سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
بسمه تعالی انتقاد آیتالله نوری همدانی از افزایش «بیحجابی» آیتالل
آیت‌الله نوری همدانی گفت: موضوع حجاب و عفاف نباید این‌قدر ادامه پیدا کند و وزارتخانه‌ها باید ابتدا از خودشان برای برخورد با آن شروع کنند.
آیت‌الله حسین نوری همدانی پیش از ظهر امروز در دیدار اعضای ستاد امربه‌معروف و نهی از منکر کشور با اشاره به نقش مهم و تأثیرگذار این ستاد در کشور اظهار داشت: هیچ قشر و گروهی تأثیرگذاری و نقش‌آفرین‌تر از قشر شما نیست و کار این ستاد بسیار مقدس و مهم است.
 
وی بابیان اینکه موضوعی مهم‌تر از امربه‌معروف و نهی از منکر وجود ندارد، تصریح کرد: خداوند انسان را آفریده است ولی باید برای ساختن مبانی جامعه معروف عملی و منکر ترک شود.
 
مرجع تقلید شیعیان ادامه داد: درک و شناخت معروف‌ها و منکرات بسیار مهم است و متأسفانه خیلی از آن‌ها عملی هم نمی‌شود که این عملی نشدن یکی از دغدغه‌ها و مشکلات است.
 
وی ابراز کرد: مشکلات بودجه‌ای وجود دارد ولی باید شما این‌قدر قوی باشید که اگر کسانی خواستند به بیت‌المال تصرفی داشته باشند جلویش را بگیرید و به‌نوعی همه قدرت‌ها باید در سیطره قدرت شما باشد.
 
استاد برجسته حوزه علمیه با تأکید بر اینکه حق یکی است ولی این‌همه اختلاف در جراید کشور نشان از آن دارد که معروف‌ها و منکراتی در حال انجام است، خاطرنشان کرد: موضوع حجاب و عفاف نباید این‌قدر ادامه پیدا کند و وزارتخانه‌ها باید ابتدا از خودشان برای برخورد با آن شروع کنند.
 
وی دریافت دیرکرد توسط بانک‌ها را موردتوجه قرار داد و افزود: بارها تأکید کرده‌ایم دیرکردی که بانک‌ها دریافت می‌کنند ربا و حرام است ولی متأسفانه هنوز انجام می‌پذیرد.
 
آیت‌الله نوری همدانی اظهار داشت: در صیانت یا رد برجام درباره حقوق‌های نجومی و پاسخگویی به توهین‌های شبکه‌های بیگانه شما باید ورود کنید.
 
مرجع تقلید شیعیان خاطرنشان کرد: در شرایطی که شاهد منکرات فراوانی هستیم باید قشری به وجود آید که مردم را دعوت به خیر و از منکرات نهی کند.
 
وی ادامه داد: عربستان سعودی سایت فارسی راه می‌اندازد و اشخاص ضدانقلاب را جمع می‌کند تا برعلیه نظام تبلیغات کنند که باید قشری باشد که مردم را درباره آن ارشاد و راهنمایی کند.
 
منبع: تسنیم

+ نوشته شـــده در شنبه 95/7/3ساعــت 8:21 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی مبارزه با پولشویی یا نفی استقلال؟(یادداشت میهمان) ت


تعهد دولت بر اجرای معاهده مبارزه با پولشویی، حرف ‌و حدیث فراوانی را به همراه داشته است. موافقان و مخالفان دلایل متعددی در نفی و اثبات این توافق برشماری نموده‌اند. از بیان این جمله که این توافق تمام مشکلات پولی و بانکی کشور را رفع خواهد کرد تا این‌که اجرای این توافق بدتر از کاپیتولاسیون است. نگارنده فارغ از این ماجرا تلاش دارد از منظری دیگر به این موضوع توجه داشته باشد. ادامه مطلب...
+ نوشته شـــده در پنج شنبه 95/6/25ساعــت 9:14 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی بازی فینال گرگها...!(یادداشت روز) روز یکشنبه هفته جا

روز یکشنبه هفته جاری سعید مرتضوی دادستان وقت تهران در جریان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 با ارسال نامه‌ای خطاب به رئیس و هیئت قضات شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر به سبب فوت سه متهم به آشوب‌آفرینی در فتنه 88 که در زندان کهریزک جان باخته بودند عذرخواهی کرد. پوزش مرتضوی به‌خاطر اعزام سه متهم یاد شده به بازداشتگاه کهریزک و فوت آنها به علت شرایط نامناسب این زندان و بی‌توجهی مسئولان کهریزک بود. رخدادی که رهبر معظم انقلاب از آن با‌عنوان جنایت یاد کرده و دستور تعطیلی هر چه سریعتر این بازداشتگاه را صادر کرده بودند.
جرم آقای مرتضوی اعزام متهمان به بازداشتگاه کهریزک با توجه به آگاهی از شرایط بسیار بد و نامساعد آن بوده است که نهایتاً منجر به فوت آنان شده بود و مرتضوی از آنجا که خود را به گونه‌ای ناخواسته و غیرعمد در زمینه‌سازی منجر به فوت 3 متهم مورد اشاره دخیل می‌دانسته، با ارسال نامه به دادگاه تجدیدنظر  پوزش خواسته است. اقدام درخور‌تقدیر مرتضوی، این انتظار قانونی، شرعی و منطقی را به‌دنبال دارد که سران و اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 نیز که برخی از آنان مصداق بی‌چون و چرای مفسد فی‌الارض هستند، از مردم به خاطر جنایت‌های شرم‌آوری که مرتکب شده‌اند، عذرخواهی کنند، اگرچه پوزش آنها نمی‌تواند و نباید مانع از مجازات قانونی آنان باشد. خودداری سران و اصحاب فتنه 88 از عذرخواهی در حالی است که صدها سند غیرقابل انکار از عامدانه بودن جنایاتی که مرتکب شده‌اند حکایت می‌کند و کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که آنان تحت مدیریت مستقیم مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس دست به جنایت زده‌اند برخلاف مرتضوی که اقدام وی غیرعامدانه بوده است.
درباره وطن‌فروشی سران فتنه و پادویی مستقیم و بی‌واسطه آنها برای مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس، صدها گزارش مستند داشته‌ایم که واکنش فتنه‌گران به جای پاسخ، فقط فحاشی و ناسزاگویی بوده است و در این مختصر تنها به یادآوری برخی از آن بسیارها بسنده می‌کنیم.
1- فتنه 88 دقیقاً براساس فرمول دیکته شده کودتاهای مخملی صورت پذیرفته بود و از چند سال قبل برخی از کارشناسان برجسته سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اروپا برای آموزش فتنه‌گران به ایران سفر کرده و با مدعیان اصلاحات، نشست‌های مخفی و طولانی داشته‌اند، از جمله این افراد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
جان‌کین، عضو برجسته MI6 و از نظریه‌پردازان مطرح در مرکز مطالعات دموکراسی لندن، او در آموزش‌های خود تأکید می‌کند که شروع انقلاب مخملی باید از نقطه انتخابات باشد «ELECTION  POINT» .
مانوئل کاستلز، عضو برجسته سازمان «سیا» در پوشش استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا.
جان هیک معروف به احیاگر اندیشه پلورالیزم دینی.
آلن تورن از سرویس اطلاعات خارجی فرانسه DGSE. 
تموتی گارتن اش، از سرویس اطلاعاتی MI6 انگلیس، تئوری «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا» که مدعیان اصلاحات به نام خود جا زده‌اند از اوست.
آکنش هلر، رهبر کودتای مخملی مجارستان.
آدام میچنیک، رهبر جنبش همبستگی در فروپاشی لهستان.
الکساندر اسمولار، از اعضای اصلی کودتای مخملی لهستان.
مایکل ایگناتیف، رهبر لیبرال‌های پارلمان کانادا.
و... که همگی تحت پوشش‌های آکادمیک به ایران آمده و با کسانی که بعدها در فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 نقش‌آفرینی کردند، جلسات طولانی و مخفیانه داشته‌اند. مدعیان اصلاحات به دلیل عملیاتی کردن نقشه دشمن در فتنه 88، جنایت بزرگی مرتکب شده‌اند ولی دریغ از یک پوزش خشک‌وخالی که علت آن را توضیح خواهیم داد.
2- تمامی فتنه‌گران و مخصوصاً برخی از سران و افراد شاخص آن با صراحت و برخی دیگر با اقدامات بعدی خود اعتراف کرده‌اند که ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری 88 دروغ بوده و فتنه‌گران صرفاً با دستوری که از آن سوی مرزها گرفته بودند در شیپور این ادعای دروغ ‌دمیده‌اند.
همه اصحاب فتنه از جمله آقای خاتمی در انتخابات بعد از ریاست جمهوری 88 شرکت کرده بودند و پرسش این است که مگر برگزارکنندگان انتخابات مجلس، همان مراکز و افراد برگزار کننده انتخابات ریاست جمهوری 88 نبوده‌اند که آنان را به تقلب متهم کرده بودید؟ بنابراین، آیا به جرم توطئه علیه اسلام و انقلاب و مردم این مرز و بوم مستحق شدیدترین مجازات‌ها نیستید؟ پوزش از مردم پیشکش! 
3- آقای خاتمی حداقل 2 بار با جرج سوروس، سرمایه‌دار صهیونیست آمریکایی ملاقات پنهانی داشته است. جرج سوروس دشمن تابلودار اسلام و انقلاب اسلامی است که دشمنی و کینه خود علیه ایران اسلامی را بارها به صراحت اعلام کرده است. آقای خاتمی باید برای ملت توضیح بدهد که در ملاقات پنهان با جرج سوروس در پی چه بوده است؟ و یا جرج سوروس از ملاقات با آقای خاتمی چه انتظاری داشته است؟ آنچه مشخص است اینکه، اولاً؛ ملاقات یاد شده قبل از فتنه 88 صورت پذیرفته و ثانیاً؛ جرج سوروس حمایت و دخالت خود در فتنه را نفی نمی‌کند.
4- آقای هاشمی رفسنجانی باید توضیح بدهد که چرا چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری 88 و در حالی که هیچ گمانه و سخنی درباره احتمال تقلب در انتخابات مطرح نبود به ناگاه در اقدامی غیرمنتظره از احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری 88 سخن به میان آورد؟ پاسخ آقای رفسنجانی به این پرسش از آن جهت حائز اهمیت است که همگان شاهد بودند چند ماه بعد از آن، فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 با اسم رمز «تقلب در انتخابات»! شکل گرفته و به میدان آورده شد. انتظار آن است جناب آقای هاشمی رفسنجانی برای مردم توضیح بدهند که میان ادعای غیرمنتظره ایشان که چند ماه بعد به اسم رمز تقلب در فتنه 88  تبدیل شد چه رابطه‌ای وجود داشته است؟
5- فتنه‌گران با ادعای تقلب در انتخابات که از بیرون به آنها دیکته شده بود، علاوه بر آن که کشور را به آشوب کشیدند و خسارت‌های جبران‌ناپذیری به مردم و نظام وارد کردند، تعداد قابل توجهی از مردم را هم در خیابان‌ها به قتل رساندند. حمله به عزاداران عاشورای حسینی(ع)، اهانت به ساحت مقدس آن حضرت، پاره کردن عکس امام(ره) و لگدمال کردن آن! آتش زدن مسجد، خط زدن قید «اسلامی» از نام مقدس جمهوری اسلامی ایران، ائتلاف آشکار و بی‌پرده با بهائیان، منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، مارکسیست‌ها، کلان‌سرمایه‌داران و حتی عبدالمالک ریگی، دریافت هزینه آشوب از آل‌سعود و... بماند.
هر یک از جرایم و جنایات مورد اشاره به تنهایی، سران و اصحاب فتنه را مستحق شدیدترین مجازات‌ها می‌کند که پوزش از مردم، کمترین و دم‌دستی‌ترین وظیفه قطعی آنان است.
6- درخواست مدعیان اصلاحات از آمریکا برای تشدید تحریم‌ها علیه مردم این مرز و بوم نیز ماجرای رسوای دیگری از هویت وطن‌فروشانه این جماعت است. این درخواست‌های شرم‌آور در چند مورد با ارسال نامه محرمانه از مبادی بیرونی صورت پذیرفته که برخی از اسناد آن - تأکید می‌شود که فقط برخی از اسناد- منتشر شده است. آیا این وطن‌فروشی و مزدوری برای دشمنان ننگ‌آور نیست؟ مخصوصاً آنجا که برای خزانه‌داری آمریکا توضیح داده‌اند، تحریم‌ها باید سنگین و فلج کننده باشد چرا که تحریم‌های تدریجی برای مردم قابل تحمل خواهد بود!
7- سعید مرتضوی صرفنظر از اتهاماتی که به وی وارد شده و قضاوت نهایی درباره آن برعهده دادگاه است، به صراحت از نقش غیرمستقیم خود در کشته شدن سه متهم آشوب در بازداشتگاه کهریزک عذرخواهی کرده است. اما چرا سران و اصحاب فتنه با وجود اثبات جنایاتی که مرتکب شده‌اند و خیانت بزرگی که در حق نظام و مردم روا داشته‌اند، کمترین کلامی به عذرخواهی بر زبان و قلم نمی‌آورند؟ پاسخ این پرسش را می‌توان در سه گزاره زیر جستجو کرد.
اول؛ آن که امیدوارند با لب فرو بستن از پوزش، جنایات آنان در اذهان ملت به فراموشی سپرده شود که در این صورت سخت در اشتباهند.
دوم؛ این که  مسائل پنهان و به گرو گرفته‌ای نزد مدیریت بیرونی فتنه دارند که می‌ترسند سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه در صورت عذرخواهی فتنه‌گران از مردم و ابراز پشیمانی، آن را برملا کنند.
و سوم؛ این که در انتظار فتنه دیگری گوش خوابانده‌اند!  واین یادآور حکایت شخصی است که به پزشک مراجعه کرده و گفته بود؛ چند شبی است خواب می‌بینم در تیم فوتبال گرگ‌ها بازی می‌کنم! پزشک بعد از معاینه وی مقداری دارو تجویز می‌کند و می‌گوید با مصرف این داروها دیگر از این خواب‌های آشفته نخواهی دید. شخص مراجعه کننده می‌پرسد؛ اجازه می‌دهید این داروها را از فردا شب مصرف کنم؟ و پزشک با تعجب می‌پرسد؛ چرا از همین امشب مصرف نمی‌کنی؟ و طرف می‌گوید؛ برای اینکه، امشب مسابقه فینال است!
و اما، کدامیک از این سه احتمال قوت بیشتری دارد؟! مروری بر مواضع و عملکرد این جماعت می‌تواند به کشف گزاره‌ای که به واقعیت نزدیکتر است کمک کند.
حسین شریعتمداری

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 95/6/24ساعــت 8:33 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی پیام اسد به ارتش \اسرائیل\ با سرنگونی جنگنده روزنام?

 

روزنام? معاریو چاپ رژیم صهیونیستی، تأکید کرد که بشار اسد رئیس جمهور سوریه با سرنگون کردن جنگند? این رژیم قصد داشت پیامی را به فرماندهی شمالی ارتش "اسرائیل" بدهد.
روزنام? معاریو چاپ رژیم صهیونیستی، تأکید کرد که بشار اسد رئیس جمهور سوریه با سرنگون کردن جنگند? این رژیم قصد داشت پیامی را به فرماندهی شمالی ارتش "اسرائیل" بدهد.
 
به گزارش پایگاه خبری شبک? العالم، معاریو تأکید کرد که این اقدام اسد، حامل این پیام به فرماندهی شمالی ارتش اسرائیل است که "من اینجا هستم و قصد ندارم به این زودی اینجا را ترک کنم."
 
معاریو افزود: "این اقدام همچنین این پیام را داشت که ای اسرائیلی‌ها، دفعه دیگر و هنگامی‌که بخواهید به سقوط خمپاره‌ها در جولان پاسخ دهید، من دست بسته نخواهم بود."
 
این روزنامه چاپ رژیم صهیونیستی خاطرنشان کرد: "اسد ‌این‌بار نخستین دور گفتگو بین سوریه و اسرائیل در دوران جدید را اینگونه به پایان رساند؛ این بار موشکها از نزدیک هواپیماها گذشتند، و کسی نمی‌داند که دفعه بعد چه خواهد شد.
 
ارتش سوریه امروز (سه شنبه) اعلام کرد که پدافند هوایی این کشور یک فروند جنگند? رژیم صهیونیستی و یک هواپیمای بدون سرنشین را سرنگون کرده است.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 95/6/24ساعــت 7:31 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی اوج وادادگی و ذلت دولت روحانی محمد زعیمزاده: میتوان د
اوج وادادگی و ذلت دولت روحانی

ممسئله ملی است

فتونیوز/روحانی:(26 خرداد):حقوق بالای چند نفر را تبدیل به مسئله ملی نکنیم/ روحانی(16تیر): موضوع فیش‌های غیرمتعارف یک مسئله ملی است

حمد زعیم‌زاده: می‌توان دولت یازدهم را به تعبیری مخرج مشترک دولت‌های سازندگی و اصلاحات دانست، در واقع دولت حسن روحانی، هم میراث‌دار برخی خصلت‌ها و رویکردهای دولت سازندگی است و هم  برخی کارکردهای دولت اصلاحات. از اشتراک وزرا و اعضای کابینه روحانی با آن
دو دولت که  بگذریم، «این‌همانی» فراوانی بین رویکردهای جدی دولت فعلی با آن
دو دولت در حوزه‌های مختلف اعم از اقتصاد بومی  و فرهنگ  ملی و ساده‌زیستی دولتمردان و... وجود دارد اما شاید سیاست خارجی دولت یازدهم را بتوان خروجی همزمان آن دو دولت دانست.
دولت یازدهم را در حوزه سیاست خارجی می‌توان همزمان میراث‌دار وادادگی‌های دولت اصلاحات و تحقیرشدگی‌های دولت سازندگی دانست؛ عقب‌نشینی‌ها تا مرز شهید خواندن رئیس‌جمهور یهودی آمریکا و تلاش برای خلع سلاح حزب‌الله لبنان که یادگار دولت اصلاحات است و تحقیرشدگی تا ممنوع‌الورود شدن رئیس‌جمهور به بسیاری از کشور‌های دنیا در حالی که وزیر امور خارجه دولتت مدعی باشد با وزیر خارجه فرانسه و آلمان قهوه می‌خورده و مشکلات را حل می‌کرده است و البته اوج این وادادگی و تحقیر که در 3 سال اخیر و در دولت یازدهم در رابطه با عربستان سعودی به منصه ظهور رسیده است.
حسن روحانی در نخستین کنفرانس خبری پس از انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد 92 و در حالی که هنوز زمام کار را رسما به دست نگرفته بود در سخنانی عجیب و غیرمنتظره و تقریبا خارج از دستور اعلام کرد خواستار برقراری روابطی تازه با برادران سعودی است، اظهارنظری که به سرعت در صفحه اول روزنامه‌های زنجیره‌ای جای گرفت و پروژه احیا و گسترش رابطه با نوچه منطقه‌ای کدخدا کلید خورد. مبنای نظری این تصمیم عجولانه را باید در گفته‌های محمود سریع‌القلم «عقل منفصل» دولت روحانی جست‌وجو کرد که «چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم، ما با دولت‌های منطقه، همکاری‌های جدی و پایداری نداشته‌ایم. البته از دیدگاه توسعه‌گرایان، من این را به فرهنگ ایرانی مرتبط می‌دانم. امیدوارم اشتباه کنم ولی مطالعه و تحقیق و مشاهده، این را به من می‌گوید. حتی به لحاظ تاریخی، من از فرهنگ عمومی و رایج ایرانی این را می‌فهمم که ایرانی‌ها در سهیم شدن با همدیگر مشکل دارند.» اظهاراتی که در آن  جناب سریع‌القلم همکاری با عربستان را به عنوان یک کدخدای کوچک و منطقه‌ای امری جدی برای توسعه می‌داند و حتی برای ساختن مبنا برای ایده‌اش از تحقیر فرهنگ ایرانی هم ابایی ندارد.  
اما در بحبوحه تلاش دولت برای احیای رابطه با سعودی و دعوت گاه و بیگاه زنجیره‌ای‌ها از پدر معنوی دولت برای سفر به عربستان و لابد حل مساله با برادران سعودی، ناگهان مساله تحقیرآمیز تجاوز ماموران سعودی به 2 زائر نوجوان ایرانی همچون آوار بر سر دولت خراب می‌شود اما از سوی دولت از واهمه بر هم خوردن رؤیای ارتباط با سعودی پیگیری در حد تقریبا هیچ در این مساله صورت می‌گیرد. اما اوج وادادگی دولت در رابطه با سعودی در مساله فاجعه منا رخ می‌دهد؛ رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه در حالی که عمال سعودی بدن‌های زنده زائران ایرانی را همراه با اجساد روی زمین افتاده سرزمین منا شخم می‌زنند و بار کانتینرها می‌کنند، حتی حاضر نمی‌شوند یک روز از سفر تشریفاتی خود به نیویورک کم کنند و هیچ اقدام مثبتی را در این باره انجام دهند و اوج تحقیر در این مساله آنجا بود که به‌رغم همه این وادادگی‌ها و خاصه‌خرجی‌ها از عزت ملی، دولت سعودی حتی حاضر نمی‌شود  برای وزیر بهداشت ایران برای پیگیری احوال زائران ایرانی ویزا صادر کند و کار به زانو زدن جلوی امیر کویت برای واسطه‌گری می‌رسد.
طنز تلخ داستان اینجاست که حسن روحانی به‌رغم داشتن این زمینه فکری و عملی درباره سعودی حالا پس از یک سال از فاجعه منا مدعی شده است اقدام عده‌ای در حمله به سفارت سعودی، اجازه ادامه پیگیری‌ها و فشارهای سیاسی و حقوقی دولت بر سعودی‌ها را نداده است!
هرچند همه می‌دانند حدفاصل این دو اتفاق بیش  از 3 ماه بوده و اگر بگذریم از اینکه انفعال دولت در مساله تجاوز به نوجوانان در جده و فاجعه منا خود از زمینه‌های جدی روانی حمله غلط به سفارت عربستان بود اما به تعبیر یکی از همراهان سابق دولت واقعا کدام اقدام حقوقی و سیاسی؟ یعنی باید باور کنیم دولت در این یک سال مساله منا را در دستور کار قرار داده و اقدام موثر کرده اما به هیچ‌کس هیچ چیزی نگفته و هیچ اثری در رسانه‌ها نداشته؟ می‌توانیم باور کنیم دولتی که با هزار و یک انگیزه انتخاباتی و غیرانتخاباتی کارهای نکرده‌اش را هم در بوق و کرنا می‌کند مساله منا را پیگیری جدی حقوقی و سیاسی کرده باشد و محض رضای خدا و برای پرهیز از ریا به ملت هیچ نگفته باشد؟ دولتی که 2 سال قبل می‌گوید از رکود عبور کرده‌ایم ولی غرق در رکود است، دولتی که تحریم‌ها را بالمره لغو شده می‌داند اما برای انتقال 400 میلیون دلار از هواپیما استفاده می‌کند و ... آیا می‌تواند کاری واقعی در این مساله کرده باشد اما  با روزنامه‌های رنگی و زنجیره‌ای و بنر‌های بنفش، ایران را مفروش نکرده باشد؟
قسمت سوزناک و دردناک قصه برای خانواده‌های داغدار منا همینجاست که عزیزترین کسان‌شان را در حالی از دست داده‌اند که عده‌ای که هیچ کاری برای آنها نکرده‌اند و اساسا در مبانی نظری‌شان هم نمی‌گنجد که کاری کنند، حالا می‌خواهند ماهی انتخاباتی خود را از آن صید کنند. به تعبیر دختر یکی از این شهدا اقدامات همین دولت بود که باعث شد جسد پدرشان 4 ماه در عربستان بماند و امروز این مواضع دولت برای‌شان از غم از دست دادن پدر دردناک‌تر است. برای خانواده شهدای منا دردناک است که عده‌ای که توسعه را در تنبلی در مدیریت، دیکتاتوری در سیاست و ذلت در دیپلماسی می‌دانند و دائما در حال پمپاژ دوگانه «شکم ـ شرف» در جامعه هستند به دروغ از کارهای نکرده‌شان برای شهدای منا بگویند و همزمان هم پدر معنوی و مادی‌شان بگوید خب، چه اشکالی دارد برای برقراری رابطه با برادران سعودی ما پیش قدم شویم؟!!


+ نوشته شـــده در سه شنبه 95/6/23ساعــت 9:49 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در پاسخ به سوالی درباره مو

 

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در پاسخ به سوالی درباره مواضع اخیر حجت‌‌الاسلام مصباحی مقدم، گفت: ایشان حرف‌‌های خودشان را می‌زنند و مواضع جامعه روحانیت، مطلبی است که من به عنوان دبیرکل می‌گویم./ آیت‌الله مصباح یزدی شخصیتی بسیار بزرگوار و محترم برای ما هستند و هر وقت که لازم باشد، بنده و جامعه روحانیت از ایشان مشورت خواهیم گرفت.
دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در پاسخ به سوالی درباره مواضع اخیر حجت‌‌الاسلام مصباحی مقدم، گفت: ایشان حرف‌‌های خودشان را می‌زنند و مواضع جامعه روحانیت، مطلبی است که من به عنوان دبیرکل می‌گویم./ آیت‌الله مصباح یزدی شخصیتی بسیار بزرگوار و محترم برای ما هستند و هر وقت که لازم باشد، بنده و جامعه روحانیت از ایشان مشورت خواهیم گرفت.
گروه سیاسی- رجانیوز: دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در پاسخ به سوالی درباره مواضع اخیر حجت‌‌الاسلام مصباحی مقدم، گفت: ایشان حرف‌‌های خودشان را می‌زنند و مواضع جامعه روحانیت، مطلبی است که من به عنوان دبیرکل می‌گویم.
 
آیت‌الله محمد علی موحدی کرمانی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در پاسخ به سوالی درباره مواضع اخیر حجت‌‌الاسلام مصباحی مقدم، گفت: ایشان حرف‌‌های خودشان را می‌زنند و مواضع جامعه روحانیت، مطلبی است که من به عنوان دبیرکل می‌گویم.
 
وی در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات مصباحی مقدم مبنی بر عدم مشورت این تشکل با آیت‌الله مصباح، گفت: آیت‌الله مصباح یزدی شخصیتی بسیار بزرگوار و محترم برای ما هستند و هر وقت که لازم باشد، بنده و جامعه روحانیت از ایشان مشورت خواهیم گرفت.
 
آیت‌الله موحدی کرمانی در پاسخ به سؤال دیگری درباره ادعای یک روزنامه اصلاح‌طلب که به نقل از سخنگوی جامعه روحانیت مبارز از پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای برگزاری جلسات جامعه روحانیت در دفتر وی و موافقت مصباحی مقدم با این موضوع، گفت: به هیچ عنوان چنین چیزی ممکن نیست.
 
به گزارش تسنیم، دبیرکل جامعه روحانیت همچنین درباره اظهارات مصباحی مقدم مبنی بر حمایت احتمالی این تشکل از حسن روحانی، گفت: چنین چیزی اصلا مطرح نبوده و نیست و قبلاً هم گفته بودم که چنین اقدامی بسیار بعید است.

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 95/6/18ساعــت 9:44 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی عبرت فیلیپین شدن (یادداشت روز) خبرگزاریها پریروز گزا

خبرگزاری‌ها پریروز گزارش دادند رئیس جمهور فیلیپین بعد از مشاهده مداخلات بی‌حد و حصر آمریکا در امور داخلی کشورش، اعتراض کرده و اوباما را «حرامزاده» خوانده است! «رودریگو دوترته» که اکنون به یک چهره ضد آمریکایی مشهور تبدیل شده در ادامه این را هم گفته که «فیلیپین دیگر مستعمره آمریکایی‌ها نیست که اگر هرچه بگویند، کشورش مثل برده از آن اطاعت کند». فیلیپین از قرن هفدهم تا بیستم، مستعمره اسپانیا و در نیمه اول قرن بیستم مستعمره آمریکا بود. این کشور در سال  1946میلادی توانست مستقل شود.گفته می‌شود انتقاد اوباما، به اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در فیلیپین بوده است... در این باره گفتنی‌هایی هست؛
1- تا همین سه چهار ماه پیش که فیلیپین یکی از متحدین آمریکا محسوب می‌شد، قاچاقچیان مواد مخدر در این کشور اعدام می‌شدند؛ بدون اینکه رهبران این کشور از سوی دولت آمریکا تحت فشار قرار بگیرند. تظاهرات‌های ضد آمریکایی مردم علیه تمرین‌های نظامی مشترک کشورشان با آمریکا هم جزو معدود خبرهایی بود که غالبا در رسانه‌ها از فیلیپین منتشر می‌شد. خلاصه اینکه کسی با فیلیپین کاری نداشت جز چین که فیلیپین را محلی برای توطئه چینی‌های آمریکا علیه کشورش یافته بود.
فیلیپین قریب یک قرن پایگاه اصلی نظامی آمریکا  و سکوی پرتابی، علیه چین بوده است. این پایگاه‌های ظاهراً موقتی، ارتش آمریکا را قادر می‌سازد خطوط استراتژیک دریایی را در کنترل داشته باشد. به همین دلیل واشنگتن همیشه نگران بوده که رشد مبارزات مردمی علیه پایگاه‌ها و تمرین‌های مشترک نظامی، بر مبارزات علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا، در جهان تأثیر داشته باشد. در سال 1992 به دلیل همین اعتراض‌های مردمی فیلیپین، پایگاه نظامی آمریکا تعطیل و آمریکا مجبور به ترک این کشور شد. با این وجود هنوز 30 تا 50 هزار سرباز آمریکایی در فیلیپین حضور دارند و در حال فعالیت هستند. «مانیلا تایمز» در تاریخ 27 اوت 2007  اعلام کرده بود حتی اگر آمریکا طرح برقراری دوباره پایگاه نظامی در فیلیپین را انکار کند، آشکار است که ارتش این کشور مشغول اجرای یک پروژه نظامی در سراسر میندانائو است. حوزه عملیاتی آمریکا در فیلیپین در حال حاضر 8000 مایل مربع و شامل کل جزیره میندانائو و جزایر اطراف آن است. 
فیلیپین بیش از یک قرن در خدمت منافع آمریکا بوده است. آمریکایی‌ها در این 110 سال از فیلیپین کم بهره‌برداری نکرده‌اند بنابراین نمی‌توانند بپذیرند مستعمره‌ سابق‌شان به راحتی از دست برود. آمریکا فیلیپین را مستعمره می‌خواهد حتی اگر مقامات این کشور به اسم متحد، یک قرن به آن سواری مفت داده باشند.
2-  چرا آمریکا هیچ ابایی از خیانت به متحدین خود ندارد و به راحتی از پشت به آنها خنجر می‌زند؟ پاسخ این سوال را باید در ماهیت استکباری حاکمان کاخ سفید جست و جو کرد. آمریکایی‌ها پیش از این نیز به شکل‌های گوناگون از جمله کودتا و جاسوسی و... از خجالت نزدیک‌ترین متحدین خود  درآمده‌اند. ماجرای کودتای نافرجام اخیر در ترکیه و جاسوسی از صدر اعظم آلمان نسخه‌های جدید از خیانت‌های آمریکا به نزدیک‌ترین متحدانش-نه دشمنانش-هستند.  شاید حرامزاده خواندن فردی مثل اوباما از سوی رئیس جمهور فیلیپین پسندیده نباشد اما دولت فیلیپین این حق را دارد که ازآمریکا بخواهد پس از این همه سال خدمت بی‌مزد، دیگر  در امور داخلی کشورش دخالت نکند. ماجرای فیلیپین نشان می‌دهد آمریکا متحد و غیرمتحد نمی‌شناسد و کشورها و مقامات آنها را - همان طور که دوترته گفته- «َبرده» می‌خواهد.
3- بی‌هیچ تردیدی آنچه باعث شده مداخلات آمریکا در فیلیپین از حد بگذرد، اعدام قاچاقچیان مواد مخدر نیست که سالانه  دستکم 200 هزار نفر را در جهان به کام مرگ می‌کشانند بلکه خطری است که آمریکایی‌ها با روی کار آمدن یک رئیس جمهور مستقل در فیلیپین احساس کرده‌اند. ضمن اینکه در آمریکا نیز قاچاقچیان مواد مخدر اعدام می‌شوند. جان انسان‌ها اگر برای آمریکا اهمیت داشت، امروز نه داعشی وجود داشت، و نه نام هیروشیما و ناگازاکی اینقدر برای مردم آشنا بود. آمریکا اگر نگران جان انسان‌ها بود، باید، افسار شجره خبیثه ملعونه آل سعود را می‌کشید. به قول حضرت آقا «رژیم بی‌شرم سعودی به پشتوانه همراهی آمریکا، وقیحانه در مقابل مسلمانان ایستاده و در یمن، سوریه، عراق و بحرین خونریزی می‌کند، بنابراین آمریکا و دیگر حامیان ریاض در جرم و جنایات سعودی‌ها شریکند.» نگرانی چنین رژیمی از اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در فیلیپین، بیشتر به جوک شبیه است. نیست؟ 
4- لزوم حرکت کشورها با استانداردهای آمریکا-یا به قول  لیبرال‌های وطنی«استانداردهای جهانی»! - موضوعی است که امثال اوباما مداخلات خود در امور کشورهای مستقل را همواره با آن توجیه کرده‌اند. در ماجرای اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در فیلیپین نیز اوباما گفته، این اعدام‌ها با قوانین و استانداردهای جهانی همخوانی ندارد. در حالی که همانطور که اشاره شد، اولا موضوع ربطی به استانداردها ندارد و اصل ماجرا به ترس واشنگتن از دور شدن این کشور از آمریکا مربوط می‌شود؛ ثانیا اگر کشوری بخواهد با این به اصطلاح استانداردها حرکت کند، می‌بایست منتظر  استانداردهای ضد انسانی و ظالمانه بعدی غرب هم باشد.
5- چین پیش از آن که تبدیل به یک قطب در حوزه نظامی و اقتصادی شود، همواره از ناحیه حقوق بشر و همین استانداردهای به اصطلاح جهانی از سوی کشورهای غربی مثل آلمان، فرانسه و آمریکا، گزیده می‌شد. اما همین کشور به محض اینکه با استفاده از ظرفیت‌های داخلی به رشد عظیم اقتصادی و نظامی دست یافت، فشارهای حقوق بشری به ویژه از سوی کشورهایی مثل فرانسه و آلمان تقریبا متوقف شد. چین امروز نه با استانداردهای تعریف شده غرب همراهی می‌کند، و نه به فشارها علیه خود بها می‌دهد چرا که قدرتمند شده است. راه مقابله با زورگویی‌ کشورهای مستکبر، لبخند زدن و دل بستن به وعده‌های نسیه یا، متوقف کردن توانمندی‌های خود در حوزه فناوری و نظامی نیست. برعکس چاره کار در تقویت بنیان‌های اقتصادی و نظامی و اعتماد به ظرفیت‌های داخلی و در یک کلام «اقتصاد مقاومتی» است. این نگرانی وجود دارد ادامه راهی که دولت محترم در مواجهه با مشکلات اقتصادی و فشار غرب در پیش گرفته، به مداخلات بیشتر و گستاخی افزونتر آمریکا منتهی شود. در چنان وضعیتی حرامزاده خواندن دولتمردان آمریکا فایده‌ای ندارد؛ چرا که خباثت و خیانت و بدعهدی و از پشت خنجر زدن جزو صفات ذاتی شیطان بزرگ است.
جعفر بلوری

+ نوشته شـــده در پنج شنبه 95/6/18ساعــت 9:18 صبح تــوسط عباس | نظر
یسمه تعالی صاحبان حقوقهای نجومی ذخیره کشورند یا مدافعان حرم اهلب
صاحبان حقوق‌های نجومی ذخیره کشورند یا مدافعان حرم اهلبیت؟
کاریکاتور/ پس گرفتن حقوق‌های نجومی در آینده!
بر
 
آیت‌الله علم‌الهدی در تبیین سخن خود تصریح کرد: یعنی برحسب اعتمادی که این مردم به یک آقای رئیس جمهور دادند و او را انتخاب کردند (و) آن آقای رییس جمهور هم این اعتماد مردم را در بین یک عده کارگزار توزیع کرده؛ عده‌ای بیایند در یک گوشه قدرت قرار بگیرند و همه امکانات این قدرت را در انحصار خودشان قرار دهند، بعد هم (دیگران) بگویند «آقا این‌ها کارشان قانونی بوده» یا «این ها ذخیره مملکت و کشورند.» یعنی آن عزیزی که جانش را کف دست گذاشته، الآن در ساحل دریای مدیترانه یا در کویر داغ 60 درجه حرارت عراق و شام دارد جان می‌دهد، با مزدوران استکبار می‌جنگد و بدن تکه‌تکه‌اش را برای زن و فرزند و عزیزانش می‌آورند، او ذخیره این مردم و نظام نیست؟
 
نماینده خراسان رضوی در مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: یک آقایی که به ادعای تخصص بیاید مسئولیتی را به دست بگیرد و همه اممکانات مسئولیت را در در حد منافع خودش منحصر کند، این می‌شود ذخیره کشور و جامعه؟ یعنی شما فکر می‌کنید این مسأله کمتر از آن مسأله‌ای است که یک حاکم بنی‌اسراییلی می‌خواهد شهوت‌رانی کند و از یحیای پیغمبر(ع) می‌خواهد که برای او فتوا صادر کند (که)  مضاجعت با یک زن فاسده آلوده در عرصه کامیابی و شهوت‌رانی مشروع جلوه کند؟ این با او چه تفاوتی دارد؟ 

+ نوشته شـــده در شنبه 95/6/13ساعــت 10:3 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی خشم مفتیان وهابی ادامه داردکنفرانس اهل سنت در چچن، سع

خشم مفتیان وهابی ادامه دارد

کنفرانس اهل سنت در چچن، سعودی‌ها را از اهل سنت حساب نکرد

 خبرگزاری فارس: کنفرانس اهل سنت در چچن، سعودی‌ها را از اهل سنت حساب نکرد

خشم سعودی‌ها و مفتی‌های وهابی و سلفی کماکان از کنفرانس «اهل سنت چه کسانی هستند» در چچن روسیه تمامی ندارد. کنفرانسی که وهابیت و جریان تکفیری را باعث بدنامی اسلام دانست.

 

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، کنفرانس «اهل سنت چه کسانی هستند» که با حضور 200 عالم اهل سنت به ویژه مفتیان دانشگاه الازهر در تاریخ 4 شهریور در چچن روسیه برگزار شد از مفتیان سلفی و وهابی سعودی و قطری برای شرکت در این کنفرانس دعوت نکرد که این موضوع باعث واکنش شدید و عصانیت مفتیان سلفی و وهابی شده است.

در این کنفرانس که با سخنرانی «رمضان احمد قدیرف» رئیس‌جمهور چچن در شهر «گروزنی» آغاز به کار کرد، سعی شد تا تعریفی جامع از مذهب «اهل سنت» شکل بگیرد؛ تعریفی که وهابیت و سلفی‌گری تکفیری در آن جایی نداشت.

در این کنفرانس که شیخ «احمد الطیب» شیخ الازهر نیز حضور داشت شرکت کنندگان در بیانیه پایانی اهل سنت را این چنین تعریف کردند: «اهل سنت در اعتقاد و مذاهب کلامی، اشعری و ماتریدی و در فقه همان مذاهب چهارگانه حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی هستند و اهل تصوفِ پاک از نظر علمی و اخلاقی و تزکیه نفس همچون امام الجنید (جنید بغدادی) و امثالهم هستند...»

در این کنفرانس تاکید شد که وهابیت و سلفیت باعث تفرقه در امت اسلامی و بدنامی اسلام شده است.

در بیانیه پایانی همچنین آمده است: جلوگیری از انحراف و به خطر افتادن مفهوم اهل سنت و جماعت مسأله بسیار مهم و ضروری است، مفهومی که تندروها سعی دارند این عنوان شریف را بربایند و آن را به خود محدود کنند.


حضور شیخ احمد الطیب رئیس دانشگاه الازهر مصر، در این کنفرانس ضربه سنگینی به مدعیان اهل سنت وارد کرده است

پس از این کنفرانس که با بایکوت خبری بسیار شدید رسانه‌های جریان سعودی و غربی توأم بود، به تدریج واکنش‌ها به آن خود را نشان می‌دهد و مفتیان و شخصیت‌های سعودی یکی پس از دیگری این کنفرانس را هدف حملات خود می‌کنند.

به نوشته پایگاه خبری عربی21، محدود کردن تعریف اهل سنت در اشعری گری و ماتریدی به معنای خارج کردن اهل حدیث و سلفی‌گری از دایره اهل سنت است، موضوعی که موجب خشم و عصبانیت سلفی‌ها شده است و «سعد البریک» از مفتیان وهابی درباره این کنفرانس گفته است: « نشستی که از رشته‌های توطئه علیه اهل سنت محسوب می‌شود و یک دشمنی آشکار علیه عقیده و کشورمان است».

هیأت علمای عربستان نیز در موضع‌گیری خود اعلام کرده است: کنفرانس «چه کسانی از اهل سنت هستند» که اخیرا در شهر «گروزنی چچن» برگزار شده با هدف برانگیختن فتنه و درگیری مذهبی بین مذاهب اسلامی است.

شیخ «محمد السعیدی» از دیگر مفتیان وهابی عربستان نیز درباره این کنفرانس گفته است: نشستی که به منزله یک توطئه علیه جهان اسلام و به خصوص عربستان سعودی است.

«جمال قاشقچی» نویسنده معروف سعودی و مدیر شبکه «العرب» نیز در صفحه توئیتر خود نوشت: کنفرانس «گروزنی» به زودی باعث درگیری و چند گانگی خواهد شد؛ گویی دست‌های شری پشت پرده کار می‌کنند و گویی فتنه حنبلی‌ و اشعری در قرن پنجم، بار دیگر بروز پیدا می‌کند.

همچنین سلفی‌های مصر و وهابیت عربستان حملات گسترده‌ای علیه شیخ «احمد الطیب» رئیس دانشگاه الازهر مصر به راه انداخته‌اند.

«محمد آل شیخ» از نویسندگان معروف عربستان نوشته است: مشارکت «شیخ الازهر در کنفرانس گروزنی که عربستان را از اهل سنت ندانسته است، باعث تغییر نوع رابطه و رفتار ما با مصر خواهد شد و مصر با السیسی به سوی نابودی خواهد رفت...


+ نوشته شـــده در جمعه 95/6/12ساعــت 6:47 عصر تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی حکم محکومیت و انفصال از خدمات دولتی مدیرعامل شرکت ملی
به جرم تبانی در قرارداد کرسنت
:34
کاریکاتور جوان از زنگنه


با رای دیوان عالی کشور حکم محکومیت و انفصال از خدمات دولتی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران و دیگر اعضای هیئت مدیره این شرکت در دوره اول وزارت زنگنه تایید شد.
به گزارش نفت نیوز، این حکم که در ارتباط با قرارداد کرسنت صادر شده قطعی است و هیچ مرجعی در سه قوه نمی‌تواند آنرا نقض کند.
گفتنی است در دولت روحانی بیژن زنگنه در یک اقدام مشکوک تیم کرسنت را که حکم محکومیت در دادگاه داشتند در برخی پست‌های کلیدی بکارگیری کرد که انعکاس احکام انتصاب این مدیران به دادگاه لاهه تاثیر نامطلوبی برای ایران و به نفع طرف اماراتی داشت. استدلال آنها این بود که اگر این افراد محکوم شده‌اند چرا مجدداً در پست‌های دولتی بکار گرفته شدند.حال به نظر می‌رسد با محکومیت اعضای هیئت مدیره نفت توسط دیوان عالی کشور و اثبات فساد روند پرونده به نفع ایران رقم بخورد اما این مسئله مشروط به پیگیری مناسب از طرف مسئولان وزارت نفت است. ادامه مطلب...
+ نوشته شـــده در جمعه 95/6/12ساعــت 6:46 عصر تــوسط عباس | نظر