سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
حزبالله موشک اسکاد در اختیار دارد روزنامه تایمز در مطلبی مدعی ش

بسمه تعالی

حزب‌الله موشک‌ اسکاد در اختیار دارد

روزنامه تایمز در مطلبی مدعی شد، حزب‌الله لبنان 9 موشک از نوع اسکاد را در اختیار دارد که هر منطقه‌ای از سرزمین‌های اشغالی را می‌تواند هدف قرار دهد. به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، روزنامه تایمز چاپ لندن، در گزارشی با متهم کردن سوریه مدعی شد: ارسال اسلحه برای حزب‌الله لبنان افزایش یافته و در همین راستا 9 موشک پیشرفته اسکاد در اختیار حزب الله لبنان قرار گرفته است. این روزنامه در ادامه می‌نویسد: حزب‌الله هم اکنون 9 موشک از نوع اسکاد در اختیار دارد که بسیار دقیق هستند و هر نقطه از اسراییل را که بخواهند هدف قرار می‌دهند. برد این موشک‌ها 700 کیلومتر است و می‌توانند کلاهک انفجاری به وزن یک تن را حمل کنند.


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90/4/27ساعــت 11:10 صبح تــوسط عباس | نظر
ماجرای گفت و گوی تلفنی ریگان با هاشمی
بسمه تعالی
ماجرای گفت و گوی تلفنی ریگان با هاشمی
صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد احمدی نژاد در دولت نهم و مشاور کنونی فرمانده سپاه در گفت و گو با خبرنامه دانشجویان ایران به تبیین مسائل مختلف سیاسی کشور از انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی گرفته ، تحلیلی در مورد سخنان اخیر هاشمی در مورد رابطه با آمریکا تا بررسی وضعیت کنونی دولت نسبت به چهار سال گذشته پرداخت.

یه گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ صفار هرندی در پاسخ به سؤال خبرنگار ما در مورد اینکه با توجه به مدت زمانی که وی در دولت نهم آقای احمدی نژاد حضور داشته است، تفاوت دولت در آن چهار سال را با وضعیت کنونی دولت را چگونه می بیند گفت: من نمی توانم همچنین قضاوتی را بکنم چون در آن زمان در بحبحه مسائل حضور داشتم ولی هم اکنون در حاشیه هستم، مقایسه بین حالت حاشیه ای من با حالت متنی من شاید مقایسه ناقصی باشد، من اگر از آن زمان وصفی داشته باشم وصف از نزدیک دارم و از جزئیات خبر دارم. اما اگر از روی آثار عمل بخواهیم قضاوتی داشته باشیم ، خوب چرا، می شود به گونه ای مقایسه ای نمود.

وزیر سابق فرهنگ گفت: با توجه به آثار عمل، من معتقدم که آن چیزی که آقای احمدی نژاد در دوره اول مطرح کرد این بود که ما فارغ از هرگونه هیاهویی که اطراف ما است،چیزهایی که به ما می گویند حتی انتقادها و اعتراض هایی که به ما می کنند، ما می خواهیم که فقط خدمت بکنیم، کار می کنیم و جواب این هیاهوها را نمی دهیم، لباس خدمت پوشیده ایم و از صبح تا نصف شب دنبال فرصتی برای خدمت کردن به مردم می دویم، واقعا توصیف دولت نهم از دید من این است، یک جمع کفش آهنین پوشیده و خود را به آب و آتش زده برای تحقق خواسته های زمین مانده مردم.

وی ادامه داد: اما این روزها از نظر بنده به میزانی تجدید نظری در دیدگاه های آقای احمدی نژاد بوجود آمده است چون خود ایشان خیلی به حواشی اهمیت می دهد دائم یک مسئله ای اتفاق می افتد که تمام دولت باید ذهنش متوجه آن موضوع بشود از انواع این موارد می توان کاری را که در انحلال چند عدد از وزارت خانه ها شد قبل از آنکه قانونی برایش داشته باشیم که وزارت خانه نوین چگونه شکل می گیرد ناگهان وزارت خانه های اصلی اقتصادیمان را منحل کردیم و بی وزیر و سرپرست گذاشتیم در حالی که راه حل ساده تر این بود که که لوایح آنها را تهیه کنیم و به مجلس ارسال کنیم و وقتی که وزارت خانه تصویب شد یک وزیر معرفی کنیم و وزارت خانه را شکل بدهیم و تا آن زمان هم وزارت خانه سر جایش هست و دارد به فعالیت هایش ادامه می دهد.

حال چه نیازی به همچنین کاری است ، خودمان حاشیه و وسیله درست می کنیم این روش با آن روش سابق ایشان فرق کرده است.

صفار هرندی با اشاره به حوادث شکل داده شده توسط فتنه گران و خواست آنان برای حضور در انتخابات مجلس و نیز شرایط آنان برای حضور در آن گفت: علاوه بر آن تعریفی که ارائه کردم کسانی را که بتوان از آنها یک تعریف درون سیستمی ارائه کرد یعنی اینکه آن فرد ملتزم به مصالح نظام در درون است یکسری رفتارها هم وجود دارد که ثابت می کند که آیا این فرد می خواهد که به اصطلاح حلیم دیگران را هم بزند یا خدمتگذار مردم خودش باشد، کارنامه آدم هایی که کارنامه مخشوش و پریشانی در ماجراهای چند سال گذشته دارند اینها طبیعتا اجازه نمی دهد که وارد صحنه انتخابات بشوند و نباید راه پیدا کنند و هر کس که بگنجد در چنین قالبی به نظر بنده همین درباره او صادق است و در غیر این صورت نه .

وی در مورد سناریوی حضور اصلاح طلبان در انتخابات پیش روی مجلس گفت: برداشت من این است که اصلاح طلبان، خیلی با هویت اصلاح طلبی از آن نوع که تداعی کننده رفتارهای نابهنجار سالهای گذشتشان را اینگونه وارد عمل نمی شوند و بلکه عناصر خود را به گونه دیگری وارد صحنه انتخابات می کنند و در واقع پشت یک عناوین دیگری سنگر می گیرند ، برای مثال روشی که "آبادگران" در انتخابات شورای سوم و مجلس هفتم انتخاب کردند که در واقع از یک گروه گمنامی استفاده کردند که مردم سابقه ذهنی زیادی از این افراد نداشتند و بیشتر تصورشان این بود که اینها آمده اند که خدمتی به مردم بکنند، احتمال دارد که از همین تدبیر و ترفند بعضی از اصلاح طلبانی که سفید هستند و مشکل خاصی ندارند از این استفاده بکنند.

مشاور فرمانده سپاه در مورد اظهار نظر اخیر هاشمی مبنی براینکه بعد از پایان جنگ، آمریکا با پایین آوردن سطح توقعاتش به ما این فرصت را داد که دوباره به یک ارتباط مثبت دست پبدا کنیم ولی سیاست های رهبری به گونه ای بود که باعث شد ما در ارتباط هایمان با آمریکا به تلخی با آنها برخورد کنیم،اینگونه بیان داشت که : آقای هاشمی در چند مرحله همچنین خیزهایی را برداشته است و با یک همچین خوشبینی ای به سوی آمریکایی ها رفته است که یک موردش زمان جنگ بود که همان "ماجرای مک فارلین" بود که طرف اصلی مذاکره از طرف ایران آقای هاشمی بود که خود ایشان اعلام کرد که من تلفنی با آقای ریگان هم صحبت کرده ام و ایشان می گفت که ما آنها را فریب داده ایم یعنی به گونه ای عمل کردیم که آنها فریب خوردند.

وی ادامه داد: حالا اگر در هر مرحله از اقدامات از این قبیل ما کارهایی را که خودمان کردیم با فرض خوشبینانه اعلام کنیم که موفقیت آمیز بوده است و کارهایی که دیگران کرده اند را ناکامی معرفی کنیم اینجوری نمی توان راه به جایی برد و نمی توان مقایسه ای صورت داد و بلکه باید دید که حاصل آن رفتارها چه شد و حاصل این چه شد، برای مثال آقای بهزاد نبوی که از دوستان آقای هاشمی بوده است اعلام کرده بود که ما اصلاح طلبان وقتی قدرت را بدست گرفته بودیم موشک های آمریکایی متمرکز شده بودند برروی ایران و می خواستند که شلیک بکنند و آمدن ما باعث این شد که جنگ علیه ما راه نیافتد، در اینجا سوال من این است که اگر حرف این دوست تشکیلاتی آقای هاشمی ادعای درستی باشد پس معلوم است که آقای هاشمی در کارهایشان موفق نبوده اند،یعنی کار به جایی رسیده بوده که آمریکایی ها می خواستند ما را مورد هدف قرار بدهند و ما چطور آنقدر مسالمت آمیز عمل کرده ایم و آنها چه رفتاری داشته اند.

در مورد خود اصلاح طلبان نیز همین قضیه صادق است یعنی اصلاح طلبان هرچه که تمکین کردند در برابر دشمن برای مثال آقای خاتمی شعار خود را "گفتگوی تمدن ها" قرار داد و برای اینکه نشان بدهد که منظورش از گفتگوی تمدن ها چه می باشد در سخنرانی ای که داشت از "آبراهام لینکن" به عنوان شهید یاد کرد و در واقع مقدار زیادی باج به آنها داد ولی حاصلش این شد که آنها ما را در دوره آقای خاتمی "محور شرارت" معرفی کردند و شاهد بودیم که ایشان هم با این تمکین کردن ها راه به جایی نبرد، از قضا در دوره ای که محکم مقابل آمریکا ایستاده بودیم و زمانی که ما به نقطه ای رسیدیم که راحت می گفتیم ما هستیم که داریم مطالبه می کنیم از غرب و آمریکا در این دوره ما چیزی بیشتر از گذشته از دست نداده ایم دشمنی های آمریکا مثل گذشته علیه ما بوده است فقط با عزت بیشتری از سوی ما.

صفار هرندی در ادامه در مودر نحوه ی حضور اصولگرایان در انتخابات مجلس گفت: این سوال احساس می کنم خیلی زود هنگام پرسیده می شود چون چند ماهی تا انتخابات مانده است و ممکن است در مدت این چند ماه تغییرات بسیاری داشته باشد حتی گاهی وقت ها آن یک ماه آخر معادلات و مناسبات میان گروه ها چندبار تغییر می کند. ولی روح کلی رفتار اصول گرایان الان این است که وحدت را بین خودشان حدالمقدور حفظ بکنند برای مثال الان کاری مثل کاری که برای مجلس هشتم صورت گرفت که ساز و کاری است که برای رسیدن به اجماع بین اصول گرایان صورت گرفت که فرمول 5+6 در آن موقع جواب داد و حالا این فرمول الان بصورت 7+8 شده است و معنایش این است که اصل اولی اجماع اصول گرایان بر یک وفاق جمعی است. بعد هر جناح درونی جبهه اصول گرا برای خودش یک سلائق خاص و تاکتیک های ویژه هم دارد و عیبی هم ندارد و این سلائق خاص می تواند در یارگیری های که می خواهد بکند با حفظ چارچوب های جبهه ای راه خود را دنبال بکند.

برای مثال اگر در تهران اصول گرایان توانستند بر سر 30 نماینده به توافق برسند که خیلی عالیست ولی اگرهم که نشد بتوانند برروی 24 نماینده به توافق برسند و شش نفر بگذارند به دوش هر جناحی که فرد مورد نظر خود را معرفی کند که می شود 24+6 یا 20+10 و هر فرمول اینگونه ای که می تواند هم خواسته ی جمع گرایی در آن رعایت شود و هم خواسته های شخصی جناح ها.

وی با رد حضور خود در کمیته اصولگریان در مودر عدم حضور خود اینگونه گفت: نه بنده حضور ندارم، البته افرادی از روی صفای خودشان و حسن ظن شان نسبت به بنده به من پیشنهاد دادند که حضور پیدا کنم اما من بدلیل اینکه هویت سپاهی دارم نمی توانم در این دسته بندی ها ورود داشته باشم البته ورود در بحث کلی سیاست و مسائل اینگونه وظیفه همه ی مسلمانان می باشد

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 90/4/23ساعــت 5:28 عصر تــوسط عباس | نظر
ماجرای گفت و گوی تلفنی ریگان با هاشمی
بسمه تعالی
ماجرای گفت و گوی تلفنی ریگان با هاشمی
صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد احمدی نژاد در دولت نهم و مشاور کنونی فرمانده سپاه در گفت و گو با خبرنامه دانشجویان ایران به تبیین مسائل مختلف سیاسی کشور از انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی گرفته ، تحلیلی در مورد سخنان اخیر هاشمی در مورد رابطه با آمریکا تا بررسی وضعیت کنونی دولت نسبت به چهار سال گذشته پرداخت.

یه گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ صفار هرندی در پاسخ به سؤال خبرنگار ما در مورد اینکه با توجه به مدت زمانی که وی در دولت نهم آقای احمدی نژاد حضور داشته است، تفاوت دولت در آن چهار سال را با وضعیت کنونی دولت را چگونه می بیند گفت: من نمی توانم همچنین قضاوتی را بکنم چون در آن زمان در بحبحه مسائل حضور داشتم ولی هم اکنون در حاشیه هستم، مقایسه بین حالت حاشیه ای من با حالت متنی من شاید مقایسه ناقصی باشد، من اگر از آن زمان وصفی داشته باشم وصف از نزدیک دارم و از جزئیات خبر دارم. اما اگر از روی آثار عمل بخواهیم قضاوتی داشته باشیم ، خوب چرا، می شود به گونه ای مقایسه ای نمود.

وزیر سابق فرهنگ گفت: با توجه به آثار عمل، من معتقدم که آن چیزی که آقای احمدی نژاد در دوره اول مطرح کرد این بود که ما فارغ از هرگونه هیاهویی که اطراف ما است،چیزهایی که به ما می گویند حتی انتقادها و اعتراض هایی که به ما می کنند، ما می خواهیم که فقط خدمت بکنیم، کار می کنیم و جواب این هیاهوها را نمی دهیم، لباس خدمت پوشیده ایم و از صبح تا نصف شب دنبال فرصتی برای خدمت کردن به مردم می دویم، واقعا توصیف دولت نهم از دید من این است، یک جمع کفش آهنین پوشیده و خود را به آب و آتش زده برای تحقق خواسته های زمین مانده مردم.

وی ادامه داد: اما این روزها از نظر بنده به میزانی تجدید نظری در دیدگاه های آقای احمدی نژاد بوجود آمده است چون خود ایشان خیلی به حواشی اهمیت می دهد دائم یک مسئله ای اتفاق می افتد که تمام دولت باید ذهنش متوجه آن موضوع بشود از انواع این موارد می توان کاری را که در انحلال چند عدد از وزارت خانه ها شد قبل از آنکه قانونی برایش داشته باشیم که وزارت خانه نوین چگونه شکل می گیرد ناگهان وزارت خانه های اصلی اقتصادیمان را منحل کردیم و بی وزیر و سرپرست گذاشتیم در حالی که راه حل ساده تر این بود که که لوایح آنها را تهیه کنیم و به مجلس ارسال کنیم و وقتی که وزارت خانه تصویب شد یک وزیر معرفی کنیم و وزارت خانه را شکل بدهیم و تا آن زمان هم وزارت خانه سر جایش هست و دارد به فعالیت هایش ادامه می دهد.

حال چه نیازی به همچنین کاری است ، خودمان حاشیه و وسیله درست می کنیم این روش با آن روش سابق ایشان فرق کرده است.

صفار هرندی با اشاره به حوادث شکل داده شده توسط فتنه گران و خواست آنان برای حضور در انتخابات مجلس و نیز شرایط آنان برای حضور در آن گفت: علاوه بر آن تعریفی که ارائه کردم کسانی را که بتوان از آنها یک تعریف درون سیستمی ارائه کرد یعنی اینکه آن فرد ملتزم به مصالح نظام در درون است یکسری رفتارها هم وجود دارد که ثابت می کند که آیا این فرد می خواهد که به اصطلاح حلیم دیگران را هم بزند یا خدمتگذار مردم خودش باشد، کارنامه آدم هایی که کارنامه مخشوش و پریشانی در ماجراهای چند سال گذشته دارند اینها طبیعتا اجازه نمی دهد که وارد صحنه انتخابات بشوند و نباید راه پیدا کنند و هر کس که بگنجد در چنین قالبی به نظر بنده همین درباره او صادق است و در غیر این صورت نه .

وی در مورد سناریوی حضور اصلاح طلبان در انتخابات پیش روی مجلس گفت: برداشت من این است که اصلاح طلبان، خیلی با هویت اصلاح طلبی از آن نوع که تداعی کننده رفتارهای نابهنجار سالهای گذشتشان را اینگونه وارد عمل نمی شوند و بلکه عناصر خود را به گونه دیگری وارد صحنه انتخابات می کنند و در واقع پشت یک عناوین دیگری سنگر می گیرند ، برای مثال روشی که "آبادگران" در انتخابات شورای سوم و مجلس هفتم انتخاب کردند که در واقع از یک گروه گمنامی استفاده کردند که مردم سابقه ذهنی زیادی از این افراد نداشتند و بیشتر تصورشان این بود که اینها آمده اند که خدمتی به مردم بکنند، احتمال دارد که از همین تدبیر و ترفند بعضی از اصلاح طلبانی که سفید هستند و مشکل خاصی ندارند از این استفاده بکنند.

مشاور فرمانده سپاه در مورد اظهار نظر اخیر هاشمی مبنی براینکه بعد از پایان جنگ، آمریکا با پایین آوردن سطح توقعاتش به ما این فرصت را داد که دوباره به یک ارتباط مثبت دست پبدا کنیم ولی سیاست های رهبری به گونه ای بود که باعث شد ما در ارتباط هایمان با آمریکا به تلخی با آنها برخورد کنیم،اینگونه بیان داشت که : آقای هاشمی در چند مرحله همچنین خیزهایی را برداشته است و با یک همچین خوشبینی ای به سوی آمریکایی ها رفته است که یک موردش زمان جنگ بود که همان "ماجرای مک فارلین" بود که طرف اصلی مذاکره از طرف ایران آقای هاشمی بود که خود ایشان اعلام کرد که من تلفنی با آقای ریگان هم صحبت کرده ام و ایشان می گفت که ما آنها را فریب داده ایم یعنی به گونه ای عمل کردیم که آنها فریب خوردند.

وی ادامه داد: حالا اگر در هر مرحله از اقدامات از این قبیل ما کارهایی را که خودمان کردیم با فرض خوشبینانه اعلام کنیم که موفقیت آمیز بوده است و کارهایی که دیگران کرده اند را ناکامی معرفی کنیم اینجوری نمی توان راه به جایی برد و نمی توان مقایسه ای صورت داد و بلکه باید دید که حاصل آن رفتارها چه شد و حاصل این چه شد، برای مثال آقای بهزاد نبوی که از دوستان آقای هاشمی بوده است اعلام کرده بود که ما اصلاح طلبان وقتی قدرت را بدست گرفته بودیم موشک های آمریکایی متمرکز شده بودند برروی ایران و می خواستند که شلیک بکنند و آمدن ما باعث این شد که جنگ علیه ما راه نیافتد، در اینجا سوال من این است که اگر حرف این دوست تشکیلاتی آقای هاشمی ادعای درستی باشد پس معلوم است که آقای هاشمی در کارهایشان موفق نبوده اند،یعنی کار به جایی رسیده بوده که آمریکایی ها می خواستند ما را مورد هدف قرار بدهند و ما چطور آنقدر مسالمت آمیز عمل کرده ایم و آنها چه رفتاری داشته اند.

در مورد خود اصلاح طلبان نیز همین قضیه صادق است یعنی اصلاح طلبان هرچه که تمکین کردند در برابر دشمن برای مثال آقای خاتمی شعار خود را "گفتگوی تمدن ها" قرار داد و برای اینکه نشان بدهد که منظورش از گفتگوی تمدن ها چه می باشد در سخنرانی ای که داشت از "آبراهام لینکن" به عنوان شهید یاد کرد و در واقع مقدار زیادی باج به آنها داد ولی حاصلش این شد که آنها ما را در دوره آقای خاتمی "محور شرارت" معرفی کردند و شاهد بودیم که ایشان هم با این تمکین کردن ها راه به جایی نبرد، از قضا در دوره ای که محکم مقابل آمریکا ایستاده بودیم و زمانی که ما به نقطه ای رسیدیم که راحت می گفتیم ما هستیم که داریم مطالبه می کنیم از غرب و آمریکا در این دوره ما چیزی بیشتر از گذشته از دست نداده ایم دشمنی های آمریکا مثل گذشته علیه ما بوده است فقط با عزت بیشتری از سوی ما.

صفار هرندی در ادامه در مودر نحوه ی حضور اصولگرایان در انتخابات مجلس گفت: این سوال احساس می کنم خیلی زود هنگام پرسیده می شود چون چند ماهی تا انتخابات مانده است و ممکن است در مدت این چند ماه تغییرات بسیاری داشته باشد حتی گاهی وقت ها آن یک ماه آخر معادلات و مناسبات میان گروه ها چندبار تغییر می کند. ولی روح کلی رفتار اصول گرایان الان این است که وحدت را بین خودشان حدالمقدور حفظ بکنند برای مثال الان کاری مثل کاری که برای مجلس هشتم صورت گرفت که ساز و کاری است که برای رسیدن به اجماع بین اصول گرایان صورت گرفت که فرمول 5+6 در آن موقع جواب داد و حالا این فرمول الان بصورت 7+8 شده است و معنایش این است که اصل اولی اجماع اصول گرایان بر یک وفاق جمعی است. بعد هر جناح درونی جبهه اصول گرا برای خودش یک سلائق خاص و تاکتیک های ویژه هم دارد و عیبی هم ندارد و این سلائق خاص می تواند در یارگیری های که می خواهد بکند با حفظ چارچوب های جبهه ای راه خود را دنبال بکند.

برای مثال اگر در تهران اصول گرایان توانستند بر سر 30 نماینده به توافق برسند که خیلی عالیست ولی اگرهم که نشد بتوانند برروی 24 نماینده به توافق برسند و شش نفر بگذارند به دوش هر جناحی که فرد مورد نظر خود را معرفی کند که می شود 24+6 یا 20+10 و هر فرمول اینگونه ای که می تواند هم خواسته ی جمع گرایی در آن رعایت شود و هم خواسته های شخصی جناح ها.

وی با رد حضور خود در کمیته اصولگریان در مودر عدم حضور خود اینگونه گفت: نه بنده حضور ندارم، البته افرادی از روی صفای خودشان و حسن ظن شان نسبت به بنده به من پیشنهاد دادند که حضور پیدا کنم اما من بدلیل اینکه هویت سپاهی دارم نمی توانم در این دسته بندی ها ورود داشته باشم البته ورود در بحث کلی سیاست و مسائل اینگونه وظیفه همه ی مسلمانان می باشد

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 90/4/23ساعــت 5:28 عصر تــوسط عباس | نظر
ساعت مرگ رژیمهای پلیسی امنیتی

ساعت مرگ رژیمهای پلیسی امنیتی


روزنامه القدس العربی امروز تداوم قیامهای مردم خاورمیانه رادر راستای از بین رفتن تمامی رژیمهای پلیسی امنیتی جهان عرب دانسته است.


+ نوشته شـــده در پنج شنبه 90/4/23ساعــت 4:32 عصر تــوسط عباس | نظر
جزئیاتجدید از نامهننگین سال 2003 دولت‎خاتمی به امریکا

بسمه تعالی

جزئیات‌جدید از نامه‌ننگین سال 2003 دولت‎خاتمی به امریکا

نامه سال 2003 دولت خاتمی به دولت وقت امریکا، اولین بار در سال 85 از سوی رجانیوز افشا شد. بر اساس این نامه دولت خاتمی پیشنهاد داده بود که در ازای خارج کردن نام ایران از کشورهای "محور شرارت" که جرج بوش رئیس‌جمهور وقت امریکا این تقسیم‌بندی را ارائه کرده بود، جمهوری اسلامی متعهد خواهد شد که کلیه فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل کند و از حمایت گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین دست بکشد. به گزارش رجانیوز، طرف غربی در ازای این خوش‌خدمتی علاوه بر خارج کردن نام ایران از کشورهای محور شرارت، گروهک منافقین را در لیست گروهک‌های تروریستی نگه می‌داشت. اما انتشار خبر این نامه در رجانیوز به نقل از منابع غربی واکنش برخی از اعضای دولت خاتمی را به‌دنبال داشت و افرادی از جمله عبداله رمضان‌زاده سعی کردند که این موضوع را از اساس تکذیب کنند. این در حالی بود که این نامه واقعیت داشت و صادق خرازی این پیشنهادها را برای ارائه به امریکایی‌ها در اختیار سفیر سوئیس قرار داده بود. کنث وایزمن مسئول سابق امور ایران در آیپک نیز در مصاحبه اخیرش با سایت تهران بیوریو (وابسته به تلویزیون پی‌بی‌اس) به این نامه اشاره کرده و گفت: «در آن دوره ایران کاملا با امریکا همکاری می کرد. این بحث مطرح بود که شاید بتوان روی این موضوع (برای بهبود روابط) سرمایه گذاری کرد. در همین شرایط، ایران خطوط خام یک پیشنهاد را برای بهبود روابط – موسوم به چانه زنی بزرگ- ارائه داد. پیشنهاد شامل تعلیق غنی سازی و تحول در سیاست خاورمیانه ای ایران در مقابل به‌رسمیت شناختن و تضمین امنیتی امریکا بود. وصول پیشنهاد خرازی با دیدار دوم فرانکلین با من هم‌زمان شد. من مجبور شدم ملاقات با فرانکلین را کوتاه کنم زیرا سفیر سوئیس، پیشنهاد صادق خرازی را آورده بود.»  


+ نوشته شـــده در سه شنبه 90/4/21ساعــت 8:11 صبح تــوسط عباس | نظر
هشدار صفار در مورد دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی با هاشمی رفسن

بسمه تعالی

هشدار صفار در مورد دیدار اعضای حزب موتلفه اسلامی با هاشمی رفسنجانی

به گزارش رجانیوز، پس از آن که روزنامه کیهان به انتقاد از سخنان هاشمی رفسنجانی و نبی حبیبی در این دیدار پرداخت، محمدحسین صفارهرندی نیز در گفتگویی رسانه ای اظهار داشت: این نشست‌ و برخاست‌هایی که اخیرا بعضی‌ از اصولگرایان با آقای هاشمی داشتند به نظر می‌رسد نوعی تعریض به گفتمان اصولگرایی از جانب همین آقایان اصولگرا هم هست که باید گفت اگر آن‌ها هوس کرده‌اند این گفتمان را در مقابل گفتمان نوین اصولگرایی محک بزنند و از برخی سنت‌ها دفاع کنند، آن سنت‌ها با واقعه ? تیر به نوعی مدفون شد و به تاریخ پیوست. وی که از خانواده شهدای 26 خرداد است‌،‌ همچنین تاکید کرد: کسان دیگری هستند که از حرف‌هایشان می‌شود این چیز‌ها را فهمید. کسانی که اخیرا از برخی ناکامی‌هایی که در دوستی با آقای احمدی‌نژاد حاصل شده و برخی ناملایمات و رفتارهای نامیمونی که در دولت دهم بروز کرد؛ این را بهانه کرده‌اند برای بازگشت به ارزش‌های قبلی و مثلا هم‌پیمانی با گفتمان سازندگی و شخصیت‌های آن دوره برایشان موضوعیت پیدا کرد.


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90/4/20ساعــت 6:56 عصر تــوسط عباس | نظر
اکبر مشدی شعبه ندارد ! (یادداشت روز)

اکبر مشدی شعبه ندارد ! (یادداشت روز)


1- خدا رحمت کند اکبر مشهدی، معروف به «اکبر مشدی» را. جوان که بودیم در خیابان ری بستنی فروشی داشت. بستنی اکبر مشدی در همه جای تهران به عالی بودن جنس و طعم زبانزد بود و مغازه چند دهنه و بزرگش، همواره پر از مشتری که از نقاط مختلف تهران و محله های دیگر آمده بودند. آوازه و شهرت بستنی اکبر مشدی باعث شد که برخی از سودجویان در چند نقطه دیگر تهران، مغازه های بستنی فروشی دایر کنند و تابلوی «شعبه اکبر مشدی» بر پیشانی مغازه خود برافرازند. مرحوم اکبر مشدی برای مقابله با این سودجویی بالای پیشخوان و پشت شیشه های بستنی فروشی خود، دست نوشته هایی نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود «اکبر مشدی شعبه ندارد».
2- این روزها، واژه «اصولگرایی» نه فقط در ایران اسلامی بلکه در تمامی منطقه و پهنه بین المللی به ترجمان دیگری از «اسلام ناب محمدی(ص)» تبدیل شده است و اصولگرایان به عنوان کسانی شناخته می شوند که در نظر و عمل بر آموزه های اصیل اسلام انقلابی تاکید دارند و بر صراط مستقیم امام راحل(ره) و خلف حاضر او گام برمی دارند. اصولگرایان مخصوصا طی چند سال اخیر، تجربه ای مثال زدنی از پاکدستی، مردم دوستی، تواضع، حمایت از محرومان، شجاعت، ایستادگی در برابر زورگویی و باج خواهی قدرت های استکباری، پیشرفت های عظیم در عرصه های علمی، عمرانی، فن آوری های مدرن و پیچیده و در یک کلمه تشنگی خدمت و نه شیفتگی قدرت را در کارنامه حضور چند ساله خود در مسئولیت های کلیدی از جمله، مجلس و دولت به ثبت رسانده اند. نمونه های کم نظیر و در پاره ای از موارد «بی نظیری» که با مروری گذرا بر کارنامه عملیاتی اصولگرایان نیز به آسانی قابل دیدن و تصدیق کردن است، بی آن که پای «شعار» و یا سخن خلاف و لاف گزاف در میان باشد و صد البته، بدیهی است که پا پس کشیدن احتمالی برخی از اصولگرایان در میانه راه به هر علتی که باشد- از جمله غرور کاذب و یا همراهان و مشاوران نالایق- اگرچه تاسف آور است و دور نیست که عبرت گرفته و بازگردند ولی این پا پس کشیدن های احتمالی به یقین آسیب جدی در پی نخواهد داشت، چرا که دایره اصولگرایی، شعاعی به درازای بزرگترین قطر سرزمین ایران و ظرفیتی به گستره توده های انبوه و چند ده میلیونی مردم این مرز و بوم دارد که 9 دی و 22 بهمن شاهد آن است و این و آن- در هر جایگاه و مسئولیتی که باشند- برخاسته از اصولگرایی هستند و نه ایجاد کننده و برپاکننده آن.
اصولگرایی، امروزه از آوازه ای فراگیر و تعریف شناخته شده ای برخوردار است و گفتنی است که تا چند سال قبل، رسانه های غربی اصرار داشتند برای معرفی پیروان امام(ره) و رهبری در ایران از واژه فوندامنتالیسم -FOUNDAMENTALISM - با ترجمه بنیادگرایی استفاده کنند و آنان را با گروه های منحرف و آمریکا ساخته ای نظیر سلفی ها و القاعده، همسان نشان دهند ولی عملکرد اصولگرایان طی چند سال اخیر آنان را مجبور کرده است که ترجمه PRINCIPLISM به مفهوم اصولگرا و پای بند به آموزه های تعریف شده را برای معرفی اصولگرایان برگزینند. واژه ای که هرچند با واژه قبلی مفهوم چندان متفاوتی ندارد ولی نشان دهنده آن است که «اصولگرایی» پدیده ای متفاوت با گروه ها و احزابی نظیر طالبان و القاعده و سلفی هاست.
3- اکنون جای این سؤال است که با توجه به عملکرد اصولگرایان و شاخصه های شناخته شده ای که اصولگرایی، مخصوصا طی چند سال اخیر از خود ارائه داده است آیا می توان کمترین تردیدی داشت که مقابله با اصولگرایی و ایجاد شکاف و تفرقه در میان اصولگرایان یکی از اصلی ترین خطوط استراتژیک دشمنان تابلودار بیرونی است که مانند همیشه به دنباله های داخلی خود دیکته کرده اند؟ آمریکا و متحدانش طی سال های اخیر بیشترین و کاری ترین ضربه ها را از حاکمیت اصولگرایان بر کانون های اصلی تصمیم ساز و سیاست پرداز جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده اند وگرنه، سایر جریانات سیاسی نظیر اصلاح طلبان، کارگزاران، فلان مجمع، فلان سازمان و فلان گروه و فلان جریان که در فتنه 88 آشکارا و بی پرده به خدمت مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس درآمده بودند و در همان حال، اصولگرایان به مفهوم واقعی آن، یعنی توده های چند ده میلیونی مردم بودند که حماسه های بی نظیری مانند 9 دی و 22 بهمن را آفریدند و پیاده نظام- بعضا فریب خورده- دشمنان بیرونی را از کف خیابان ها جارو کرده و شماری از عوامل نشان دار بنی فتنه را به وطن اصلی آنها یعنی آمریکا و اسرائیل و انگلیس فراری دادند.
4- این نکته نیز خواندنی است و از گستره قدرتمند اصولگرایی و استیصال دشمن در مقابله با اصولگرایان حکایت می کند و آن نکته این که؛ آمریکا و متحدانش بلافاصله پس از پی بردن به حضور یک جریان انحرافی در دستگاه اجرایی کشور با تمامی ظرفیت های پنهان و آشکار خود به حمایت از آن برخاستند و حضور این جریان انحرافی را -هرچند اندک و کم شمار- به عنوان دستاویزی با هدف القای شکاف در میان اصولگرایان غنیمت شمردند و برای پیاده نظام مدعی اصلاحات و فتنه گر خود در داخل و گروه های همسو- و به خارج از کشور گریخته- فرمان حمایت از جریان انحرافی را صادر کردند. آن آقای مدعی اصلاحات با عجله به مصاحبه با روزنامه شرق می نشیند و ضمن تجلیل از سرکرده باند انحرافی، مواضع وی را با مواضع مدعیان اصلاحات - بخوانید «بنی فتنه»- بسیار نزدیک ارزیابی می کند و چند هفته بعد از سوی فلان آقای وابسته به جریان انحرافی پاسخ می گیرد که قرار است این جریان در انتخابات مجلس نهم با برخی از مدعیان اصلاحات ائتلاف کرده و نامزد مشترک معرفی کنند! آن خانم که سایه اصولگرایان را با تیر می زند و چند بار در جریان آشوب های خیابانی بازداشت و آزاد شده است با ذوق زدگی از پیدایش جریان انحرافی یاد کرده و ابراز تعجب می کند که چرا برخی از سران فتنه حمایت خود از این جریان را علنی نمی کنند! و حجم انبوهی از اینگونه نظرات و ذوق زدگی ها که شرح آن به درازا می کشد.
این نمونه به تنهایی نشان می دهد دست دشمنان برای مقابله با اصولگرایان و تفرقه افکنی در میان آنان به اندازه ای خالی است که ناچارند از «کاه» کوه بسازند و یک جریان انحرافی با نفرات اندک و کم شمار و طرد شده از سوی مردم را تا این اندازه «درشت» و «فربه» معرفی کنند! و...
5- اکنون به صدر این نوشته بازمی گردیم و بر این واقعیت غیرقابل انکار تاکید می ورزیم که ادامه حضور مقتدرانه اصولگرایان در کانون ها و مراکز تصمیم ساز و سیاست پرداز کشور؛ از یکسو مانند چند سال اخیر، تضمین کننده پیشرفت و آبادانی خیره کننده و کم نظیر ایران اسلامی و اقتدار منطقه ای و بین المللی آن است و از سوی دیگر- و دقیقا به همان علت پیش گفته- مانع از دست اندازی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها بر سرنوشت ملت و بر باد دادن منافع ملی و اقتدار و استقلال مثال زدنی مردم و نظام است. اگر در این دو نکته تردیدی نیست- که نیست و نمی تواند باشد- یکی از اصلی ترین وظیفه دینی و ملی اصولگرایان، حفظ وحدت و یکپارچگی مخصوصا در بزنگاه های سرنوشت ساز، نظیر انتخابات پیش روی مجلس نهم است. اما چگونه؟
الف: اصولگرایی ترجمان پای بندی به «ولایت» و «عدالت» و حرکت در بستر آموزه های مردم دوست و دشمن ستیز اسلام است و این نکته از نگاه دشمن نیز پنهان نیست، چرا که استقبال مردم از این گزینه را بارها در بزنگاه های مختلف، نظیر انتخابات، راهپیمایی ها و حمایت های گسترده و چند ده میلیونی مردم، آزموده است. بنابراین به خوبی می داند که اگر در انتخابات مجلس نهم، با تابلو و نام و نشان واقعی خود ظاهر شود، نتیجه ای غیر از طرد شدن چندباره به دست نخواهد آورد.
ب: ائتلاف آشکار دنباله های داخلی دشمن یعنی عوامل و حامیان فتنه 88 با بخشی از اصولگرایان نیز، اگرچه ناممکن است ولی در صورت ساده اندیشی و فریب خوردگی احتمالی برخی از اصولگرایان- یا مدعیان اصولگرایی- این ائتلاف احتمالی به یقین با واکنش منفی مردم روبرو می شود چرا که، بدنامی «بنی فتنه» در نگاه و ارزیابی مردم به اندازه ای پررنگ و ننگ است که چنانچه زلف خود را با هر فرد یا جریان سیاسی دیگر گره بزنند، این ننگ پررنگ را به فرد یا جریان مورد اشاره نیز منتقل خواهند کرد.
ج: احتمال دیگر، ورود دشمن به عرصه انتخابات در پوشش اصولگرایی است! اما، فتنه گران و حامیان آنها برای مردم شناخته تر از آنند که با پایین کشیدن تابلوی فتنه و بالا بردن پرچم اصولگرایی، قادر به پنهان کردن هویت واقعی خویش باشند.
6- اکنون به آسانی می توان نتیجه گرفت که تنها راه باقیمانده برای شکست اقتدار اصولگرایان ایجاد شکاف در صف یکپارچه آنان است. این ترفند می تواند- و قرار است- در جریان انتخابات مجلس نهم در قالب ارائه لیست های انتخاباتی چندگانه از سوی اصولگرایان به کار گرفته شود. زیرا ارائه لیست های انتخاباتی جداگانه از سوی اصولگرایان، بر فرض که تمامی نامزدهای معرفی شده نیز اصولگرای واقعی باشند، به طور طبیعی، مفاهیم و تعریف های جداگانه ای از اصولگرایی و مبانی اصلی آن یعنی ولایت، عدالت، آموزه های مردم دوست و ظلم ستیز به مردم ارائه می دهد و همین پراکندگی و چندگانگی مفاهیم و تعاریف، می تواند برداشت مخاطبان از اصولگرایی را خدشه دار کند. و حال آن که اگر تفاوت لیست ها به علت تفاوت سلیقه ها باشد که عبور از آنها برای رسیدن به مقصود اصلی نه فقط ممکن بلکه ضروری است و اما، چنانچه لیست های جداگانه ناشی از تفاوت نظر در اصول باشد که هر دو یا چند لیست احتمالی نمی تواند برخاسته از اصولگرایی باشد و صد البته با توجه به بصیرت مثال زدنی مردم و شاخصه های تعریف شده اصولگرایی، تشخیص سره از ناسره چندان دشوار نخواهد بود، اگرچه بعید نیست که در پاره ای از موارد، زحمت آفرین باشد. از این روی اتحاد و یکپارچگی اصولگرایان ضرورتی اجتناب ناپذیر است و باید در سراسر کشور با لیست انتخاباتی واحد حضور یافته و اعلام کنند که اصولگرایی شعبه دیگری ندارد.
حسین شریعتمداری


+ نوشته شـــده در سه شنبه 90/4/14ساعــت 5:39 عصر تــوسط عباس | نظر
اکبر مشدی شعبه ندارد ! (یادداشت روز)

اکبر مشدی شعبه ندارد ! (یادداشت روز)


1- خدا رحمت کند اکبر مشهدی، معروف به «اکبر مشدی» را. جوان که بودیم در خیابان ری بستنی فروشی داشت. بستنی اکبر مشدی در همه جای تهران به عالی بودن جنس و طعم زبانزد بود و مغازه چند دهنه و بزرگش، همواره پر از مشتری که از نقاط مختلف تهران و محله های دیگر آمده بودند. آوازه و شهرت بستنی اکبر مشدی باعث شد که برخی از سودجویان در چند نقطه دیگر تهران، مغازه های بستنی فروشی دایر کنند و تابلوی «شعبه اکبر مشدی» بر پیشانی مغازه خود برافرازند. مرحوم اکبر مشدی برای مقابله با این سودجویی بالای پیشخوان و پشت شیشه های بستنی فروشی خود، دست نوشته هایی نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود «اکبر مشدی شعبه ندارد».
2- این روزها، واژه «اصولگرایی» نه فقط در ایران اسلامی بلکه در تمامی منطقه و پهنه بین المللی به ترجمان دیگری از «اسلام ناب محمدی(ص)» تبدیل شده است و اصولگرایان به عنوان کسانی شناخته می شوند که در نظر و عمل بر آموزه های اصیل اسلام انقلابی تاکید دارند و بر صراط مستقیم امام راحل(ره) و خلف حاضر او گام برمی دارند. اصولگرایان مخصوصا طی چند سال اخیر، تجربه ای مثال زدنی از پاکدستی، مردم دوستی، تواضع، حمایت از محرومان، شجاعت، ایستادگی در برابر زورگویی و باج خواهی قدرت های استکباری، پیشرفت های عظیم در عرصه های علمی، عمرانی، فن آوری های مدرن و پیچیده و در یک کلمه تشنگی خدمت و نه شیفتگی قدرت را در کارنامه حضور چند ساله خود در مسئولیت های کلیدی از جمله، مجلس و دولت به ثبت رسانده اند. نمونه های کم نظیر و در پاره ای از موارد «بی نظیری» که با مروری گذرا بر کارنامه عملیاتی اصولگرایان نیز به آسانی قابل دیدن و تصدیق کردن است، بی آن که پای «شعار» و یا سخن خلاف و لاف گزاف در میان باشد و صد البته، بدیهی است که پا پس کشیدن احتمالی برخی از اصولگرایان در میانه راه به هر علتی که باشد- از جمله غرور کاذب و یا همراهان و مشاوران نالایق- اگرچه تاسف آور است و دور نیست که عبرت گرفته و بازگردند ولی این پا پس کشیدن های احتمالی به یقین آسیب جدی در پی نخواهد داشت، چرا که دایره اصولگرایی، شعاعی به درازای بزرگترین قطر سرزمین ایران و ظرفیتی به گستره توده های انبوه و چند ده میلیونی مردم این مرز و بوم دارد که 9 دی و 22 بهمن شاهد آن است و این و آن- در هر جایگاه و مسئولیتی که باشند- برخاسته از اصولگرایی هستند و نه ایجاد کننده و برپاکننده آن.
اصولگرایی، امروزه از آوازه ای فراگیر و تعریف شناخته شده ای برخوردار است و گفتنی است که تا چند سال قبل، رسانه های غربی اصرار داشتند برای معرفی پیروان امام(ره) و رهبری در ایران از واژه فوندامنتالیسم -FOUNDAMENTALISM - با ترجمه بنیادگرایی استفاده کنند و آنان را با گروه های منحرف و آمریکا ساخته ای نظیر سلفی ها و القاعده، همسان نشان دهند ولی عملکرد اصولگرایان طی چند سال اخیر آنان را مجبور کرده است که ترجمه PRINCIPLISM به مفهوم اصولگرا و پای بند به آموزه های تعریف شده را برای معرفی اصولگرایان برگزینند. واژه ای که هرچند با واژه قبلی مفهوم چندان متفاوتی ندارد ولی نشان دهنده آن است که «اصولگرایی» پدیده ای متفاوت با گروه ها و احزابی نظیر طالبان و القاعده و سلفی هاست.
3- اکنون جای این سؤال است که با توجه به عملکرد اصولگرایان و شاخصه های شناخته شده ای که اصولگرایی، مخصوصا طی چند سال اخیر از خود ارائه داده است آیا می توان کمترین تردیدی داشت که مقابله با اصولگرایی و ایجاد شکاف و تفرقه در میان اصولگرایان یکی از اصلی ترین خطوط استراتژیک دشمنان تابلودار بیرونی است که مانند همیشه به دنباله های داخلی خود دیکته کرده اند؟ آمریکا و متحدانش طی سال های اخیر بیشترین و کاری ترین ضربه ها را از حاکمیت اصولگرایان بر کانون های اصلی تصمیم ساز و سیاست پرداز جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده اند وگرنه، سایر جریانات سیاسی نظیر اصلاح طلبان، کارگزاران، فلان مجمع، فلان سازمان و فلان گروه و فلان جریان که در فتنه 88 آشکارا و بی پرده به خدمت مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس درآمده بودند و در همان حال، اصولگرایان به مفهوم واقعی آن، یعنی توده های چند ده میلیونی مردم بودند که حماسه های بی نظیری مانند 9 دی و 22 بهمن را آفریدند و پیاده نظام- بعضا فریب خورده- دشمنان بیرونی را از کف خیابان ها جارو کرده و شماری از عوامل نشان دار بنی فتنه را به وطن اصلی آنها یعنی آمریکا و اسرائیل و انگلیس فراری دادند.
4- این نکته نیز خواندنی است و از گستره قدرتمند اصولگرایی و استیصال دشمن در مقابله با اصولگرایان حکایت می کند و آن نکته این که؛ آمریکا و متحدانش بلافاصله پس از پی بردن به حضور یک جریان انحرافی در دستگاه اجرایی کشور با تمامی ظرفیت های پنهان و آشکار خود به حمایت از آن برخاستند و حضور این جریان انحرافی را -هرچند اندک و کم شمار- به عنوان دستاویزی با هدف القای شکاف در میان اصولگرایان غنیمت شمردند و برای پیاده نظام مدعی اصلاحات و فتنه گر خود در داخل و گروه های همسو- و به خارج از کشور گریخته- فرمان حمایت از جریان انحرافی را صادر کردند. آن آقای مدعی اصلاحات با عجله به مصاحبه با روزنامه شرق می نشیند و ضمن تجلیل از سرکرده باند انحرافی، مواضع وی را با مواضع مدعیان اصلاحات - بخوانید «بنی فتنه»- بسیار نزدیک ارزیابی می کند و چند هفته بعد از سوی فلان آقای وابسته به جریان انحرافی پاسخ می گیرد که قرار است این جریان در انتخابات مجلس نهم با برخی از مدعیان اصلاحات ائتلاف کرده و نامزد مشترک معرفی کنند! آن خانم که سایه اصولگرایان را با تیر می زند و چند بار در جریان آشوب های خیابانی بازداشت و آزاد شده است با ذوق زدگی از پیدایش جریان انحرافی یاد کرده و ابراز تعجب می کند که چرا برخی از سران فتنه حمایت خود از این جریان را علنی نمی کنند! و حجم انبوهی از اینگونه نظرات و ذوق زدگی ها که شرح آن به درازا می کشد.
این نمونه به تنهایی نشان می دهد دست دشمنان برای مقابله با اصولگرایان و تفرقه افکنی در میان آنان به اندازه ای خالی است که ناچارند از «کاه» کوه بسازند و یک جریان انحرافی با نفرات اندک و کم شمار و طرد شده از سوی مردم را تا این اندازه «درشت» و «فربه» معرفی کنند! و...
5- اکنون به صدر این نوشته بازمی گردیم و بر این واقعیت غیرقابل انکار تاکید می ورزیم که ادامه حضور مقتدرانه اصولگرایان در کانون ها و مراکز تصمیم ساز و سیاست پرداز کشور؛ از یکسو مانند چند سال اخیر، تضمین کننده پیشرفت و آبادانی خیره کننده و کم نظیر ایران اسلامی و اقتدار منطقه ای و بین المللی آن است و از سوی دیگر- و دقیقا به همان علت پیش گفته- مانع از دست اندازی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها بر سرنوشت ملت و بر باد دادن منافع ملی و اقتدار و استقلال مثال زدنی مردم و نظام است. اگر در این دو نکته تردیدی نیست- که نیست و نمی تواند باشد- یکی از اصلی ترین وظیفه دینی و ملی اصولگرایان، حفظ وحدت و یکپارچگی مخصوصا در بزنگاه های سرنوشت ساز، نظیر انتخابات پیش روی مجلس نهم است. اما چگونه؟
الف: اصولگرایی ترجمان پای بندی به «ولایت» و «عدالت» و حرکت در بستر آموزه های مردم دوست و دشمن ستیز اسلام است و این نکته از نگاه دشمن نیز پنهان نیست، چرا که استقبال مردم از این گزینه را بارها در بزنگاه های مختلف، نظیر انتخابات، راهپیمایی ها و حمایت های گسترده و چند ده میلیونی مردم، آزموده است. بنابراین به خوبی می داند که اگر در انتخابات مجلس نهم، با تابلو و نام و نشان واقعی خود ظاهر شود، نتیجه ای غیر از طرد شدن چندباره به دست نخواهد آورد.
ب: ائتلاف آشکار دنباله های داخلی دشمن یعنی عوامل و حامیان فتنه 88 با بخشی از اصولگرایان نیز، اگرچه ناممکن است ولی در صورت ساده اندیشی و فریب خوردگی احتمالی برخی از اصولگرایان- یا مدعیان اصولگرایی- این ائتلاف احتمالی به یقین با واکنش منفی مردم روبرو می شود چرا که، بدنامی «بنی فتنه» در نگاه و ارزیابی مردم به اندازه ای پررنگ و ننگ است که چنانچه زلف خود را با هر فرد یا جریان سیاسی دیگر گره بزنند، این ننگ پررنگ را به فرد یا جریان مورد اشاره نیز منتقل خواهند کرد.
ج: احتمال دیگر، ورود دشمن به عرصه انتخابات در پوشش اصولگرایی است! اما، فتنه گران و حامیان آنها برای مردم شناخته تر از آنند که با پایین کشیدن تابلوی فتنه و بالا بردن پرچم اصولگرایی، قادر به پنهان کردن هویت واقعی خویش باشند.
6- اکنون به آسانی می توان نتیجه گرفت که تنها راه باقیمانده برای شکست اقتدار اصولگرایان ایجاد شکاف در صف یکپارچه آنان است. این ترفند می تواند- و قرار است- در جریان انتخابات مجلس نهم در قالب ارائه لیست های انتخاباتی چندگانه از سوی اصولگرایان به کار گرفته شود. زیرا ارائه لیست های انتخاباتی جداگانه از سوی اصولگرایان، بر فرض که تمامی نامزدهای معرفی شده نیز اصولگرای واقعی باشند، به طور طبیعی، مفاهیم و تعریف های جداگانه ای از اصولگرایی و مبانی اصلی آن یعنی ولایت، عدالت، آموزه های مردم دوست و ظلم ستیز به مردم ارائه می دهد و همین پراکندگی و چندگانگی مفاهیم و تعاریف، می تواند برداشت مخاطبان از اصولگرایی را خدشه دار کند. و حال آن که اگر تفاوت لیست ها به علت تفاوت سلیقه ها باشد که عبور از آنها برای رسیدن به مقصود اصلی نه فقط ممکن بلکه ضروری است و اما، چنانچه لیست های جداگانه ناشی از تفاوت نظر در اصول باشد که هر دو یا چند لیست احتمالی نمی تواند برخاسته از اصولگرایی باشد و صد البته با توجه به بصیرت مثال زدنی مردم و شاخصه های تعریف شده اصولگرایی، تشخیص سره از ناسره چندان دشوار نخواهد بود، اگرچه بعید نیست که در پاره ای از موارد، زحمت آفرین باشد. از این روی اتحاد و یکپارچگی اصولگرایان ضرورتی اجتناب ناپذیر است و باید در سراسر کشور با لیست انتخاباتی واحد حضور یافته و اعلام کنند که اصولگرایی شعبه دیگری ندارد.
حسین شریعتمداری


+ نوشته شـــده در سه شنبه 90/4/14ساعــت 5:39 عصر تــوسط عباس | نظر
ب
http://www.ParsiBlog.com/PhotoAlbum/basiji110/6.jpg

+ نوشته شـــده در سه شنبه 90/4/7ساعــت 11:40 صبح تــوسط عباس | نظر
یک بام دو هوا در قوه قضائیه

یک بام و ذوهوا


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90/4/6ساعــت 7:32 عصر تــوسط عباس | نظر
   1   2      >