سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
اعتکاف ،خلوتی با خدای رحمان

اعتکاف ،خلوتی با خدای رحمان

انسان در گریز از هوای نفس و در راه اُنس با معبود همیشه نیازمند خلوتی است تا در تنهایی وجود خودش در آثار مخلوقات پرودگارش با دیده عبرت اندیشه کند و با سوز دل و اشک دیده،باطن خود را از زنگار گناهان بشوید و خانه دل را مصفای حضور خالق هستی بخش سازد.
خلوت و اشک و سوز دل،اثرات بسیار زیادی در دنیا و آخرت به همراه دارد،همان گونه که در کلامی نورانی از رسول گرامی اسلام این گونه نقل شده است که فرمودند:
در آن روز که سایه ای جزء سایه ارش خداوند عزوجل وجود ندارد،هفت تن در سایه عرش پروردگار هستند...که یکی از آن هفت تن کسی است که در خلوت یاد خداوند عزوجل کند و از ترس خدا اشک از دیدگانش سرازیر شود.«1»
اعتکاف،فرصت و مجالی است برای پرداختن به امور نفس و جلوه گری نور محبت خدا در سرای وجود انسان،تا انسان بدون دل واپسی و وابستگی،خود را در سرای معبود نظاره گر باشد و در مکانی معنوی همچون مسجد که خانه خداست،دل خاکی را با افلاکیان هم نوا سازد و عرشیان را با اشک و دعا و خضوع و خشوع خود به تعجت وا دارد..
اعتکاف فرصتی است که انسان خاکی با سازنده تمام هستی ارتباطی عاشقانه برقرار کند و در سایه این ارتباط ملکوتی و با اشکی که از سوز دل می جوشد کلید رحمت بی پایانش را به دست آورد همان گونه که مولای متقیان امیر المومنین می فرماید:گریستن از ترس خدا کلید رحمت است.«2»
اعتکاف فرصتی است که انسان در خلوت فراهم شده توبه نماید و لکه های سیاه گناه را از تابلو سفید دل بزداید و در این فرصت ملکوتی کلمات وحی را با چشمانش ببیند و با زبانش به صندوقچه دلش بسپارد و در این لحظات عاشقانه و عارفانه نفس را به محکمه بکشد و او را از قفس غرایز،عادت ها و اشتغالات معمول زندگی آزاد سازد.

منابع:


+ نوشته شـــده در شنبه 90/3/21ساعــت 6:43 صبح تــوسط عباس | نظر
عاقبت مردان بی غیرت

روایتی از پیامبر رحمت(ص) : ای علی(ع) خداوند مردانی را که اطاعت زنانشان را بکنند به رو در آتش دوزخ می افکند. علی(ع) پرسید: کدام مردان؟ فرمود: آنهائی که زنانشان از آنها لباس نازک بخواهند برای رفتند به بیرون و عروسی ها، و... (مجامع نامحرمان) و آنها اطاعت کنند یا موافقت نمایند.

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRvlbZ9-aan7YfJEx-xjRFXKJMk3CgWiMNeZyVrXmLxJiZD3KGJLQ


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90/3/16ساعــت 7:25 صبح تــوسط عباس | نظر
با مشایی چه باید کرد ؟ اتهام اصلی او چیست

با مشایی چه باید کرد ؟ اتهام اصلی او چیست ؟ اسفندیار رحیم مشایی به خودی خود آدم مهمی نیست . نه محبوبیت مردمی دارد ، نه پایگاه اجتماعی دارد ، نه جایگاهی میان روحانیت ، نه نفوذی میان روشنفکران و نبخگان و .... بنابراین تردیدی وجود نداد که شخص اسفندیار رحیم مشایی اساساً توان تبدیل شدن به یک خطر برای نظام و کشور را ندارد . چرا که در این حد و جایگاه نیست . بنابراین در تحلیل هایی که درباره مشایی ارائه می شود باید به این نکته توجه کرد که مشایی یک انسان معمولی و فاقد توان حتی بالقوه برای تبدیل شدن به یک خطر است . شفاف : آیت الله عبدالنبی نمازی در سخنانی افشاگرانه که سایت وی منتشر کرده است به افشای ناگفته هایی درباره حوادث اخیر در کشور پرداخته است . ایشان ضمن ابراز نگرانی از سلامت و امنیت کشور به خاطر تهدید خطرناک جریان انحرافی از نگرانی بزرگان نظام و رهبر انقلاب نسبت به این جریان خبر داده است و حتی بخش هایی از پشت پرده بازداشت های اخیر و حتی دیدگاه های رئیس جمهور را درباره مسائل مختلف مطرح کرده است . این شاید مهم ترین افشاگری طی هفته های گذشته باشد که پرده از بسیاری ناگفته ها برداشته است . اما فارغ از اهمیت این افشاگری باید به چند نکته اساسی توجه کرد: 1ـ اسفندیار رحیم مشایی به خودی خود آدم مهمی نیست . نه محبوبیت مردمی دارد ، نه پایگاه اجتماعی دارد ، نه جایگاهی میان روحانیت ، نه نفوذی میان روشنفکران و نبخگان و .... بنابراین تردیدی وجود نداد که شخص اسفندیار رحیم مشایی اساساً توان تبدیل شدن به یک خطر برای نظام و کشور را ندارد . چرا که در این حد و جایگاه نیست . بنابراین در تحلیل هایی که درباره مشایی ارائه می شود باید به این نکته توجه کرد که مشایی یک انسان معمولی و فاقد توان حتی بالقوه برای تبدیل شدن به یک خطر است . 2ـ اما اگر اینگونه باشد که مشایی آدم مهمی نباشد پس دلیل این همه نگرانی از رخدادهای اخیر چیست ؟ در واقع نگرانی های موجود نه از توان شخص حقیقی مشایی بلکه ناشی از پیوند عقیدتی و نزدیک بودن وی به رئیس جمهور است که سبب شده به عقیده بعضی ها مشایی تبدیل به قدرت دوم دولت دکتر احمدی نژاد شود . بنابراین شخصیت حقیقی مشایی خطرناک نیست و هیچگاه هم خطرناک نخواهد بود . این جایگاه سیاسی وی به عنوان نفر دوم دولت جمهوری اسلامی ایران است که سبب می شود مناسبات ، روابط ، گفتار و کردار مشایی تبدیل به یک خطر بالقوه شود . بنابراین منبع اصلی نگرانی ها حمایت های بی دریغ و صد درصدی دکتر احمدی نژاد از مشایی است . 3ـ اما با مشایی چه باید کرد ؟ اگر رئیس جمهور قانع شود که مشایی را از این جایگاه استراتژیک در دولتش عزل کند و مشایی تبدیل به یک شخصیت حقیقی با دیدگاه های خاص خودش شود ، هیچ خطری از جانب وی هیچ نقطه ای از ایران را تهدید نمی کند . چرا که نهایت فعالیت مشایی ممکن است سبب شود وی از یک شهرستان نامزد انتخابات مجلس شود که آنهم بعید است اگر رقیب توانمندی داشته باشد حتی بتواند آرای مردم یک شهرستان را برای نمایندگی مجلس نیز کسب کند . حتی اگر نماینده مجلس نیز شود نماینده مهمی نمی شود . بنابراین مشایی در صورتیکه در این جایگاه نباشد تبدیل به یک شهروند عادی می شود که کسی تحویلش نمی گیرد. بنابراین مشایی زمانی مشایی است که در این جایگاه مهم و استراتژیک باشد و مورد حمایت دکتر احمدی نژاد . و الا مشایی بدون حمایت دکتر احمدی نژاد خطری ندارد که کسی بخواهد حتی یک لحظه به بازداشتش فکر کند . چون به چنین آدم هایی که احساس خود بزرگ بینی دارند باید بی توجهی کرد و بس . البته قطعاً باید به مفاسد اقتصادی احتمالی وی و اطرافیانش رسیدگی کرد و نباید در این زمینه تبعیضی قائل شد . اما اگر دکتر احمدی نژاد قانع نشود با مشایی برخورد کند ، قطعاً باید با مشایی وفق مقررات برخورد کرد . مفاسد اقتصادی که در این مدت درباره مشایی ادعا شده و در رسانه ها منتشر شده است مهم ترین موضوعی است که مشایی باید به آن پاسخ دهد . در این زمینه باید با نهایت تیزهوشی برخود کرد. نباید به دامی که رسانه های حامی مشایی و احتمالاً اتاق فکر حامیانش طراحی کرده اند افتاد . ورود به درگیری سیاسی با مشایی رد گم کردن از اتهامات اصلی مشایی است . اتهام اصلی مشایی فساد اقتصادی و برخی دیدارهای خارجی و مناسبات خاص است . نباید به گونه ای رفتار کرد که بعداً طرفداران مشایی مدعی شوند برخورد با وی سیاسی بوده است . واقعیت این است که وقتی می گوییم جریان انحرافی ، یک دلایلی وجود دارد و یکی از اصلی ترین اتهامات این جریان نیز مفاسد اقتصادی است . لذا به نظر می رسد نباید با مشایی و تیمش وارد دعوای سیاسی شد چون بعید به نظر می رسد این جماعت اعتقاد سیاسی خاصی داشته باشد که بخواهیم با آنان وارد چالش سیاسی شویم . هر روز یک حرفی می زنند، یک روز تندش می کنند ، یک روز کندش می کنند ، یک روز عقب نشینی می کنند و یک روز .... خلاصه موج سواری می کنند و حرفی در این زمینه ندارد . حتی یک نفر نمی تواند بیاید توضیح بدهد اساساً مشایی و اطرافیانش حرف حسابشان در عرصه سیاسی چیست ؟ چه می خواهند بگویند که کسی قبلاً نگفته باشد ؟ اما این موج سواری های سیاسی و به قول بسیاری از مردم راه انداختن دعواهای زرگری تنها با هدف سرپوش گذاشتن بر مفاسد بزرگی است که در حوزه اقتصادی رخ داده است و البته اطلاعاتی نیز در باره برخی مناسبات خارجی این جریان و برخی مذاکرات پشت پرده نیز وجود دارد که در این زمینه نهادهای امنیتی باید بدون اغماض اظهار نظر کنند .


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/3/11ساعــت 9:14 صبح تــوسط عباس | نظر
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند * خواجه آن است که باشد غم خدمت

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش * گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش .......................... دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند * خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش .......................... جای آن است که خون موج زند در دل لعل * زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش .......................... بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود * این همه قول و غزل تعبیه در منقارش .......................... ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری * بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش .......................... آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست * هر کجا هست خدایا به سلامت دارش .......................... صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل * جانب عشق عزیز است فرومگذارش .......................... صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه * به دو جام دگر آشفته شود دستارش .......................... دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود * نازپرورد وصال است مجو آزارش ..........................


+ نوشته شـــده در سه شنبه 90/3/10ساعــت 5:37 صبح تــوسط عباس | نظر
مناضره حجتالاسلام و المسلمین مجتبی ذوالنور، و صادق زیباکلام

در کرسی آزاداندیشی با موضوع "بیداری اسلامی یا آمریکایی" که توسط بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، حجت‌الاسلام و المسلمین مجتبی ذوالنور، جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه و صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به مناظره پرداختند. به گزارش ایسنا، در این مناظره ابتدا زیباکلام با اشاره به خیزش‌های اخیر جهان اسلام، اظهارداشت: معتقدم همانگونه که اسم‌هایی به این خیزش‌ها داده می‌شود تحت عنوان بهار جهان عرب، جنبش دموکراسی‌خواهی یا رنسانس جهان عرب و شمال آفریقا خواست مردم در این جنبش‌ها مشخص است و چه مردم بحرین، چه مصر و چه سوریه، چه یمن و چه تونس خواست‌شان دموکراتیک است و بدنبال تحقق آزادی مدنی، آزادی سیاسی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی زندانیان سیاسی هستند و آنچه ذیل حقوق دموکراتیک، شهروندی و جامعه مدنی قرار می‌گیرد. زیباکلام با اشاره به این‌که مردم این کشورها شعارهایشان علیه خفقان و دیکتاتورهایی بوده است که حکومت می‌کرده‌اند، ابراز عقیده کرد: آنها در این مبارزه در کل به دنبال تحقق اهداف دموکراتیک بوده‌اند. در ادامه حجت‌الاسلام و المسلمین ذوالنور به سخنرانی پرداخت و گفت: من چند سوال دارم که از این سوالات می‌توان نتیجه گرفت که این حرکت‌ها متاثر از انقلاب است یا نه. وی با بیان این‌که یک موقع ما بحث عام را در بحث جنبش‌ها مطرح می‌کنیم و یک وقت نفوذ و دخالت جمهوری اسلامی ایران را، افزود: اگر منظور نفوذ و دخالت است این همان چیزی است که دائما ما را به آن متهم می‌کنند، اما اگر چنین چیزی نیست، چرا وقتی خودشان اعتراف می‌کنند که این حرکت‌ها متاثر از انقلاب اسلامی است یک تحلیلگر سیاسی آن را رد می‌کند. وی تصریح کرد: آنها خودشان می‌گویند دست جمهوری اسلامی ایران در کار است. این‌که ما آن را انکار کنیم، نمی‌دانم دلیلش چه می‌تواند باشد. ذوالنور همچنین ادامه داد: اگر منظور نفوذ و دخالت ایران نیست، آیا برای حفظ طاغوت در ایران آمریکا تمام توان خود را مصرف کرد یا نه؟ آیا با تاسیس انقلاب اسلامی مقابله کرد یا نه؟ آیا خودشان تصریح دارند که می‌خواهند انقلاب را بر بیاندازند یا نه؟ اگر بگوییم ندیدیم در واقع چشمانمان را بسته‌ایم. جنگ هشت ساله، 16 هزار شهید ترور و نبرد سایبری را چگونه می‌توان انکار کرد. کجا ما زندگی می‌کنیم که اینها را نمی‌بینیم. وی همچنین گفت: یکی از تلاش‌های دشمن برای نابودی یا محدود کردن انقلاب و تلاش برای محدود کردن رابطه با ایران که رهبری نیز به آن اشاره فرمودند این بوده است که می‌خواستند به نهضت‌های آزادیبخش القا کنند که جمهوری اسلامی خود بعد از 20 سال مجبور شد دوباره به سمت ما برگردد. برای آنکه جنبش‌ها را از ادامه مسیر و الگوگیری از ایران مایوس و دلسرد کنند. وی خاطر نشان کرد: اگر این جرات در این جنبش‌ها وجود دارد که هنوز ایستاده‌اند برای آن است که الگویی دارند که در مقابل آمریکا ایستاده است و آمریکا نتوانسته مانع حیات سیاسی آن شود. وجود الگوی موفق را نمی‌توان انکار کرد. وی همچنین گفت: اگر پرچم آمریکا را آتش نزدند، درسی که از انقلاب اسلامی یاد گرفته‌اند، ما پرچم آمریکا را آتش زدیم و آنها هیچ غلطی نتوانستند بکنند و نمی‌توانند اما آنها شخصیت‌هایی مانند امام(ره) را ندارند و لذا یکی از نکاتی که آموختند این بود که حساسیت‌ها را تحریک نکنند و اگر زیاد حرف‌های تند و شعار نمی‌دهند برای جلوگیری از حساسیت بیشتر غرب است. ذوالنور افزود: بسیاری از سران آنها می‌گویند جمهوری اسلامی ایران لطف کند و زیاد دخالت نکند، چون فشارها بر ما زیاد می‌شود. وی خطاب به زیباکلام گفت: آیا می‌شود اعتراف سران اخوان‌المسلمین را در نظر نگرفت. خود او می‌گوید امیدواریم نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی ایران داشته باشیم. هفت مرتبه از بلندگوی سراسری میدان التحریر مصر سخنان مقام معظم رهبری پخش شد و اتفاقا یکی از دلایل عرض‌اندام شیخ الازهر این بود که از مقام معظم رهبری عقب نماند. وی یادآور شد: چرا نماد آنها نماز است و چرا جمعه‌ها را روز خشم اعلام می‌کنند؟ آیا آتش نزدن پرچم یعنی اینکه این حرکت‌ها متاثر از اسلام نیست؟ آیا ما شعارهای استقلال، آزادی، آزادی سیاسی و آزادی مطبوعات نداشتیم؟ آیا باز شدن رفح به نفع آمریکاست یا به ضرر آنها؟ آمریکا و اسرائیل از تشکیل نظام‌های اسلامی نفع می‌برند یا ضرر؟ دلیل ما چیست که آنچه را که داریم زیر پا می‌گذاریم و آنچه دشمن دارد می‌گوییم؟ من دلیل این خودباختگی را نمی‌دانم. در ادامه زیباکلام گفت: خوشبختانه تا به امروز هیچ سند محکمه‌پسندی ارایه نشده است که نشان دهد حکومت ایران در سرکوب مردم سوریه نقشی داشته است. وی خطاب به ذوالنور با بیان‌این که آنها دنبال دموکراسی هستند، گفت: قرار است در شهریورماه پیش رو انتخابات عمومی در مصر برگزار شود و در نتیجه‌ی آن هرکسی بخواهد اکثریت را به دست آورد دولت را تشکیل خواهد داد. ممکن است اخوان‌المسلمین این آرا را به دست آورد و ممکن است گروه دیگری. نکته‌ی مهم در این انتخابات این نیست که چه کسی پیروز خواهد شد بلکه مهم نقش دموکراسی و برقراری انتخاباتی آزاد است. ذوالنور در ادامه گفت: در عربستان کدام نماد دموکراسی وجود دارد؟ اما چرا آمریکا حرفی از آن نمی‌زنند؟ آیا آمریکایی‌ها کورند و قتل‌عام مردم یمن را نمی‌بینند؟ فرض کنیم در مصر و لیبی حرکت‌ها آمریکایی است، اما آیا در یمن این موضوع متفاوت است یا مشابه؟ چرا در آن‌جا کاری نمی‌کنند؟ جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران در ادامه گفت که زمانی ما آن‌قدر دلباخته‌ی غربیم که اینها را نمی‌بینیم. مبانی علوم سیاسی هم البته غربی است و طبیعی است که غیر از این خروجی نخواهد داشت و اتفاقا این نشانه‌ی غلبه‌ی رسانه‌های آمریکا و غرب است که ما خودمان می‌خواهیم اسلامی بودن این حرکت‌ها را انکار کنیم. وی ادامه داد: وقتی برایمان محرز است که سقوط سوریه با برنامه‌ریزی آمریکاست و منافع منطقه و جمهوری اسلامی ایران را تهدید می‌کند و برعکس نتیجه‌ی پیروزی جنبش‌های یمن گسترش نفوذ ایران و قطع دست دشمن از منطقه است، عقل سیاسی حکم می‌کند که زیاد از حرکت‌های سوریه استقبال نکنیم. ذوالنور در ادامه این‌طور به انتقاد پرداخت که چرا محرومیت مردم بحرین در رسانه‌هایی که خوراک حرف‌های برخی را تهیه می‌کنند دیده نمی‌شود؟ چرا علی‌رغم این تحریم‌هایی که وجود دارد در این کشورها کک کسی گزیده نمی‌شود؟ در ادامه این مناظره، زیباکلام در پاسخ به پرسش کتبی یکی از دانشجویان مبنی بر این که حکومت لیبی و سرهنگ قذافی یک حکومت آمریکایی است و شما در این باره چه می‌گویید؟ گفت: سرهنگ قذافی به هیچ وجه آمریکایی نبود. زیباکلام در پاسخ به پرسش دیگری درباره بحران اقتصادی غرب نیز خاطر نشان کرد: در غرب هر از گاهی بحران اقتصادی به وجود می‌آید، ولی ظرف 200 سال گذشته، غرب دارای سازوکارهایی بوده است که نشان داده، می‌تواند از بحران‌های خود به سلامت عبور کند، چنانچه حدود سه سال قبل بحران اقتصادی در غرب به وجود آمد، ولی از آن عبور کردند. در ادامه حجت‌الاسلام و المسلمین ذوالنور اظهار کرد: اول انقلاب کشورهای عربی و منطقه مواضع متفاوتی درباره انقلاب اسلامی داشتند. برخی مانند عربستان سعودی که رابطه گرم‌تری با آمریکا داشتند، موضع چندان موافقی نمی‌گرفتند و برخی مانند مصر نیز خصومت جدی با جمهوری اسلامی برقرار کردند و برخی دیگر مانند لیبی بودند. آقای قذافی داعیه رهبری جهان عرب را داشت و سعی می‌کرد از هر فرصتی برای این نیت استفاده کند و زمانی که تاثیر انقلاب اسلامی را دید، سعی کرد خود را به ما نزدیک کند و در نتیجه به طور متقابل ما نیز با حکومت وی ارتباط داشتیم، بنابراین اگر ارتباطی هم با قذافی داشتیم در همین راستا بود. جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه اضافه کرد: جمهوری اسلامی بیش از این‌که با حکومت‌ها ارتباط داشته باشد، با نهضت‌های انقلابی ارتباط داشت. بعضا جنس این نهضت‌ها با انقلاب سازگاری داشت و این ارتباط باقی می‌ماند، ولی برخی از نهضت‌ها فاصله گرفتند و این ارتباط کم‌رنگ و قطع شد. قذافی از ابتدا فردی مذبذب و بر سر دو راهی بود و اهل ثبات نبود و چون جمهوری اسلامی همواره سعی می‌کند از خصومت دشمنان بکاهد و کسانی که بر سر دو راهی هستند را بیشتر به سمت خود جذب کند، تلاش می‌کرد که با قذافی اینگونه ارتباط را داشته باشد. وی با اشاره به رابطه‌ی ایران و لیبی در دوران جنگ خاطر نشان کرد: ما در زمان جنگ می‌گفتیم که دو یار بیشتر نداریم که یکی از آن‌ها باجی یعنی سوریه و یکی از آن‌ها موجی یعنی قذافی است. قذافی هر از چند گاهی به سمت آمریکا تمایل پیدا می‌کرد و در بحث هسته‌یی نیز نشان داد که عقل سیاسی ندارد و در نتیجه سر او کلاه گذاشتند. ما نمی‌گوییم که لیبی و حکومت قذافی هم‌پیمان جمهوری اسلامی ایران بودند و هیچ کس در دنیا نمی‌تواند، ادعا کند که سیاست‌های ما سر سوزنی به جای دیگر بستگی دارد، چرا که استقلال جمهوری اسلامی مشخص است. ذوالنور در ادامه در برابر پرسش دیگری درباره تفاوت مفهوم نفوذ و دخالت، پاسخ داد: هر چه حوزه نفوذ بیشتر باشد، زمینه دخالت هم بیشتر خواهد شد و این دو مفهوم خیلی هم جدا از هم نیستند. با این تفاوت که نفوذ شاید دخالت فیزیکی نداشته باشد، ولی مفهوم دخالت غالبا همراه با دخالت فیزیکی است. وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران مدعی است که آنچه در منطقه اتفاق افتاده است، بی‌تاثیر از انقلاب اسلامی نیست، ولی این‌که جمهوری اسلامی در حوادث موجود دخالت داشته باشد، چنین چیزی را به هیچ وجه قبول نداریم.


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90/3/9ساعــت 8:1 عصر تــوسط عباس | نظر
جریان انحرافی سر خود را به سنگ کوبید.

جریان انحرافی نیز مانند سران فتنه نسبت به شرایط کنونی کشور دچار توهم بود و از آنجا که روی ایستادگی رهبری در مقابل انحراف و بصیرت مردم حساب چندانی باز نکرده بود، سر خود را به سنگ کوبید. به گزارش فرهنگ نیوز به نقل ازمشرق، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در اجتماع بزرگ اصولگرایان استان کرمان و درجمع اعضای شورای هماهنگی اصولگرایان که با حضور حضرت آیت الله جعفری نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمان تشکیل شده بود ابتدا با ارائه شواهد و نمونه هایی از گذشته و حال، موقعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج و نقش برجسته آن در معادلات منطقه ای و بین المللی را طی 32 سال گذشته بی نظیر توصیف کرد و گفت: در حالی که شما مردم ولایتمدار و فداکار شاخ نظام سلطه بین الملل را شکسته و انقلاب های اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا را پدید آورده اید، نباید انتظار داشته باشید که آمریکا و متحدانش دست از دشمنی و کینه توزی بردارند و این قطب قدرتمند اسلام را به حال خود بگذارند. وی افزود: دشمن از برخورد نظامی طرفی نبسته و به ایجاد جریانات انحرافی و توطئه و فتنه های داخلی دل بسته است. شریعتمداری گفت: در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 هیچیک از دشمنان بیرونی و گروه ها و جریانات ضد انقلاب داخلی و خارجی را نمی توانید آدرس داده و نام ببرید که در این توطئه حضور فعال نداشته اند ولی این فتنه که به «جنگ احزاب» شبیه بود با مدیریت الهی حضرت آقا و بصیرت مثال زدنی مردم با شکستی سخت و رسواکننده روبرو شد و دشمن از یکسو تمامی سرمایه خود را که به میدان آورده بود، دود کرد و به هوا فرستاد، و از سوی دیگر با افشای چهره ماموران پنهان خود، بی آن که بخواهد خدمت بزرگی به نظام کرد. مدیر مسئول کیهان گفت: جریان انحرافی لانه کرده در اطراف رئیس جمهور نیز ماهیتی شبیه فتنه 88 دارد با این تفاوت که دشمنان بیرونی، سران فتنه را زیر چتر مسئولیت های سابق آنها پنهان کرده و به میدان فرستاده بودند ولی در ساخت جریان انحرافی از آدم های دم دستی بهره گرفته و آنها را به حلقه اول اطرافیان رئیس جمهور محترم نفوذ داده بودند. و این درحالی است که دولت نهم بعد از عبور از عقبه های سختی مانند کارگزاران و دولت اصلاحات با تلاش شبانه روزی، خدمات بی نظیری را به مردم ارائه کرده و می کند. شریعتمداری در ادامه سخنان خود به موضوع «جن» و «جن گیری» و سحر و جادو که این روزها درباره جریان انحرافی بر سر زبان هاست اشاره کرد و گفت: وجود «جن» به عنوان یکی از مخلوقات صاحب اراده خداوند تبارک و تعالی قابل انکار نیست و سحر و جادو نیز واقعیتی است که در آموزه های دینی از آن نهی شده است. ولی ماجرای ارتباط جریان انحرافی با «جن» و یا توسل آنها به «سحر و جادو» را که از سوی همین جریان به آن دامن زده می شود یک «طرح فریب» برای رد گم کردن است و جریان انحرافی با پیش کشیدن مسئله «سحر و جادو» و ارتباط با «جن» در پی آن است که بررسی های قضایی و پیگردهای اطلاعاتی را در این نقطه متوقف کند تا دست های پشت پرده این جریان و ارتباط های بیرونی آن از نگاه مقامات امنیتی و اطلاعاتی نظام پنهان بماند و مأموران اطلاعاتی با این تصور که همه انحراف ها و اقدامات جریان یاد شده نتیجه «سحر و جادو» و ارتباط با «جن» است، از ادامه پی گیری منصرف شوند و تنها به تأسف از رویکرد این جریان به «جن» و «جن گیری» بسنده کرده و کانون بیرونی و مدیریت کنندگان اصلی جریان انحرافی دست نخورده باقی بمانند. شریعتمداری ضمن تأکید بر پرهیز از ساده اندیشی گفت: آیا نباید این سؤال برای مسئولان مربوطه مطرح باشد که چرا مواضع جن های مرتبط با این جریان انحرافی با مواضع مقامات آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی شبیه است؟! و افزود: اگر پای «جن» در میان باشد، باید گفت جریان انحرافی با جن های انگلیسی رابطه دارد! شریعتمداری در ادامه به شاخصه هایی اشاره کرد که با استفاده از آنها می توان «فتنه»ها و «انحرافات» را در همان آغاز شکل گیری شناسایی کرد و در این باره گفت: هرگاه دیدید که مواضع یک جریان یا گروه سیاسی با مواضع اعلام شده دشمنان بیرونی همخوانی دارد، ابتدا با تردید به آن نگاه کنید زیرا بعید نیست که خطایی در کار باشد ولی چنانچه این همخوانی در موارد متعدد تکرار شد، احتمال وابستگی را نادیده نگیرید تا علاج واقعه، قبل از وقوع کرده باشید. وی یکی دیگر از شاخصه ها را انتقال معیارها از میدان های قابل ارزیابی به میدان های غیر قابل ارزیابی دانست و به عنوان مثال گفت: «مکتب اسلام» برای همه شناخته شده و غیر قابل تحریف است اما وقتی «مکتب ایرانی» جای آن را می گیرد، باید تردید کرد که مبادا کسانی با این جابجایی قصد تحریف آموزه های اسلامی را داشته باشند و افزود: پاسخ «کدام اسلام»؟ معلوم است زیرا اسلام معیارهای تعریف شده ای دارد و غیرقابل تحریف است اما پاسخ «کدام ایران»؟ معلوم نیست؟ ایران پادشاهان دست نشانده پهلوی، ایران شاهان بی عرضه و عیاش قاجار؟ ... و اگر ایران جمهوری اسلامی مورد نظر است چرا خشت نوشته کورش به عنوان سمبل مکتب ایرانی معرفی می شود؟! مدیر مسئول کیهان در ادامه به پرسش های حاضران پاسخ داد و در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات برخی از عوامل فتنه 88 که با اشاره به جریان انحرافی، قصد تطهیر خود را دارند گفت: سران فتنه که تمامی اسناد و شواهد از وابستگی بیرونی آنها حکایت می کند با هر کس و هر جریانی که دشمن آمریکا و اسرائیل و انگلیس بود مخالفت می ورزیدند و مادام که جریان انحرافی خود را بخشی از اصولگرایان جا زده بود، سران فتنه به خیال آن که این جریان هم، بخشی از اصولگرایان و در نتیجه، ضد آمریکا و اسرائیل است با آن دشمن بودند بنابراین اکنون که معلوم شده جریان انحرافی نیز دست کمی از آنها ندارد، فقط می توانند بگویند: «دیدید که این جریان هم مثل ما بود»؟! که در پاسخ باید گفت «دیدید با همه منحرفان برخورد می کنیم»؟! و اتفاقاً، برای توده های مردم افتخار بزرگی است که هر جا انحرافی می بینند به مقابله با آن برمی خیزند، چه رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس سابق باشند چه جریان انحرافی خزیده در کنار یک رئیس جمهور خدمتگزار. مدیر مسئول کیهان در پاسخ به سؤال دیگری گفت: مجلس نهم یکی از سنگرهای کلیدی است و اصولگرایان باید نامزدهای مورد نظر خود را با دقت انتخاب کرده و با صرفنظر کردن از اختلاف سلیقه های جزیی، لیست واحدی ارائه دهند. وی افزود: برای مجلس نهم دو جریان خیز برداشته اند، فتنه گران شکست خورده که تصمیم دارند افرادی را معرفی کنند که رابطه آنان با فتنه 88 فاش نشده باشد تا بتوانند از فیلتر شورای نگهبان رد شوند و جریان انحرافی با بودجه کلان در پی معرفی افرادی از شهرهای کوچک و پرداخت هزینه انتخاباتی آنهاست تا بخشی از مجلس نهم را در اختیار داشته باشد. شریعتمداری گفت: شورای نگهبان نباید تنها به گزارش مراجع رسمی اکتفا کند بلکه باید اطلاعات مردمی را جمع آوری کرده و براساس گزارش های مستند نسبت به صلاحیت یا عدم صلاحیت داوطلبان تصمیم بگیرد. مدیر مسئول کیهان در پاسخ پرسش یکی از حاضران گفت: باید مراقب بود که «میانه روها» یعنی کسانی که در جریان فتنه 88 مواضع دوپهلو و غیرشفاف داشته اند، میدان را در دست نگیرند و با سوءاستفاده از آب گل آلود ماهیگیری نکنند.


+ نوشته شـــده در دوشنبه 90/3/9ساعــت 7:38 صبح تــوسط عباس | نظر
رمالی عباس غفاری برای دفتر آیتالله هاشمی

رمالی عباس غفاری برای دفتر آیت‌الله هاشمی چهارشنبه ? خرداد ???? ساعت ??:?? عماریون نوشت: در آن زمان بود که با آقای حمید فض.. رئیس آتش نشانی تهران و خلیل با.. در شهرداری تهران، آقای مرتضی ب.. و محمد ر.. رج.. رئیس دفتر اقای هاشمی(از بازداشتی ها و مجرمان فتنه ??) و سید محسن ن.. و خیلی دیگر از مسئولین آشنا و دوست شد. در این زمان غفاری برای بعضی از اعضای دفتر هاشمی رفسنجانی اقدام به رمالی و نوشتن طلسم و ... می کرده و جای خود را دفتر هاشمی محکم می کند. در این موقع بود که دید چقدر راحت میشود اعتمادها را جلب کرد و وارد حریم خصوصی مردم گردید؛ به عنوان مثال: چقدر راحت فلان مسئول زنش را با این ملعون و با هزینه آن چنانی راهی مکه میکند و یا مثل آقای حمید فض... که بخاطر ازدواج مجدد، غفاری را به منزل خود برده و این شیطان با زنش! گرم می گیرد و خودش را عاشق و واله نشان میدهد، تا جائی که زن بدبخت فریب خورده و باور میکند که با دیگر زنان متفاوت! است و هر چه این ملعون گفته قبول می کند و حمید فض.. با اجازه زنش همسر دیگری را می گیرد و غفاری هم کم کم فاصله اش را با زن به علل مختلف کم میکند... غفاری دوستانی در اصفهان از جمله اقای طل... و ط... که از بزرگان اصفهان بودند پیدا میکند که بعدا آنها را هم به خاک ذلت نشاند، از طریق این افراد با کرباسچی آشنا میشود و میدانید که کرباسچی دارای فرزندی تقریبا معلول میباشد... به نیت درمان فرزند کرباسچی در شهرداری هم نفوذ کرده و به تدریج با اقدامات شیطانی در مدیریت شهری تهران تاثیرات منفی زیادی بر جای می گذارد. در زمان آقای هاشمی این ملعون برای اولین بار مزه آشنائی و رفاقت با مسئولین را چشید و دید که که هم آشنا شدن راحت است و هم اینکه از رانتهای خوبی میتواند برخوردار شود و ضمنا با گفتن جوکهای آنچنانی هم خلاء موجود و خط قرمزهایی که مسئولین جرات عبور از آنرا ندارند و یا اینکه بخاطر مسائل شغلی و... از ابراز آنها معذورند را شکست... شاید باورش کمی سخت باشد ولی همه کسانی که از نزدیک این فرد خبیث را میشناسند میتوانند شهادت دهند که در چند دقیقه اول آشنائی چند فحش انچنانی و توهین به مسئولین رده بالا، حضرت امام(ره) و مقام عظمای ولایت و گفتن سخیف ترین جوکها میکرد و جالب اینکه همه با خنده و اینکه عجب آدم با مزه ای و... او را همراهی میکردند! سپس با دیدن کف دست و این قبیل چیزها و پرسیدن نام و نام پدر و مادر و از این قبیل چیزها بلافاصله دست به قلم میشد و یک شعر مینوشت آنهم با خط خوش و تقدیم میکرد و می گفت الان با رسیدن این شعر به من از جانب فلان امام! و... فهمیدم که تو مرد خدا هستی و یا تو نظر کرده هستی و شروع به تعریف میکرد. چه کسی در دنیا هست که از تعریف و تملق بدش بیاید و دست آخر هم برگ برنده را برای طرف رو میکرد که حرفهای اول شعر را کنار هم بگذار تا بدانی که چقدر مورد توجه هستی و آن شخص با دقت میدید که حروف اول هر بیت در نهایت اسم خودش و نام پدر و مادرش در آمده است. این شیطان بخاطر دانستن علم کف بینی دست ... بلافاصله بعد از دیدن دست طرفش می فهمید که طرفش چه گونه آدمیست و آیا میشود در او رسوخ کرد یانه... به جنس مخالف علاقه دارد یا با عرض معذرت (خانم بازه) یا نه... اهل مادیات هست یا نه... تک و یا دو شخصیتی است یا نه... ریاست طلب است یا نه... سوابق مذهبی دارد یا نه... زمینه انحراف دارد یا نه... آیا در حال حاضر به غیر از همسرش باکسی به صورت مخفی ارتباطی دارد یا نه... وضع اقتصادی گذشته و حالش و آینده اش چگونه است... در طول عمرش مریضی و یا حادثه ای داشته و آیا در اینده حادثه ای برایش اتفاق می افتد یا نه... در نهایت آیا انسانیست که زندگی را جدی گرفته و یا سطحی نگر است و هم چنین طول عمر و نوع علاقه کاری و فکریش چیست؟ آیا اهل سفر و سرگرمی های دیگری هست یا نه... و از همین راه ها وارد میشد و این تازه آغاز و شروع کارش برای انجام اعمال خلاف و نفوذهای شیطتنی بود. به عنوان مثال: رد پای عباس غفاری در پروژه آب معدنی شهر کرد و اخراج از پروژه بخاطر شناخت مسئولان وقت و توطئه علیه سرمایه گذار با پشتیبانی مسئولین حامی این شیطان و کار شکنیهای آن چنانی برای ضربه زدن به پروژه و در نهایت با تبانی با دو نفر از یاران مهدی هاشمی معدوم که یک نفر از آنها نماینده دو دوره مجلس و بعد به علت نزدیکی به باند مهدی هاشمی و بیت مرحوم منتظری رد صلاحیت میشود و دیگری هم به همین علل از قوه قضائیه اخراج میشود. چرا که به گفته خودش شیطان به او ماموریت داده بود که این روژه را از کار بیندازد؛ چرا که مالک کارخانه آب معدنی با داخل کردن آب زمزم در محصولات کارخانه انسان ها را از شیطان دور کرده و به خدا نزدیک تر می کند...


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/3/4ساعــت 7:1 عصر تــوسط عباس | نظر