چرا مذاکره نافرجام ماند؟ ترامپ سر به نیست میشود؟ (یادداشت روز)
1) کشورهای بسیار، از شرق آسیا تا اروپا و آفریقا، تشنه بازگشایی تنگه هرمز هستند. آنها میدانند بسته شدن تنگه، مصیبتی است که ترامپ و نتانیاهو، سر سفره آنها گذاشتهاند. همچنین، میدانند که بدون عقبنشینی آغازگران جنگ، تنگه باز نخواهد شد. اما با وجود این واقعیات روشن، چرا آمریکا در مذاکرات پاکستان توافق نکرد و تنگه بسته ماند. علت را نه در لابهلای اظهارات دیروز معاون رئیسجمهور آمریکا در اسلام آباد، بلکه باید در بیانیهخوانی روز پنجشنبه
همسر ترامپ در واشنگتن جستوجو کرد!
2) صلاح اغلب کشورهای دنیا و حتی آمریکا، در پایان دادن به جنگ پرهزینه و بیدستاورد است. ترامپ، این قدر میفهمد که با پیشروی در باتلاق، درماندهتر میشود و باید تا دیر نشده، به عقب برگردد. اما او آزادی عمل ندارد. گروگان دیگری است و هیچ گروگانی، اختیاردار خود نبوده است. ترامپ، گروگان مافیای صهیونیستی است که در جزیره اپستین و خانههای فساد مشابه، تلهگذاری کردهاند و نتانیاهو، مطامع نامشروع آنها را نمایندگی میکند.
3) با وجود سانسور دولت آمریکا درباره اسناد «پرونده جنایات اپستین و شرکا»، فشار افکار عمومی به قدری گسترده شده که همسر ترامپ، روز پنجشنبه مجبور شد اسناد و تصاویر موجود درباره پیوندش با جفری اپستین و شریک وی (گیلن مکسول) را انکار کند. درباره پیوند اپستین با موساد هیچ تردیدی وجود ندارد و او یونیفورم پوش ارتش بوده است. این واقعیت هم روشن است که «ملانیا کناوس» (همسر فعلی ترامپ)، از اسلوونی به آمریکا قاچاق، و در سال 1998 از طریق اپستین به ترامپ معرفی شده است. در واقع، ملانیا کناوس، یکی از ابزارهای موساد برای به خدمت گرفتن ترامپ بوده است، اما افتضاحات پرونده چنان بالا گرفته که او، مجبور به تکذیب و انکار شده است.
4) مذاکرات روز شنبه، نافرجام ماند، چون نه فقط جی دی ونس، بلکه خود دونالد ترامپ، اجازه مذاکره مستقل، مبتنی بر منافع ملت آمریکا و مصالح کشورهای دیگر را ندارد. باید این حقیقت مهم را برای ملتها و دولتها تبیین کرد که شرارت و ناامنی موجود در منطقه و جهان، از گور مافیای جهانی صهیونیسم بر میخیزد. کشورها اگر تا دیروز، نسلکشی هفتاد هزار انسان در غزه توسط اسرائیل و با چراغ سبز بایدن و ترامپ را تماشا میکردند اما امروز، با پیامدهای تلخ این شرارت و جنگافروزی دامنهدار درگیر شدهاند و باید برای حیات و امنیت خودشان هم که شده، وسط میدان بیایند و بر جنایتکاران هار، پوزبند بزنند. این جنگ، جنگ مدنیت با بربریت مدرنی است که امنیت جهان را به مخاطره انداخته است.
5) دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، اکنون باید به عنوان طرف ستمدیده اما پیروز و مقتدر جنگ تحمیلی، فعال شود و کشورها را
بر اساس منافع و مصالحشان در مهار متجاوزان شرور و شکست خورده، همراه کند. کشورها از این طریق میتوانند از تردد بیضرر در تنگه هرمز بهرهمند شوند. بدون تعیین تکلیف دنیا با اشرار جنگافروز و بازگشت امنیت، امکان ندارد تنگه هرمز در قلب منطقهای جنگزده، روی آرامش ببیند. «محور شرارت»، در تنگه گیر افتاده و نباید اجازه داد که بگریزد و به شرارت ادامه دهد. این تصمیمی است که کشورها باید برای آزادی و امنیت و رفاه خود بگیرند. قطعا بسیاری از کشورها حتی در غرب، از اینکه یکی پیدا شده و افسار ترامپ قلدر را کشیده، خوشحالند.
6) ملت ایران به خاطر مقاومت خیرهکنندهاش، مورد تحسین خیلیها در دنیا قرار گرفته است. در همین حال، هیچ کس نمیتواند ملتی را که جنگ بر او تحمیل شده اما توانسته دشمن متجاوز را زمینگیر کند، از مطالبات مشروعش باز دارد یا سرزنش کند. آمریکا و اسرائیل که دی ماه پارسال مدعی آزاد کردن ملت ایران بودند، علاوهبر صدها پل و جاده و کارخانه و زیرساختهای گوناگون اقتصادی،
763 مدرسه و 316 مرکز درمانی را بمباران کرده و 3375 شهروند ایرانی را به شهادت رساندهاند. متجاوزان، فقط در یک جنایت، 250 دانشآموز را در میناب به خاک و خون کشیده و 170 کودک را به شهادت رساندهاند. بنابراین، ملت ما حق دارد در ادامه پیروزی در میدان نظامی، خواستار «محکومیت رسمی طرف متجاوز در مراجع بینالمللی، مجازات جنگ افروزان، تعیین و تادیه خسارات وارده، تثبیت حقوق هستهای و تایید نظام حقوقی جدید در تنگه هرمز مبتنی بر حقوق حاکمیتی ایران» شود.
7) آمریکا، به بحران هدفگذاری و راهبرد در مقابل ایران دچار شده است. اقتدار غیرقابل انکار ایران در میدان است که رئیسجمهور آمریکا را مجبور میکند معاون خود را از آن سر دنیا برای مذاکره، به کشور همسایه ایران بفرستد. واقعیت این است که جنگ تحمیلی دشمن، برای ملت ایران اهرمسازی کرد تا آنجا که ترامپ مجبور شد برای فرار از بنبست خودساخته و انحراف اذهان، دعوت به مذاکره کند.
8) آمریکا با عملیات نظامی، نتوانست براندازی کند، توان نظامی ایران را از کار بیندازد و400 کیلو اورانیوم را خارج کند، بلکه خسارات راهبردی را به جان خرید و تنگه گشوده هرمز را هم به انسداد کشاند. بنابراین، نرخ امروز معادلات قدرت تغییر کرده و دیگر، همان مظنّه ماقبل 9 اسفند نیست. ایران برخلاف فضای متلاطم شهریور تا دی ماه پارسال که تحت فشار اسنپبک و بازگشت تحریمها و پروژه آشوب افکنی قرار داشت، اکنون در موضع قدرت قرار دارد: ظرفیت مهم حکمرانی در تنگه هرمز را فعال کرده و آمریکا را از دیکته کردن تعطیلی برنامه هستهای به درخواست عاجزانه برای بازگشایی تنگه عقب رانده است. در محیط داخلی هم، بالاترین همدلی و انسجام، به برکت دفاع مقدس فراهم شده است.
9) ایران، بیاعتنا به تحریمها، نفتی بیشتر و با قیمت بالاتر نسبت به قبل از جنگ میفروشد. آمریکا مجبور شده برای کاهش قیمت نفت، به قول معروف، استفراغ خود را بخورد و تحریم نفتی را تعلیق کند! در حالی که به گزارش نشریه فوربس «جنگ علیه ایران موجب شده قیمت انرژی در جهان بیشترین جهش را در 21 سال گذشته تجربه کند»، شبکه سیانان میگوید «میزان صادرات نفت ایران از یک میلیون بشکه در روز با قیمت 40 تا 45 دلار پیش از جنگ، به 1.7 میلیون بشکه با قیمت بیش از 100 دلار رسیده است».
10) تابآوری و استقامت پیروز ملت ایران در این جنگ، آن هم متعاقب یک سال فشار سنگین دشمن، به معجزه شبیه است. ملت ما، مصیبت بزرگی را تحمل کرد؛ اما از همان مصیبت (به ویژه شهادت رهبر حکیم و نستوهش) حماسه ساخت. مدیریت حکیمانه رهبری جدید (آیتالله سید مجتبی خامنهای حفظه الله تعالی) در یک ماه اخیر و در کوران جنگ هم، خود معجزهای دیگر در ابعاد اجتماعی، سیاسی و نظامی است. پیوند عمیق امت و امام، کشور ما را در تندباد بلایی که میتوانست هر ملتی را از پا درآورد، استوار نگاه داشت. مردم نستوه، به خیابان جان بخشیدند و قوت قلب مدیران و رزمندگان شدند تا جنگ نابرابر، با ظفرمندی اداره شد و دشمن، درخواست آتشبس کرد. ملت ما، همچنین با وجود جنایات جنگی دشمن و حمله به زیرساختها، موفق شد با روحیه جهادی و توانمندیهای فنی موجود، بخش قابل توجهی از خسارات وارده به زیرساختها را در زمانی محدود، مهار و ترمیم کند. اینها، علاوهبر سرمایه همدلی و کاهش مجادلات سیاسی بیهوده و فرساینده است. مجموع این تجارب ارزشمند دفاع مقدس - به عنوان گفتمان جهادی- میتواند زیرساختی اجتماعی، سیاسی و مدیریتی برای بسیج ملی و پیشرفتهای جدید در کشور باشد.
11) بزرگی ایران اسلامی، با این دفاع مقدس، بیشتر به چشم جهانیان آمد. بالاخره، یکی پیدا شده که سیلی آبدار به گوش آمریکا و اسرائیل شرور بزند و صدای آن در تمام دنیا بپیچد. حالا سطوت 80 ساله ابرقدرتی که رقیبش شوروی را از پا درآورده و حاکم بلامنازع جهان شده بود، در هم شکسته است. پایگاههایش شخم خوردهاند. ناوهایش گریختهاند و انواع هواپیماهایش شکار شدهاند. در حالی که شهدای ملت ایران با افتخار تشییع شدند، هزاران کشته و زخمی آمریکایی- صهیونیستی پنهان داشته شدهاند، چون این جنگ، هیچ افتخاری برای آمریکا و اسرائیل ندارد، بلکه موجب ننگ ابدی آنهاست که فقط در یک جنایت، 170 کودک دانشآموز را کُشتهاند. ایران، نه تنها از پا در نیامده، بلکه در متن جنگ، در تراز یک ابرقدرت جدید، سر برافراشته است.
12) دفاع مقدس و شرافتمندانه، با همه تلخیها و مصائبش، برکات بزرگی به ارمغان آورد. ملت ما و متحدانش در جبهه مقاومت، در چشم ملتهای جهان، عزتی دو چندان یافتند. برخی دولتهای اروپایی که در جنگ 12 روزه با وقاحت گفته بودند «این، جنگ کثیفی است که اسرائیل به نیابت از ما انجام میدهد»، این بار فهمیدند کدام طرف دست برتر را دارد و بنابراین به دفعات گفتند «این جنگ، جنگ ما نیست». این هم تحقیر دیگری برای ترامپ است. آمریکا در اوج تصاعد فشار ایران و از دست رفتن تحمل بازارهای جهانی، تن به آتشبس داد، تا از فشار در حال انفجار بکاهد. این، قدرت ایران بود که ترامپ را مجبور کرد از اولتیماتوم سه باره، عقبنشینی کند. آمریکا در سه دهه گذشته، مانند جنگ اخیر، به زمین سفت واقعیت برخورد نکرده و دچار سرشکستگی نشده بود و این ارمغان شومی بود که مافیای صهیونیستی بر ساخت.
13) آیا دوباره جنگ میشود؟ شاید. اما جنگ و نیروی نظامی، دیگر مزیّت آمریکا نیست، بلکه پاشنه آشیل او محسوب نمیشود. در این باره روزنامه نیویورک تایمز اذعان کرد: «مسئولیتنشناسی ترامپ، آمریکا را در آستانه یک شکست استراتژیک تحقیرآمیز قرار داده است. اصلیترین اهرم فشار ترامپ، تهدید به ازسرگیری جنگ است که آن هم کارساز نیست». تهدید نخ نما به محاصره دریایی ایران پس از شکست در مذاکرات، و قبل از آن، تلاش ناکام در روز مذاکره برای عبور دادن دو ناو از شمال تنگه هرمز، مسئلهای را حل نمیکند. دیروز خبرگزاری بلومبرگ اذعان کرد که «دو ناوشکن کلاس آرلی بورک نیروی دریایی آمریکا، قصد داشتند از تنگه هرمز عبور کنند. اما پس از هشدار سپاه پاسداران ایران و شلیک شدن یک پهپاد، مجبور به بازگشت شدند».
14) به یاد بیاوریم که کوشنر و ویتکاف، دو هفته قبل از جنگ، روی ناو لینکلن در خلیجفارس رفته و عکس یادگاری گرفتند. اما همان ناو حالا کجاست و چرا وسط جنگ مجبور شد تا هزار کیلومتری ایران عقب نشینی کند؟! ایران، اگر بعد از ظهر شنبه، ناو آمریکایی را هدف نگرفت و صرفا با تهدید، مجبور به عقبنشینی کرد، به خاطر برقراری آتشبس بود. با توجه به معادلات جدید، نه ناوهای آمریکا قادر به مانور مؤثر در منطقه هستند و نه میتوانند در محاصره ایران نقشآفرینی کنند؛ که اگر میتوانستند، باید در همان چهل روزه جنگ، مرتکب غلطی میشدند. روند جنگ، افسانهها درباره ناوهای لینکلن و فورد را باطل کرد و از ناوهای باکسلر و تیریپولی و بوش هم که ادعا میشد قرار است در عملیات زمینی در عمق ایران و یا اشغال جزایر شرکت کنند، هیچ بخاری بلند نشد. فقط دویست فروند هواپیمای اف 35، اف 15، آواکس،C-130، سوخترسان، A-10 و بالگرد و پهپاد ساقط شده آمریکا و اسرائیل، قابلیت ایجاد یک گورستان مستقل از پیشرفتهترین ادوات نظامی آمریکا را دارند. ترامپ اگر اجازه داشته باشد، باید به ملت بزرگ ایران و تمدن با شکوهش ادای احترام کند تا بتواند سرش را از تنگنایی خودساخته، بیرون بکشد. شاید هم به دست همان مافیای جزیره اپستین، سر به نیست شد و تمام تقصیرهای جنگ احمقانه را به پایی نوشتند؛ همچنان که جان اپستین را گرفتند و تمام جنایات انجام شده در آن جزیره بدنام را بر دوش او گذاشتند.
محمد ایمانی
شرمندهام که بیتو نفس میکشم هنوز
سرویس سیاسی ـ
خون پاک مقتدای شهید انقلاب میجوشد. سراسر جبهه مقاومت، مجموع امت اسلامی و عاشقان او در دنیا به پا خاستهاند و منافع آمریکا و اسرائیل را نابود میکنند. راه سیدالشهدا متوقف نمیشود. این شهادت، خیزش بزرگ آزادگان جهان را در پی خواهد داشت و پایان جنگ را با مرگ ترامپ و محو اسرائیل رقم میزنیم. تا آخر خواهیم ایستاد و در قدس نماز اقامه خواهیم کرد. قال الامام خامنهای: سنصلی فی القدس.
هرگز تصور نمیکردیم لحظاتی را که بخواهیم در تحریریه، خبر عروج رهبر حقطلبان عالم و عارف روشنضمیرمان را بنویسیم. ذهنمان هیچگاه در این پندار نمیگشت، موسمی از زمان باشد که بدون خلف صالح روحالله زندگی کنیم. دل ملت با دلی که آیینه صیقلیافته الهام الهی بود، پیوند خورده بود. روح و جان مردم به وجودشان پر از فیض بود. خبری شد که بینهایت اندوهناک است و راوی آن یک ملت وفادار و آحاد آزادگان جهان. روایتی در وسعت قلوب عدالتخواهان دنیا. فقیه عالیقدر و حکیم مجاهد، مقتدای آزادگان عالم و محبوب قلبهای مردم سرافراز ایران و امت بزرگ اسلامی، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در ساعت اولیه صبح شنبه نهم اسفندماه 1404 به دست پلیدترین دشمنان انسانیت به فیض شهادت نائل آمدند و به ملکوت پرواز کردند.
نایب برحق امام زمان(عج) و عشق ملت ایران و احرار جهان در میان یک مبارزه مقدس و در حالی که در محل کارشان در حال رهبری امور کلان برای دفاع از مردم و تداوم ساخت ایران قوی بودند، در حمله جنایتکارانه مشترک آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی آسمانی شدند و پاداش مجاهدت بلندمدت در راه خدا را دریافت کردند.
ایشان که سرچشمه فیوضات معنوی بیانتها بودند، در ماه مبارک رمضان به جوار رحمت الهی و آغوش رسول خدا(صلاللهعلیهوآلهوسلم) رفتند. شهادت علیوار و با افتخار رفتند.
رهبر شهید از مدارج عالی علمی با درجات والای عرفان و معنویت توأمان برخوردار بودند و در کنار برخورداری از درجه اجتهاد به فقه الله الاکبر که از جنس شهود و محصول سلوک توحیدی و مجاهدت معنوی است، نائل آمده بودند.
ملت سرافراز ایران، امت بزرگ اسلامی و آزادگان جهان یاد و راه ایشان را با قدرت ادامه میدهند و خونخواه ایشان هستند. خباثتهای آمریکا و اسرائیل نمیتواند ارده پولادین ملت و حرکت انقلاب را متوقف کند. انقلاب اسلامی به اسلام و باورهای مردم اتکا دارد و از مسیر و حرکت متعالی خود باز نخواهد ایستاد.
دنیای اسلام، شخصیتی بینظیر را از دست داد. کلام معطر ایشان راهگشا و امیدبخش بود. برکات حکمت و درایت ایشان و جهاد چنددهسالهشان جاری و ساری است. سالها رهبری، مجاهدت و مدیریت خالصانه و شجاعانه ایشان زبانزد است. مقتدای انقلاب در بیش از 37 سال رهبری دورانساز، ایران اسلامی را سرشار از پیشرفتهای خیرهکننده در عرصههای گوناگون ساختند.
رهبر شهید در همه میدانهای مبارزه، کشتی انقلاب را در میان طوفانها هدایت کرد. دستاوردهای رهبری حکیمانه ایشان موجب افتخار همه ایرانیان و علاقهمندان انقلاب اسلامی در سراسر دنیاست زیرا در شرایطی که دشمن هیچ زمانی را برای مقابله با انقلاب و نظام اسلامی از دست نداده است، انقلاب اسلامی برخوردار از پیشرفت، پویایی و طراوت است.
دشمن خود را به آب و آتش میزند تا حرکت علمی کشور را متوقف کند اما ایران اسلامی به سبب گفتمانسازی و درایت رهبر شهید انقلاب در راهاندازی جنبش نرمافزاری، حرکت جهشی در تولید علم و فناوری دارد. ایران اسلامی در میدان علم خطشکنی میکند و دشمن از این واقعیت درخشان وحشت کرده است. دانشجو و پژوهشگر و عالم محقق در ایران اسلامی مرزهای علم را درمینوردند و دشمن مستأصل است. دشمنانی که در مقابل این حکمت و عظمت و پیشرفت احساس ناامیدی میکنند.
امت بزرگ اسلام، حقطلبان جهان و ملت شریف و مقتدر ایران از شهادت این رهبر بیبدیل داغدار شده است. مردم جراحتی سخت بر دل دارند. خیابانها با حضور مردم قیامت شد. مردم به سر میزدند، شیون و عزاداری میکردند. ایران سیاهپوش شد.
امروز هم خط امام و رهبری برای ما حیاتبخش، عزتآفرین و راهگشا است و آرمانهای انقلاب به وسیله آن تأمین میشود. پیشروی ما، آیندهای روشن است.
آرزوی شهادت در راه خدا، سرانجام، مقتدای انقلاب را به این مقام بزرگ رسانید و خون پاک او به دست پلیدترین افراد بر زمین ریخت. این شهادت بزرگ را به پیشگاه حضرت بقیّةاللهالاعظم ارواحنا فداه تسلیت و به روح مطهّر خود آقا جان تبریک میگوییم و عرض میکنیم: آقا جان شرمندهایم که بیتو نفس میکشیم هنوز.
امام خامنهای یک مکتب و یک مسیر بود. خط انقلاب اسلامی و مقاومت با قوت و انگیزه بیشتر ادامه میباید. پیروزی قطعی از آن مجاهدان فیسبیلالله و جبهه مقاومت اسلامی است. علمدار رفت اما علم بر زمین نمیماند و ادامه مبارزه و شکست قطعی دشمن به زودی رقم خواهد خورد. خون شهدا بر زمین نماند. خون سیدالشهدای انقلاب اسلامی هم بر زمین نخواهد ماند. برکت خون آقایمان، آمریکا و اسرائیل را به جهنم خواهد فرستاد.
خون پاک ایشان میجوشد. سراسر جبهه مقاومت، مجموع امت اسلامی و عاشقان او در دنیا به پا خاستهاند و منافع آمریکا و اسرائیل را نابود میکنند. راه سیدالشهدا متوقف نمیشود. این شهادت خیزش بزرگ آزادگان جهان را در پی خواهد داشت. پایان جنگ را با مرگ ترامپ و محو اسرائیل رقم میزنیم. تا آخر خواهیم ایستاد و در قدس نماز اقامه خواهیم کرد. قال الامام خامنهای: سنصلی فی القدس.
جای مذاکره نیست(یادداشت روز)
انگار هنوز صدای امام خمینی(ره) پس از 42 سال از حسینیه جماران به گوش میرسد که 14 خرداد 1362 در جمع مسئولان کشور درباره مواجهه با قدرتهای مستکبر جهانی گفت: «اگر ما یک قدم عقب بنشینیم، آنها صد قدم جلو مىآیند.» در تمام این سالها ما این جمله ساده امام(ره) را زندگی کردهایم. دقیقا همین جمله 17 دی 1393 توسط رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) هم طنینانداز شد: «دستگاه استکبار، دستگاه ترحم و انصاف و انسانیت و ملاحظه که نیست؛ هرچه شما عقب بروید، آنها جلو میآیند.» آن روزها هم فضای سیاسی کشور، فضای مذاکرات و توافق بود و دولتمردان وقت، اقتصاد ایران و معیشت مردم را به میز مذاکرات گره زده بودند.
رهبر انقلاب به مسئولان وقت هشدار میداد که دل به مذاکرات نبندند و برای رفع مشکلات مردم فکر اساسی کنند: «فکر اساسى این است که کارى کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راههایى هست، کارهایى هست که میشود کرد؛ بعضى را هم کردهاند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ میشود کارهایى کرد؛ میشود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر اینکار را نکردى تحریم باقى میماند» [فایدهاى ندارد]؛ کمااینکه آمریکایىها با کمال وقاحت دارند میگویند «اگر در قضیّه هستهاى ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند میگویند.»
هشدارهای دلسوزانه رهبر انقلاب توسط مسئولان وقت شنیده نشد. حدود 6 ماه بعد، دولت ایران با پذیرفتن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از بخش قابل توجهی از برنامه هستهای کوتاه آمد و عقب نشست. قلب راکتور اراک خارج و منافذ آن با بتن پُر شد تا غیرقابل استفاده شود. تأسیسات فردو عملا تعطیل و از چرخه خارج شد. تمامی سانتریفیوژهای پیشرفته ایران نیز از جا کنده و جمعآوری شد و محدودیتهای فراوان دیگری بر برنامه صلحآمیز هستهای ایران اعمال شد. نتیجه اما برخلاف آنچه دولتمردان وقت وعده میدادند «لغو تحریم» نبود. علیرغم عقبنشینی ایران در اجزای کلیدی برنامه هستهایاش، تحریمها بیشتر از قبل شد. طبق برآوردهای بعدی دولتمردان، تحریمهای 800گانه ایران پس از پذیرش برجام به 1500 تحریم افزایش یافت!
کار به جایی رسید که در سالهای پایانی دولت وقت، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه گفت: «این بیانصافها و دژخیمان حتی برای غذا و دارو اجازه فروش یک قطره نفت را نمیدهند و اگر هم به فروش میرسد، امکان تبادل مالی نباشد.» کار به جایی رسید که در فرودگاه مونیخ به بهانه تحریم از سوختگیری هواپیمای وزیر خارجه وقت ایران خودداری کردند و کار به جایی رسید که همان وزیر خارجهای که میخواست با «مذاکرات» برای ما «لغو تحریم» را به ارمغان بیاورد، خودش تحریم شد و دست از پا درازتر برگشت!
تاریخ معلم خوبی است اما اغلب دولتمردان ما شاگردان خوبی برای آن نبودهاند. نه فقط هشدارهای حکیمانه و دلسوزانه امام(ره) و رهبر معظم انقلاب که حتی تجربه تاریخی دهههای گذشته به ما نشان داد عقبنشینی و کوتاه آمدن در مقابل خواستههای آمریکا، هرگز شرایط را برای ایران آسان نمیکند. ما این تجربه را بارها دیدیم و بازهم دولتمردان چهاردهم تصمیم گرفتند با چشمپوشیدن از خونبهای حاج قاسم سلیمانی و مطالبات بر زمین مانده برجامی پای میز مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا بنشینند. نتیجه این تصمیم هم هیچ تفاوتی با قبل نداشت.
اگر فقط تحریمهای آمریکا بر شبکه فروش نفت ایران را به عنوان اصلیترین تحریمها حساب کنیم؛ از زمان شروع به کار دولت چهاردهم تا آغاز دور اول مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در 23 فروردین 1404 در مسقط، دست کم 214 تحریم بر شبکه فروش نفت ایران اعمال شد. پس از دور اول مذاکرات، آمریکا 12 تحریم دیگر نیز بر شبکه فروش نفت ایران اعمال کرد. پس از دور دوم مذاکرات، آمریکا
15 تحریم دیگر هم اضافه کرد. پس از دور سوم مذاکرات، آمریکا 28 تحریم جدید دیگر نیز علیه ایران اعمال کرد. پس از دور چهارم مذاکرات نیز آمریکا طبق روال همیشگیاش 18 تحریم دیگر نیز بر شبکه فروش نفت ایران اضافه کرد. پس از دور پنجم مذاکرات آمریکا 26 تحریم دیگر علیه ایران اعمال کرد ولی دولت چهاردهم قرار دور ششم مذاکرات را هم در 25 خرداد گذاشت. این فقط جنگ و حمله به ایران بود که باعث شد دولتمردان چهاردهم از مذاکره منصرف شوند. مذاکراتی که قرار بود در دولت چهاردهم برای «لغو تحریمها» انجام شود پس از 5 دور، 313 تحریم جدید فقط برای شبکه فروش نفت ایران به ارمغان آورد و در نهایت نیز آمریکا به ایران حمله کرد. آنطور که «آنتونی بلینکن» وزیر خارجه سابق آمریکا مدعی شد و البته هرگز توسط وزارت خارجه ایران تکذیب نشد، در مذاکرات پیش از حمله: «[دولت] ایران پذیرفت که نوع فعالیت هستهای را با غنیسازی زیر یک درصد تطبیق دهد... همچنین ایران مقدمه مذاکره بر سر نگرانیهای غربیها در مورد موشکهای بالستیک را پذیرفته بود!» حتی این عقبنشینیها و اعطای امتیازات گشادهدستانه به طرف آمریکایی نتیجهای نداشت و منجر به حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان برجسته هستهای و نزدیک به 1000 غیرنظامی شد.
دولتمردان چهاردهم تحریمهای بیشتر و جنگ را در ازای عقبنشینی و مذاکره تجربه کردند اما باز هم مدتی پس از پایان جنگ 12 روزه ساز مذاکره را کوک کردند! این بار رهبر انقلاب در 1 مهر 1404 هشدار دلسوزانه خود را با صراحت و جزئیات بیشتری به مسئولان دادند: «در وضع کنونی، مذاکره با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛... بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند... اینکه ضرر دارد، مهمتر است. طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران میکنیم، چه میکنیم؛ از این حرفها؛ یک خرده مبهم، یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خُب قبول چنین مذاکرهای نشانه تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.»
اما حتی این هشدار صریح هم در دولت چهاردهم شنیده نشد و آنها مجددا پای میز مذاکرات با آمریکا رفتند. نتیجه باز هم مثل دفعات قبل بود. کمتر از 24 ساعت پس از اولین دور جدید مذاکرات در
17 بهمن 1404، آمریکا تحریمهای جدیدی علیه ایران در قالب تعرفه بر شرکای تجاری اعمال کرد. بامداد 18 بهمن دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا فرمانی را در ارتباط با تحریمهای ایران امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا میتواند تعرفه اضافی 25 درصدی بر کالاهای وارداتی کشورهایی اعمال کند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ایران کالا یا خدمات خریداری میکنند. همزمان آمریکا تهدید «جنگ» را بالای سر ایران نگه داشت و پس از دومین دور جدید مذاکرات در
28 بهمن از انتقال 150 هواپیمای نظامی به اروپا و غرب آسیا خبر داد. حتی رئیسجمهور آمریکا به تهدید مردم ایران نیز پرداخت و نوشت: «اگر توافقی حاصل نشود، آن کشور [ایران] با روز بسیار بدی روبهرو خواهد شد، و متأسفانه مردمش نیز آسیب خواهند دید.»
این در حالی است که رسانههای خارجی از امتیازات قابل توجه ایران به طرف آمریکایی خبر میدهند از تعلیق غنیسازی گرفته تا رقیقسازی و یا ارسال اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور؛ و البته باز هم وزارت خارجه این ادعاها را تکذیب نکرد. دولتمردان چهاردهم دیگر باید بدانند اگر ارائه امتیازات گشادهدستانهشان در دور قبلی مذاکرات مانع از جنگ شد، تقدیم این امتیازات به طرف آمریکایی نیز مانع از جنگ خواهد شد!
رهبر انقلاب آخرین بار در 28 بهمن 1404 بر سخنان قبلی خود تأکید کردند و شرایط کنونی را به شکلی دانستند که «جای مذاکره» با آمریکا نمیگذارد: «میگویند بیایید درباره انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجه مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکرهای باید انجام بگیرد - که جای مذاکره نیست - اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجه مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است.»
سید محمدعماد اعرابی
فایننشالتایمز: علاقه ترامپ به جنگ
پایان بدی برای او خواهد داشت
توان آمریکا برای حمله گسترده به ایران فقط 5 روز دوام میآورد و درگیری با ایران، نظامیان آمریکایی را به کام مرگ میکشد.
این ارزیابی را روزنامه فایننشالتایمز ضمن تحلیلی منتشر کرد و به استناد اطلاعات امنیتی اسرائیل، درباره خطرات ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران هشدار داد.
فایننشالتایمز مینویسد: شروع درگیری با ایران میتواند منجر به تلفات نظامیان آمریکایی شود که این امر تأثیر زیادی بر رأیدهندگان به کمپین ترامپ خواهد گذاشت. توانمندیهای نظامی کنونی ایالاتمتحده تنها برای 4 تا 5 روز حملات فشرده و گسترده علیه ایران کفایت میکند.
فایننشالتایمز با بیان اینکه علاقه جدید ترامپ به جنگ، پایان بدی خواهد داشت، میافزاید: پس از یکسال، ماه عسل دولت دوم ترامپ تمام شده است. شعارهای انتخاباتی جای خود را به واقعیتهای سخت دادهاند.
ترامپ اگر در حال تکرار اشتباهات اسلاف خود مانند بوش پسر است، باید یادآور شد که او با شعار «پایان دادن به جنگها» به قدرت رسید. غرور ناشی از پیروزیهای سریع، چشمان ترامپ را بر روی پیچیدگیهای خاورمیانه و خطر یک «شکست فرسایشی و طولانی» بسته است. او با اعتماد به نفس کاذب مواجه است و به سمت جنگهایی سوق داده میشود که قبلا آنها را محکوم میکرد.
درگیریهای قبلی ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا (مانند تاد) را بهشدت کاهش داده است. حدود 40هزار نیروی آمریکایی و زیرساختهای حیاتی متحدان در تیررس تلافیجویانه ایران قرار دارند. همچنین حمله نظامی ممکن است به جای تقویت مخالفان باعث همبستگی مردم ایران با حکومت شود.
«ما موفقیت خود را نهتنها با جنگهایی که برنده میشویم، بلکه با جنگهایی که پایان میدهیم- و شاید مهمتر، جنگهایی که هرگز وارد نمیشویم- اندازهگیری خواهیم کرد.» این سخنان دونالد ترامپ در ژانویه 2025 بود. کمی بیش از یکسال پس از سخنرانی افتتاحیهاش، رئیسجمهور ایالاتمتحده نیروی نظامی عظیمی را به خاورمیانه اعزام کرده است. این علاقه به جنگ ممکن است، برای آمریکا بد تمام شود.
در دوره اول، ترامپ جنگهای آمریکا در خاورمیانه را «بیپایان» و «احمقانه» مینامید و وعده داد که نیروهای آمریکایی را به خانه بازگرداند. اما اکنون، با فشار از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و مشاوران نزدیک مانند جارد کوشنر و استیو ویتکاف، به سمت گزینه نظامی علیه ایران حرکت
کرده است.
ریسکهای این جنگ بسیار بالا است. ایران میتواند با موشکهای بالستیک به پایگاههای آمریکایی در منطقه حمله کند و حتی تنگه هرمز را ببندد، که منجر به افزایش قیمت نفت جهانی و بحران اقتصادی میشود. ترامپ ممکن است فکر کند که این جنگ کوتاه و پیروزیآمیز خواهد بود، اما گزارشهای پنتاگون نشان میدهد که عملیات طولانی علیه ایران میتواند به فاجعه منجر شود: تلفات سنگین آمریکایی، فشار بر ذخایر مهمات و تضعیف آمادگی برای تهدیدهای دیگر مانند چین.
در نهایت، این علاقه جدید به جنگ انتخابی با وعدههای اولیه ترامپ تناقض دارد و ممکن است میراث او را نابود کند.
جروزالمپست: حمایت از مردم ایران
هدف، تغییر نقشه منطقه است
نشریه صهیونیستی اذعان کرد شعار حمایت از اعتراضات ایران، صرفا برای بازطراحی نقشه قدرت در خاورمیانه بود.
روزنامه جروزالمپست نوشت: چه زمانی و چرا توجیه افزایش نیروهای آمریکایی در حمایت از اعتراضات برای فشار بر تهران بر سر برنامه هستهایاش تغییر کرد؟
دولت آمریکا از مسئله حقوق بشر به عنوان یک کاتالیزور برای مشروعیتبخشی به آرایش تهاجمی خود در منطقه با شعار کمک در راه است استفاده کرد.
این روزنامه میافزاید: اگر برنامه هستهای ایران کاملاً «محو» شده بود، پس مذاکرات بر سر چیست؟ برنامه هستهای فقط یک ساختمان یا مجموعهای از سانتریفیوژها نیست، بلکه یک مجتمع صنعتی شامل دانش فنی، دادهها و زنجیره تأمین است. حملات نظامی میتواند توانایی عملیاتی و ذخایر را از ببرد، اما دانش علمی و اراده را نمیتوان با بمب حذف کرد.
برنامه هستهای نیز اکنون بیشتر یک نماد سیاسی برای فشار است. آمریکا به دنبال تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه است.
در همین حال، دانیل دیویس سرهنگ بازنشسته آمریکایی تاکید کرد: در موضوع اغتشاشات، اینطور نیست که همهچیز در ایران صرفاً به طور طبیعی شکل گرفته باشد. ما مدتهاست تحریمها را علیه ایران داریم و مشخصاً واحد پولی آنها را با هدف رقم زدن یک خیزش عمداً نابود کردیم. این حرکتی بود که ما با دستگاه استارلینک و یکسری چیزهای دیگر و ظاهرا برخی سلاحها، از آن پشتیبانی کردیم!
دیوس گفت: ما متحد مردم ایران نیستیم اما برای اینکه برویم و به آنجا حمله کنیم، بحث حمایتمان از مردم ایران را بهعنوان بهانه جنگ استفاده میکنیم و این، عملا قانون جنگل است.
جنگ علیه ایران کمانه کرد
درز دادن گزارش ناتوانی پنتاگون!
ابراز ناتوانی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا درباره امکان جنگ طولانی مدت با ایران، خالی بودن دست دولت ترامپ را آشکار کرد و این در حالی است که بسیاری از رسانههای آمریکایی نیز از درگیری با ایران به عنوان باتلاقی برای آمریکا یاد میکنند.
دست کم چهار رسانه آمریکایی، تایید کردهاند که ژنرال دن کین در مورد تبعات جنگ با ایران هشدار داده است. برخی تحلیلها حاکی از این است که افشای گزارش سرّی ژنرال کین به ترامپ در کاخ سفید، اتفاقی عادی نیست و در این درز اسرار، احتمالا «ستاد ارتش و پنتاگون»، «برخی مقامات ارشد کاخ سفید» و یا هر دو گروه (به عنوان نگران و مخالف جنگ) نقش داشتهاند و به یک معنا، جنگ علیه ایران شروع نشده، به سمت درون ساختار قدرت آمریکا کمانه کرده است
در این زمینه واشنگتن پست نوشت: ژنرال ارشد پنتاگون به ترامپ در مورد حمله به ایران هشدار داده و گفته است کمبود مهمات حیاتی و عدم حمایت متحدان، خطرات قابل توجهی را برای عملیات و نیروهای آمریکایی ایجاد خواهد کرد. هرگونه عملیات بزرگ علیه ایران با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد زیرا ذخایر مهمات ایالات متحده به دلیل دفاع مداوم واشنگتن از اسرائیل و حمایت از اوکراین به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال دن کِین، سهشنبه گذشته در کاخ سفید به ترامپ ابراز نگرانی کرد هرگونه عملیات بزرگ علیه ایران با چالشهایی روبهرو خواهد شد، زیرا ذخایر تسلیحاتی بهخاطر حمایت مداوم از اسرائیل و کمک به اوکراین، بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. علاوهبر این، ژنرال کِین در جلسات پنتاگون، نگرانیهای خود را درباره مقیاس هرگونه کمپین علیه ایران، پیچیدگی ذاتی آن و احتمال تلفات نیروهای آمریکایی مطرح کرده است. او گفته هر عملیاتی بهدلیل کمبود حمایت متحدان از حمله به ایران، بهمراتب دشوارتر خواهد بود
گزارش دوم، متعلق به اکسیوس است: «رئیس ستاد مشترک ارتش به دونالد ترامپ و مقامهای ارشد، درباره تبعات اقدام نظامی علیه ایران هشدار داده است. ژنرال کین گفته، این عملیات نظامی ممکن است تبعات جدی از جمله درگیر شدن در یک درگیری طولانیمدت را به دنبال داشته باشد. با وجود اینکه کین از عملیات ونزوئلا حمایت قوی کرده بود، در مورد ایران رویکرد محتاطانهتری دارد. یک منبع او را در این زمینه «جنگطلب مردد» توصیف کرده و گفته که کین معتقد است ریسکها در ایران بسیار بالاتر است، از جمله خطر درگیر شدن طولانیمدت و تلفات احتمالی برای آمریکا».
وال استریت ژورنال، سومین رسانهای بود که در این باره نوشت: ایران، پیروز جنگ طولانی مدت با آمریکا خواهد بود. پنتاگون نگرانی خود را درباره یک کارزار نظامی طولانیمدت علیه ایران ابراز کرده و معتقد است که برنامههای جنگ علیه ایران، خطراتی دربر دارد. کارزار طولانیمدت علیه ایران ممکن است به نیروهای آمریکایی و ذخایر مهمات خسارات سنگینی وارد کند. مقامهای آمریکایی میگویند یک جنگ طولانیمدت علیه ایران میتواند خسارات سنگینی به نیروهای ایالات متحده وارد کرده.
سیبیاسنیوز، رسانه چهارمی بود که گزارش داد: دونالد ترامپ بهطور فزایندهای از آنچه دستیارانش «محدودیتهای اهرم فشار نظامی» علیه ایران میدانند، کلافه شده است. برخلاف اقدامات قبلی، مشاوران ترامپ به او گفتهاند که هرگونه حمله به اهداف در ایران، ممکن است آمریکا را به درگیری طولانیمدت در خاورمیانه بکشاند. دونالد ترامپ از محدودیت گزینههای نظامی علیه ایران ابراز نارضایتی کرده و به دنبال اقدامی است که بتواند تهران را به بازگشت به مذاکرات تحت شرایط مطلوبتر برای واشنگتن وادار کند.
رسانهها میگویند در پی اطلاعات نشت شده از کاخ سفید؛ حمله به ایران سختتر شده و ترامپ با 3 چالش روبهروست: اختلافنظر جدی درباره ایران در کابینهاش. شائبه درز اطلاعات از کاخ سفید و خدشه در معتبر بودن تهدید نظامی.
در همین حال، جان بولتون مشاور ترامپ در دولت اول وی گفت: من فکر میکنم ترامپ فقط امیدوار است که این نمایش قدرت آمریکایی آیتاللهها را مرعوب کند. اما اگر من هنوز مشاور او بودم، خوشحال میشدم که به او بگویم این نمایش که کار نمیکند. آنها قرار نیست مرعوب شوند. ترامپ، استراتژیک فکر نمیکند.
از سوی دیگر، روزنامه نیویورکتایمز نوشت: جنگ با ایران میتواند به حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای آسیب بزند. ایران میتواند به نفتکشهایی که از مسیرهای راهبردی کشتیرانی عبور میکنند حمله کند. اگر یک درگیری جدید باعث شود قیمت بنزین به ازای هر گالن یک یا دو دلار افزایش یابد، این موضوع میتواند پیش از انتخابات میاندورهای برای آقای ترامپ بسیار پرریسک باشد.
ونسان دپورت ژنرال فرانسوی هم اظهار کرد: من فکر میکنم ترامپ خودش را در تله انداخته است. او با پیروزی در ونزوئلا، خودش را وارد بنبست خلیجفارس و ایران کرد؛ بنبستی که اساساً ضرورتی نداشت و او دقیقاً نمیداند چگونه باید از آن خارج شود. وبسایت تحلیلی ریسپانسیب استین کرافت وابسته به اندیشکده کوئنسی آمریکا نیز در تحلیلی نوشت: تهران تلاش میکرد به هر قیمتی از درگیری مستقیم فرار کند و همین ذهنیت، دستگاه تصمیمگیری را به احتیاطی فلجکننده کشانده بود. اما با آغاز جنگ ژوئن 2025 و ورود مستقیم آمریکا، آن ترس فرو ریخت.
ایران دیگر خود را بر آستانه جنگی قابل پیشگیری نمیبیند؛ بلکه خود را در میانه چرخهای از درگیریهای محدود در داخل خاکش میداند. فرماندهان ایرانی به این جمعبندی رسیدهاند که برای شکستن این چرخه، باید میدان بازی را عوض کنند.
این مجله آمریکایی میافزاید: توان نظامی ایران قادر است به افول هژمونی جهانی آمریکا شتاب دهد. آنچه که واشنگتن را از اقدام نظامی علیه ایران بازداشته، توان واقعی و قابل توجه ایران برای کشاندن آمریکا به جنگ فرسایشی سخت و طولانی در منطقه است که میتواند روند افول هژمونی جهانی آمریکا را به طور غیرقابل تصوری شتاب دهد.
جورج گالووی، سیاستمدار انگلیسی نیز در ارزیابی تهدیدات آمریکا گفت: اگر یک موشک هایپرسونیک ایران در وسط یکی از ناوهای هواپیمابر فرود بیاید، میتواند میلیاردها دلار تجهیزات را نابود کند و مهمتر از آن، صدها یا حتی هزاران ملوان آمریکایی را به کام مرگ بفرستد. آیا مردم آمریکا نگران نیستند؟
نظرسنجیهای گوناگون از مخالفت بالای 70 درصد مردم آمریکا با جنگ حکایت میکنند.
مختصات 15 درجه و 20 دقیقه عرض جنوبی و 155 درجه و 30 دقیقه
طول شرقی، جایی در جنوب غربی مجمعالجزایر سلیمان و در مرکز دریای مرجان (اقیانوس آرام جنوبی)؛ نقطهای آشنا برای ارتش آمریکاست. جایی که «بانو لِکس» (نام مخفف ناو هواپیمابر لِکسینگتُن) به همراه 42 هواپیمایش با حمله جنگندههای ژاپنی غرق شد و برای همیشه در عمق دریای مرجان به گِل نشست.
«یواساس لکسینگتن» (USS Lexington) با شماره بدنه CV-2 با حدود 270 متر طول و 32 متر عرض و وزن حداکثری 43 هزار تُن، یکی از اولین ناوهای هواپیمابر آمریکا بود. 8 می1942 این غول آهنی در دریای مرجان مستقر شده بود تا از اشغال بندر «مورسبی» در سواحل «گینهنو» توسط ژاپنیها جلوگیری کند. ارتش ژاپن اما یک روز تاریخی را برای آمریکاییها رقم زد. خلبانان ژاپنی با 69 هواپیمای جنگی به لکسینگتن حمله کردند. پس از یک نبرد هوایی، تعداد قابلتوجهی از هواپیماهای ژاپنی توانستند از لایه حفاظتی ناو هواپیمابر بگذرند و در ساعت 11:20 به وقت محلی دستکم توسط دو اژدر با موفقیت سمت چپ بدنه ناو را هدف قرار دادند. «استنلی جانستون»، خبرنگار جنگی که در ناو لکسینگتن حضور داشت، تعداد اژدرهای اصابت کرده به بدنه ناو را تا 5 فروند گزارش کرده است. ضربه ناشی از اولین اژدر دو آسانسور هواپیمابر ناو را در موقعیت بالا قفل و مخازن ذخیره بنزین را سوراخ کرد. اژدر دوم خسارات را تشدید کرد و باعث آبگرفتگی در قسمتهایی از ناو شد. اندکی بعد بمبافکنهای ژاپنی موفق شدند با دو بمب، ناو آمریکایی را هدف قرار دهند. بمبها باعث آتشسوزی و تخریب بخشهایی از عرشه ناو شد. در اثر ضربات وارده از ساعت 12:47 تا 15:25 سه انفجار مهیب رخ داد که ناو آمریکایی را عملا از کار انداخت و از ساعت 18:00 زنجیرهای از انفجارهای بزرگ آغاز شد که بخشهایی از ناو را متلاشی کرد. یک ساعت قبل از آن ژنرال «شرمن» فرمانده ناو، دستور رها کردن لکسینگتن را صادر کرده بود. تخلیه بیش از 2700 سرباز، ملوان و خدمه ناو تا ساعت 18:30 طول کشید و پس از آن آمریکاییها از ترس اینکه مبادا بقایای ناو هواپیمابر لکسینگتن و هواپیماهایش به دست نیروهای ژاپنی بیفتد، به ناوشکن «فلپس» دستور دادند با شلیک
پنج اژدر، ناو را غرق کند. ساعت 19:52 «بانو لکس» (نام مخفف لکسینگتن) به همراه 17 بمبافکن داونتلس، 13 جنگنده اف4 اف وایلدکت و 12 اژدرافکن دوستیتر (مجموعا 42 هواپیما) به قعر آبهای اقیانوس آرام جنوبی رفت.
اداره ثبت و آرشیو اسناد ملی در واشنگتن تصاویر جذاب و عبرتآموزی از آن روز تاریخی بایگانی کرده است. صحنه ازدحام بیش از 2000 سرباز و خدمه ناو روی عرشه کشتی برای پریدن داخل آب، صحنه انفجارهای مهیب روی عرشه کشتی و در نهایت صحنهای که لکسینگتن به عنوان نمادی از قدرت آمریکایی غرق در دود و آتش در آب فرو رفت.
یک ماه بعد نوبت به ناو هواپیمابر «یورکتاون» (USS Yorktown CV-5) رسید تا هدف حمله ژاپنیها قرار بگیرد. 4 جون 1942 یورکتاون در نزدیکی سواحل جزایر «میدوی» در اقیانوس آرام قرار داشت که مورد حمله 24 هواپیمای جنگی ژاپن قرار گرفت. تعدادی از خلبانان ژاپنی توانستند از لایههای حفاظتی ناو عبور کنند و با موفقیت سه بمب را روی ناو بیندازند. بمبها باعث آتشسوزی روی عرشه ناو و آسیب جدی به دیگهای بخار شدند که ناو یورکتاون را از حرکت انداخت. در موج دوم حملات، جنگندههای ژاپنی دستکم چهار اژدر به سمت ناو شلیک کردند که دو اژدر حدود ساعت 16:20 به وقت محلی با موفقیت به سمت چپ (سمت بندر) بدنه ناو اصابت کردند. در اثر این ضربه سکان کشتی گیر کرد و ناو به سمت چپ (سمت بندر) کج شد. مدتی بعد ژنرال «باکمستر» فرمانده ناو، دستور رها کردن کشتی را صادر کرد. با این حال آمریکاییها تلاش کردند تا ناو یورکتاون را از غرق شدن نجات دهند و به ساحل بکشانند. ضربه آخر را یک زیردریایی ژاپنی در 5 جون 1942 با شلیک 4 اژدر زد. یک اژدر به ناوشکن «هامان» که یورکتاون را به سمت ساحل میکشید اصابت و آن را غرق کرد. دو اژدر به ناو یورکتاون اصابت کرد و اژدر چهارم بدون برخورد به ناو از پشت آن عبور کرد. ناو هواپیمابر یورکتاون تا صبح 7 ژوئن روی آب شناور بود اما رفته رفته کاملا به سمت چپ چرخید و حدود ساعت 7:00 به صورت کامل واژگون شد و در آب فرو رفت. چشمان اشکبار سربازان آمریکایی هنگام تماشای صحنه غرق شدن ناو هواپیمابر یورکتاون به اندازه کافی گویای یک واقعیت بود؛ آمریکا درست مثل این غولهای آهنی، شکستخوردنی است.
آمریکاییها مدتی بعد ناو هواپیمابر «واسپ» (USS Wasp CV-7) را جایگزین دو ناو هواپیمابر غرق شده لکسینگتن و یورکتاون در اقیانوس آرام کردند اما واسپ هم سرنوشت بهتری از دو ناو قبلی پیدا نکرد. حدود 3 ماه بعد یعنی در 15 سپتامبر 1942 یک زیردریایی ژاپنی توانست به اندازه کافی به واسپ نزدیک شود تا بتواند با شش اژدر آن را هدف بگیرد. از این تعداد سه اژدر به ناو واسپ اصابت کرد و به نقاط حساس مانند مخازن بنزین ناو خورد. ژاپنیها یک آتشبازی کامل برای آمریکاییها به راه انداختند. انفجارهای پیاپی و سریع روی ناو واسپ شروع شد و هواپیماهای روی عرشه ناو از شدت انفجار به هوا پرتاب میشدند. مهمات موجود در ناو بهشدت انفجارها و آتشسوزیها افزود. شدت آتش و انفجار به حدی بود که ژنرال «شرمن»، فرمانده ناو تنها حدود 30 دقیقه پس از حمله ژاپنیها دستور تخلیه ناو هواپیمابر واسپ را صادر کرد. تا ساعت 16:00 به وقت محلی همه سرنشینان سالم و مجروح تخلیه شده بودند اما ناو واسپ تا شب همچنان در آتش میسوخت. سرانجام به ناوشکن «لنزداون» دستور داده شد تا با شلیک اژدر واسپ را غرق کند. ناو هواپیمابر واسپ هم مانند لکسینگتن به همراه دستکم 45 هواپیمایش به قعر اقیانوس آرام فرستاده شد.
با غرق شدن ناوهای هواپیمابر «لکسینگتن»، «یورکتاون» و «واسپ» و آسیبدیدن دو ناو «اینترپرایز» و «ساراتوگا»؛ ناو «هورنت»
(USS Hornet CV-8) به تنها ناو هواپیمابر عملیاتی آمریکا در اقیانوس آرام جنوبی تبدیل شد. حدود یک ماه بعد، این ناو هم توسط ژاپنیها شکار شد.
26 اکتبر 1942 هواپیماهای ژاپنی با سه بمب و سه اژدر ناو هورنت را هدف قرار دادند. موتورهای ناو و سیستم الکتریکی آن بهشدت آسیب دید و از حرکت ایستاد. نظامیان آمریکایی مشغول تعمیرات و برطرف کردن آسیبها بودند که متوجه شدند کشتیها و ناوهای ژاپنی به آنها نزدیک میشوند. ژنرال «هالسی» تلاشهای بیشتر برای نجات ناو هورنت را بیفایده دانست و دستور تخلیه این ناو هواپیمابر و غرق کردن آن را صادر کرد. ناوهای جنگی دیگر آمریکا با شلیک اژدر و گلولههای توپ این کار را انجام دادند و ناو هواپیمابر هورنت بامداد 27 اکتبر 1942 به همراه 21 هواپیمایش مثل سه ناو هواپیمابر قبلی آمریکا به قعر اقیانوس رفت.
ژاپنیها توانستند تنها ظرف 6 ماه، چهار ناو هواپیمابر آمریکا را غرق کنند. این در حالی بود که ارتش آمریکا از هر نظر در سطوح انسانی، صنعتی، فناوری، ادوات و تجهیزات برتری قابل ملاحظهای نسبت به ارتش ژاپن در جنگ جهانی دوم داشت. با این حال شاید کاری که ژاپنیها با ناوهای هواپیمابر آمریکایی در سال 1942 کردند به اندازه بلایی که یمنیها بر سر ناوهای هواپیمابر آمریکا در سالهای 2024 و 2025 آوردند، بزرگ نباشد. یمنیها نه نیروی هوائی داشتند و نه نیروی دریایی؛ آنها تقریبا با دست خالی ناوهای آمریکایی را از دریای سرخ فراری دادند.
طی این دو سال آمریکا دستکم پنج ناو هواپیمابر و دیگر تجهیزات نظامی را برای خلع سلاح یمن و باز کردن تنگه بابالمندب و دریای سرخ به روی کشتیهای اسرائیلی (و یا مرتبط با اسرائیل) به منطقه فرستاد. ابتدا در سال 2024 ناوهای هواپیمابر «آیزنهاور»، «روزولت» و «لینکلن» اعزام شدند اما در نهایت بدون هیچ دستاوردی مجبور به ترک منطقه شدند. شاید واژه «فرار» برای کاری که آنها انجام دادند مناسبتر باشد. پس از آنها ناوهای هواپیمابر «ترومن» و «وینسن» وارد عمل شدند اما نتیجه باز هم فرقی نکرد. ناو هواپیمابر ترومن هنگام فرار یک جنگنده F/A-18 را به کف دریا انداخت! «ترومن» همچنین طی مأموریتش یک جنگنده F/A-18 را با آتش خودی سرنگون کرد و یک جنگنده F/A-18 دیگر را نیز به دریا انداخت. علاوهبر این یمنیها حدود 23 پهپاد MQ-9 آمریکا را هدف قرار دادند. افسران ناو هواپیمابر آیزنهاور پس از بازگشت از عملیات خود در دریای سرخ گفتند با «شدیدترین حجم آتش علیه نیروی دریایی آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون» مواجه بودند و به همین دلیل دچار ضربه و آسیب روحی شدهاند.
اگر هنوز فکر میکنید ناوهای هواپیمابر آمریکا قدرتی افسانهای به ارتش آمریکا و ساکنان کاخسفید دادهاند؛ باید گفت شما پیش از آنکه توسط این ناوها هدف قرار گرفته شوید توسط سربازان رسانهای آمریکا در یک عملیات روانی گرفتار شدهاید. این غولهای آهنی در قرن بیستویکم، در عصر تسلیحات هوشمند بدون سرنشین و موشکهای فراصوت، دوربرد و نقطهزن؛ اهدافی بزرگ و شکاری آسان به حساب میآیند. اکنون سلاحهایی وجود دارد که میتواند غرورآورترین دارایی آمریکا را به فاجعهبارترین تجربه آنها تبدیل کند. رهبر انقلاب در اشاره به همین نکته فرمودند: «مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران. خیلی خب، ناو البته یک دستگاه خطرناکی است، امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.» دقیقاً به همین دلیل نشریه آمریکایی «نشنالاینترست» پنج سال پیش در 12 آگوست 2021 با بررسی تسلیحات جدید در جهان نوشت: «عصر ناوهای هواپیمابر رو به پایان است.» همین عبارت در سالهای بعد بارها توسط دیگر نشریات و تحلیلگران نظامی آمریکا تکرار شد.
آمریکا در پایگاههای متعددش در منطقه جنوب غرب آسیا به اندازه کافی تجهیزات نظامی برای عملیات دارد که نیازی به ادوات ناوهای هواپیمابر نباشد. ناوهای هواپیمابر آمریکا میآیند تا به جای حمله به سرزمینهای هدف به افکار عمومی کشور هدف، حمله کنند. آنها میآیند تا جامعه، اقتصاد و سیاست یک کشور را بدون شلیک گلوله به آشوب بکشند چون ترس از جنگ همیشه کشندهتر از جنگ است. راه مقابله چندان سخت نیست، با مدیریت فضای رسانهای از امنیت روانی جامعه حفاظت کنید. رسانهها را کنترل کنید چون آنها میتوانند اهدافی که دشمن در جنگ به آن نرسید را بدون جنگ تقدیمش کنند.
سید محمدعماد اعرابی
1) این یادداشت، روایت فتح است. روایت پیروزی در جنگ تحمیلی هشتماهه، و تاکید بر اهمیت شناخت درست از میدان. شرورترین دشمنان بشریت، در این جنگ پیچیده، هر خباثت ممکن را بهکار بستند تا ملت ایران نتواند چهلوهفت سالگی انقلاب خود را ببیند. اما همین شرارتها (خیانت در وسط مذاکره، حمله غافلگیرانه، فشار اقتصادی حداکثری، و جنگ- آشوب نیابتی دیماه)، موجب شد ملت ما اینبار با انگیزه مضاعف در «نبرد ارادهها» به میدان بیاید.
2) در موضوع تهدید نظامی، ضمن اینکه دائماً تدارک میکنیم و دست به ماشه هستیم، از آسیبپذیری بالای دشمن خبر داریم. در اینباره، فقط چند سند از هزاران تحلیل را که در محافل غربی و عبری منتشر شده، مرور کنید:
- شبکه فاکسنیوز: ناوهای آمریکا، اهدافی بسیار جذاب برای ایران هستند.
- سرتیپ مارک کیمیت، معاون وزارت خارجه در دولت بوش: پایگاههای آمریکا، در برابر قدرت موشکی ایران آسیبپذیرند.
- لری جانسون افسر سابق سیا: ایران قادر است پایگاههای آمریکا را در هم بکوبد. ایران در واکنش به هرگونه اقدام نظامی آمریکا، بلافاصله تنگه هرمز را میبندد و به تمام پایگاههای آمریکا در خلیجفارس حمله خواهد کرد؛ مجموعا 8 یا 9 پایگاه بزرگ. ما نمیتوانیم موشکهای آنها را رهگیری کنیم، همچنان که اسرائیل را حسابی کوبیدند.
- اسکات ریتر افسر سابق پنتاگون: ایران میتواند آسیبهای هولناکی به ناوگان و پایگاههای آمریکا بزند. ایران، شاه منطقه است، همین و بس. همچنین، میتواند تولید انرژی را در منطقه متوقف کند و توانایی وارد کردن آسیب وحشتناک به پایگاهها را دارد، از جمله کشتن هزاران نیروی آمریکایی و نابودی ناو هواپیمابر.
- روزنامه اسرائیلهیوم: غرق کردن ناو آمریکا، دستاورد تاریخی برای ایران خواهد بود.
- نیویورکتایمز: ایران، دشمنی با عمق راهبردی، نفوذ منطقهای و توان ضربت متقابل است؛ ترکیبی که میتواند یک حمله محدود را به بحرانی غیرقابل کنترل تبدیل کند. ترامپ، قادر به تحمل تلافی دردناک ایران نیست.
- والاستریتژورنال: آمریکا میداند انتقام ایران، اینبار گسترده و نامحدود خواهد بود. ایران 2هزار موشک بالستیک دارد که سراسر خاورمیانه را پوشش میدهند. همچنین موشکهای کوتاهبرد که میتوانند پایگاههای ما در خلیجفارس و شناورها در تنگه هرمز را هدف بگیرند. موشکهای کروز
ضد کشتی، قایقهای تندروی اژدرافکن و شمار زیادی پهپاد را هم اضافه کنید.
- نشنالاینترست: 31 پایگاه آمریکا، در تیررس موشکهای ایران است. این زرادخانه موشکی، کابوس و تهدیدی جدی است که محاسبات نظامی را تحت تأثیر قرار میدهد و شامل موشکهای خرمشهر، سجیل، عماد، قدر-110، فتح-1، قاسم و خیبرشکن است که برد آنها تا 2800 کیلومتر متغیر است.
- ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا: جنگ با ایران کار سادهای نیست، چراکه انواع توانمندیها را برای تلافیهای گوناگون دارد. یک جنگ گسترده، آخرین چیزی که ترامپ میخواهد.
- بنیاد آمریکایی اوپن دموکراسی: گزینههای ایران برای تلافی، فوق تصور ترامپ و نتانیاهو است.
- روزنامه معاریو: ما نمیتوانیم ایران را که امپراتوری منطقهای است، شکست دهیم. حتی آمریکا میداند که مطیعکردن چنین کشوری غیرممکن است. تاریخ نشان میدهد که این امپراتوری، چقدر پیچیده است.
- ویل شرایور تحلیلگر آمریکایی: شکست آمریکا مقابل ایران، مهیبتر از شکست مقابل یمن خواهد بود.
- یواسریویو: آمریکا از جنگ با یمن گریخت، ایران قدرتمند که جای خود دارد.
- هایموویچ، ژنرال صهیونیست: در صورت انجام هر حملهای از سوی آمریکا، ایران، حمله تلافیجویانهای ضد اسرائیل انجام خواهد داد. قابلیتهای ایران طی ماههای اخیر به شکل قابلتوجهی افزایش یافته و واقعیت بسیار پیچیدهتر از چیزی است که دیده میشود. ایرانیها، در این حوزه ابر قدرت هستند و به شکل قابلتوجهی بر تولید موشک متمرکز شدهاند.
- روزنامه معاریو: تهدیدهای ایران به آغاز حملات موشکی گسترده در خاورمیانه در صورت حمله آمریکا، اصلیترین عاملی بود که دولت آمریکا را به انتخاب مسیر مذاکره به جای گزینه نظامی سوق داد.
- الستر کروک، دیپلمات پیشین انگلیسی: تهدیدهای تند علیه ایران، یک بلوف بسیار بزرگ است و هیچ راه خروج واقعی در آن دیده نمیشود. ترامپ میخواهد خود را قاطع، قدرتمند و شکستناپذیر نشان دهد، اما ایران، این بازی را نمیپذیرد. کارشناسان نظامی خود آمریکا و فرماندهان سابق، این را خیلی صریح میگویند. یکی از ژنرالهای بسیار ارشد چندی پیش گفت: «نه قربان، ما نمیتوانیم ایران را شکست دهیم. ما پول و تجهیزات بیشتری داریم، اما ایرانیها مغز بیشتر و استراتژی بهتری دارند.» ناوهای آمریکا، مثل یک پیناتای شناور بزرگ هستند؛ هدف بسیار آسان، بسیار آسیبپذیر و بسیار وسوسهانگیز برای موشکهای ایرانی.3) بسیار مهم است که مدیران و برنامهریزان، مراقب باشند در اتخاذ تدابیر اقتصادی، در زمین دشمن بازی نکنند و به جای سختگرفتن بر رانتخوران و اخلالگران، سیاستهای ناکام تعدیل اقتصادی را برنگردانند. برخی تصمیمات غلط، زمینهساز موجسواری دشمن طی فتنه اخیر شد. نباید در حالی که برخی سودجویان، از بازگرداندن یکصد میلیارد دلار ارز صادراتی استنکاف میکنند، کسریها را از مسیر فشار بر مردم جبران کرد.
3 اما پایان این روایت را به تحلیل «الستر کروک» دیپلمات سابق و افسر سابق MI6 انگلیس اختصاص میدهیم که اخیرا گفت: «آمریکا و اسرائیل، از هوشیاری مردم ایران شکست خوردند. ایران، هژمونی نظامی و فناوری آمریکا و اسرائیل را در خاورمیانه را به چالش کشیده و بزرگترین غافلگیری را برای سیا و موساد به ارمغان آورد. فاز اول در ژوئن بود که یک حمله غافلگیرانه بود، چون ترامپ اعلام کرده بود مذاکرات ادامه پیدا میکند... بعد از چند روز، اسرائیل از ترامپ خواست که آتشبس ترتیب بدهد، چون به شکل بیسابقهای مورد حمله قرار گرفته بودند و سیستمهای دفاعیشان در برابر حملات موشکی ناکافی بودند. دوره اخیر هم، یک حمله متفاوت بود؛ اینبار، ورود شورشیهای آموزشدیده به ایران. برخی در اردوگاههای آلبانی و کردستان عراق، آموزشدیده بودند؛ سازمان مجاهدین خلق و دیگران. به آنها گفته شده بود کجا بروند و چهکار کنند. اما راهنمای عملیات، کمی غیرمنتظره بود. فکر میکردند کار آسانی است. با یک عملیات نظامی کوچک وارد میشوند، به شورشیها کمک میکنند و دولت فرو میپاشد. این هدف هم شکست خورد که دومین غافلگیری بزرگ اسرائیل و آمریکا بود. ایران، پیام قوی فرستاد که این، یک حمله خارجی سازمانیافته بود، نه اعتراض مردمی. آمریکا و غرب، مجبور شدند استراتژی را تغییر بدهند و بعد از شکست عملیات، برگشتند به فشار اقتصادی و دیپلماتیک... ترامپ فکر میکند با فشار حداکثری و تهدید جنگ میتواند توافقی بهتر از برجام را بگیرد. اما ایران دیگر مثل سال 2015 نیست و شروط خودش را دارد: رفع کامل تحریمها، تضمین عدم خروج دوباره آمریکا از توافق، و بهرسمیت شناختن حقوق هستهای صلحآمیز ایران. تهدید نظامی آمریکا دیگر کار نمیکند. بعد از حمله موشکی به اسرائیل، همه میدانند که ایران واقعاً میتواند ضربه سنگینی بزند».
محمد ایمانی
1- برخی اندیشمندان در حوزه علوم اجتماعی معتقدند، «انسان محصول محیط است.» به طور کلی منظور از این محیط، «فرهنگ» حاکم بر آن منطقه جغرافیایی است. (اگرچه دقیقتر این است که بگوئیم، فرهنگ بخش مهمی از محیط انسانی است). حالا روی این محیط اگر «ریز» شویم، خانواده، دوستان و اطرافیان و حتی آب و هوا را نیز شامل میشود. (هر چند مدتی است اندیشمندان فعال در این حوزه، آب و هوا را از این امر مستثنی کردهاند چون معتقدند رابطه علمی مستقیمی بین آب و هوا و رفتار انسان نمییابند و چنین نگاهی جبرگرایانه است). این دیدگاه که «انسان محصول محیط است» بیشتر به سنت «اثباتگرایی» و اندیشمندانی مثل «امیل دورکیم» نزدیک است که «جامعه» را بر «فرد» مقدم میدارند. در مقابل این تفکر، هستند اندیشمندانی که معتقدند، انسان صرفا محصول محیط نیست چون این انسان منفعل نیست و دارای اختیار است؛ بنابر این میتواند روی محیط تاثیر نیز بگذارد. به عبارتی این محیط است که محصول انسان است. جامعهشناسان امروز اما نه معتقدند، «انسان محصول محیط است» و نه معتقدند «محیط محصول انسان است» بلکه قائل به وجود یک رابطه دیالکتیکی بین «محیط و انسان» هستند که هر یک بر دیگری به اندازه خود تاثیر میگذارد. با این مقدمه «جامعه شناختی» میخواهیم کمی روی «جامعهای خاص و متفاوت» تحلیل برویم که کمی با جوامع دیگر فرق دارد و رفتارش نیز به این سادگیها قابل تحلیل نیست. این جامعه، جامعه ایران است. بخوانید:
2- دیروز جشن چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب در خیابانهای سراسر ایران برگزار شد. از ساعت حدود 10 صبح از خیابان استادمعین به سمت خیابان «آزادی» حرکت کردم. انتظارم این بود که، به دلیل تبلیغات سنگین دشمن، گرانیهای افسارگسیخته، سوءمدیریتهایی که مردم را آزار میدهد، جمعیت خیلی زیادی به خیابان نیامده باشند اما وقتی به خیابان آزادی رسیدم، از حضور آن همه جمعیت از طیفهای مختلف متحیر شدم. اولین سؤالی که به ذهنم خطور کرد این بود که، «این مردم واقعا محصول محیط هستند؟ اگر بله، محصول کدام محیط فکری و فرهنگیاند؟! چرا این محیط ساختهشده با صدها شبکه ماهوارهای و هزاران فضای مجازی روی این مردم کارگر نیست؟! چرا این همه هزینه و تلاش شبانهروزی دشمن برای مهندسی فکر و ذهن این ملت، سر بزنگاهها «هوا» میشود؟! یاد صحبتهای صاحب این انقلاب افتادم: « من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله- صلی الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی- صلواتالله و سلامه علیهم- میباشند. آن حجاز که در عهد رسولالله- صلیالله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا- علیهالسلام- آن شد که شد. و آنان که در شهادت دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز میبینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبههها و مردم پشت جبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها میکنند و چه حماسهها میآفرینند. و میبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده میکنند» (صحیفه امام، جلد 21 صفحه 410).
3- اما واقعا چرا ملت ایران اینگونه بینظیرند؟ قطعا دلایل تاریخی زیادی برای پاسخ به این سؤال میتوان ارائه کرد و ما اینجا برای پاسخ به این سؤال مهم صرفا به بخشی از دلایل روز و نزدیک اشاره کرده و میگذریم. شاید-تاکید میکنیم شاید- یکی از پاسخهایی که بتوان برای این سؤال یافت، «شفاف شدن همه چیز» برای «مردم» ایران و حتی مردم سراسر دنیا است. یک طرف، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و طرف دیگر، دشمنان جمهوری اسلامی ایران که در راس همه آنها رژیم صهیونیستی و آمریکاست. انسان هم دائم در حال «مقایسه» است و این مقایسه در شرایط «شفاف» نتایج دقیقتری به دنبال دارد. جنگ 12 روزه خیلی واقعیتها را برای مردم شفاف کرد. آمدن فردی در مختصات ترامپ هم همینطور. امروز دیگر این فقط ایران و مردم کشورهای منطقه نیستند که حقیقت آمریکا برایشان شفاف شده باشد. امروز رئیسجمهور فرانسه از لزوم فاصله گرفتن از آمریکا میگوید و تاکید میکند آمریکا یک روز هم به اروپا حمله خواهد کرد و باید برای مقابله با چنین روزی آماده شویم. شاید 5 سال پیش اگر کسی میگفت، کشورهای عضو ناتو علیه آمریکا رزمایش برگزار خواهند کرد، یا این کشور را امپریالیستی خواهند خواند، به عقل او شک میکردیم!
افشای پرونده «اپستین» نیز -که معتقدیم یکی از الطاف الهی و برای اتمام حجت با همه است- فضا برای این مقایسه را خیلی شفاف کرده است. مردم مقایسه میکنند و میبینند طرفی که برای سکته کردن یک دختر ایرانی، وِلوله به راه انداخته و با شعار «زن زندگی آزادی»، علیه کشورمان با تمام ظرفیت ورود کرده بود، تا خِرخره درگیر جنایت علیه زنان و دختران و حتی کودکان است و حجم و ابعاد این جنایات شیطانی چنان زیاد، تکان دهنده و هولناک است که به قول
«رو خانا» نماینده کنگره آمریکا و عضو کمیته تحقیق این نهاد قانونگذار میتواند به «سلطنت بریتانیا» خاتمه دهد. یا به قول آن ستوننویس آمریکایی «این پرونده میتواند باعث سقوط دولت ترامپ شود». دیروز وقتی با یک پدر با سر و وضع خاص و خالکوبیهای آنچنانی روی دست و بدنش در میدان آزادی وارد گفتوگو شدم، دو پسرش را نشانم داد و گفت، ما هیچ وقت برای راهپیمایی نیامده بودیم. جنگ 12 روزه و افشای پرونده اپستین مظلومیت و حقانیت جمهوری اسلامی ایران را برای من به اثبات رساند. جالب این بود که او به برخی از دوستانش هم اشاره کرد و گفت، بعد از جنگ 12 روزه و تحولات بعد از آن، کاملا تغییر رویکرد داده و شدهاند طرفدار دو آتشه جمهوری اسلامی ایران. آنچه امروز در ایران رخ داده، ترکیب «شفافیت و اعتماد به منبع» است. مردم امروز نه فقط میبینند، بلکه حرفی را که سالها از درون نظام شنیده بودند، حالا با چشم خود از منابع بیطرف بینالمللی تأیید شده میبینند. تفاوت امروز با مثلا دهه 60 این است که راویِ «ظلم آمریکا» دیگر فقط صداوسیمای جمهوری اسلامی نیست؛ خودِ رسانههای غربیاند. این تأیید بیرونی، ناهماهنگی شناختی (cognitive dissonance)
مخاطب ایرانی را کاملا حل کرده است.
4- دولت باید قدر این مردم بینظیر را بداند؛ مردم شریفی که خواسته زیادی از مسئولین ندارند. کنترل قیمتها و بهبود شرایط اقتصادی شاید مهمترین خواسته آنها از مدیران و دولتمردان باشد و این واقعا خواسته زیادی نیست. تردید نباید داشت، این حضور میلیونی که دیروز شاهد آن بودیم، در محاسبات دشمن لحاظ خواهد شد و بدون تردید مهمترین بخش محاسباتی دشمن در جنگ احتمالی آینده مربوط به همین مردم است. مردم وقتی پای کار باشند، محاسبات تغییر میکند و دیروز این محاسبات تغییر کرد. دشمن بهتر از همه ما میداند مردم، آن عده اراذل و اوباش اجارهای که خود با پول و وعده به خیابانها آورده بودند تا کشته سازی کنند نیستند؛ مردم همینهایی هستند که دیروز با وجود همه ناراحتیها و اعتراضهایی که دارند، به خیابانها آمدند و به رهبر خود لبیک گفتند. این راهپیمایی دست مذاکره کنندگان ایرانی را هم بازتر میکند. از برکات این راهپیمایی هرقدر گفته شود کم است. این حضور میلیونی صرفا یک «سند حقانیت» نیست بلکه یک «فرصت تاریخی» نیز هست. کاش قدر این مردم شریف و این فرصت تاریخی را بدانیم!
جعفر بلوری
از دورکیم تا میدان آزادی این مردم محصول کدام محیطند؟!(یادداشت روز)
1- برخی اندیشمندان در حوزه علوم اجتماعی معتقدند، «انسان محصول محیط است.» به طور کلی منظور از این محیط، «فرهنگ» حاکم بر آن منطقه جغرافیایی است. (اگرچه دقیقتر این است که بگوئیم، فرهنگ بخش مهمی از محیط انسانی است). حالا روی این محیط اگر «ریز» شویم، خانواده، دوستان و اطرافیان و حتی آب و هوا را نیز شامل میشود. (هر چند مدتی است اندیشمندان فعال در این حوزه، آب و هوا را از این امر مستثنی کردهاند چون معتقدند رابطه علمی مستقیمی بین آب و هوا و رفتار انسان نمییابند و چنین نگاهی جبرگرایانه است). این دیدگاه که «انسان محصول محیط است» بیشتر به سنت «اثباتگرایی» و اندیشمندانی مثل «امیل دورکیم» نزدیک است که «جامعه» را بر «فرد» مقدم میدارند. در مقابل این تفکر، هستند اندیشمندانی که معتقدند، انسان صرفا محصول محیط نیست چون این انسان منفعل نیست و دارای اختیار است؛ بنابر این میتواند روی محیط تاثیر نیز بگذارد. به عبارتی این محیط است که محصول انسان است. جامعهشناسان امروز اما نه معتقدند، «انسان محصول محیط است» و نه معتقدند «محیط محصول انسان است» بلکه قائل به وجود یک رابطه دیالکتیکی بین «محیط و انسان» هستند که هر یک بر دیگری به اندازه خود تاثیر میگذارد. با این مقدمه «جامعه شناختی» میخواهیم کمی روی «جامعهای خاص و متفاوت» تحلیل برویم که کمی با جوامع دیگر فرق دارد و رفتارش نیز به این سادگیها قابل تحلیل نیست. این جامعه، جامعه ایران است. بخوانید:
2- دیروز جشن چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب در خیابانهای سراسر ایران برگزار شد. از ساعت حدود 10 صبح از خیابان استادمعین به سمت خیابان «آزادی» حرکت کردم. انتظارم این بود که، به دلیل تبلیغات سنگین دشمن، گرانیهای افسارگسیخته، سوءمدیریتهایی که مردم را آزار میدهد، جمعیت خیلی زیادی به خیابان نیامده باشند اما وقتی به خیابان آزادی رسیدم، از حضور آن همه جمعیت از طیفهای مختلف متحیر شدم. اولین سؤالی که به ذهنم خطور کرد این بود که، «این مردم واقعا محصول محیط هستند؟ اگر بله، محصول کدام محیط فکری و فرهنگیاند؟! چرا این محیط ساختهشده با صدها شبکه ماهوارهای و هزاران فضای مجازی روی این مردم کارگر نیست؟! چرا این همه هزینه و تلاش شبانهروزی دشمن برای مهندسی فکر و ذهن این ملت، سر بزنگاهها «هوا» میشود؟! یاد صحبتهای صاحب این انقلاب افتادم: « من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله- صلی الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی- صلواتالله و سلامه علیهم- میباشند. آن حجاز که در عهد رسولالله- صلیالله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا- علیهالسلام- آن شد که شد. و آنان که در شهادت دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز میبینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبههها و مردم پشت جبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها میکنند و چه حماسهها میآفرینند. و میبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده میکنند» (صحیفه امام، جلد 21 صفحه 410).
3- اما واقعا چرا ملت ایران اینگونه بینظیرند؟ قطعا دلایل تاریخی زیادی برای پاسخ به این سؤال میتوان ارائه کرد و ما اینجا برای پاسخ به این سؤال مهم صرفا به بخشی از دلایل روز و نزدیک اشاره کرده و میگذریم. شاید-تاکید میکنیم شاید- یکی از پاسخهایی که بتوان برای این سؤال یافت، «شفاف شدن همه چیز» برای «مردم» ایران و حتی مردم سراسر دنیا است. یک طرف، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و طرف دیگر، دشمنان جمهوری اسلامی ایران که در راس همه آنها رژیم صهیونیستی و آمریکاست. انسان هم دائم در حال «مقایسه» است و این مقایسه در شرایط «شفاف» نتایج دقیقتری به دنبال دارد. جنگ 12 روزه خیلی واقعیتها را برای مردم شفاف کرد. آمدن فردی در مختصات ترامپ هم همینطور. امروز دیگر این فقط ایران و مردم کشورهای منطقه نیستند که حقیقت آمریکا برایشان شفاف شده باشد. امروز رئیسجمهور فرانسه از لزوم فاصله گرفتن از آمریکا میگوید و تاکید میکند آمریکا یک روز هم به اروپا حمله خواهد کرد و باید برای مقابله با چنین روزی آماده شویم. شاید 5 سال پیش اگر کسی میگفت، کشورهای عضو ناتو علیه آمریکا رزمایش برگزار خواهند کرد، یا این کشور را امپریالیستی خواهند خواند، به عقل او شک میکردیم!
افشای پرونده «اپستین» نیز -که معتقدیم یکی از الطاف الهی و برای اتمام حجت با همه است- فضا برای این مقایسه را خیلی شفاف کرده است. مردم مقایسه میکنند و میبینند طرفی که برای سکته کردن یک دختر ایرانی، وِلوله به راه انداخته و با شعار «زن زندگی آزادی»، علیه کشورمان با تمام ظرفیت ورود کرده بود، تا خِرخره درگیر جنایت علیه زنان و دختران و حتی کودکان است و حجم و ابعاد این جنایات شیطانی چنان زیاد، تکان دهنده و هولناک است که به قول
«رو خانا» نماینده کنگره آمریکا و عضو کمیته تحقیق این نهاد قانونگذار میتواند به «سلطنت بریتانیا» خاتمه دهد. یا به قول آن ستوننویس آمریکایی «این پرونده میتواند باعث سقوط دولت ترامپ شود». دیروز وقتی با یک پدر با سر و وضع خاص و خالکوبیهای آنچنانی روی دست و بدنش در میدان آزادی وارد گفتوگو شدم، دو پسرش را نشانم داد و گفت، ما هیچ وقت برای راهپیمایی نیامده بودیم. جنگ 12 روزه و افشای پرونده اپستین مظلومیت و حقانیت جمهوری اسلامی ایران را برای من به اثبات رساند. جالب این بود که او به برخی از دوستانش هم اشاره کرد و گفت، بعد از جنگ 12 روزه و تحولات بعد از آن، کاملا تغییر رویکرد داده و شدهاند طرفدار دو آتشه جمهوری اسلامی ایران. آنچه امروز در ایران رخ داده، ترکیب «شفافیت و اعتماد به منبع» است. مردم امروز نه فقط میبینند، بلکه حرفی را که سالها از درون نظام شنیده بودند، حالا با چشم خود از منابع بیطرف بینالمللی تأیید شده میبینند. تفاوت امروز با مثلا دهه 60 این است که راویِ «ظلم آمریکا» دیگر فقط صداوسیمای جمهوری اسلامی نیست؛ خودِ رسانههای غربیاند. این تأیید بیرونی، ناهماهنگی شناختی (cognitive dissonance)
مخاطب ایرانی را کاملا حل کرده است.
4- دولت باید قدر این مردم بینظیر را بداند؛ مردم شریفی که خواسته زیادی از مسئولین ندارند. کنترل قیمتها و بهبود شرایط اقتصادی شاید مهمترین خواسته آنها از مدیران و دولتمردان باشد و این واقعا خواسته زیادی نیست. تردید نباید داشت، این حضور میلیونی که دیروز شاهد آن بودیم، در محاسبات دشمن لحاظ خواهد شد و بدون تردید مهمترین بخش محاسباتی دشمن در جنگ احتمالی آینده مربوط به همین مردم است. مردم وقتی پای کار باشند، محاسبات تغییر میکند و دیروز این محاسبات تغییر کرد. دشمن بهتر از همه ما میداند مردم، آن عده اراذل و اوباش اجارهای که خود با پول و وعده به خیابانها آورده بودند تا کشته سازی کنند نیستند؛ مردم همینهایی هستند که دیروز با وجود همه ناراحتیها و اعتراضهایی که دارند، به خیابانها آمدند و به رهبر خود لبیک گفتند. این راهپیمایی دست مذاکره کنندگان ایرانی را هم بازتر میکند. از برکات این راهپیمایی هرقدر گفته شود کم است. این حضور میلیونی صرفا یک «سند حقانیت» نیست بلکه یک «فرصت تاریخی» نیز هست. کاش قدر این مردم شریف و این فرصت تاریخی را بدانیم!
|
بسمه تعالی:راز ماندگاری انقلاب اسلامی(یادداشت روز) راز ماندگاری
راز ماندگاری انقلاب اسلامی در ائتلاف خدا و مردم است. این ائتلاف تا باشد این انقلاب ماندگار خواهد بود. شهدای این انقلاب و کسانی که آمادهاند در راه تحقق اهداف آن جانفشانی کنند، دوام این انقلاب را امضا کردهاند. تا این معادله بین تودهها و خداوند متعال وجود دارد، این انقلاب ادامه پیدا میکند. جدای از اینکه آیات متعدد این معنی را تایید کردهاند، قرآن کریم از این معادله بهعنوان سنت الهی که تخلف و تبدیل در آن راه ندارد، یاد کرده است. سعدالله زارعی |


مظتضعفین تی وی