گذارند. به نظر من عمو پورنگ بهترین برنامه کودک در دهه اخیر است. من نمی‌خواهم بگویم که برنامه کودک نباید شاد باشد یا مجری کودک باید مثل بزرگ‌تر‌ها رفتار کند، ولی باید حریمی بین بزرگ‌تر و کوچک‌تر در برنامه باشد. حتی من اگر بخواهم بیشتر توضیح بدهم این تشتت معنایی و کم حیایی بین رابطه این دو تا، معنای «عمو» را در تلویزیون ایران دچار خدشه کرده است. یعنی شخصیتی که ما تحت عنوان «عمو» داریم می‌بینیم، اصلاً عمو نیست. یعنی در فرهنگ ایرانی اسلامی به چنین شخصیتی عمو نمی‌گویند. خیلی مثبت بخواهم در رابطه با این شخصیت صحبت کنم، این شخصیت بیشتر شبیه «دایی» است تا عمو.
 
چرا؟
 
به این علت که دایی وجه جمالیه است و ما به ازای مذکر مادر می‌شود؛ ما به ازای مذکر پدر می‌شود عمو. طبیعتاً دایی وجه جمالیه است و عمو وجه جلالیه است. جلالت عمو خیلی بیشتر از لطافت اوست و دایی لطافتش بیشتر از جلالیت است. عمو باید خیلی با اقتدار و ابهت باشد و غلظت مردانگی بیشتری دارد. من معتقدم منش عموپورنگ در این برنامه در چارچوب منش یک دایی معنا دار است بلکه از چارچوب معنایی دایی هم تا حدی خارج می‌شود. این دگردیسی معنای عمو را در ذهن بچه دچار اختلال می‌کند و می‌تواند تلقی بچه‌های چند نسل ما را از عمو دگرگون کند؛ خصوصا اینکه بواسطه کوچک شدن بعد خانوار در ایران تعداد عموهای واقعی هم مدام در حال کاهش است.
 
این مسئله به تربیت کودک لطمه می‌زند؟
 
بله. چون حیای بین کودک و عمو هم مسئله مهمی است. در خاله‌ها هم همین طور است. خاله‌های مختلف برنامه‌های کودک، خاله نیستند. این‌هایی که الان هستند نمی‌توانند رابطه مادرانه‌ای را با کودک برقرار کنند. تعامل این‌ها با بچه‌ها به مثابه تعامل با تعدادی عروسک است. خاله‌ها نقش مادری را خوب درک نمی‌کنند و به نظر من با بچه‌ها به مثابه موجودات بی‌روح و زیبا مانند یک عروسک رفتار می‌کنند. مثل یک سری عروسک‌هایی که شما دکمه‌اش را بزنید که بخواند و بچرخد و حرکاتی انجام دهد و بعد خاموش شود. هر وقت که بخواهند دکمه‌های این بچه‌ها را می‌زنند و بچه‌ها جیغ و داد و هورا می‌کشند و بعد تمام می‌شود. سطح رابطه بسیار نازل و از محبت و عاطفه و انگیزه مادرانه بسیار دور است. عنوان خاله شایسته و برازنده این‌ها نیست. این‌ها به مثابه عروسک گردان با کودک برخورد می‌کنند. و این بسیار غیر فرهنگی است.
 
وضعیت ترویج و تقویت حیا در رسانه ملی در زمینه کودک و نوجوان چطور است؟
 
نوجوانان اصلاَ در تلویزیون ما دیده نمی‌شوند. به نظر من این طور می‌رسد.
 
یعنی ما برنامه متناسب با نوجوان نداریم؟
 
بله. ما تقریباً برنامه‌ای که متناسب با نوجوان باشد، نداریم. کلاً پدیده نوجوان در تلویزیون ما مورد غفلت است. جوان گرایی افراطی منجر به این شده است که نوجوان‌ها دیده نشوند. نه روی آنتن خیلی دیده می‌شوند، نه در غیر آنتن به آن‌ها خیلی توجه می‌شود.
 
در سریال‌ها و برنامه‌های عمومی چطور؟ هرچند این برنامه‌های عمومی را همه مقاطع سنی می‌بینند.
 
در سریال‌ها مقوله حیا کمرنگ است. البته گفتم روند عمومی تلویزیون ایران در مقایسه با رسانه‌های دیگر دنیا در وضعیت خیلی بهتری است و اینکه الان حیا به مسئله گفتگوی من و شما تبدیل شده، به این دلیل است که تلویزیون تا حد زیادی مسئله حجاب را حل کرده است. این پیشرفت مهم است. حیا مورد توجه جامعه‌ای قرار می‌گیرد که مساله حجاب برای آن حل شده باشد.
 
خب باید در این مورد حرف زده بشود تا حیا هم دغدغه صدا و سیمای ما شود...
 
بله ولی این نباید به معنی سیاه نمایی وضع موجود باشد.
 
نه، اتفاقا نمی‌خواهیم سیاهنمایی کنیم. هم مصادیق خوب آن را بگوییم و هم مصادیق بد آن را بگوییم.
 
می‌خواهم بگویم روند عمومی مثبت است.
 
اگر بخواهیم عامل رواج بی‌حیایی در جامعه را بین سینما و صدا و سیما مقایسه کنیم، بیشتر سینماست یا صدا و سیما؟
 
به نظر من در سینما، به خاطر اینکه هنوز خط قرمز حجاب خیلی پر رنگ نیست، بی‌حیایی‌های سینمایی هم در کلیشه‌هایی آشنا و آشکار است بازنمایی می‌شود. در تلویزیون شرایط متفاوت‌تر است. در تلویزیون چون پافشاری بر حجاب و تا حدودی تحفظ بر رعایت حریم بین محرم و نامحرم به یک قاعده ادراکی تبدیل شده است لذا «بی‌حیایی‌ها» یا «بدحیایی‌ها» خیلی حالت پیچیده تری به خود گرفته است. اما در سینما چون هنچار‌ها کمتر اعمال می‌شود و چراغهای قرمز بیشتر شبیه چراغ چشمک زن زرد رفتار می‌کنند و هنوز در مساله حجاب مانده‌اند لذا بی‌حیایی‌ها صورت بسیار ساده و گل درشتی دارد. البته به نظرم این بیماری به تدریج از سینما به تلویزیون دارد در حال سرایت است.
 
یک نکته‌ در این میان ناگفته ماند. می‌شود مخاطبین تلویزیون را به لحاظ سنی و برنامه‌های متناسب با هر کدام رده بندی کرد؟ اصلاً می‌شود گفت که آن کودک خردسال آن برنامه مخاطب عام را نگاه نمی‌کند؟
 
خاطرم هست که یکسری نظرسنجی انجام شده بود. بر اساس آن، بچه‌ها، در درجه اول برنامه‌های بزرگسالان را نگاه می‌کردند و در درجه دوم برنامه‌های کودک را نگاه می‌کردند. نظرسنجی‌های اخیر را اطلاعی ندارم. اما بیشترین برنامه‌هایی که بچه‌ها نگاه می‌کنند برنامه‌های بزرگسالان است. علت این هم به نظر من اقتدار ساختار خانوادگی در جامعه ایران است. چون خانواده‌ها می‌نشینند و سریال نگاه می‌کنند، بچه‌ها هم در کنار آن‌ها می‌نشینند و نگاه می‌کنند. برنامه‌های کودک برعکس برنامه‌های کودک قدیم‌تر‌ها چون برای بزرگتر‌ها بهره فرهنگی چندانی ندارند و برنامه‌ای است که فقط کارکرد کودکانه دارند لذا منجر به جمع شدگی خانواده حول تلویزیون نمی‌شوند؛ حتی ترکیب مادر و فرزند هم کمتر پای گیرنده‌ها دیده می‌شود. این یک اشکال برای برنامه کودک است. برنامه کودک باید برنامه‌ای باشد که کودک ببیند و اگر مادر هم آن را دید بتواند بهره‌ای از آن برنامه ببرد، در حالی که الان این طور نیست و بهره بزرگسالان از برنامه‌های کودک خیلی کم است. لذا کودکان چون مجبورند تنها ببینند اساسا کمتر می‌بینند.
 
یک راه برای اینکه پدران و مادران همراه با کودکان برنامه کودک ببینند این است که تکرار برنامه‌های کودک قدیم را پخش کنیم که هم اکنون صدا و سیما چنین کاری را در قالب بچه‌های دیروز دارد انجام می‌دهد. به نظر من این برنامه‌های کودک قدیمی نباید در برنامه‌هایی که مرور خاطرات برای بزرگترهاست، پخش بشود بلکه باید در‌‌ همان برنامه کودک پخش شود. این یکی از سیاست‌های غلط است که جنبه تاریخی آن ترجیح داده می‌شود. اگر در برنامه کودک پخش شود، کودک می‌بیند و پدر و مادر هم می‌نشینند و نگاه می‌کنند.
 
اگر سریال‌هایی ساخته بشود که کودک در آن نقش داشته باشد و در عین حال مطلوب بزرگتر‌ها هم باشد چطور؟
 
اصلاً کودک در سریال‌های تلویزیونی وجود ندارد. حتی خردسال هم نیست. این بدین خاطر است که بازی گرفتن از بازیگر خردسال کار سخت و پیچیده‌ای است. پس وقتی کودک حذف می‌شود، مخاطب کودک هم حذف می‌شود. نقش کودک اگر در سریال‌ها دیده شود خیلی در جمع کردن خانواده‌ها به دور هم موثر است. مثل سریال پزشک دهکده که در آن کودک و حتی نوجوان صاحب نقش موثر است. ما پیوند نسلی را در این سریال به خوبی می‌بینیم. از این جهت سریال دهکده خیلی سریال اسلامی است. نشانه حجاب خیلی مهم و برجسته است اما به نظر من سریال پزشک دهکده، به واسطه رعایت خیلی از مولفه‌های دیگر از نظام هنجاری رسانه اسلامی به نظر من از بسیاری سریال‌های ما اسلامی‌تر است. البته من پزشک دهکده سانسور شده را عرض می‌کنم. به نظر من پزشک دهکده سانسور شده، نسبت به رعایت عمومی مولفه‌های هنجاری اسلامی جزو اسلامی‌ترین سریال‌هایی است که تا به حال از تلویزیون پخش شده است. اگر این خانم حجاب داشت و نماز هم می‌خواند خیلی مسلمان خوبی بود.
 
فرض بگیریم به هزار و یک دلیل موجه و غیر موجه این مشکلات در صدا و سیمای ما حل نشود، خانواده‌های ما باید در برابر این آسیب‌ها چه کنند؟
 
طبیعتاً جایگزین پیدا می‌کنند. به مرور چیزهایی را پیدا می‌کنند. خیلی از خانواده‌ها به اشتباه بازی‌های رایانه‌ای را جایگزین این‌ها می‌کنند و بچه‌ها را با آن بازی‌ها مشغول می‌کنند و این هم آسیب‌های خودش را دارد. برخی خانواده‌ها البته اقدامات مثبت تری می‌کنند و به سمت حذف تلویزیون از خانه می‌روند و آن را در انزوا قرار می‌دهند و اجازه نمی‌دهند که تلویزیون میدان‌داری کند و تفریحات دیگر و ارتباطات دیگر و سفر‌های هر از گاهی و جمع‌های دوستانه و کتابخوانی و بازی‌های فکری را جایگزین تلویزیون می‌کنند.
 
در مجموع پیامدهای ترویج بی‌حیایی در صدا و سیما را چه می‌دانید؟
 
صحبت از چنین چیزهایی خیلی پیش پا افتاده است. ما بعد از گذشت 35 سال از انقلاب که نباید در مورد پیامدهای حیا و ضرورت حیا صحبت کنیم. ما از این‌ها عبور کردیم و الان خیلی پیشرفت کرده‌ایم. رسانه ما الان یک رسانه با حجاب است و ما داریم در مورد با مسایل حادتری همچون با حجابان بی‌حیا مبارزه می‌کنیم. ما داریم بر روی چگونگی وجود حیا در متن و بطن صدا و سیما صحبت می‌کنیم. ما داریم به این فکر می‌کنیم که با خانم با حجابی که رفتارهای بی‌پروا و از سر بی‌حیایی دارد، با این چه کنیم. این را چه طور کنترل کنیم. سطح بحث خیلی بالا‌تر از این مباحث است. این بحث برای تلویزیونهای عقب افتاده کشورهای دیگری همچون مصر، قطر و ترکیه و جاهای دیگر است. مسئله ما این‌ها نیست.
 
در مجموع برای حل این مسائل چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟
 
نظریه هنجاری باید در متن تلویزیون ما بغلتد که این نیاز به مهارت‌های مختلفی دارد. دانش تلویزیون و زبان سینما باید ارتقا پیدا کند و توانمندی سینماگران باید برای بیان مفاهیم پیچیده تری همچون حیا ارتقا پیدا کند. دست اندرکاران و سینماگران باید دغدغه برای بودن معنای اسلامی در کار‌هایشان پیدا کنند. همه این‌ها لازم است.

+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/6/23ساعــت 11:11 صبح تــوسط عباس | نظر
قرارگاه دل بیقرارها(یادداشت روز) چه پرمعنا و دلنشین است کلام پی

چه پرمعنا و دلنشین است کلام پیامبر اعظم(ص) که فرمود «انا و علیُ اَبَوا هذه الامه. من و علی پدران این امت هستیم». رهبر و امام جامعه دینی، پدر مردمانی است که به برکت ایمان و اعتقاد با هم برادر شده‌اند و الفت گرفته‌اند. این امر مایه آرامش و امنیت و اطمینان در یک جامعه است و تا آنجا که میسر باشد، دلها را به هم نزدیک می‌کند. چنین نعمت بزرگی از فرط ظهور و بروز به چشم نمی‌آید، چونان که آب برای ماهی. گاه از شدت بروز و ظهور مخفی می‌ماند. این معنا را باید از زبان جناب نوف بکالی صحابه امیر مومنان(ع) شنید که راوی خطبه معروف 182 نهج‌البلاغه است؛ خطبه‌ای که ضمن آن حضرت چند روز قبل از شهادت، از یاران شهید یاد کرد و گریست. «این عمار؟ و این ابن تیهان؟ و این ذوالشهادتین؟... و کجایند همتایان آنها که با یکدیگر پیمان خون بستند و سرهای آنان را برای تاجران هدیه بردند».
در پایان این جملات بلندبالا و شیدا عبارتی است تکان‌دهنده که از زبان راوی خطبه بیان می‌شود. نوف به ماجرای بسیج دوباره برای جهاد با سپاه معاویه و سپس ضربت خوردن امیر مومنان اشاره می‌کند و می‌گوید «فتراجعت العساکر فکنا کاغنام فقدت راعیها، تخطفها الذئاب من کل مکان. پس سپاهیان برگشتند و ما مانند گله‌ای بودیم که چوپان را گم کرده و گرگ‌ها از هر سو می‌خواهند آنان را بربایند». رعایت حال مردم و پاییدن امنیت و آسایش آنها از طمع و تطاول گرگ‌صفتان، نعمتی است که خداوند به برکت امامت ارزانی جامعه مومن کرده است. به بیان شریف حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله علیها) «فجعل‌الله طاعتنا نظاما للملّه و امامتنا اماناً من الفرقهُ. خداوند پیروی ما را مایه استواری دین و پیشوایی ما را موجب در امان ماندن از تفرقه و اختلاف قرار داد».
هرچند انتشار خبر عارضه و نقاهت ولی امر مسلمین امام خامنه‌ای- ایده الله تعالی- برای عوام و خواص ما تلخ و ناراحت‌کننده بود، اما در تعاقب خویش نکات شیرینی را به همراه داشت. این اتفاق ضمن اینکه تلنگر و تذکری برای قدر شمردن نعمت بی‌بدیل ولایت بود، حقیقتی را به همه ما از جمله خاصان و نخبگان سیاسی و اجتماعی که به عیادت ایشان رفتند، متذکر شد و آن اینکه چه قدر این مرد الهی و محضر او مایه آرامش و قوت قلب است. فراوان به یاد داریم که چگونه اصحاب سیاست از طیف‌های مختلف با هم درگیر بوده و فضای عمومی را ملتهب ساخته‌اند اما چون - مثلا در ماه مبارک رمضان یا مقاطع دیگر- به محضر ایشان مشرف شده‌اند، آرامش گرفته و تا مدتی نیز همین آرامش را به جامعه دمیده‌اند. شاید یک معنای آیه شریفه «هوالذی انزل السکینهًْ فی قلوب المومنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم...» همین نعمت ولایت و رهبری در درجات مختلف آن است. ملت ما حقیقت این معنا را در حیات مبارک حضرت امام خمینی(ره) و سپس جانشین عزیز ایشان درک کرد.
بی‌دلیل نیست که برادری می‌گفت بعد از نماز صبح به محضر پروردگار عرض کردم خدایا! خودم که هیچ، فرزند خردسالم نیز به فدای سلامتی «آقا» باشد. و بی‌خود نیست این شعار از دل برخاسته، سرلوحه دعای مردمان خوب ما شد که «از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا». اینان مردمانی هستند که در مکتب اهل بیت آموخته‌اند پدر و مادر و جان و مال و خانواده و فرزند را فدیه و فدایی مولای خویش بدانند... و خدا می‌داند آنان که برای نایب امام زمان(عج) چنین بی‌تاب و بی‌قرار می‌شوند، برای خود مولا چه جانفشانی ‌کنند! نشان به آن نشان که با یک سربند «یا صاحب‌الزمان» به دل دشمن زدند و بی‌سروسامان دوست شدند. به تعبیر سید شهیدان اهل قلم «ما با حضرت عالی به عنوان وصی امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده‌ایم... بسیارند کسانی که می‌دانند شمشیرزدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیرزدن در رکاب حضرت مهدی(عج) و نه تنها آماده که مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما. کمترین مطیع شما سیدمرتضی آوینی».
عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است
دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است
تن بی‌سر عجبی نیست رود گر بر خاک
سر سرباز ره عشق به پیکر عجب است
آرامش و روحیه گرفتن از محضر مقتدای انقلاب را باید در ادب آیت‌الله طالقانی و ادبیات روشنگر شهید رجایی جست، دو صحابی انقلاب که شهریورماه موعد سرآمدن پیمان آنها با حضرت حق جلّ ‌و علا بود. اگر منافقین از طالقانی پدر می‌ساختند تا در برابر امام قرار دهند، او رفت و دو زانو در محضر امام نشست و سخنی گفت که تا عمق جان فتنه‌گران و نفاق‌افکنان را سوخت. روایتی که محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور مکتبی و مقلد امام از همین ماجرا می‌کند، روایتی به غایت شنیدنی است. رجایی 24 مرداد 1360 یعنی دو هفته قبل از ترور سخنانی در تلویزیون گفت به غایت حکمت‌آمیز؛ که اگر هیچ جرم(!) دیگری نداشت جز همین یک خطابه، سزاوار بود که مغضوب منافقان شود و خونش به ظلم بریزند. او گفت «سازمان مجاهدین[خلق] در زندان حرفشان این بود که درست است که ما شعار مبارزه با امپریالیسم می‌دهیم، درست است که با ساواک باید جنگید ولی قبل از هر چیز با مسلمانانی که امام را به عنوان رهبر این انقلاب قبول دارند، باید با آنها جنگید، باید از روی جنازه آنها رد شد... حتی وقتی اجازه گرفتیم در زندان نماز جماعت بخوانیم، آنها نماز جماعت نخواندند...  از زندان که بیرون آمدند اولین کاری که سازمان کرد، یک پوستر چاپ کرد که یک طرفش آرم سازمان بود و یک طرفش عکس امام... اینها به فکر بودند که هر چه زودتر یک نبردی را با نیروهای مومن واقعی شروع کنند. همه ما یادمان هست که اینها در زمانی که آقای طالقانی حیات داشتند، آمدند و گفتند- در آن جریانی که پسر مرحوم طالقانی دستگیر شده بود- همه نیروهای نظامی ما در اختیار مرحوم طالقانی! این را برای چه گفتند؟ چرا اجازه دادند که روزنامه‌های منفور آن روز با حروف بزرگ در نیم صفحه بالایش بنویسند که مجاهدین خلق همه نیروهای نظامی‌اش را در اختیار مرحوم طالقانی می‌گذارد، طالقانی با این نیروها چه کاری می‌خواست انجام بدهد؟».
می‌خواستند چه کنند؟ رجایی خود پاسخ این سوال مهم را داد و تمام رشته‌های منافقین- از مجاهدین خلق تا نهضت آزادی- را پنبه کرد. «آنها می‌خواستند آن روز جنگ را شروع کنند منتها خودشان می‌دانستند هیچ حیثیتی برای شروع این جنگ ندارند، می‌خواستند مرحوم طالقانی را سپر قرار دهند و پشت عَلَمی که ایشان به خیال آنها برمی‌افراشت، جنگ را شروع کنند که دیدند مرحوم طالقانی آن روز رفت خدمت امام حرفی زد که اگر بین مجاهدین یک نفر مسلمان واقعی وجود داشت که می‌خواست تفکر اسلامی بکند و آقای طالقانی را به عنوان یک روحانی انقلابی قبول داشت، باید همان جا تغییر موضع بدهد. مرحوم طالقانی به خدمت امام رفت و دو زانو زد و گفت که من هر وقت مایوس می‌شوم از حرکت این انقلاب به خدمت امام می‌آیم و دوباره نیرو می‌گیرم. این کسی بود که شما او را پدر می‌دانستید... مگر شما گفتید که نه آقای طالقانی ما در تسلیم شدن شما در مقابل رهبر انقلاب سهیم نیستیم وقتی که خواستی با امام بجنگی ما را خبر کن؟!... واقعا یک مجاهد نیست از خودش بپرسد که سازمان مجاهدین خلق! دشمن خلق را تو چه کسی تشخیص دادی؟ آیا در این دو سال و نیم شد که یک آمریکایی را بکشی؟ و بگویید ما ضد آمریکایی هستیم؟ آیا شد که یک ساواکی را بکشی؟ آیا شد که یک سرمایه‌دار صهیونیست استثمارگری را بکشی و بیایی و بگویی که انقلابی هستی؟ اما بهشتی را کشتی!... امروز فرانسه و آمریکا و آلمان مشتاقند که این انقلاب شکست بخورد. کاری هم با رجایی و بهشتی و خامنه‌ای [اشاره به ترورهای تیرماه 60] ندارند. آنها با انقلاب کار دارند... شما می‌توانید بگویید کشتن خامنه‌ای برای شما لازم‌تر از کشتن یک آمریکایی یا یک ساواکی یا یک اسرائیلی بوده؟ حقیقت این است که آن خلق قهرمانی که شما بالای اعلامیه‌هایتان می‌نویسید، چیزی جز سازمان مجاهدین نیست...».
باید آسیب‌شناسی کنیم که چه چیزی ممکن است موجب حجاب میان ما و مقتدای امت شود؛ حب جاه و مال داشتن و میل ممتاز و متمایز زیستن و برخورداری امتیازهای ویژه برای عبور از مرز قانون و حق؟ محبت فرزندان و نزدیکان یا خویشاوندان سیاسی و جناحی؟ نفوذی‌ها؟ چاپلوس‌هایی که تنه به تنه منافقین می‌زنند؟ کدام رخنه سبب شد جناب زبیر به جای ایستادن در کنار امیرمومنان و عصای دست او شدن، در جبهه مقابل بایستد و پرچمدار جبهه دشمن در اولین جنگ امام پس از تصدی خلافت شود؟ چه کسی می‌تواند انکار کند مجاهدت‌های زبیر سیف‌الاسلام در روز احد برای حمایت از پیامبر(ص) آنجا که خیلی‌ها گریخته بودند؛ یا روز سقیفه که امیر مومنان تنها ماند و زبیر حامی حضرت بود؟ چه کسی می‌تواند محبت او به علی‌بن ابیطالب(ع) را انکار کند؟ و مگر نه اینکه امیر مومنان پیش از آغاز جنگ جمل، بی‌سلاح و سپر و زره با زبیر روبرو شد و به خاطر او آورد صحنه‌ای را که پیامبر شاهد آن صحنه بود. «آیا به یاد می‌آوری روزی را که مرا در آغوش کشیدی و پیامبر(ص) نگاه می‌کرد و فرمود ای زبیر! آیا او را دوست داری؟ تو گفتی چرا علی را دوست نداشته باشم با اینکه برادر و پسردایی من است؟! یادت هست. پیامبر فرمود بدان تو با او خواهی جنگید حال آن که باغی و ستمکاری؟!». تاریخ شهادت می‌دهد که زبیر با یادآوری این ماجرا آیه استرجاع  خواند و  گفت من هرگز با علی نمی‌جنگم و همین امروز برمی‌گردم.
در این میان کدام دست شوم دوباره آن رشته محبت را گسیخت؟ «زبیر همواره مردی از ما اهل بیت بود تا این که پسر شوم او عبدالله رشد کرد و پا به سن جوانی گذاشت» (حکمت 453 نهج‌البلاغه). زبیر که از محضر امیر مومنان برگشت، عبدالله گفت پدر رخساره‌ات غیر از آن است که نزد علی رفتی، تو از شمشیرهای اولاد عبدالمطلب ترسیده‌ای! این سرزنش و تحقیر در زبیر اثر کرد و در پاسخ گفت من نترسیده‌ام بلکه سوگند خورده‌ام با علی نجنگم. جنگ با امیر مومنان آن قدر واجب بود! که حیله شرعی هم برایش پیدا کردند. «پدر! کفاره شکستن سوگند را بده و بجنگ تا قریش تو را ترسو نخواند». زبیر نیز غلام خود را به کفاره شکستن سوگند آزاد کرد و برای آبروداری هم که شده به میدان جنگ بازگشت... جماعتی که بعدها به خوارج پیوستند، زبیر را خلاف نظر امام کشتند و شمشیرش را آوردند. حضرت شمشیر را گرفت و گریست. و فرمود چه غبارهای غمی را که این شمشیر از رخسار پیامبر(ص) زدود... کاش جناب زبیر فرمایش امیر مومنان را آویزه گوش می‌کرد که «ما تو را در شمار بهترین‌های طایفه عبدالمطلب برمی‌شمردیم تا اینکه پسرت بزرگ شد و میان ما تفرقه انداخت». کاش زبیر از خود می‌پرسید مرا با ولید شرابخوار و مروان بن حکم غدار چه معامله که با آنها هم‌جبهه شده‌ام و معاویه مرا- و نه علی را- امیر مومنان می‌خواند و برای چه مرا مقابل علی- این پدر مهربان ‌امت- ایستاده‌اند؟! کاش از علی می‌شنید و بشنویم که «رُبَّ عالم قد قتله جهله و علمه معه لاینفعه»...
خداوندا! ما و نخبگان و بزرگان ما و صحابی انقلاب ما را هرگز از آنهایی قرار نده که هشدار دادی «ولاتکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثا... مانند کسی نباشید که رشته‌های تابیده و محکم کرده را واتابید و از هم گشود». خداوندا! ادب رجایی و طالقانی را در دل و جان ما بنشان!

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 93/6/20ساعــت 11:40 صبح تــوسط عباس | نظر
   1   2      >