سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
کاریکاتور / سنگ اندازی بر سر راه انقلاب شیوخ خلیج فارس و ایالات
شیوخ خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا در پی آنند که با توسل به راهبردهای متعدد اعم از تحریم های اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و یا نهایتا حمله نظامی با اتکا به منشور هفتم سازمان ملل متحد انقلاب دوم یمنی ها را ساقط نمایند.
 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 93/11/29ساعــت 7:34 صبح تــوسط عباس | نظر
با توافقی که «بتواند» انجام شود موافقم؛ اما نه هر توافقی/ تلاش م
بسمه تعالی
با توافقی که «بتواند» انجام شود موافقم؛ اما نه هر توافقی/ تلاش مذاکره‎کنندگان، گرفتن حربه تحریم از دشمن است، اگر نشد هم دست ما بسته نیست/ اگر قرار است توافق بشود، جزئیات و کلیات در یک جلسه بررسی شود

 

 گروه سیاسی – رجانیوز: در سالروز بیعت تاریخی فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام راحل (ره) در نوزدهم بهمن سال 1357، جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و قرارگاه پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی با حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

به گزارش رجانیوز،  به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبرانقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای صبح امروز (یکشنبه) در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی، با تبیین علت و هدف اصلی دشمنی 36 ساله و ادامه دار دولت آمریکا و خطای محاسباتی آنها برای به زانو درآوردن و تحقیر ملت ایران، به رفتار و عملکرد منطقی و مستدل ایران در مذاکرات هسته ای و رفتار غیر منطقی و باج خواهانه طرف مقابل اشاره و تأکید کردند: ملت ایران در روز 22 بهمن نشان خواهد داد که زیر بار حرف زور نمی رود و پاسخ هر تحقیر کننده ای را نیز با ضربه متقابل خواهد داد.

در این دیدار که همزمان با سالروز بیعت تاریخی جمعی از همافران و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی (ره) در نوزدهم بهمن سال 1357 برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای آن حادثه مهم را حاوی یک مضمون پرمغز و ماندگار دانستند و گفتند: اقدام شجاعانه فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی در 19 بهمن 57، نشان دهنده سخن حق و پرجاذبه انقلاب اسلامی است که توانسته بود حتی به اعماق دلهای نیروی هوایی ارتش پادشاهی آن زمان که نور چشمی آمریکا نیز بود، نفوذ کند.
 
 
ایشان با تأکید بر لزوم شناخت و حفظ این حقیقت مهم، به برخی واقعیات صحنه از جمله نفوذ فراگیر انقلاب اسلامی اشاره کردند و افزودند: با پیروزی انقلاب اسلامی، ملتها با دیدن شجاعت و دلیری ملت ایران که علناً در مقابل زورگویی های امریکا ایستاد، به هیجان آمدند و جذب پیام انقلاب شدند.
 
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در طرف مقابل نیز، قدرتهای زورگو و در رأس آنها امریکا، از همان روز اول انقلاب، از هیچ اقدام و فشاری برای خاموش کردن این حرکت عظیم و رو به گسترش، فروگذار نکردند و این دشمنی تا امروز هم ادامه دارد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: دشمنی امریکا و قدرتهای استکباری با اشخاص نیست، آنها با اصل حرکت و جهت گیری توأم با ایستادگی و استقلال طلبی و عزت خواهی ملت ایران دشمن هستند.
 
 
ایشان با یادآوری سخنان برخی سیاستمداران امریکایی در سالهای اخیر که بغض و کینه خود را با ملت ایران، صراحتاً بیان کردند گفتند: آنها از ایستادگی ملت ایران عصبانی هستند و هدف اصلی امریکا و همراهانش، به زانو در آوردن و تحقیر ملت ایران است که البته دچار خطا و اشتباه در تحلیل هستند.
 
رهبر انقلاب اسلامی، علت ناکامی های پی در پی امریکاییها در مسائل منطقه و بویژه مسائل ایران را، همین خطای محاسباتی و اشتباهات راهبردی دانستند و افزودند: یک نمونه از این خطاها، اظهارات چند روز پیش یک مقام امریکایی است که گفته بود، ایرانی ها در مذاکرات هسته ای، دست بسته هستند و گیر افتاده اند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در روز 22 بهمن شما خواهید دید که ملت ایران چه حضوری خواهد داشت و آن موقع معلوم خواهد شد که آیا ملت ایران دست بسته است؟
 
 
ایشان خاطرنشان کردند: دست ملت و مسئولان ایران هیچگاه بسته نبوده و این موضوع را در عمل نشان داده اند و از این پس نیز با ابتکارات و شجاعت خود، آن را نشان خواهند داد.
 
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آن طرفی که فعلاً گیر افتاده و دچار مشکل است، امریکا است و همه واقعیات این منطقه و خارجِ منطقه، اثبات کننده این حقیقت است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شکست سیاستهای امریکا در سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، غزه، افغانستان و پاکستان و همچنین شکست امریکا در اوکراین، خطاب به امریکاییها تأکید کردند: این، شما هستید که سالهای متمادی، پی در پی شکست خورده اید اما جمهوری اسلامی ایران پیش رفته و به هیچ وجه با سی و چند سال گذشته قابل مقایسه نیست.
 
ایشان با اشاره به پیشرفتهای گسترده جمهوری اسلامی در علم و فناوری، در مسائل گوناگون اجتماعی، و در مسائل بین المللی و همچنین نفوذ عظیم منطقه ای و رسوخ مبانی انقلاب در دلهای جوانان افزودند: جمهوری اسلامی ایران با این ذخیره ارزشمند از تجربیات، با قدرت، در حال پیشرفت است و امریکاییها که نتوانستند این ریشه را قلع و قمع کنند اکنون مجبور به تحمل نظام جمهوری اسلامی هستند و طراحی های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی آنها مانع از این پیشرفت نخواهد شد.
 
رهبر انقلاب اسلامی به مذاکرات هسته ای و تلاش بدخواهان و معاندان برای القای درماندگی ایران در این موضوع اشاره کردند و چند نکته مهم را درباره مذاکرات هسته ای متذکر شدند.
 
اولین نکته ای که حضرت آیت الله خامنه ای به آن اشاره کردند موافقت با اصل توافق بود که گفتند: من با توافقی که بتواند انجام شود موافقم اما با توافق «بد» موافق نیستم.
 
ایشان با اشاره به اظهارات مکرر امریکاییها که می گویند «توافق نکردن بهتر از توافق بد است» افزودند: ما هم همین عقیده را داریم! و معتقدیم توافق نکردن بهتر از توافقی است که به ضرر منافع ملی و زمینه ساز تحقیر ملت بزرگ ایران شود.
 
تلاش بی وقفه مسئولین و هیأت مذاکره کننده برای خارج کردن حربه تحریم از دست دشمن، دومین نکته ای بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: اگر این اتفاق رخ دهد و با توافق، حربه تحریم از دست دشمن خارج شود، بسیار خوب است اما اگر این اتفاق نیفتاد، همه بدانند که راهکارهای فروانی در داخل کشور برای کُند کردن حربه تحریم وجود دارد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اگر با همت و تلاش، به داشته های خود، به صورت مناسب توجه کنیم، حتی اگر نتوانیم حربه تحریم را از دست دشمن خارج کنیم، می توانیم آن را کُند کنیم.
 
نکته سوم رهبر انقلاب اسلامی، در خصوص رفتار منطقی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای و رفتار غیر منطقی و زورگویانه طرف مقابل بود.
 
حضرت ایت الله خامنه ای با اشاره به سخنان چندی پیش رئیس جمهور مبنی بر اینکه مذاکره به معنای رسیدن دو طرف به نقطه مشترک است،  گفتند: بر همین اساس، نباید در مذاکره، یک طرف با رفتار غیر منطقی تلاش داشته باشد که هر آنچه مورد توقع او است، محقق شود.
 
ایشان خاطرنشان کردند: رفتار امریکاییها و چند کشور اروپایی دنباله رو آنها، در مذاکرات، غیر منطقی است و با پرتوقعی انتظار دارند همه خواسته های آنها تحقق یابد در حالیکه این، روشِ مذاکره نیست.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، ایستادگی مسئولان در مقابل زیاده خواهی طرف مقابل را کاملاً صحیح دانستند و با اشاره به عملکرد مستدل و منطقی جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف از جمله دوران دفاع مقدس و پذیرش قطعنامه 598، و همچنین مسائل گوناگون بعد از جنگ، خاطرنشان کردند: نظام اسلامی در مذاکرات هسته ای نیز براساس منطق عمل می کند اما طرف مقابل هیچ منطقی ندارد و به دنبال بی منطقی، با تکیه بر زور است.
 
ایشان تأکید کردند: ملت ایران زیر بار زورگویی و زیاده خواهی و رفتارهای غیر منطقی نخواهد رفت.
 
رهبر انقلاب اسلامی یک بار دیگر افزودند: من با ادامه و پیشرفت مذاکرات و رسیدن به توافق خوب موافقم و قطعاً ملت ایران هم با هر توافقی که در بر دارنده عزت و احترام او باشد، مخالفتی ندارد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: باید در مذاکرات، تکریم، حرمت و پیشرفت ملت ایران محفوظ بماند زیرا این ملت عادت به پذیرش زورگوییِ طرف مقابل اعم از امریکا و دیگران، ندارد.
 
ایشان همچنین با اشاره به برخی مباحث مطرح شده درخصوص توافق دو مرحله ای که ابتدا توافق بر اصول کلی و بعد از مدتی توافق بر جزئیات باشد، خاطرنشان کردند: چنین توافقی  پسندیده نیست زیرا با تجربه ای که از رفتار طرف مقابل داریم، توافقِ صِرف در کلیات، وسیله ای خواهد شد برای بهانه گیری های پی در پی در جزئیات.
 
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند:اگر توافقی انجام شود، باید در یک مرحله و در بردارنده کلیات و جزئیات، با یکدیگر باشد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مفاد این قرار داد نیز باید روشن، واضح و غیرقابل تفسیر و تأویل باشد و مفاد توافق نباید به گونه ای باشد که طرف مقابل که عادت به چانه زنی دارد، در قضایای مختلف بهانه جویی کند.
 
ایشان خاطرنشان کردند: به لطف خداوند ملت ایران در 22 بهمن نشان خواهد داد هرکسی که بخواهد این ملت را تحقیر کند، با ضربه متقابل مواجه خواهد شد.
 
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: همه ملت ایران و همه دلسوزان متفقند که عزت ملی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است زیرا اگر عزت ملی نباشد، امنیت و پیشرفت هم نخواهد بود، بنابراین عزت ملی باید محفوظ بماند و مسئولان هم این موضوع را می دانند.
 
 
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان خاطرنشان کردند: به فضل الهی، ملت ایران با حضور مقتدرانه و عزم راسخ خود در 22 بهمن، دشمن را به زانو درخواهد آورد.
 
در ابتدای این دیدار امیر سرتیپ خلبان حسن شاه‌صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش با گرامیداشت نوزدهم بهمن سالروز بیعت تاریخی همافران با امام خمینی (ره)، گزارشی از توانمندی‌ها و پیشرفت‌های نیروی هوایی ارائه کرد.
 
امیر سرتیپ شاه‌صفی گفت: طراحی، ساخت و ارتقای شبیه‌سازهای پروازی، دستیابی به توان طراحی و ساخت جنگنده پهن‌پیکر بدون سرنشین، «راه اندازی، بازسازی و بازیابی انواع هواپیماها» و عمق‌دهی به تجهیزات موجود، تولید انواع تجهیزات هواپایه و راه اندازی و عملیاتی کردن موشک های راهبردی با استفاده از توانمندی‌های داخلی در نیروی هوایی ارتش موید ادعای درهم شکستن پنجه‌های تحریم تجهیزات دفاع هوایی و نویدبخش ایجاد تراز جدیدی از توازن دفاعی در منطقه است.
 

 

 

پیش از این دیدار فرمانده معظم کل قوا در دیدار جداگانه با فرماندهان ارشد نیروی هوایی و پدافند جمهوری اسلامی ایران با اشاره به نقش حساس و خطیر نیروی هوایی و پدافند ارتش جمهوری اسلامی در مجموعه ی نظام دفاعی کشور افزودند: نیروی هوایی به اقتضای حرفه ی خود متکی به دانش و فناوری است و این مسئله از جهاتی در مواجهه با تهدیدات پیرامونی اهمیت این نیرو را بیشتر می کند.

+ نوشته شـــده در دوشنبه 93/11/20ساعــت 7:24 صبح تــوسط عباس | نظر
دو شرط مجلس برای قانونی و قابل اجرا بودن توافق نهایی ایران و 1+5
بسمه تعالی
دو شرط مجلس برای قانونی و قابل اجرا بودن توافق نهایی ایران و 1+5 چیست!؟/ لغو توافق ژنو و افزایش سطح غنی سازی در صورت تصویب تحریم جدید +متن کامل طرح

 

گروه سیاسی – رجانیوز: رئیس کمیته هسته‎ای مجلس شورای اسلامی در تشریح جزئیات طرح «الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‎ای» که با 173 امضاء تقدیم هیات رئیسه مجلس شده و یک فوریت آن تصویب شده است، از لغو توافق ژنو و امکان غنی‎سازی بر مبنای نیاز کشور و تا 60 درصد خبر داد.

ابراهیم کارخانه‌ای نماینده مردم همدان در گفت‌وگو با رجانیوز با بیان ضرورت تصویب فوریت طرح الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته ای گفت: در واکنش به طرحی که در مجلس سنای آمریکا در دست تصویب بود و بر اساس آن اعلام شده است که اگر جمهوری اسلامی ایران تا چهارم فروردین ماه به خواسته‌های آمریکا تن ندهد، تحریم ها تشدید خواهد شد، مجلس شورای اسلامی تصمیم گرفت تا پشتیبانی قاطعی از تیم مذاکره کننده صورت دهد تا این تیم با پشتوانه‌ای محکم‌تر بتوانند با گروه 1+5 مذاکره کنند.

رئیس کمیته هسته‌ای مجلس خاطرنشان کرد: بر اساس این طرح در صورت تشدید تحریم‌ها از سوی امریکا، اعم از نهادهای قانونگذاری همچون کنگره و سنا یا نهادهای اجرایی مانند فرمان اجرایی رئیس جمهور و یا نهادهای قضایی، توافق نامه ژنو لغو خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌هایش را در زمینه هسته‎ای و بسیار گسترده‎تر از گذشته از سر خواهد گرفت. البته مطابق با این طرح، در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات نیز شرط آغاز اجرای توافق جامع هسته‌ای لغو تمامی تحریم‎ها خواهد بود.

این نماینده مجلس در ادامه گفت: جمهوری اسلامی ایران در دوازده سال اخیر به ویژه یکسال گذشته انعطاف بی سابقه و همکاری‌های بسیار گسترده از خود نشان داده است که در تاریخ روابط با آژانس انرژی اتمی این نحوه همکاری و بازرسی بی سابقه بوده است. البته در طول این مدت هم آژانس بین المللی انرژی اتمی هیچ موردی که نشانه دهنده آن است که ایران وارد یک اقدام ممنوعه و انحرافی شده است، گزارش نکرده است. اما با وجود این به صورت مبهم ادعایی کرده اند که به صلح آمیز بودن این فعالیت ها نمی‎توانند اطمینان کنند! این در حالیست که در بازرسی‌های کارشناسی که بیش از هفت هزار ساعت کار صورت پذیرفته است هیچ موردی به عنوان انحراف از مسیر صلح آمیز پیدا نشده است.

وی ادامه داد: آمریکایی‌ها دائما در روند مذاکرات تیم مذاکره کننده ایرانی را تهدید می‎کنند، حتی اوباما اخیرا اعلام کرده بود که اگر جمهوری اسلامی ایران تن به خواسته‌های آمریکا ندهد، من اولین نفری هستم که در کنگره مسئله تشدید تحریم‌ها علیه ایران را مطرح خواهم کرد و یا اقدامات اخیری که در کنگره آمریکا در دست اقدام هست، این اتفاقات مجلس را بر آن داشت تا در حمایت از تیم مذاکره کننده برای احقاق حقوق مسلم ملت ایران اقدامی را صورت دهد. این طرح در مجلس شورای اسلامی با یک فوریت مطرح شد که با رای قاطع نمایندگان محترم مجلس یک فوریت آن به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

این نماینده مجلس در پاسخ به اینکه مهم‌ترین بند طرح الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌ای چیست. گفت: در صورت تصویب و یا اعمال هرگونه تحریم جدید و یا افزایش تحریم ها توسط آمریکا، توافق‌نامه ژنو کان لم یکن تلقی و در چارچوب NPT جمهوری اسلامی ایران اقداماتی را به عمل می‌آورد. این اقدامات شامل فعال سازی کامل مراکز غنی سازی بدون هرگونه محدودیت در میزان غنی‎سازی اورانیوم حتی تا مقادیر بالا و در چارچوب ماده (4) معاهده NPTو همچنین تکمیل و از سرگیری فعالیت رآکتور اراک طبق طراحی اولیه، از سرگیری غنی‎سازی 20 درصد در فردو، منع بازرسی فراپادمانی و منع خروج مواد غنی شده از کشور خواهد بود.

کارخانه‎ای افزود: دومین بند مهم در این طرح اشاره شده است که شرط آغاز اجرای توافق نامه جامع هسته ای لغو کلیه تحریم‌ها اطلاق شده است. البته جزئیات مطرح شده در طرح هفت مورد میباشد که اگر توافق نامه ژنو لغو شود، اجرایی خواهند شد. و مسئولیت شکست مذاکرات با آمریکا خواهد بود چرا که جمهوری اسلامی ایران نهایت همکاری و شفاف‌سازی و انعطاف را از خود نشان داده و این آمریکایی ها هستند که دائما بر زیاده خواهی آن‌ها افزوده میشود.

وی در پاسخ به این سوال که در صورت توافق جامع هسته‌ای، طبق قانون اساسی این توافق باید در مجلس تصویب بشود، آیا مجلس برنامه ای برای بررسی توافق احتمالی هسته ای دارد گفت: درباره توافق جامع دوشرط اساسی در طرح الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق اساسی ذکر گردیده است، یکی عدم تصویب و یا افزایش تحریم جدید پس از توافق و دیگری لغو کامل تحریم‎ها به محض اجرای توافق، در واقع خواست‌های مجلس که در این طرح آمده است باید در توافقنامه جامع لحاظ گردد، در غیر این صورت این توافق جامع از لحاظ مجلس شورای اسلامی قانونی نخواهد بود.

 


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 93/11/15ساعــت 3:38 عصر تــوسط عباس | نظر
چرا «بندر بن سلطان» برکنار شد؟ این روزها عربستان در عرصه سیاسی ش
بسمه تعالی

کاریکاتور


عربستان سعودی در آستانه جنگ قدرت
چرا «بندر بن سلطان» برکنار شد؟

 

این روزها عربستان در عرصه سیاسی شاهد تحولات چشمگیر و عمیقی است، اما آنچه در این تحولات قابل تامل است، نبود نام و نشانی از «بندر بن سلطان» است که به نظر می‌رسد از دایره سیاسی خاندان سعودی‌ طرد شده است.

به گزارش فارس، روزنامه لبنانی «الاخبار» در تحلیلی به قلم «جان عزیز»، نویسنده و تحلیلگر جهان عرب به بررسی جدیدترین تحولات سیاسی جاری در کشور عربستان سعودی می‌پردازد و در مقاله‌ای با عنوان «چرا بند بن سلطان از عرصه سیاست دور شد» به تحلیل اقدام شاه جدیدی عربستان در عزل و نصب‌های جدیدش می‌پردازد.
 
جان عزیز - الاخبار :
 
آشکار است که دو «کودتا» ظرف یک هفته در ریاض، پایتخت عربستان سعودی رخ داده است. کودتای اول، کودتایی خانوادگی بود و به خاندان سعودی مرتبط بود. اما کودتای دوم، کودتایی آمریکایی است. از کودتای اول سخن بسیار گفته شد، اما کودتای دوم همچنان در پرده ابهام است و در حال تدارک.
 
ساعاتی از مرگ «عبد الله بن عبد العزیز»، شاه سابق سعودی نگذشته بود که لیستی از انتصاب‌ها و تغییر و تحولات ریشه‌ای توسط «سلمان»، شاه جدید عربستان صادر شد که از جمله آنها باید از انتصاب شاهزاده «مقرن» به ولی‌عهدی یاد کرد.
 
از دیگر تغییر و تحولات مهم رخ داده در عربستان دوره شاه سلمان باید از انتصاب شاهزاده «محمد بن نایف» به عنوان جانشین ولی عهد یاد کرد. انتصابی که تمام برنامه‌ها و نقشه‌های ریخته شده توسط ملک عبدالله را بر باد داد؛ برنامه‌ها و نقشه‌هایی که سال‌ها به آرامی و با وسواس بسیار برای آنها زحمت کشیده و آنها را تدارک دیده بود.
 
تحولات جاری و اطراف ملک عبدالله در آن زمان تاکید داشتند که شاهزاده سلمان پیش از عبدالله جام مرگ را سر می‌کشد و با مرگ وی این شاهزاده مقرن غیر سدیری است که پس از ملک عبد الله به پادشاهی عربستان سعودی می‌رسد، تا جانشین وی کسی جز «متعب بن عبد الله»،‌ فرزند شاه تازه در گذشته عربستان نباشد و به این طریق با رسیدن متعب به قدرت وی دو هدف اصلی را محقق کنند:
 
اول: دور کردن و به حاشیه راندن سدیری‌ها از قدرت
 
دوم: تضمین به قدرت رسیدن فرزندان به قدرت
 
این سناریو تنها لحظاتی پس از مرگ ملک عبدالله به پایان رسید. زمانی‌که سلمان دستور انتصاب شاهزاده «محمد بن نایف» به سمت جانشین ولی عهد و سرآغاز حاکمیت نسل دوم شاهزادگان سعودی را صادر کرد. به این ترتیب آشکار شد که این کودتا به عنوان کودتای اول دارای ماهیت و انگیزه‌های خانوادگی است. چون سلمان شخص ناشناخته‌ای در کشور عربستان سعودی نیست و شاید هم اکنون بیش از هر کس دیگری در میان خاندان سعودی از اسرار پشت پرده کاخ‌های سعودی با خبر است. او 40 سال است که می‌داند، در پشت این درها چه می‌گذرد. از زمان سلطنت ملک «خالد بن عبد العزیز» که پس از ترور «ملک فیصل بن عبد العزیز» در سال 1975 قدرت را در عربستان سعودی در دست گرفت. او از آن زمان در دایره حکومتی عربستان و محافل تصمیم گیری آن حضور داشته، زمانی‌که به عنوان امیر منطقه ریاض انتخاب شد و ضمن حاکمیت بر پایتخت سعودی از تمام اسرار دوایر و محافل آن مطلع بود.
 
از سوی دیگر، شاه سلمان در میان فرزندان ملک عبد العزیز، پایه گذار سلطنت سعودی اولین کسی است که دارای تحصیلات و همچنین تجربه بیشتر است و سرنوشت برای وی رقم زد تا دوره‌های سلطنت خالد و فهد و عبد الله را ببیند. او دید که چگونه فهد در دوره سلطنت ملک خالد زمانی‌که به دلیل بیماری توان اداره کشور را نداشت، عربستان را اداره کرد. همچنین شاهد بود که چگونه عبدالله در زمان عجز و ناتوانی و بیماری فهد، قدرت و اداره امور را در دست گرفت و همچنین چگونه تحت سیطره کامل و مطلق ملک عبد الله قرار داشت و تمام تلاش‌هایش برای بیرون آمدن از زیر سیطره و حاکمیت ملک عبد الله و گرفتن انتقام از وی راه به جایی نبرد.
 
تمام اینها در ذهن شاه سلمان در سال‌های اخیر چون فیلم تکرار می‌شد و از مقابل چشمانش می‌گذشت و تنها راه نجات و رهایی وی و رسیدن به خواسته‌هایش از جمله قدرت «مرگ» بود.
 
در این بین اگر سلمان قبل از عبد الله می‌مرد، بی‌تردید تمام کسانی‌که هم اکنون مناصب و پست‌هایی بدست آورده‌اند، به حاشیه رانده شده بودند، اما فرشته مرگ به عبدالله اجازه نداد و کسانی‌ که تا دیروز در حاشیه بودند، امروز مسئولان امر هستند. به همین دلیل از این تحولات تحت عنوان «کودتای خانوادگی» و لاغیر یاد می‌شود.
 
اما این پایان کار نبود، بلکه درپی این کودتا، کودتای دیگری نیز بود. کودتای دوم در هفته اول مرگ ملک عبد الله و جانشینی سلمان رخ داد. کودتایی با انگیزه‌ها و اهدافی مختلف. این کودتا، کودتای «باراک اوباما» بود. این کودتا جنبش اصلاحی دوم آمریکا در عربستان سعودی بود. می‌توان گفت، تعداد افراد حاضر در هیأتی که رئیس جمهوری آمریکا را در سفرش به ریاض، پایتخت عربستان سعودی همراهی می‌کردند و سمت‌های آنها بیانگر این امر است.
 
باراک اوباما درحالی راهی ریاض شد که 30 نفر وی را همراهی می‌کردند و پس از آن بیش از 30 نفر از کاخ‌های سلطنتی سعودی و دوایر حکومتی و مراکز تصمیم گیری عربستان بیرون رفتند. برخی از این عزل‌ها به دلایل سیاسی بودند و برخی دیگر شاید به دلایل شخصی.
 
در عرصه سیاسی آشکار شد که در این برهه از زمان آمریکا در جهان عرب و اسلام و منطقه بدنبال چیست و چه اولویت‌هایی را دنبال می‌کند. اولین آنها رویارویی‌ با جریان تکفیری و تروریسم است که امروز کانون توجه آمریکا در منطقه را تشکیل می‌دهد.
 
روزی که آمریکا از هم پیمانان نظامی‌اش چشم پوشی کرد، بدین معنا بود که روی به «اسلام میانه‌رو»‌ آورد و هنگامی‌که قرارداد شراکت غیر آشکار خود با «اخوانی‌ها» را فسخ کرد، چون آنها غزه و سینا و بنغازی را به واشنگتن پیشکش نکردند، به سراغ شریکی دیگری رفت و هنگامی‌که با ایران به گفت‌وگو و مذاکره نشست، به معنای قصد این کشور برای گشودن باب و تعمیم مفهوم «گفت‌وگوی تمدن‌های» خاتمی در برابر «برخورد تمدن‌های» غرب بود. هم اکنون این اولویت آمریکاست.
 
مابقی امور در وضعیت خوبی بسر می‌برند. نفت در پایین‌ترین قیمت خود قرار دارد. رژیم صهیونیستی نیز همچنین، هرچه هست، اینکه امنیتش تامین شده است، بویژه پس از آنکه آمریکا موفق شد، سه ارتش قدرتمند جهان عرب یعنی ارتش‌ کشورهای عراق و سوریه و مصر را درگیر جنگ فرسایشی کند.
 
هم اکنون آنچه نگرانی آمریکا را بر می‌انگیرد، توقف تروریسم و خشونت‌ها علیه خویش در منطقه است و پیش از توقف تروریسم و خشونت‌های جسمی و مادی باید تروریسم و خشونت فکری علیه این کشور متوقف شود. این موضوعی بود که عبد الله در آن موفق نشان نداد و شاهزاده «بندر بن سلطان» در تحقق آن ناکام ماند. ملک عبد الله در قبال این امر حامی تروریسم و خشونت بود و بندر بن سلطان در آن دست داشت و این اعتقاد و باوری است که بر بسیاری در آمریکا و غرب سایه افکنده است.
 
اینگونه بود که کودتای آمریکایی در ریاض زاده شد. اول از همه بعد منافع سیاسی را تامین کند، به همین دلیل شاهزاده محمد بن نایف، مرد قدرتمند حکومت سعودی و مشروع در ادامه حکومت این خاندان در عربستان که در دهه پنجاه عمر خود قرار دارد، روی کار می‌آید. جدای از اینکه وی مرد رویارویی و مقابله با تروریسم چه در زندان‌های عربستان و چه در بیابان‌ها و چه در داخل و خارج مرزهای این کشور است. کسی که ظرف 10 ماه دو بار راهی آمریکا شد و مورد استقبال بسیار کاخ سفید قرار گرفت. رخ دادی که تاکنون روابط آمریکایی – سعودی از زمان شاهزاده بندر بن سلطان آن را به یاد نداشت، بندر بن سلطانی که رهاورد یکی دیگر از کودتاهای آمریکا در عربستان بود.
 
رئیس جمهوری آمریکا به این جهت راهی عربستان سعودی شد تا به حاکمان آن بگوید که زمان همزیستی با بنیادگرایان بسر آمده است. زمان سکوت در برابر منابع و ریشه‌های فکری و تامین نیروی انسانی و مالی‌اشان پایان یافته است.
 
رئیس جمهوری آمریکا به این جهت راهی عربستان سعودی شد تا به حاکمان جدید عربستان بگوید که این همسر من است که در سرزمین شما بدون حجاب و سربندی حضور دارد. این تصویر آینده ائتلاف ما و تصویر آینده کشور شماست. تصویری که گروه عبد الله ــ بندر آن را نمی‌تواند، درک کند یا بپذیرد.
 
اینجاست که بعد دوم انگیزه‌های آمریکا ظاهر می‌شود. هنگامی‌که انگیزه‌های سیاسی با انگیزه‌های شخصی تلاقی می‌کند و محاسبات عقلی و منطقی با محاسبات احساسی و عاطفی در می‌آمیزد.
 
بندر بن سلطان در زمان پای گذاشتن رئیس جمهوری آمریکا به فرودگاه جده به استقبال وی نمی‌آید، چون سیاست اینگونه اقتضا کرده بود. همچنین ماهیت وجودی بندر موجب شده بود تا چنین تصمیمی گرفته شود. هم اکنون وی در واشنگتن نام و نشانی ندارد. زمانی وی در دوره ریاست جمهوری ریگان حرف اول را در آمریکا می‌زد و از آن دوره بود که شروع به گسترش روابط خود با آمریکایی‌ها کرد تا در زمان ریاست جمهوری «جورج بوش»‌ پدر و پس از آن «جورج بوش» پسر این روابط به اوج برسد و او به سفیر عربستان در واشنگتن منصوب شود.
 
شانس و اقبال زمانی از بندر روی گرداند که وی به تماس تلفنی یکی از فرمانداران ایالت‌های آمریکا سه بار پاسخ نداد و از اقبال بد بندر وی دموکرات و نه جمهوریخواه بود، همانگونه که از سلاله بوش‌ها نبود. نامش «بیل کلینتون» بود که بعدها به ریاست جمهوری آمریکا رسید و تصمیم گرفت، پاسخ بندر را به شیوه او بدهد. برای سه سال تمام وی را پشت درب‌ها نگه داشت و به هیچ یک از پیام‌ها و پیغام‌هایش پاسخ نداد. دموکرات‌ها این درس‌ را حفظ کردند و یکی از این دموکرات‌ها باراک اوباما بود.
 
بندر بن سلطان از واشنگتن اخراج شد و چند روز پیش از ریاض طرد شد، چون کودتای سعودی‌اش طی سال‌‌های گذشته به نتیجه نرسید و موفق از آب درنیامد. چون کودتای آمریکا در عربستان از شانس بیشتری برای موفقیت چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه شخصی برخوردار است.

+ نوشته شـــده در یکشنبه 93/11/12ساعــت 10:58 صبح تــوسط عباس | نظر
در یک سال گذشته به جای صدای ترک خوردن تحریم ها، صدای ترک خوردن ع
بسمه تعالی
پاسخ بسیج دانشجویی دانشگاه علامه به نامه نوبخت/
شما هم مانند رییس جمهور معتقدید در توافق ژنو قدرتهای بزرگ تسلیم ایران شده اند؟/ در یک سال گذشته به جای صدای ترک خوردن تحریم ها، صدای ترک خوردن عزت کشور را شنیده ایم

 

گروه سیاسی- رجانیوز: محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت روز گذشته پاسخ نامه بسیج دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی درباره پیاده‌روی محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه با جان کری وزیر خارجه آمریکا را داد که امروز بسیج دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی جوابیه‌ای به نامه نوبخت داده که متن کامل آن به شرح ذیل است:

جناب آقای دکتر نوبخت

معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور

سلام علیکم؛

پاسخگو بودن شما به مطالبات جامعه دانشجویی اقدامی بی سابقه در دولت یازدهم بود و امیدواریم که این استثنا در آینده به یک رویه در دولت یازدهم و دیگر همکارانتان تبدیل شود و آنها نیز به جای آنکه تاکید کنند هر چقدر انتقاد کنید پاسخ نمی دهیم، اندکی هم برای پاسخ دادن به مطالبات و سوالات افکار عمومی وقت بگذارند.

جامعه دانشگاهی و ملت ایران جنابعالی را شخصی دلسوز برای انقلاب میشناسد و همانگونه که شخص شما در نامه‌تان نوشته اید بدون تردید در ضرورت دفاع از نظام و استیفای حقوق تضییع شده ملّت بزرگ و فهیم ایران توسط کشورهای استکباری، اشتراک‌نظر داریم اما به نظر میرسد مسیر اتخاذ شده توسط دولت یازدهم در سیاست خارجی، نهایتا در تعارض با هدف مورد نظر شما خواهد بود.

جناب آقای نوبخت!

شما در نامه خود نوشته اید «حداقل با استادان محترم دانشگاه محل تحصیل خود صحبت نمایید» ریس جمهور نیز در گذشته همانند شما در بررسی توافق ژنو ما را به اساتید دانشگاه ارجاع داده بودند. اما مگر لغو سخنرانی اساتید منتقد توافق ژنو در دانشگاه ها را میتوان فراموش کرد؟ و اساسا مگر در این یک سال وزارت علوم دولت اعتدال اجازه نقد و بررسی توافق ژنو در محیط های آکادمیک را داده است؟

از طرف دیگر بسیاری از اساتید متخصص در دیپلماسی و روابط بین الملل پیاده روی آقای ظریف و کری را برخلاف عرف دیپلماسی میدانند. چرا که اعتقاد دارند در شرایطی که فرانسه به کانون توهین به مقدسات مسلمانان تبدیل شده، سفر نا به جای وزیر خارجه ایران به این کشور و لبخند و پیاده روی ایشان با وزیر خارجه آمریکا در برابر دوربین های خبری نشان از بی تفاوتی ایران به اقدامات موهن غرب و همچنین علاقه ما برای رسیدن به  توافق با 1+5 به هر قیمت است  لذا امیدواریم با شنیدن سخنان این متخصصان ، شما نیز اندکی در مواضع تان تامل فرمایید.

سخنگوی محترم دولت!

آیا بهتر نبود به جای توجیه اقدام ننگین وزیر خارجه با مردم صادق می بودید و از ایشان عذرخواهی میکردید؟ آیا اگر یک نشریه فرانسوی کاریکاتور رییس جمهور و یا حتی شما را با تیراژ کمتر از ده هزار نسخه منتشر می کرد باز هم وزیر خارجه اجازه  سفر به آن کشور را پیدا می کرد و شما از این اقدام حمایت می نمودید؟

معاون محترم رییس جمهور!

باید اعلام داریم که بسیج دانشجویی همواره مدافع زحمات تیم مذاکره کننده هسته ای بوده است اما انتظار نداشته باشید که اشتباهات تیم هسته ای را نادیده بگیرد. بسیج دانشجویی ضمن حمایت از تیم هسته ای نسبت به این اقدام اعتراض دارد.

بسیج دانشجویی برخلاف مقامات محترم دولت یازدهم که شعار «واقع بینی» در سیاست خارجی را می دهند اما بدیهیات رفتار طرف مقابل را نمی بینند و انکار می کنند، اعتقادی ندارد که به گفته رییس جمهور در جمع مردم اهواز در سال گذشته، طبق توافق ژنو قدرتهای بزرگ جهان تسلیم ایران شده اند!

دانشجویان بسیجی با توجه به اقدامات خصمانه آمریکایی ها و افزایش تحریم ها و تحقیر های آنها در یک سال و نیم گذشته علیه مردم ایران، در عمل مشاهده می کنند که بعد از توافق ضعیف ژنو، تحریم ها افزایش یافته، قیمت نفت کاهش پیدا کرده، قیمت دلار در داخل کشور بالاتر رفته و نهایتا معاون سیاسی دفتر رییس جمهور نتوانست برای سفر به آمریکا یک ویزا دریافت کند!

لذا انتظار نداشته باشید در این مورد با رییس جمهور محترم هم نظر باشیم و در حال حاضر بیش از آنکه صدای «ترک خوردن ساختار تحریم ها» را بشنویم، صدای ترک خوردن عزت و اقتدار کشور به گوش مان می رسد و صادقانه از شما می خواهیم به این سوال پاسخ دهید که آیا شما نیز اعتقاد دارید در توافق ژنو قدرتهای بزرگ تسلیم ایران شده اند؟

در پایان لازم است تاکید کنیم چون ممکن است به دلیل مشغله زیاد و دلایل دیگر تنها در برخی از بیانات رهبر معظم انقلاب مداقه نمایید و فرمایشات ایشان را به طور جامع ملاحظه نکرده باشید، بخشهایی از آن را که این روزها مرور آن برای شما و دیگر مسئولان ضروری تر از هر زمان دیگری است را به پیوست تقدیم تان می کنیم.

و السلام علی من التبع الهدی

بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی

 

برخی از جملات رهبر انقلاب در یک سال و نیم گذشته برای یادآوری به سخنگوی محترم دولت:

 

* تصور برخی دولتمردان دولت قبلی و همچنین برخی دولتمردان دولت فعلی این است که اگر ما در قضیه هسته ای، با امریکا مذاکره کنیم، موضوع حل می شود. من هم به دلیل اصرار آنها بر مذاکره درخصوص موضوع هسته ای، گفتم مخالفتی ندارم اما همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم. 28 بهمن 92

* من همواره طرفدار ابتکار در سیاست خارجی و مذاکره بوده و هستم و توصیه همیشگی من به مسئولان این بوده که در سیاست خارجی و مبادلات بین المللی هرچه تلاش و ابتکار وجود دارد به کار بندند اما نباید نیازمندی های کشور و برخی مسایل همچون تحریم ها، به مذاکره گره زده شود.   21 اردیبهشت 93

* البته در زمینه ادامه مذاکرات هسته ای، منع نمی کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می شود اما این، یک تجربه ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با امریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است. رهبر انقلاب در تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با آمریکایی ها افزودند: این کار ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می دهند.  22مرداد 93


+ نوشته شـــده در شنبه 93/11/11ساعــت 9:18 صبح تــوسط عباس | نظر
پادشاه جدید عربستان جعبه سیاه ملک عبدالله را بازداشت کرد در ادام

بسمه تعالی

کاریکاتور / مرگ احتمالی ملک عبدالله و دوئل قدرت بین ولیعهدها!

 

(بسم الله الرحمن الرحیم)

پادشاه جدید عربستان جعبه سیاه ملک عبدالله را بازداشت کرد در ادامه تسویه حساب‌های «ملک سلمان»، «خالد تویجری» رئیس سابق دربار پادشاهی بازداشت و جنگ‌قدرت در آل سعود تشدید شد. گویا جنگ پنهان قدرت در خاندان پادشاهی عربستان تنها منتظر جرقه‌ای برای آشکار شدن بود. مرگ «ملک عبدالله» این جرقه را زد و درست از ساعات اولیه بعد‌از اعلام مرگ او تسویه حساب‌ها در دربار پادشاهی شروع شد. در همین راستا، «ملک سلمان» که به عنوان هفتمین پادشاه، قدرت را در این کشور به دست گرفته، «خالد بن عبدالعزیز تویجری» را از سمت ریاست دیوان پادشاهی برکنار و به جای وی «محمد بن سلمان» را منصوب کرد. همچنین، «متعب بن عبدالله» نیز از منصب ریاست «گارد پادشاهی» کنار گذاشته شد و به جای وی «حمد بن محمد العوهلی» به این مقام منصوب شد‎‎. در انتصاب‌های جدید «محمد بن نایف» وزیر کشور، جانشین ولیعهد و معاون دوم شورای وزیران عربستان انتخاب شده است. اما گویا اقدامات پادشاه جدید عربستان تنها در سطح برکناری نیست و برای قبضه کامل قدرت مدعیان احتمالی را نیز بازداشت کرده است. به گزارش خبرگزاری تسنیم، «مجتهد» فعال سیاسی عربستان که به دلیل افشاگری‌های دقیق خود از اخبار داخلی دربار آل‌سعود مشهور شده است با ارسال مطلبی بر روی صفحه‌ شخصی خود در پایگاه اجتماعی توییتر در خصوص آخرین وضعیت دربار پادشاهی پس از مرگ «ملک عبدالله» اعلام کرد: «خالد تویجری» رئیس سابق دربار پادشاهی عربستان پس از تلاش برای خروج از کشور در محل نامعلومی بازداشت شده است. به گفته «مجتهد»، «تویجری» خبر خروج خود از کشور را به او اعلام کرده بود اما به نظر می‌رسد در آخرین لحظات به عربستان بازگردانده شده است. از همان لحظات نخست سرنگونی «خالد تویجری» از دربار پادشاهی عربستان سعودی، سرنوشت این مرد در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. «تویجری» که مرد شماره یک کشور پادشاهی عربستان سعودی در زمان «ملک عبدالله» بود و در دربار پادشاهی این کشور حرف اول و آخر را می‌زد، بعد از کودتای نرمی که خاندان سدیری علیه اطرافیان پادشاه سابق انجام دادند، سرنوشتی نامعلوم یافته است. به گفته ناظران سعودی که گفته‌های آنها در پایگاه «مسائل مربوط به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس» درج شده است، هرگز کسی در عربستان سعودی انتظار برکناری «تویجری» از سمت‌های خود در کاخ پادشاهی عربستان را نداشت، چرا که این اقدام هرگز به این سادگی‌ها هم که قابل تصور باشد نبوده است. «تویجری» همواره در عربستان سعودی به عنوان مرد بسیار نیرومند عربستان و به خصوص مرد شماره یک دربار پادشاهی شناخته شده بود، حتی در ده سال گذشته که «ملک عبدالله» پادشاهی عربستان را در دست داشت وی القاب بسیاری در این مدت داشت که مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین آنها «مرد نیرومند» و «جعبه سیاه پادشاه عربستان» و القابی از این دست است. پیش از این نیز این فعال رسانه‌ای عربستان از عصبانیت شدید «متعب بن عبدالله» پس از برکناری از ریاست گارد ملی خبر داده بود. کارشناسان معتقدند اقدامات سریع «ملک سلمان» می‌تواند جنگ قدرت را در بین خاندان پادشاهی شدت بخشد. به ویژه که وی با انتصاب «محمد بن نایف» به سمت جانشین ولیعهد، نوادگان «عبدالعزیز» موسس پادشاهی سعودی را وارد قدرت کرد. این امر با توجه به کثرت نوادگان می‌تواند اختلافات زیادی را منجر شود.


+ نوشته شـــده در سه شنبه 93/11/7ساعــت 9:28 صبح تــوسط عباس | نظر
عربستان پس از ملک عبدالله (یادداشت روز) مرگ ملکعبدالله 91 ساله و

بسمعه تعالی

 

کاریکاتور/ جنگ قدرت در عربستان!
 

عربستان پس از ملک‌ عبدالله (یادداشت روز)

مرگ ملک‌‌عبدالله 91 ساله و انتخاب ملک سلمان 79 ساله به عنوان هفتمین پادشاه از فرزندان عبدالعزیز و نیز انتخاب مقرن 70 ساله به عنوان ولیعهد عربستان سؤالات زیادی را پدید آورده است. آیا آل‌سعود برای ادامه حکومت در سرزمین پهناور عربستان، راهی به جز عمل به وصیت بنیانگذار «عربستان سعودی» مبنی بر دست به دست شدن حکومت در میان فرزندان ذکور عبدالعزیز داشته‌اند؟ آیا پادشاهی که بنا به نوشته دیروز واشنگتن‌پست به انواعی از بیماری‌ها از جمله آلزایمر مبتلاست قادر است ولو برای چند صباحی اداره واقعی امور عربستان را در دست داشته باشد؟ درخصوص تحولات سیاسی عربستان توجه به نکات زیر اهمیت دارند:
1- براساس وصیت ملک عبدالعزیز که ابتدا 29 سال بر منطقه نجد و سپس 22 سال بر عربستان حکومت کرد، و «عربستان‌سعودی» را با کمک وهابی‌ها و قبیله بزرگ عتیبه به وجود آورده است، تا زمانی که فرزندان ذکور وی در قید حیات هستند، پادشاهی عربستان به نوه‌ها و دیگران نمی‌رسد. بر این اساس از سال 1325 که وی از قدرت کناره گرفته و در سال 1332 فوت کرده است، فرزندان او به ترتیب ملک سعود 16 سال، ملک فیصل 11 سال، ملک خالد 7 سال، ملک‌ فهد 23 سال و ملک عبدالله 10 سال بر سرزمین عربستان حکومت کرده‌اند علاوه بر این در طول این دوران فرزندان ذکور وی پست‌های حساس وزارتی و غیروزارتی و مناصب مهم سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی عربستان را در چنبره خود داشته‌اند. بعضی از محققین گفته‌اند 7000 نفر از آل‌سعود تمام پست‌های بزرگ و کوچک را در انحصار داشته و البته سهم فرزندان ذکور مستقیم ملک عبدالعزیز در پست‌های حساس بیش از  بقیه بوده است. با این وصف می‌توان گفت عربستان از حیث اداری یک کشور استثنایی به حساب می‌آید.
2- از منظر داخلی دوره حکومت در عربستان دارای ساختار شبه قبیله‌ای است. یکی از ویژگی‌های قبایل این است که یک سیستم اجتماعی منظم داشته و توسط یک نفر به عنوان رئیس قبیله مدیریت و شناخته می‌شود. در درون قبیله نوعی از قوانین که ریشه در دستورات و مصلحت‌اندیشی‌های شخصی رئیس قبیله دارد، جریان می‌یابد. از نظر قلمرو، قبیله‌ محدوده‌ای را  برای خود در نظر می‌گیرد و معمولا وارد قلمرو قبیله‌های دیگر نمی‌شود و اجازه ورود هیچ قبیله‌ای به قلمرو خویش را نیز نمی‌دهد. آل‌سعود جدای از اینکه خود برخاسته از شعبه «مصالیخ» از قبیله «عنزه» می‌باشد، به لحاظ رفتاری و رویکردی تا حدود بسیار زیادی به یک قبیله شباهت دارد. وصیت ملک عبدالعزیز عملا سیستم سیاسی عربستان را بر پایه‌ای بدوی قرار داده و آن را از محیط منطقه‌ای و بین‌المللی جدا کرده است. در عین حال ذکر این نکته لازم است که عبدالعزیز که از سال 1281 تا 1310 شمسی بر منطقه «نجد» که شامل سه استان امروزی ریاض، قصیم و وائل می‌شود و تنها منطقه حنبلی‌های عربستان به حساب می‌آید، حکومت می‌کرد، با کمک وهابی‌ها و سران قبیله بزرگ «عتیبه» که نفوذشان از منطقه بصره در عراق تا حجاز در غرب عربستان امتداد دارد، بر مناطق جنوبی و شرقی(شیعه‌نشین) غربی (شافعی و مالکی‌نشین) شمالی (حنفی‌نشین) سیطره پیدا کرد و کشوری به‌نام «عربستان سعودی» را پایه‌گذاری کرد. وی در عین حال پس از به قدرت رسیدن به قلع و قمع قبایل پرداخت و حتی رئیس قبیله عتیبه را در زندان به قتل رساند از این رو حکومت عربستان در عین قبیله‌ای عمل کردن، حقوق و حضور قبایل را نپذیرفت و دائما درصدد تضعیف آنان برآمد تا جایی که تحلیل‌گران برجسته‌ای در عربستان نظیر شروک الفاتح معتقدند قبایل و بازخیزی آنان در عربستان پایه اصلی تحول آینده را در اختیار خواهند گرفت.
3- به قدرت رسیدن اسمی سلمان بن عبدالعزیز در حالی صورت گرفت که وی در دوره سه ساله ولیعهدی به دلیل شدت بیماری کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد و اداره امور کشور را عمدتاً مثلث بندربن‌سلطان، مقرن بن‌عبدالعزیز و متعب‌بن‌عبدالله در دست داشته‌اند. در نتیجه باید گفت اعلام پادشاهی سلمان سرپوش گذاشتن بر شرایط درونی آل سعود است. سلمان تنها بعنوان یک نماد از فرزندان عبدالعزیز که گفته می‌شود به دلیل عدم دخالت در کار حکومت طی دهه‌های گذشته حساسیت برانگیز نبوده و از این رو از او بعنوان «شمع جمع» یاد می‌شود، خریدن فرصت برای چاره‌اندیشی درباره اوضاع عربستان است. یک خبر بیانگر آن است که یک هیئت آمریکایی طی سه ماه اخیر دائماً به ارزیابی وضعیت عربستان پرداخته و گزارش‌های نگران کننده‌ای را به واشنگتن ارسال کرده است این هیئت طی این مدت عربستان را ترک نگفته و در صدد بوده است تا مخالفت‌های داخلی شاهزادگان را مدیریت نماید. آمریکایی‌ها یک بار در دوره 5 ساله ولیعهدی سلطان بن‌عبدالعزیز پیش‌بینی کرده بودند که در صورت به قدرت رسیدن وی آل سعود به دلیل تندخویی سلطان دچار فروپاشی می‌شود و لذا وی در این اواخر منزوی بود کما اینکه فرزند او «بندر» متهم بود که درصدد کودتا علیه ملک‌عبدالله و بدست گرفتن پادشاهی برآمده است. در عین حال یک نقطه مبهم در این روند، برکناری «متعب» می‌باشد. متعب در سه سال آخر حکومت ملک عبدالله و بخصوص پس از کنار رفتن سلطان بن عبدالعزیز از قدرت زیادی برخوردار بود. وی در مقام وزیر گارد ملی پرونده‌های حساس خارجی نظیر پرونده عراق، پرونده سوریه، پرونده لبنان و پرونده مصر را در اختیار داشت و از طرف پادشاه به جلسات مهمی فرستاده می‌شد. متعب در همان روز مرگ پدر از کار برکنار شده و انتخاب فرزند سلمان بعنوان جانشین ولیعهد بیانگر آن است که وی از دور خارج شده است و این می‌تواند سرآغاز یک سلسله مباحث در درون آل سعود گردد. روند بیماری پادشاه عربستان و ناسازگاری مقرن با فرزندان ملک عبدالله می‌تواند شرایط جدیدی را در عربستان به وجود آورد به این نکته باید اضافه کرد که در درون وهابی‌ها هم فرقه‌هایی نظیر «سروری‌ها» وجود دارند که با اداره امور توسط مقرن مخالفند.
4- عربستان برای آمریکایی‌ها از حساسیت زیادی برخوردار است. سیطره بر عربستان طی 7 دهه گذشته یکی از پایه‌های اصلی قدرت و نفوذ آمریکا در جهان بوده است تا جایی که در سیستم سیاسی این کشور، عربستان، ایالت پنجاه و دوم آمریکا به حساب می‌آید. ریاض برای آمریکا یک قلک پرمنفعت اقتصادی، سیاسی، ژئوپلیتیک، مذهبی و امنیتی است و بخصوص از جنبه کنترل مخالفان آمریکا در جهان اسلام، عربستان طی دهه‌های گذشته نقش بی‌بدیلی را برای آمریکا و اروپا ایفاکرده است. از این رو واشنگتن به هر نوع تحول که سطح وابستگی عربستان به آمریکا را کاهش دهد حساسیت نشان می‌دهد. در عین حال آمریکا به آل سعود بعنوان واسطه‌هایی در حکومت می‌نگرد و اصالت حکومتی آنها را قبول ندارد. حدود 20 سال پیش هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا با صراحت گفته بود: «آل سعود صاحب عربستان نیستند بلکه انبارداران ما در این کشورند که در قبال کاری که برای ما انجام می‌دهند، حق انبارداری خود را می‌گیرند.»
اما در عین حال نباید اینگونه تصور شود که تحولات در عربستان کاملاً در کنترل آمریکایی‌ها قرار دارد چه اینکه چنین رابطه‌ای را آمریکا با رژیم پادشاهی ایران نیز داشت و از قضا اهمیت حفظ تاج و تخت محمدرضا شاه برای آمریکا از حفظ تاج و تخت پادشاه سعودی مهمتر هم بود. در عین حال فعل و انفعالات تا جایی که به فعل و انفعال در درون آل سعود برمی‌گردد، از دایره برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری آمریکایی‌ها خارج نیست کما اینکه در تعیین زمان اعلام مرگ پادشاه و روی کارآمدن فرد جدید و ولیعهد جدید و نوع تغییراتی که در کادر حکومتی شامل مقامات امنیتی و دربار پدید آمد، آمریکا نقش اساسی داشت. بنابراین آل سعود همانگونه که تاکنون در چارچوب یک برنامه فرا عربستانی به اداره امور داخلی سرگرم بوده است از این پس نیز در چارچوب برنامه‌ای با این مختصات فعالیت خواهد کرد و حتی می‌توان گفت بعید نیست با مرگ عبدالله که مقتدرترین پادشاه پس از دوران پادشاهی عبدالعزیز بوده و خلأ قدرتی که در درون آل سعود پدید آمده است، دامنه مداخلات آمریکا در اداره داخلی رژیم عربستان بیشتر ‌شود.
قرائن و شواهد نشان می‌دهد که آمریکا در عین مداخله در جزئیات امور عربستان سعودی و تعیین تکلیف برای پادشاه و شاهزادگان، از روند اوضاع مطمئن نیست. نشانه‌هایی از این موضوع را می‌توان در بروز فوری تناقض در مواضع رسمی و غیررسمی مقامات و مجامع مهم آمریکایی دید. در حالی که دولت آمریکا از روی کار آمدن سلمان بن عبد‌العزیز و مقرن بن عبدالعزیز ابراز اطمینان و خشنودی کرد، دیروز روزنامه واشنگتن‌پست نوشت که به دلیل ابتلای پادشاه جدید به انواعی از بیماری‌ها که آلزایمر هم در فهرست آن قرار دارد، یک گروه که ترکیبی از شاهزادگان و مشاوران خارجی است، اداره امور عربستان را در دست داشته و به ارزیابی شرایط و وقایع این کشور سرگرم می‌باشند.
5- مرگ پادشاه عربستان با تحولات عمده در یمن توام گردیده است. کشور یمن که نیمی از جمعیت آن را شیعیان زیدی تشکیل می‌دهد و بخش وسیعی از آن شامل دوسوم سرزمین آن توسط جنوبی‌های مخالف عربستان اداره می‌شود، نقش اساسی در موقعیت منطقه‌ای عربستان دارد. درست یک روز قبل از اعلام رسمی مرگ ملک عبدالله، رئیس‌جمهور وابسته به عربستان خود را ناگزیر به استعفا دید و جنبش پرقدرت انصارالله طرحی را به مجلس یمن ارائه کرد تا بر اساس آن یک شورای ریاست‌جمهوری اداره موقت یمن را به دست بگیرد. روند اوضاع نشان می‌دهد که مخالفان عربستان طی یک دوره 3 تا 4 ساله رژیم همگرا با ریاض را ساقط کرده‌اند. وقتی یمن از جرگه کشورهای تحت نفوذ عربستان خارج شود از موقعیت ژئوپلیتیکی عربستان بطور جدی کاسته می‌شود. چرا که پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نقش‌آفرینی عربستان در خلیج‌فارس و تنگه هرمز را به صفر نزدیک کرد و اینک پیروزی انصار‌الله و حِراک جنوبی بر رژیم وابسته به عربستان در یمن، نقش‌آفرینی عربستان در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را به طور جدی‌تر تحت تاثیر قرار می‌دهد. این در حالی است که بخش عمده‌ای از اهمیت عربستان برای غرب به جایگاه ژئوپلیتیکی و مذهبی آن برمی‌گردد پیروزی شیعیان اثنی‌عشری در مناطق شمالی و پیروزی شیعیان زیدی در مناطق جنوبی عربستان، شرایط آینده را به ضرر عربستان دگرگون کرده است.

+ نوشته شـــده در شنبه 93/11/4ساعــت 10:49 صبح تــوسط عباس | نظر