سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بسمه تعالی آدرس غلط بعد از غرق مصنوعی! (نکته) غرق مصنوعی -wa

.کاریکاتور | نه‌«ترامپ»؛آدرس غلط ندهیم


   غرق مصنوعی -waterboarding- یکی از ترفندهای رایج در عملیات روانی است. واژه غرق مصنوعی از نوعی شکنجه که در آمریکا و انگلیس رایج بوده و هنوز هم هست گرفته شده است. آمریکایی‌ها از غرق مصنوعی یا القای حس خفگی برای اعتراف گرفتن از چریک‌های «خمر سرخ» در کامبوج و اعتراف‌گیری از اسرای طالبان در بازداشتگاه مخوف گوانتانامو استفاده می‌کردند. با این توضیح که زندانی را برهنه کرده و روی یک تخت چوبی می‌بستند به گونه‌ای که سر زندانی پائین‌تر از پاها باشد و سپس پارچه‌ای روی صورتش می‌گذاشتند و با فاصله‌های کوتاه جریان تند آب را روی پارچه می‌ریختند. زندانی در این حالت احساس می‌کرد که در حال خفه شدن است و شماری از آنان برای نجات جان خود به خواسته شکنجه‌گران تن می‌دادند! آمریکایی‌ها از این ترفند به گونه‌ای دیگر و با همان هدف القای حس خفگی در عملیات روانی نیز استفاده می‌کنند. آمریکا در حوزه عملیات روانی علیه ایران اسلامی، همه تلاش خود را به کار می‌گیرد تا شرایط کشورمان را غیر‌قابل تحمل و مشکلات را صدها برابر از آنچه که هست سخت‌تر و شکننده‌تر جلوه بدهد به گونه‌ای که مردم احساس کنند به پایان راه رسیده‌اند! یعنی همان غرق مصنوعی و حس خفگی! انسانی که احساس می‌کند در حال غرق‌شدن است به هر وسیله‌ای که در آن احتمالی از نجات هست چنگ می‌زند (الغریق یتشبث بکل حشیش- شخص که در حال غرق‌شدن است ?{برای نجات خود} به هر خس
و خاشاکی چنگ می‌زند). ? ادامه مطلب...
+ نوشته شـــده در یکشنبه 99/5/12ساعــت 10:50 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی دیپلماتتر از دیپلماتها(یادداشت روز) صحبتهای مهم رهبر
صحبت‌های مهم رهبرانقلاب در عیدقربان

ریچارد نفیو که از وی به‌عنوان معمار تحریم‌های ایران نام می‌برند، در کتاب کوتاه اما خواندنی خود به نام «هنر تحریم‌ها؛ نگاهی از درون میدان» که در ماه‌های پایانی سال 1396 منتشر شده، صادقانه اعتراف می‌کند که تحریم با مبانی بشردوستانه و انسانی سازگاری ندارد، بخصوص وقتی مردم کشور تحریم شونده، هدف باشند. او تحریم را به هنرهای رزمی ‌تشبیه می‌کند و می‌گوید؛ «درست مانند یک ورزشکار ماهر در هنرهای رزمی‌ که باید نقاط ضربه زدن به حریف را دقیقاًً شناسایی کرده و امکان دفاع را از او بگیرد.»
مطالعه کتاب وی برای کسانی که با سیاست به‌طور عام
و سیاست خارجی ایران به‌طور خاص سروکار یا علاقه دارند،
نه تنها مفید بلکه واجب است. اگرچه کتاب محصول دشمن ایران است اما برای فهم چگونگی نگاه و تفکر آمریکایی‌ها درباره تحریم بسیار ضروری است، تا جایی که برخی در آمریکا این اثر را
یک کتاب آموزشی در این زمینه می‌دانند. جانمایه اصلی کتاب نفیو آن است که پیچیدگی و ظرافت ابزاری به نام تحریم را‌ ترسیم کند. ابزاری که ظاهری اقتصادی دارد اما در واقع شاخص‌ها و مسائل اقتصادی تنها گوشه‌ای از این میدان است. نفیو تحریم را به هنرهای رزمی ‌تشبیه می‌کند اما شاید شطرنج تشبیه مناسب‌تری باشد. یک رویارویی استراتژیک و پیچیده با استفاده از مهره‌ها و حرکت‌های مختلف و بی‌نهایت حالت ممکن. در این نبرد پیچیده تنها چند مهره ماهیت اقتصادی دارند و سرنوشت نهایی بازی فراتر از حرکت و سرنوشت این مهره‌هاست. مهره‌های اقتصادی در شطرنج تحریم، تنها جزئی از یک طراحی بزرگ‌تر و در خدمت آن هستند. ادامه مطلب...
+ نوشته شـــده در شنبه 99/5/11ساعــت 1:8 عصر تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی چه کسانی کرهایها را گستاخ کردند؟ (یادداشت روز) 1-
 
03 آذر 1398 - 10:04
کاریکاتور فشار دولت روی مردم
  1- بخش اعظمی ‌از بازار لوازم خانگی ایران با گردش مالی خیره‌کننده چند میلیارد دلاری سال‌ها به‌طور مفت و مجانی در اختیار دو شرکت سامسونگ و ال‌جی کره جنوبی قرار داشت. این شرکت‌ها به مدد حمایت‌های عجیب و غریب دولتی آن‌قدر در این بازار مشغول‌ ترکتازی شدند که به سادگی قوانین کشور ما را زیر پا می‌گذاشتند و یک ریال هم بابت این تخلفات نمی‌دادند. ماجرای تخلف 4700 میلیارد تومانی این دو شرکت در سال 95 هرگز از اذهان فعالان اقتصادی و دلسوزان رسانه‌ای فراموش نمی‌شود؛ در آن ماجرای تلخ، ال‌جی و سامسونگ برای فرار از پرداخت عوارض گمرکی که حقوق حقه ملت ایران محسوب می‌شد به راحتی قاعده 2- الف گمرک را دور زدند و انبوهی از کالاهایشان را وارد کشور کردند و وقتی هم که بر اساس حسابرسی گمرک به پرداخت جریمه 3000 میلیارد تومانی برای ال‌جی و 1700 میلیارد تومانی برای سامسونگ محکوم شدند با حمایت نعمت‌زاده وزیر وقت صنعت یک ریال از این جریمه را پرداخت نکردند!  
تأسف‌آور اینکه پس از این اقدام تأمل‌برانگیز، مدیرکل صنایع لوازم خانگی وقت وزارت صمت پا را فراتر از توجیه تخلف شرکت کره‌ای گذاشت و از اساس زیر تخلف
3000 میلیاردی زد و  به تعریف و تمجید از ال‌جی متخلف پرداخت و مدعی شد شرکت کره‌ای در حال افزایش عمق ساخت داخل است! وی حتی وقتی با این سؤال مواجه شد که این وعده‌ها را سال‌هاست شرکت کره‌ای داده ولی دریغ از یک جو عمل، گفت: انتقال تکنولوژی یک شبه امکان‌پذیر نیست!
جالب اینکه همین جناب مدیرکل این روزها در سمت دبیرکلی انجمن صنایع لوازم‌خانگی مشغول توجیه گرانی
60 درصدی لوازم خانگی است.
2- اوایل سال 97 و پس از اعمال تحریم‌های جدید آمریکا که در پی خروج ‌ترامپ از برجام صورت گرفت زمزمه‌ ترک بازار لوازم خانگی ایران از سوی دوقلوهای کره‌ای داغ شد و در نهایت هم این شرکت‌ها از ‌ترس ارباب آمریکایی‌شان در ظاهر بازار ما را رها کردند. البته همه واقعیت این نبود بلکه این دو شرکت با یک تیر دو نشان زدند یعنی هم با خروج ظاهری از بازار ایران از جریمه‌های آمریکا مصون ماندند و هم از پرداخت عوارض گمرکی اندکی که به ما بابت واردات رسمی ‌کالاهایشان می‌دادند فرار کردند. به عبارتی سامسونگ و ال‌جی باز هم به لطف حامیان داخلی‌شان سود سرشار بازار ایران را به جیب زدند فقط این‌بار از طریق قاچاق!
برای اثبات قاچاق بودن اجناس کره‌ای کافی است گلایه‌های آقای همتی رئیس کل بانک مرکزی که در آخرین روزهای فروردین‌ماه امسال ایراد شد را مرور کنیم. ایشان با بیان اینکه ستاد مبارزه با قاچاق باید دست به کار شود و از ورود کالاهای کره‌ای ممانعت به عمل آورد گفته بود: «مقامات کره پول‌های ما را نمی‌دهند به آنها گفتم اگر ندهید دیگر اجازه نمی‌دهم کالاهای سامسونگ و ال‌جی به ایران بیاید. دیدم حساسیتی نشان ندادند برایشان مهم نیست. کالایشان را از طریق دبی (امارات) می‌فروشند و از طریق لنج‌ها در کنگان و نظایر آن به داخل کشور می‌آید. معلوم است جواب ما را نمی‌دهند چون کالایشان را می‌فروشند».
نکته عجیب اینکه علی‌رغم این رفتار خصمانه دوقلوهای کره‌ای، هنوز نمایندگی‌های آنها در داخل کشور با تغییر ظاهری نام فعال است و ذی‌نفعان داخلی‌شان به توجیه عملکرد آنها می‌پردازند مثلا چندی پیش مدیرعامل شرکت سام‌سرویس با تأکید بر اینکه مجوز نمایندگی سامسونگ در ایران لغو نشده، گفت: ما همچنان نماینده سامسونگ هستیم! وی حتی به تطهیر سامسونگ در موضوع قاچاق پرداخت و مدعی شد مطمئناً قاچاقی که وجود داشته، از طرف شرکت‌ نبوده است!
3- در شرایطی که این روزها کشور با کمبود شدید منابع ارزی مواجه است دو بانک کره‌ای در یک دزدی آشکار حداقل 7 میلیارد دلار از پول‌های ملت ایران را به بهانه تحریم بلوکه کرده و سودش را هم می‌خورند.
در پی این اقدام خلاف توافق کره‌ای‌ها با کشورمان، آقای همتی رئیس‌کل بانک مرکزی بنا بر وظیفه ذاتی خویش در اظهارات متعددی از مقامات کره خواست به توافقات پایبند باشند و در در آخرین اظهارنظر خود هم تأکید کرد:
«اگر بانک‌های کره‌ای به توافقات بین‌المللی خود با ما پایبند نباشند، ما این حق را داریم که تحت قوانین بین‌المللی به اقدامات قانونی روی آوریم و ما مقامات کره‌جنوبی را در این فرآیند مسئول می‌دانیم.»
طبیعی است این اظهارات بایستی با همراهی سایر بخش‌های دولت خصوصاً وزارت خارجه همراه باشد و آنها تمام قامت از سخنان جناب همتی حمایت کنند تا شاید این اولتیماتوم جواب بدهد اما با کمال تعجب سفیر ایران در کره پس از اینکه با اعتراض تلفنی سخنگوی وزارت خارجه کره‌جنوبی بابت گفته‌های آقای همتی مواجه شد در یک جمله کوتاه تأکید کرد این [اظهارات] موضع رسمی ‌دولت ایران نیست!
  واقعاً اسم این نوع رفتار سفیر را چه باید بگذاریم؟ آیا این همان دیپلماسی اقتصادی آقایانی است که مدعی بودند ما زبان مذاکره با دنیا را بلدیم؟! آیا با این عملکرد واداده سفیر ما طرف مقابل گستاخ‌تر نمی‌شود؟ انتظار این بود وزارت خارجه سریعا موضع سفیر ایران در کره را تکذیب و او را از سفارت عزل می‌کرد. متأسفانه تاکنون این اتفاق رخ نداده و وزارت خارجه عملاً پشت رئیس‌کل بانک مرکزی را خالی کرده است.
آنچه مسلم است اینکه با این رفتار وزارت خارجه نه تنها نباید انتظار بازگشت ارزهای صادراتی را حداقل از کره‌جنوبی داشته باشیم بلکه چه‌بسا در سایر دعواهای مالی بین‌المللی هم طرف بازنده  خواهیم بود. محکومیت 2 میلیارد دلاری اخیر ایران در پرونده گاز ‌ترکمنستان و نیز محکومیت چندی پیش کشورمان در صادرات گاز رایگان به ‌ترکیه چه بسا ناشی از همان ضعف دیپلماسی اقتصادی ماست.
4- تجربه نشان داده چاره کار در این امور، عمل به نسخه انقلاب و رهبری است. به عبارتی در هر موضعی، مسئولان نظام انقلابی عمل کردند نتیجه‌اش را هم دیدند البته کسی منکر بکارگیری عقل و تدبیر نیست ولی یقیناً معنای تدبیر، وادادگی و تسلیم نیست.
بلوکه کردن دارایی‌های ملت ایران نوعی راهزنی بین‌المللی است و حداقل وزارت خارجه می‌بایست هرچه سریع‌تر نسبت به شکایت رسمی ‌از کره‌جنوبی و تشکیل پرونده در محاکم جهانی اقدام می‌کرد. علاوه ‌بر این سفیر کره‌جنوبی به‌عنوان نماینده دولت دزد کره جنوبی به‌خاطر همدستی با سارق بزرگ بین‌المللی باید به وزارت خارجه احضار و با تذکر کتبی اخراج و سطح روابط به سطح کاردار تنزل می‌یافت. پخش تبلیغ محصولات کره‌جنوبی تا اطلاع‌ ثانوی از صداوسیما و نیز از بیلبوردهای شهرها ممنوع و نماد‌های فعلی آن جمع‌آوری می‌شد. تا اطلاع ‌ثانوی خرید و واردات کالاهای کره‌ای از سوی مجلس محترم و انقلابی ممنوع و ‌ترخیص کالاهای وارداتی از کره نیز تا اطلاع ‌ثانوی متوقف و ممنوع می‌شد.
و بالاخره، بر مبنای آیه شریفه قرآن که می‌فرماید
«ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» پیروزی ملت مومن ایران بر دشمنانش قطعی است و دست ما در برابر آنان بسته نیست البته به شرطی که به داشته‌های خود و ظرفیت‌های داخلی و خارجی خویش باور و ایمان قلبی داشته باشیم.
کمال احمدی

+ نوشته شـــده در سه شنبه 99/5/7ساعــت 12:18 عصر تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی ?? دیپلماسی اقتدار ایرانی و ماموریت الکاظمی سفر الک
وحدت ایران و عراق در شبکه‌های اجتماعی تِرِند شد?? دیپلماسی
 اقتدار ایرانی و ماموریت الکاظمی
 سفر الکاظمی ، نمایش اقتدار و قدرت ایران به نخست‌وزیر عراق بود

??نخست‌وزیر عراق روز سه‌شنبه
 برای سفری دو روزه راهی ایران شد. او هر چند ابتدا دوست داشت برای بستن زبان مخالفان احتمالی و سیاسیون داخلی به عربستان برود، اما سعودی‌ها بازی درآوردند و با این عنوان که شاه مریض است و به بیمارستان رفته، مانع از حضورش در ریاض شدند. با این حال، الکاظمی به تهران آمد و مورد استقبال خوب میزبان ایرانی قرار گرفت. سفر الکاظمی به تهران، نمایش اقتدار و قدرت ایران به نخست‌وزیر عراق بود و اینکه او این نکته را به عینه ببیند که برخلاف تبلیغات امریکایی‌ها، ایران هم مقتدر است و هم توانمند! 

??الکاظمی در این سفر 
چند ماموریت مهم داشت، نخست در حوزه امنیتی بود، بعد در حوزه اقتصادی و نهایت هم در حوزه راهبردی. در حوزه امنیتی او بر آن بود تا ایران را راضی کند که مانع از حمله گروه‌های مقاومت به ارتش اشغالگر امریکا شود تا مذاکرات راهبردی میان بغداد و واشنگتن به نتیجه برسد. در واقع، الکاظمی در این حوزه به شدت تحت فشار قرار دارد. دیدار او با سردار قاآنی از همین منظر قابل تعریف است. در حوزه اقتصادی هم که تقریبا 70 درصد ماموریت او به ایران بود، الکاظمی حرف‌هایی را به صراحت زد که باعث تعجب بسیار شد.

??او گفت که عراق شرایط ایران
 را درک می‌کند، در این شرایط سخت ایران را تنها نخواهد گذاشت و عراق به بازار بزرگ کالاهای ایرانی تبدیل شده است! حتی قول داد به زودی بدهی‌ برق و گاز ایران را هم پرداخت کند. با این حال، این همه کوتاه آمدن یک نکته مهم داشت که آن را در مطلب اولی گفتم، درخواست برای تنفس دادن به دولت او به وسیله گروه‌های مقاومت متعددی که به جهت انتقام خون فرماندهان مقاومت ریخته شده است. او حتی در دیدار با رئیس‌جمهور ایران در مورد حاج قاسم و ابومهدی المهندس هم چیزی نگفت.

??در حوزه راهبردی او آمد
 تا به زعم خودش این قول را به طرف ایرانی بدهد که عراق نقطه‌ای برای حمله به خاک ایران تبدیل نخواهد شد! این حرف معانی عجیبی در زبان دیپلماسی دارد! ارتش عراق هیچ کنترلی بر آسمان این کشور ندارد، نتوانست جلوی حمله به مواضع نیروهای مسلح خودش را بگیرد، نمی‌تواند مانع از پرواز بدون اجازه هواگردهای امریکایی شود، چگونه می‌خواهد مانع از این شود که این کشور به مکانی برای حمله به ایران تبدیل نشود! الا اینکه الکاظمی از طرف امریکایی‌ها در این مورد طی گرفته باشد تا در تهران به باور خودش آن را خرج کند!

??در حوزه راهبردی سفر الکاظمی 
هیچ دستاوردی برایش نداشت، چرا که او به خوبی دید که ایران همچنان منتقم خون فرماندهان شهید خودش است، حتی تلاش شد تا رگ غیرت عربی الکاظمی را هم بجنبانند و او را هم در این مسیر یار و همراه کنند. در این حوزه الکاظمی به نظر نمی‌رسد توفیقی به دست آورده باشد. سخنان رهبر انقلاب در مورد عدم دخالت در روابط بغداد واشنگتن به این معنی نبود که ایران دست از پیگیری انتقام از جنایت امریکا برخواهد داشت.

??در واقع، مهمترین و اصلی‌ترین 
دلیل سفر الکاظمی به تهران پیش از سفر به واشنگتن این بود که تضمین لازم را از ایران بگیرد که امریکایی‌ها پیش از ترک برنامه‌ریزی شده این کشور مورد حمله قرار نگیرند و مردم منطقه به این نتیجه نرسند که این ایران بود که امریکایی‌ها از عراق اخراج کرد. این موضوع اهمیت بسیار زیادی برای کاخ سفید دارد. آنهایی که دستی بر آتش دارند می‌دانند که در مذاکرات راهبردی امریکا و عراق چه گذشته است و طرف امریکایی چه مواردی را مطرح کرده است.

??خط خبری که رسانه‌های وابسته
 به امریکا پیش از سفر الکاظمی به تهران در پیش گرفته بودند، حالا کاملا عوض شده است. تاکید ایرانی‌ها، به ویژه رهبر انقلاب بر اصل انتقام خون فرماندهان مقاومت که حتمی خواهد بود، آنها را شوکه کرده است. در حالی که خیلی‌ها فکر می‌کردند حمله به عین الاسد پایان ماجرا است، اما حالا که به صورت رسمی شنیده‌اند آغاز ماجرای انتقام است دستور گرفته‌اند این خط خبری را در پیش بگیرند که ایرانی‌ها بیش از آنکه در عمل تهدید کنند، در کلام و حرف مشغول تهدید هستند، یعنی اگر هم امریکا عراق را ترک کرد، تحت فشار ایران نبوده است.

??همانگونه که گفته شد، 
در تهران ایرانی‌ها دیپلماسی اقتدا را به صورت کامل اجرا کردند و یک صفحه شطرنج حرفه‌ای و کاملا هماهنگ را برای نخست‌وزیر عراق تدارک دیدند، او چند بار کیش شد و مات و حالا با دست خالی به واشنگتن می‌رود، در حالی که سایه انتقام ایران و گروه‌های مقاومت عراقی نه تنها بر سر مذاکرات راهبردی دو طرف است، بلکه او می‌تواند راوی خوبی برای امریکایی‌ها باشد که ایران مقتدر و توانمند در سایه تحریم‌ها گسترده‌ترین کمک‌های پزشکی را هم به عراق می‌کند.

+ نوشته شـــده در یکشنبه 99/5/5ساعــت 11:32 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی با آنکه در باور عمومی شهر «ووهان» چین به عنوان نقطه آ

 اقتدار ایرانی و ماموریت الکاظمی

 سفر الکاظمی ، نمایش اقتدار و قدرت ایران به نخست‌وزیر عراق بود

 

??نخست‌وزیر عراق روز سه‌شنبه

 برای سفری دو روزه راهی ایران شد. او هر چند ابتدا دوست داشت برای بستن زبان مخالفان احتمالی و سیاسیون داخلی به عربستان برود، اما سعودی‌ها بازی درآوردند و با این عنوان که شاه مریض است و به بیمارستان رفته، مانع از حضورش در ریاض شدند. با این حال، الکاظمی به تهران آمد و مورد استقبال خوب میزبان ایرانی قرار گرفت. سفر الکاظمی به تهران، نمایش اقتدار و قدرت ایران به نخست‌وزیر عراق بود و اینکه او این نکته را به عینه ببیند که برخلاف تبلیغات امریکایی‌ها، ایران هم مقتدر است و هم توانمند! 

 

??الکاظمی در این سفر 

چند ماموریت مهم داشت، نخست در حوزه امنیتی بود، بعد در حوزه اقتصادی و نهایت هم در حوزه راهبردی. در حوزه امنیتی او بر آن بود تا ایران را راضی کند که مانع از حمله گروه‌های مقاومت به ارتش اشغالگر امریکا شود تا مذاکرات راهبردی میان بغداد و واشنگتن به نتیجه برسد. در واقع، الکاظمی در این حوزه به شدت تحت فشار قرار دارد. دیدار او با سردار قاآنی از همین منظر قابل تعریف است. در حوزه اقتصادی هم که تقریبا 70 درصد ماموریت او به ایران بود، الکاظمی حرف‌هایی را به صراحت زد که باعث تعجب بسیار شد.

 

??او گفت که عراق شرایط ایران

 را درک می‌کند، در این شرایط سخت ایران را تنها نخواهد گذاشت و عراق به بازار بزرگ کالاهای ایرانی تبدیل شده است! حتی قول داد به زودی بدهی‌ برق و گاز ایران را هم پرداخت کند. با این حال، این همه کوتاه آمدن یک نکته مهم داشت که آن را در مطلب اولی گفتم، درخواست برای تنفس دادن به دولت او به وسیله گروه‌های مقاومت متعددی که به جهت انتقام خون فرماندهان مقاومت ریخته شده است. او حتی در دیدار با رئیس‌جمهور ایران در مورد حاج قاسم و ابومهدی المهندس هم چیزی نگفت.

 

??در حوزه راهبردی او آمد

 تا به زعم خودش این قول را به طرف ایرانی بدهد که عراق نقطه‌ای برای حمله به خاک ایران تبدیل نخواهد شد! این حرف معانی عجیبی در زبان دیپلماسی دارد! ارتش عراق هیچ کنترلی بر آسمان این کشور ندارد، نتوانست جلوی حمله به مواضع نیروهای مسلح خودش را بگیرد، نمی‌تواند مانع از پرواز بدون اجازه هواگردهای امریکایی شود، چگونه می‌خواهد مانع از این شود که این کشور به مکانی برای حمله به ایران تبدیل نشود! الا اینکه الکاظمی از طرف امریکایی‌ها در این مورد طی گرفته باشد تا در تهران به باور خودش آن را خرج کند!

 

??در حوزه راهبردی سفر الکاظمی 

هیچ دستاوردی برایش نداشت، چرا که او به خوبی دید که ایران همچنان منتقم خون فرماندهان شهید خودش است، حتی تلاش شد تا رگ غیرت عربی الکاظمی را هم بجنبانند و او را هم در این مسیر یار و همراه کنند. در این حوزه الکاظمی به نظر نمی‌رسد توفیقی به دست آورده باشد. سخنان رهبر انقلاب در مورد عدم دخالت در روابط بغداد واشنگتن به این معنی نبود که ایران دست از پیگیری انتقام از جنایت امریکا برخواهد داشت.

 

??در واقع، مهمترین و اصلی‌ترین 

دلیل سفر الکاظمی به تهران پیش از سفر به واشنگتن این بود که تضمین لازم را از ایران بگیرد که امریکایی‌ها پیش از ترک برنامه‌ریزی شده این کشور مورد حمله قرار نگیرند و مردم منطقه به این نتیجه نرسند که این ایران بود که امریکایی‌ها از عراق اخراج کرد. این موضوع اهمیت بسیار زیادی برای کاخ سفید دارد. آنهایی که دستی بر آتش دارند می‌دانند که در مذاکرات راهبردی امریکا و عراق چه گذشته است و طرف امریکایی چه مواردی را مطرح کرده است.

 

??خط خبری که رسانه‌های وابسته

 به امریکا پیش از سفر الکاظمی به تهران در پیش گرفته بودند، حالا کاملا عوض شده است. تاکید ایرانی‌ها، به ویژه رهبر انقلاب بر اصل انتقام خون فرماندهان مقاومت که حتمی خواهد بود، آنها را شوکه کرده است. در حالی که خیلی‌ها فکر می‌کردند حمله به عین الاسد پایان ماجرا است، اما حالا که به صورت رسمی شنیده‌اند آغاز ماجرای انتقام است دستور گرفته‌اند این خط خبری را در پیش بگیرند که ایرانی‌ها بیش از آنکه در عمل تهدید کنند، در کلام و حرف مشغول تهدید هستند، یعنی اگر هم امریکا عراق را ترک کرد، تحت فشار ایران نبوده است.

 

??همانگونه که گفته شد، 

در تهران ایرانی‌ها دیپلماسی اقتدا را به صورت کامل اجرا کردند و یک صفحه شطرنج حرفه‌ای و کاملا هماهنگ را برای نخست‌وزیر عراق تدارک دیدند، او چند بار کیش شد و مات و حالا با دست خالی به واشنگتن می‌رود، در حالی که سایه انتقام ایران و گروه‌های مقاومت عراقی نه تنها بر سر مذاکرات راهبردی دو طرف است، بلکه او می‌تواند راوی خوبی برای امریکایی‌ها باشد که ایران مقتدر و توانمند در سایه تحریم‌ها گسترده‌ترین کمک‌های پزشکی را هم به عراق می‌کند.


+ نوشته شـــده در یکشنبه 99/5/5ساعــت 11:27 صبح تــوسط عباس | نظر
بسمه تعالی حقیقت انکار ناپذیری که خیلی از ما انسان ها گرفتارش هس
  
  حسابرسی در قیامت

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمان الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر الاالذین امنوا وعمل الصالحات وتواصوابالحق وتواصوابالصبر

احقیقت انکار ناپذیری که خیلی از ما انسان ها گرفتارش هستیم

 

مردی شب هنگام قبل از طلوع خورشید در ساحل دریا نشسته بود کیسه ای پر از سنگ را یافت، دستش را برد و سنگی از کیسه بیرون آورد و به داخل دریا پرتاب کرد، از صدای سنگ وقتی که به آب برخورد می کند خوشش آمد پس دوباره این کار را  کرد و همچنان ادامه داد زیرا صدای سنگ که به دریا میخورد برایش خوشایند بود؛ل

ا

کم کم نور خورشید به تابش گرفت و کیسه ای که در کنارش بود نمایان شد در حالیکه فقط یک سنگ در آن باقی مانده بود؛ 

ل

آن مرد صیاد نگاهی به این سنگ کرد دید که تیکه ای از جواهرات است و فهمید که تمام آن چیزهایی که به دریا انداخته همه جواهرات بودند نه سنگ ! 

 

سپس با حالتی پشیمانی این حرف را زمزمه میکرد :

"چقدر من دیوانه ام، جواهرات را در دریا می انداختم که فقط از صدای آن لذت ببرم !!

به خدا سوگند اگر ارزش آن سنگها را میدانستم به همین سادگی آنها را از دست نمیدادم..."

 

همه ی ما آن مرد هستیم :

 

کیسه ی جواهرات، عُمر ماست که ساعات پی در پی آن را بدون فایده می گذرانیم.

 

صدای آب،کالاهای موقت دنیا و شهوتهای آن است.

 

تاریکیِ شب، همان غفلت ماست.

 

طلوع آفتاب،آشکار شدن حق و حقیقت است که در هنگام مرگ نمایان می شود به گونه ای که راه برگشتی وجود ندارد.

 

پس از همین الآن آگاه و هوشیار باش اوقات و جواهراتِ عُمرت را بیهوده ضایع نکن زیراکه زمانی پشیمان خواهی شد که پشیمانی سودی نخواهد داشت.


+ نوشته شـــده در یکشنبه 99/5/5ساعــت 11:20 صبح تــوسط عباس | نظر