بسمه تعالی
حجت الاسلام والمسلمین میرباقری در شب هفتم محرم هیئت ثارالله + صوت
متن زیر چکیده ای تفصیلی از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری، در هفتمین شب عزاداری حسینی در دهه اول محرم الحرام 1393 است که به تاریخ 9 آبان ماه در مدرسه فیضه قم برگزار شده است. وی در این جلسه ضمن تفسیر «حجب ظلمانی» به «محیط ولایت اولیای باطل»، به بررسی «سه اقدام اساسی» و «سه لایه از حجاب تاریک و فتنه خیز اولیای کفر» پرداخت. «تغییر محور حب و بغض ها از مدار معصوم »، «بدل سازی در عرض پرچمداران جبهه نبی اکرم» و «نسخه نویسی در برابر نسخه شفا بخش اهل بیت علیهم السلام» سه اقدامی بود که حجت الاسلام و المسلمین میرباقری آن ها را در مقیاس اجتماعی و تاریخی توضیح داد.
طی مسیر توحید مراحلی دارد که یک مرحله از آن عبور از حجب ظلمانی است و پس از آن ورود به وادی نور و عبور از حجب نورانی تا رسیدن به سرچشمه نور است. اگر حجاب ها رفع نشود انسان به اندازه محجوبیتش از خدای متعال دور خواهد بود. البته خدای متعال هیچ حجابی ندارد و در عین این که در عالی ترین مراتب است، به همه موجودات نزدیک است. «هو معکم اینما کنتم»(حدید/4)؛ اما انسان ها در پوششند و به همان اندازه که از اسماء و صفات «جمال و جلال» الهی در حجابند از خدای متعال محجوبند.
تفسیر حجب ظلمانی به محیط ولایت «فردی»، «اجتماعی»، و «تاریخی» اولیای کفر
یک معنای حجب ظلمانی، محیط «استکبار، معصیت و طغیان» است. اگر در مورد حجب «فرد» بخواهیم صحبت کنیم ممکن است این حجب، قلب یا اعضاء و جوارح فرد را فرا بگیرند. حجب ظلمانی از یک «گناه و معصیت» تا «یک صفت رذیله» و «بالاتر از آن»، همه از فروع اولیای طاغوت و مستکبرینی اند که بر نبی اکرم طغیان کرده اند. انسانِ محجوب به حجب ظلمانی، محجوب به حجب اولیای طاغوت است. این حجاب ها گاهی یک فعل ر ا محجوب می کند و گاهی تا باطن انسان پیش می رود و سرشت را ظلمانی می کند. قدم گذاردن به بیرون از این حجب نیازمند همت و تلاش است. اما گاهی این حجب، حجاب یک جامعه قرار می گیرد و گاهی حجاب بر یک تاریخ می شودکه بخش عمده ای از جوامع بشری را می پوشاند.
در قرآن از این دستگاه ظلمانی تعبیر به «لیل» شده است «و اللیل اذا یغشی» (لیل/1)، «واللیل اذا یسر» (فجر/4). شبی که هر چند در حال رفتن است ولی ظلمت آن فرا گیر است. در سوره مبارکه نور از این حجب این گونه یاد شده است «ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یراها ...» (نور/40) ظلمات مترکم و فراگیر، همراه با فتنه های متلاطم و خطرناک.
عبور از این فتنه ها بسیار دشوار و خطرناک است و با عقل و محاسبات فردی و یا جمعی نمی توان از آن عبور کرد. تها راه عبور از این تاریکی ها این است که خدای متعال از طریق اولیای الهی از انسان دستگیری نماید.
حجاب تجدد، یکی از سنگین ترین حجاب های اجتماعی معاصر
یکی از سنگین ترین این حجاب ها بر جامعه بشری، حجاب تجدد است از فلسفه های آن گرفته تا عقلانیت «راهبردی و کاربردی»، تکنولوژی های تولید شده در این تمدن و مجموعه فضایی که جریان تجدد ایجاد کرده است. پرچمداران این تمدن از متفکرین و سیاستمداران تا اقتصاد دانان آن که از فراعنه و قارون های تاریخند، همه از اولیای کفرند که حجاب بزرگی بر جامعه بشری انداخته اند.
یکی از اموری که انسان را زمین گیر می کند و او را نگه می دارد همین است که انسان گمان کند خیری در این دستگاه ظلمانی است در حالی که هیچ خیری در آن نیست. «عدونا اصل کل شر و من فروعهم کل قبیح و فاحشه» آحاد افرادی که در این تمدن زندگی می کنند و یا ارائه یک تقسیم جغرافیایی برای تقسیم اقوام، مقصود نیست. بلکه سخن از تمدنی است که بر «گریز از خدا» و «عقلانیت مادی» بنا شده است. این جریان که البته بسیار پیچیده است توانسته اخلاق، تفکر، رفتار و سبک زندگی ایجاد کند؛ دستگاههای فلسفی پیچیده ای را طراحی کند و انقلاب علمی و صنعتی وسیعی را رقم بزند ولی همه این تمدن با همه آن پیچیدگی هایش امتداد جریان بنی امیه و همان امپراطوری اموی است که در اروپا و آخرین مدل آن در آمریکا بازسازی شده و در همه عالم منتشر گردیده است.
آن چه جای تأسف دارد «وابستگی به این تمدن» است و این که انسان گمان کند در این دستگاه خیری برای مؤمنین و بشریت وجود دارد و با این تصور غلط تلاش کند تا از این خیر، عقب نماند. این دلبستگی خیلی خطرناک است. البته در دوره «گذار و اضطرار» که کلمه غیب الهی در حجاب است همه ما به نسبتی گرفتار حجاب های اولیای طاغوت هستیم. اما این نگاه، خیلی متفاوت است با این که انسان تلاش کند تا عقلانیت و ادبیاتی را که آن ها به عنوان «علم و آگاهی» و «توسعه و پیشرفت» در جهان حاکم کرده اند و برای تحقیر و توهین به ملت ها، آن را منتشر نموده اند، به رسمیت بشناسد. این کار بسیار خطرناک است.
شکل گیری یک د ستگاه عظیم تحقیر و توهین به دین مبتنی بر تجدد
در سوره همزه خدای متعال «سرزنش کننده ها و تحقیر کننده ها» را به شدت عتاب می کند و به عقوبت های بسیار سنگینی تهدید می نماید. در سه آیه اول این سوره «ویل لکل همزه لمزه، الذی جمع مالا و عدده، یحسب ان ماله اخلده» خدای متعال ریشه این تحقیر و توهین را در امکانات و اموالی می داند که همّازین و لمّازین جمع کرده اند و گمان کرده اند با این امکانات به خلود می رسند فلذا از آن برای خود تکیه گاهی ساخته اند که با تکیه بر آن دیگران را تحقیر می کنند.
شیطان با «همز و لمز» و «نفخ و نفث» همان گونه که خون در مجاری ما جاری است در ما می دمد. این «همز و لمز» ها، کوچکترین توهین ها و تحقیر ها را در بر می گیرد و شامل کسانی که یک دستگاه عظیم تحقیر و توهین به دین ایجاد کرده اند نیز می شود. همه «همز و لمز» های جزئی (مثل این که کسی به خاطر امکاناتی که دارد دیگری را تحقیر می کند) از فروع این «همز و لمز» بزرگند. البته گناه حتی اگر صغیره هم باشد بد است ولی جهنمی که سوره «همزه» آن را به تصویر می کشد، عذابی است که از قلب طلوع می کند و همه جان را در بر می گیرد. «کلا لینبذن فی الحطمه و ما ادراک ما الحطمه نار الله الموقده التی تطلع علی الافئده». این تصویر، جهنمِ همان «همز و لمز» بزرگ است. اصل این عذاب (به تعبیر قرآن) برای آن «شجره خبیثه» ای است که بنای این سرکشی را گذاشته است که البته شعاع این جهنم، کسانی را که در کبائر با اولیای طاغوت همراهی می کنند در بر می گیرد و یا سایه ای از این عذاب، ممکن است به مؤمنین نیز برسد.
«تغییر حب و بغض ها»، «بدل سازی از ولیّ حق» و «ادعای نسخه شفا بخش در برابر نسخه دین»، سه اقدام شیطان در مقابل نبی اکرم
روایتی از نبی مکرم اسلام نقل شده است که ایشان همزات، نفخات و نفثات شیطان را این گونه توضیح می دهند: «أَتَدْرُونَ مَا هِیَ أَمَّا هَمَزَاتُهُ فَمَا یُلْقِیهِ فِی قُلُوبِکُمْ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ کَیْفَ نُبْغِضُکُمْ بَعْدَ مَا عَرَفْنَا مَحَلَّکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ مَنْزِلَتَکُمْ قَالَ أَنْ تُبْغِضُوا أَوْلِیَاءَنَا وَ تُحِبُّوا أَعْدَاءَنَا قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا نَفَخَاتُهُمْ قَالَ هِیَ مَا یَنْفُخُونَ بِهِ عِنْدَ الْغَضَبِ فِی الْإِنْسَانِ الَّذِی یَحْمِلُونَهُ عَلَى هَلَاکِهِ فِی دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ وَ قَدْ یَنْفُخُونَ فِی غَیْرِ حَالِ الْغَضَبِ بِمَا یُهْلِکُونَ بِهِ أَ تَدْرُونَ مَا أَشَدُّ مَا یَنْفُخُونَ وَ هُوَ مَا یَنْفُخُونَ بِأَنْ یُوهِمُوا أَنَّ أَحَداً مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ فَاضِلٌ عَلَیْنَا أَوْ عِدْلٌ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ أَمَّا نَفَثَاتُهُ فَإِنَّهُ یُرِی أَحَدَکُمْ أَنَّ شَیْئاً بَعْدَ الْقُرْآنِ أَشْفَى لَهُ مِنْ ذِکْرِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیْنَا.»
بر این اساس، همزات بغضی است که شیطان ایجاد می کند. حضرت می فرمایند شیطان بغض دوستان ما و دوستی دشمنان ما را در دل شما می کارد و صف شما را از صف دوستان اهل بیت، به صف دشمنان می برد. ابتدا صف را جدا می کند و بعد از آن بدل سازی می کند. یعنی کار را به جایی می رساند که حضرت امیر عله السلام را در عرض طلحه و زبیر و دیگران، در یک شورای شش نفره می گذارند. این از نفخات شیطان است. در قدم بعد نسخها های جایگزین می نویسند و در عرض امام راه درست می کنند که این، از همان نفثات اوست. «تغییر مسیر امامت» و «ادعای نسخه شفابخش در عرض نسخه امام»، نفخ و نفث تاریخی شیطان است که یک تاریخ را به دنبال خود برده است. یعنی در یک نگاه کلانِ تاریخی، شیطان در مقابل جبهه نبی مکرم اسلام، سه اقدام اساسی انجام داده است اولا با تغییر حب و بغض ها و تحت تأثیر قرار دادن قلوب، در مقابل صف نبی اکرم، صف ایجاد کرده است و دیگران را نسبت به مکتب تشیع بد بین می کند. در مقیاس اجتماعی نیز پرچمداران دنیای غرب با اسلام هراسی، نفرت و بغض نسبت به دین را در دنیا ایجاد می کنند. یک بدل مصنوعی از اسلام در جهان ساخته اند تا هر کس با دیدن آن، از اسلام مشمئز شود. این همان نفخ شیطان است. حال برخی چه خیری در این دستگاه دیده اند که دو دستی به آن چسبیده اند و آن را رها نمی کنند؟چه شیطنت و قبحی با لا تر از این وابستگی تصویر می شود؟ موضوع سخنف آحاد مردمی که در غرب زندگی می کنند نیستند. این طراحی های پیچیده نسبت به اسلام را چه کسی انجام می دهد، سیاستمداران یا عوام؟ کمپانی های بزرگ یا فقرا؟
البته حجاب ظلمانی یک حجاب بی اراده نیست. کسی مسلمانان را مجبور نکرده بود تا دروازه های فرهنگی خود را به روی غرب باز کنند و همه دارایی های خود را ارزان بدهند. کسی دانشمندان و سیاستمداران ما را مجبور نکرده تادر مقابل این تمدن خضوع کنند
شفاعت و دستگیری معصوم تنها راه «خروج از حجب ظلمانی» و «سیر در حجب نور» تا «نیل به مقام لقاء»
حجب ظلمانی خیلی تیره تر از آن چیزی است که در غرب ظهور پیدا کرده است. این تمدن، تنها یک پرده از این حجب ظلمانی است. حوادث تاریخی بزرگی در تاریخ اتفاق افتاده و حجاب های سنگینی ایجاد شده است که عبور از آن نیاز به چراغ پرفروغی مثل سید الشهدا دارد. فلذا یکی از فروغ های عاشورا تبری، لعن و حرب با دشمنان خدا است. «لعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقَامِکُمْ وَ أَزَالَتْکُمْ عَنْ مَرَاتِبِکُمُ الَّتِی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فِیهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِینَ لَهُمْ بِالتَّمْکِینِ مِنْ قِتَالِکُمْ» و یا «بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ أَشْیَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ» و «یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة» یکی دیگر از پرتو های عاشورا، بصیرتی است که در شناخت صف تاریخی دشمنان ایجاد می کند که در گذشته به آن پرداخته شده است.
اصل این حجب ظلمانی، محیط ولایت اولیای طاغوت است که محیط حرص و حسد و کینه است و عبور از آن نیازمند کشتی نجات سید الشهدا است. اگر انسان از این حجب عبور کرد سیر در وادی نور آغاز می شود. در قرآن کریم در آیه 35 سوره نور، مراتب تنزل این انوار و مراتب سیر ما با این نور توضیح داده شده است که در جلسات بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
سید الشهدا نردبان سلوک همه مومنان تاریخ از شبکه تو در تو و پیچیده حجاب های ظلمانی است. اولین حلقه این دستگیری و شفاعت نیز اصحاب و اهل بیت اباعبد الله در عاشورا بودند که حضرت دست آن ها را گرفت و به سرچشمه نور رساند تا آن جا که حضرت می فرمایند «انت امام فی الجنه»
خروج از حجب ظلمانی و همسفر اولیای الهی شدن برای عبور از حجاب های نورانی در دنیا، برزخ و قیامت و نیل به مقام رضوان و به عبارت دیگر ورود به وادی نور و سیر در مقامات ولایت معصوم از سیر در سبل صراط تا رسیدن به مرکز پرگار این نور و مشاهده وجه الله، تنها با شفاعت خود معصوم ممکن است.
بسمه تعالی
با عنایت به نزیدکی شدن به ایام محرم و زیارت اربعین همه عزیزان می توانند جهت اخذ ویزای سفر به عراق با همراه داشتن اصل پاسپورت ، دو قطعه عکس 4*3 و مبلغ 50 دلار و 20 هزار تومن به آقای سید خلیل موسی زاد 09179728660 مراجعه نمایند.
امام باقر(ع) فرمودند: کسى که با شوق به زیارت آن حضرت رود خداوند متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برایش می نویسد، و اجر و ثواب هزار شهید از شهدای بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده که در راه خدا آزاد شده باشند برایش منظور می شود و پیوسته در طول ایام سال از هر آفتى که کمترین آن شیطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته کریمى را بر او موکّل کرده که از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زیر قدم نگهدارش باشد. و اگر در اثناء سال فوت کرد فرشتگان رحمت الهى بر سرش حاضر شده و او را غسل داده و کفن نموده و برایش استغفار و طلب آمرزش کرده و تا قبرش مشایعتش نموده و به مقدار دید چشم در قبرش وسعت و گشایش ایجاد کرده و از فشار قبر و از ترسانده شدن توسط دو فرشته منکر و نکیر در امانش قرار داده و از قبرش دری به بهشت می گشایند و کتابش را به دست راستش می دهند و در روز قیامت نورى به وى اعطاء می شود که بین مغرب و مشرق از نور روشن می گردد و منادى ندا می کند: «این کسى است که از روى شوق حسین(ع) را زیارت کرده» در این هنگام، احدى در روز قیامت نمی ماند مگر آنکه تمنّا و آرزو می کند که کاش از زوّار حسین(ع) می بود.
قال رسول الله(ص): وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ فَإِنَّهُ لَمَکْتُوبٌ عَنْ یَمِینِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِینَةُ نَجَاةٍ - کمال الدین شیخ صدوق،ج1، ص
رئیسجمهور در جریان سفر یک روزه به زنجان گفته بود «اگر اشکال و گناهی بوده به تفرقه دامن نزنیم و از آن بگذریم، چرا که ما تابع همان حسینی(ع) هستیم که توبه حر را هم قبول کرد. من در جامعه کسی را نمیشناسم که گناهی بالاتر از گناه حر و عظیمالشأنی را در تاریخ بعد از پیامبر(ص) و امامعلی(ع) جز اباعبداللهالحسین(ع) نمیشناسم که در برابر سری که حر در برابرش خم کرد، گذشت کرده و او را در آغوش کشید»!
وبسایت خیبر آنلاین در واکنش به این قضاوت نوشت: حر از ابتدا در دستگاه مخالف بود اما سران فتنه همگی خود را در خط امام و نظام معرفی میکردند. ادب و حیا از ویژگیهای بارز جناب حر بود اما در مقابل بیحیاییها و بیادبیهای سران فتنه 88 را به یاد آورید که چگونه با اعلام فراخوانهای غیرقانونی، بهاییها، سلطنتطلبان، همجنسبازان، منافقین و برخی اغفالشدگان را به خیابانهای تهران کشیدند و حرمت روزه ماه رمضان را در روز قدس شکستند و روزهخواری علنی کردند، مسجدی را به آتش کشاندند، به عکس ذریه پاک و تکرارناشدنی حضرت زهرا(س) امامخمینی(ره) بیاحترامی کردند و با سوت و کف، به هتک حرمت عزای سالار شهیدان در روز عاشورا پرداختند. آیا میان حیا و ادب «جناب حر» با گستاخیهای سران فتنه 88 وجهاشتراکی میتوان یافت؟
نویسنده خاطرنشان میکند، سران فتنه 88 اگرچه به دروغ، تجمعات غیرقانونی خود را مسالمتآمیز نامیده بودند اما حتی برای یکبار از اغتشاشات و آتشافروزیهای ناشی از دعوتهای خود، اعلام برائت نکردند تا نشان دهند که به قصد جنگ و نزاع خونین وارد معرکهای شدهاند که دیگر مهار آن از دستشان خارج شده بود. اگر جناب حر پس از خطابه امامحسین(ع) اشک از چشمانش جاری شد و با ندامت برای توبه آمد، در مقابل فریاد بلند «این عمار» امام خامنهای، سران فتنه 88 و راس سران فتنه و اصحاب فتنه و حتی ساکتین فتنه، چه پاسخی دادند؟
خیبرآنلاین با تاکید بر اینکه حر قاتل نبود اما سران فتنه باعث قربانی شدن دهها نفر شدند مینویسد: جناب حر پس از اظهار علنی و آشکار پشیمانی از اقدامات گذشته و منفک شدن از سپاه دشمن و پیوستن به لشکریان حق، به سرعت از امام(ع) رخصت جنگ گرفت و به نبرد با کسانی پرداخت که تا ساعتی قبل، همرزمشان بود و در این توبه عملی، به خون نشست و در نهایت، سیدالشهداء(ع) را بر بالین خود دید تا اطمینان یابد که عاقبت بخیر شده است. در حالی که سران فتنه نه تنها به صورت زبانی و ظاهری نیز حاضر به پذیرش خیانت خود نیستند، بلکه عملکرد نزدیکان نسبی و سببی آنها، مشاوران سابقشان و حتی همفکران سیاسی این جماعت نشان میدهد که آنان، مترصد فرصتی هستند تا با تکرار جنایتهای قبلی، بازهم در نقش مامور دشمنان انقلاب اسلامی به ایفای نقش بپردازند.
بسمه تعالی کاروان پیاده حضرت ربنب سلام الله علیها برای کربلا درایام اربعین ثبت نام میکند(هزینه زیارت کربلا در اربعین 250,000 تومان) الإمام العسکری -علیه السلام-: (علامات المؤمن خمس: صلاة إحدى وخمسین، وزیارة الأربعین، والتختّم بالیمین، وتعفیر الجبین، والجهر بـ?بسم الله الرَّحمن الرَّحیم?) علامت های مومن (شیعه ) پنج چیز است : خواندن پنجاه ویک رکعت نماز در شبانه روز وریارت اربعین در کربلا انگشتر به دست راست کردن وپیشانی را در سجده بر خاک نهادن وبلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز
|
|||||||||||
آغاز ثبت نام از2 مهر
|
|||||||||||
اللهم صل علی محمد و آل محمد
به اطلاع میرساند کاروان حضرت زینب سلام الله علیها به فضل الهی و با عنایات حضرت حجت (عجل الله فرجه) مانند سال گذشته اقدام به ثبت نام برای پیاده روی کربلا در ایام اربعین حسینی می نماید. لذا از تمامی علاقه مندان خواهر و برادر در خواست داریم پس از مطالعه دقیق شرایط اقدام به ثبت نام نمایند.
همچنین درخواست می شود جهت شراکت در ثواب زیارت به دیگر دوستان وعلاقه مندان اطلاع رسانی نمایید.
شرایط و ضوابط سفر: 2)طبق برنامه، مسیر نجف تا کربلا که در حدود 90 کیلومتر میباشد طی مدت 4 روز پیاده طی میشود. لذا اگرکسی نمیتواند پیاده روی کند میتواند یک روز مانده به اربعین با ماشین ازنجف به کربلا بیاید. تذکر: به دلیل اوضاع کنونی کشور عراق، احتمال لغو سفر و یا تغییر هزینه سفر و تغییر وسیله نقلیه از اتوبوس به هواپیما وجود دارد که لازم است ثبت نام کنندگان این مسائل را در نظر داشته باشند. تصمیم گیری در مورد این مسائل در آینده انجام خواهد گرفت. 7)یرادران و خواهرانی که مایل هستند در کاروان حضرت زینب سلام الله علیها سازماندهی وبه کربلا اعزام شوند، جهت ثبت نام از تاریخ 2 مهر اسم، تحصیلات، سن و شماره تلفن خود را در قسمت اعلام نظر ثبت نمایند. تاامکان سازماندهی واطلاع رسانی اطلاعات جدید به آنها فراهم گردد. 8)به جهت شلوغی و صفهای طویل اخذ ویزا نزدیک اربعین ،لازم است زائرین در همین ماه مهر در تهران با همراه داشتن پاسپورت و2 قطعه عکس رنگی 3*4 و 141000 تومان به ادرس میدان ولی عصر؛ ضلع جنوب شرقی، مسجد ولیعصر مراجعه و ویزای انفرادی خود را دریافت کنند.
8)
|
ماجرا از این قرار است که فرجیدانا نهم آبان 92 توانست با 159 رأی موافق، 70 رأی مخالف و 32 رأی ممتنع وزیر شود. عملکرد فرجیدانا که به عنوان گماشته افراطیون فتنهگر عمل میکردموجب شد این بار در جلسه استیضاح، تعداد موافقان وی به 110 نفر کاهش یابد، مخالفان وی با 75 رأی افزایش به 145 نفر برسد و آرای ممتنع (مردد) نیز به 15 نفر کاهش یابد.
اما اگر فرجیدانا هنوز 110 رأی موافق در مجلس داشت نوع رفتار تخریبی آقای روحانی و مشاور وی- آشنا- با مجلس در کنار فقدان صلاحیت مدیریتی و سیاسی از سوی نیلی احمدآبادی موجب شد رأی گزینه جایگزین فرجیدانا از 110 رأی به 79 رأی (31 نفر) کاهش یابد و تعداد مخالفان نیز با 15 نفر افزایش به 160 نفر برسد و آرای ممتنع نیز به 7 نفر تنزل کند که همگی حاکی از روشنتر شدن تکلیف نمایندگان است. در حقیقت رفتار بد، توآم با اهانت و تهمت علیه مجلس باعث آن گردید که دولت 80 نماینده موافق را به فاصله یک سال (از آبان 92 تا آبان 93) تبدیل به مخالف کند و مخالفان را نیز از 70 رأی یک سال پیش به 160 نفر (110 نفر افزایش) برساند! ضمن این که اصرار بر ایجاد دو قطبی مصنوعی رهروان- پایداری به ضد خود تبدیل و باعث انسجام نمایندگان دو طیف اصولگرای مجلس شده بود؛ دو طیفی که فتنه 88 را خط قرمز غیر قابل اغماض میدانند.
اگر روحانی طی چند هفته اخیر با کم لطفی و بیانی خلاف واقع- توأم با بیانصافی- مجلس را بیهیچ سندی متهم به آلودگی در فساد بورسیه کرده و برکناری فرجیدانا را به این دروغ ساخته افراطیون نسبت داده بود، اظهارات وی در زنجان مبنی بر القای ایجاد ناامنی در جامعه به واسطه طرح امر به معروف و نهی از منکر! که مقارن با جنجال رسانههای ضد انقلاب بود، دومین بیانصافی در حق مجلس بود؛ همان که علی مطهری از نمایندگان حامی دولت تخطئه میکند و میگوید «رئیس جمهور نباید در سخنان خود به مجلس گوشه و کنایه بزند چرا که در مجلس تأثیر میگذارد.»
در عین حال ظاهراً همه کاسه کوزهها بر سر حسامالدین آشنا مشاور و دستیار روحانی شکست که روز قبل از جلسه رأی اعتماد، نمایندگان را متهم به باجخواهی و قرار داشتن زیر بار سلطه اقلیت مطلق جبهه پایداری توصیف کرده بود! شاید نیلی احمدآبادی نسبت به روحانی و روحانی نسبت به آشنا حق داشته باشند این مصرع را زمزمه کنند «که با من هر چه کرد آن آشنا کرد»!
جالب اینکه دیروز حتی روزنامههای اصلاحطلب نیز پیشبینی میکردند نیلی احمدآبادی نتواند اعتماد نمایندگان را جلب کند. اعتماد دیروز در این باره نوشت: «صف مخالفان نیلی طولانی بود و حتی طولانیتر از صف مخالفان میلی.
رهروانیها دیروز برای گزینه پیشنهادی دولت ساز مخالف زدند، حتی آنها که حامی دولت محسوب میشوند و سه ماه پیش موافق استیضاح فرجی دانا نبودند. این فضا اگر تا آخر جلسه امروز مجلس تغییر نکند، رئیس جمهوری باید به فکر گزینه بعدیاش برای وزارت علوم باشد. هیچ کس برای جلسه رأی اعتماد امروز از همان لحظهای که بعد از قرائتنامه معرفی محمود نیلی به عنوان وزیر پیشنهادی علوم، نمایندگان در صحن علنی با «دو، دو» گفتن نشان دادند که مخالف پیشنهاد حسن روحانی هستند. نمایندگان از دولتیها دلخور بودند، هم منتقدان دولت و هم حامیانش».
اعتماد میافزاید: «3 ماه پیش نتیجه «شکاف» فراکسیون اکثریت، برکناری وزیر علوم شد، جایی که فراکسیون اکثریت نتوانست به تصمیم واحدی برای استیضاح فرجی دانا برسد. امروز دوباره بعد از سه ماه آنها دور هم جمع میشوند تا یک بار دیگر درباره آینده وزارت علوم تصمیم بگیرند؛ تصمیمی که احتمالاً برعکس سه ماه پیش «واحد» خواهد بود. شکاف رهروانیها حالا مقداری ترمیم شده است؛ این بار یکصداتر از قبل مخالف گزینه پیشنهادی دولت هستند.»
البته دیروز ساعتی قبل از نشست مجلس احمد معتمدی (از وزیران دولت اصلاحات) در مصاحبه با تسنیم گفته بود «انشاءالله که امروز آقای نیلی وزیر میشود اما اگر این طور نشود به این پیشنهاد فکر خواهم کرد». همچنین پس از معلوم شدن سرنوشت نیلی، برخی نمایندگان حامی دولت نام محمد علی نجفی را دوباره پیش کشیدند؛ حال آن که نجفی نتوانست برای وزارت آموزش و پرورش از مجلس رأی اعتماد بگیرد و اگر رأی آورده بود پیش از نیلی معرفی میشد. او به خاطر ناراحتی قلبی از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استعفا کرد، سپس دبیر شورای هماهنگی اقتصادی دولت شد و پس از برکناری فرجی دانا به سرپرستی وزارت علوم گماشته شد.
نمایندگان مجلس معتقدند فراتر از بازی اسمها، وزارت علوم مسئول اصلی پیشرفت کشور است و چنین فضایی را چنان که افراطیون در گذشته نشان دادند نمیتوان تبدیل به اتاق جنگ و آشوب علیه نظام و ترمز پیشرفت علمی کشور کرد. با این وصف تدبیر عاقلانه دولت، همفکری و استخراج از مجلس و احترام به خط قرمزهای نظام درباره فتنهگران است.
بسمه تعالی
خواص زیارت امام حسین علیه السلام
به نقل از خصائص الحسینیه علامه شیخ جعفر شوشتری
زائر حسین علیه السلام ، چون قبر او را زیارت کند، حسین علیه السلام به او نظر افکند و بر او دعا کند، سپس از جد و پدرش تقاضا نماید که براى او طلب مغفرت کنند، آنگاه ملائکه براى او دعا مى کنند و بعد تمام پیامبران و رسولان براى او دعا مى نمایند و در پى آن براى او ثواب مجموع عبادت ها نوشته مى شود و بعد ملائکه با او مصافحه مى نمایند و سپس بر چهره او مهرى از نور عرش مى زنند که بر آن این جمله نقش بسته است : «این زائر قبر فرزند خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله سیدالشهداء علیه السلام است.»
روایت شده است که آن حضرت فرمود: هر کس مرا زیارت کند، بعد از مرگش به دیدار او مى آیم ؛ و ممکن است دیدار آن حضرت در همان ابتداى موت باشد یا هنگامى که در قبر گذاشته مى شود و یا در شب وحشت باشد.
اگر زائر در راه زیارت از دنیا برود، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ملائکه او را تشییع مى کنند و براى او حنوط و لباسى از بهشت مى آورند و بر او نماز مى خوانند و بر روى کفنش ، کفن مى پوشانند و زیر پایش ریحان فرش مى کنند و براى او درى از بهشت به قبرش مى گشایند و روح و ریحان آن بر او وارد مى شود تا قیامت برپا گردد.
در حدیثى از امام صادق علیه السلام روایت شده است که چون زائر در راه او کشته شود، به واسطه اول قطره خون او، تمام خطاهایش آمرزیده مى شود و طینت او که ملائکه از آن خلق شده اند، غسل داده مى شود تا اینکه خالص شود.
در نزدیک به چهل حدیث از احادیث صحیح معتبر آمده است که خداوند تمام گناهان زائر حسین علیه السلام را مى آمرزد. در احادیث دیگرى آمده است که شخص به مانند روزى مى شود که از مادر متولد شده است و در بعضى از روایت ها آمده است که از گناهان پاک مى شود، همان طور که لباس کثیف در آب پاک مى شود. از شگفتى ها این است که در روایتى آمده است همه اینها در همان قدم اول واقع مى شود و بعد در هر گامى که بر مى دارد، مورد تقدیس و تکریم قرار مى گیرد تا به مرتبه اى مى رسد که خداوند او را مخاطب قرار داده و مى فرماید: بنده من از من درخواست کن تا به تو عطا کنم .
زائر به واسطه این کار به اجر و ثوابى نایل مى شود که امکان وقوعش در غیر این صورت محال است ، و آن عبارت است از به جا آوردن حج با رسول خدا صلى الله علیه و آله . و این مطلب در روایت هاى متعددى آمده است که لطیف ترین آنها روایتى است از موسى بن قاسم خضرى ؛ او نقل کرده است که امام صادق علیه السلام در اوایل ولایت پدر بزرگوارشان امام باقر علیه السلام تشریف آوردند و در نجف منزل گزیدند و فرمودند: اى موسى ! بر سر جاده بزرگ برو و آنجا بایست و مواظب باش ، مردى از ناحیه قادسیه به سوى تو خواهد آمد، چون به تو نزدیک شد، به او بگو در اینجا یکى از فرزندان پیامبر خدا صلى الله علیه و آله حضور دارد و تو را مى طلبد، او با تو خواهد آمد.
رفتم و در راه ایستادم ، هوا بسیار گرم بود، آن قدر ایستادم که نزدیک بود از دستور سرپیچى کنم و باز گردم . ناگهان متوجه شدم که مردى سوار بر شترى ، دارد مى آید. او را زیر نظر گرفتم تا به من نزدیک شد، آنگاه به او گفتم:
اى شخص ! در اینجا یکى از فرزندان پیامبر خدا صلى الله علیه و آله تشریف دارند و تو را به حضور مى طلبند، ایشان شما را به من معرفى کرده است . گفت:
به نزد ایشان برویم . آمدیم تا اینکه شترش را در ناحیه نزدیک به خیمه خواباند. آن عرب بادیه نشین به پیش ایشان دعوت شد و وارد گردید. من هم نزدیک رفتم و به در خیمه رسیدم ، سخن آنها را مى شنیدم ، اما آنها را نمى دیدم.
امام صادق علیه السلام از او پرسید: از کجا آمده اى ؟ گفت : از نقطه دورى از یمن . امام فرمود: از فلان منطقه هستى ؟ جواب داد بله از همان جا هستم . امام پرسید: فقط براى زیارت آمده اى و هیچ مقصود دیگرى نداشتى ؟ گفت : هیچ مقصودى نداشتم جز اینکه در کنار قبرش نماز بخوانم و او را زیارت کنم و بر او سلام و درود بفرستم و نزد خانواده ام بازگردم . امام صادق علیه السلام به او فرمود: در زیارت او چه چیزى را ملاحظه مى کنى ؟ گفت:
برکت در جان ، خانواده ، فرزند، اموال ، معاش و برآورده شدن حوایجمان را ملاحظه مى کنم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
اى برادر یمنى!
دوست دارى فضلى از فضلش را بر تو بیفزایم ؟ گفت : بر من بیفزا اى فرزند رسول خدا! امام فرمود: زیارت ابا عبدالله علیه السلام معادل حج مقبولى است که در رکاب پیامبر خدا به جا آورده شده باشد. آن مرد از این سخن تعجب کرد.
امام فرمود: به خدا سوگند، بله ، معادل دو حج مبرور و مقبول با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم است . آن مرد شگفت زده شد. امام همچنان به تعداد افزود تا به سى حج رسید و فرمود: برابر با سى حج مبرور مقبول در رکاب پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است.
زائر به واسطه زیارت حسین علیه السلام به ثوابى مى رسد که فى نفسه وقوع آن غیرممکن است و آن این است که حج تو، همان حج پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم باشد.( این موضوع در روایتى از عایشه وارد شده است )
خداوند سوگند یاد کرده است که هر کس او را زیارت کند، ناامیدش نگرداند. این مطلب در روایتى از ابن محبوب از ابو جعفر، امام باقر علیه السلام آمده است که فرمود: حسین علیه السلام صاحب کربلا، مظلومانه ، لب تشنه و با غم و غصه به شهادت رسید، و خداوند عزوجل به نفس خود سوگند یاد کرده است که هر انسان غمزده ، گناهکار، تشنه لب و بیمارى که به سوى حسین علیه السلام بیاید و در کنار قبر او دعا کند و به واسطه حسین بن على علیهما السلام به خداوند عزوجل تقرب جوید، غم و اندوه او را برطرف سازد، خواسته اش را برآورده کند، گناهانش را بیامرزد، به طول عمرش بیفزاید و به رزق و رویش گسترش دهد.
از دیگر شگفتى هاى فضائل آن حضرت این است که تمام فضیلت هاى این کار براى مردم بیان نشده است . در روایت صحیح وارد شده است که اگر مردم مى دانستند زیارت حسین چه فضائلى دارد، از شوق دیدار ایشان جان مى دادند. و در روایت دیگرى است که اگر مردم به فضیلت این کار آگاه بودند از دورترین نقاط چهار دست و پا مى آمدند. (ترجمه خصائص الحسینیه و المزایا المظلوم خواص زیارت حضرت ، باب اول- 119 )
تکذیب آمارهای بالای اسیدپاشی د
محافل فتنهگر، مدعیان دروغین حقوقبشر و حامیان خارجی آنها معمولاً هنگامی که عناصر ضدانقلاب به هنگام ارتکاب جرم یا با انواعی از اسناد مجرمیت بازداشت میشوند، اصل را بر برائت میگذارند اما اکنون همین محافل بدون کوچکترین سندی ضمن نسبت دادن عامل- یا عاملان- اسیدپاشی به «آمران به معروف و نهی از منکر»، به شخصیت و حجاب قربانیان جنایت انجام گرفته اخیر توهین میکنند. آنها ضمناً با همین دستاویز خودساخته به قانون حمایت از عفاف و حجاب و «حمایت از آمران به معروف و نهی از منکر» حمله میکنند حال آن که شهروندان متعددی صرفاً به جرم حمایت از نوامیس مردم در برابر اراذل و اوباش، مورد حملات جنایتکارانه قدارهبندها قرار گرفته و بعضاً جان خود را از دست داده یا دچار مصدومیتهای شدید شدهاند.
دم خروس هنگامی بیرون میافتد که همزمان با تجمع چند تن از عناصر ضد انقلاب در مقابل مجلس و تحرکات برخی عناصر نفوذی در تجمع شماری از مردم اصفهان، نماینده آمریکا در سازمان ملل وارد صحنه میشود! در تجمعات اخیر شعارهایی از این دست شنیده شد:«اسیدپاشی جنایت، قانونگذار حمایت»!، «طرح صیانت از حجاب و عفاف، تبعیض آشکار علیه زنان»!، «طرح حمایت از آمران به معروف را از دستور مجلس خارج کنید»، «ننگ ماست ننگ ما، مجلس شورای ما»!، «اجازه ندهیم جنایت علیه زنان با اسم دین و اسلام قانونی شود»؟! «بسیجی، داعشی مرگ به تو مرگ به تو»! «مرگ بر افراطیون دینی» و...
پس از چند روز فضاسازی رسانهای و سیاسی، سامانتا پاور نماینده آمریکا در سازمان ملل آفتابی شد و در صفحه توئیتر نوشت: «آمریکا حملات غیرانسانی علیه زنان در ایران را که گفته میشود به دلیل نداشتن حجاب بوده محکوم میکند. ما از دولت ایران میخواهیم عاملان این امر را محاکمه کند. تظاهرات هزاران نفری نمایش چشمگیری از همبستگی با زنان ایران است.»
همزمان رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا مدعی شد گفتمان اسلامی اسیدپاش تربیت میکند و سحام نیوز از قول فائزه هاشمی ادعا کرد تاکنون نشانهها [!؟] دال بر این است که اسیدپاشی یک مسئله عمومی است و نه شخصی و انتقامجویانه. اگر قرار باشد مانند سایر اتفاقات، کسانی که جرم را مرتکب شدهاند پشتشان به جایی گرم باشد و مجازات نشوند، این قضیه خطرناک خواهد بود.
درهم پوشانی با نشریات و رسانههای زنجیرهای داخلی نیویورک تایمز و نوول ابزرواتور در سیاه نمایی علیه ایران استقبال کرده و مدعی شدند اسیدپاشی علیه افراد بدحجاب و همسو با طرح حمایت از آمران به معروف بوده است.
همچنین در حالی که سایت کلمه مدعی بود برخی مسئولان(!؟) تحریک به اسیدپاشی کردهاند، شورای هماهنگی سبز (گروهک چند نفره مقیم پاریس) پس از سالها، آفتابی شده و مدعی شد اسیدپاشی از خشونتگرایی دینی برمیخیزد.
اما خبرگزاری ایرنا در تحلیلی مستند به واقعیت مینویسد: پردازش رسانهای به موارد حملات اسیدی در اصفهان که دو مورد آن کاملاً شخصی و جزیی بوده و دو مورد دیگر به علت نامعلوم بودن انگیزه و ناشناس بودن مهاجم یا مهاجمان، همچنان در حال بررسی است، در نوع خود شدیدترین و بدترین پردازش را داشت و این در حالیست که احتمال دارد علت این دو مورد نیز مسائل شخصی باشد زیرا مشخص شده که افراد مورد تهاجم بیحجاب یا بدحجاب نبودهاند. در واقع در سایه جریانسازی شبکههای اجتماعی و غوغاسالاری کمسابقه، این حادثه به یک بمب خبری با آثار تخریبی نامحدود تبدیل شد.
یادآور میشود براساس مبانی اولیه جرمشناسی، منتفعان از یک جنایت جزو مظنونان و متهمان اصلی شمرده میشوند و اکنون باید پرسید اگر فراتر از مسائل شخصی، انگیزههای سازمان یافته برای جنایت اسیدپاشی در اصفهان قائل شویم، باید پرسید چه کسانی از این جنایت سود میبرند؟!
بسمه تعالی
بسمه تعالی
الا ... اى محرم!
تو آن خشم خونین خلق خدایى که از حنجر سرخ و پاک شهیدان برون زد تو بغض گلوى تمام ستمدیدگانى که در کربلا - نیمروزى به یکباره ترکید تو خون دل و دیده روزگارى که با خنجر کینه توز ستم، بر زمین ریخت تو خون خدایى که با خاک آمیخت تو شبرنگ سرخى، که در سالهاى سیاهى درخشید الا ... اى محرم!
تو خشم گره خورده سالیانى، تو آتشفشانى تو بر ظلم دشمن گواهى تو بر شور ایمان پاکان نشانى تو هفتاد آیه، تو هفتاد سوره، تو هفتاد رمز حیاتى تو پیغام فریاد سرخ زمانى تو، موجى ز دریاى عصیان و خشمى که افتان و خیزان رسیده استبر ساحل روزگاران الا .. . اى محرم!
تو فجرى، تو نصرى تویى «لیله القدر» مردم تو رعدى ، تو برقى تو طوفان طفى تویى غرش تندر کوهساران!
الا ... اى محرم! تو یاد آور عشق و خون و حماسه تو دانشگه بى نظیر جهاد و شهادت تویى مظهر «ثار» و «ایثار» یاران الا ... اى محرم!
به هنگام و هنگامه هجرى کاروان شهیدان تو آن راهبان روانبخش و مهماننوازى که در پاى رهپوى آزادگان لاله ارغوان میفشانى
الا ... اى محرم! به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بیداد، قامت کشیدند و در صفحه سرخ تاریخ، زیباترین نقش جاوید را آفریدند تو آن آشناى کهن یاد و دشمنستیزى که همواره در یادشانى
الا ... اى محرم! تو آن کیمیاى دگرگونه سازى که مرگ حیات آفرین را - به نام «شهادت» به اکسیر عشقى که در التهاب سر انگشتسحرآفرینت نهفته است.
چو شهدى مصفا و شیرین به کام پذیرندگان میچشانى!
پتجرهای به حرم//
برای دسترسی به اندازه اصلی بر روی عکس کلیک نمایید
برای دسترسی به اندازه اصلی بر روی عکس کلیک نمایید
شعر//
تا تو دردم میدهی آن را دوا حس میکنم
عافیت را در میان هر بلا حس میکنم
بهترین اوقات عمرم در میان روضههاست
خویش را در خانهی خیرالنسا حس میکنم
بهتر از ماه مبارک در محرم تائبم
حال استغفار را در روضهها حس میکنم
این زمان با آن مکان تأثیرشان عین هم است
در محرم خویش را در کربلا حس میکنم
سینهچاک سینهی عریان یار زینبم
میزنم بر سینه چون این درد را حس میکنم
بین توحید و تجلی نسبت عینیت است
پس خودم را پیش تو پیش خدا حس میکنم
تو همان روضه شدی و من همان گریه شدم
تو مرا حس میکنی و من تو را حس میکنم
قیمت پایین پایت مثل بالای سر است
عرش بالا را همین پایین پا حس میکنم
در کلام رهبر انقلاب//
ماجرای "مسلم بن عقیل" و " هانى بن عروه" و خواصی که اشتباه کردند
وقتى به اسامى کسانى که از کوفه براى امام حسین علیهالسّلام نامه نوشتند و او را دعوت کردند، نگاه مىکنید، مىبینید همه جزو طبقهى خواص و از زبدگان و برجستگان جامعهاند. تعداد نامهها زیاد است. صدها صفحه نامه و شاید چندین خورجین یا بستهى بزرگ نامه، از کوفه براى امام حسین علیهالسّلام فرستاده شد. همهى نامهها را بزرگان و اعیان و شخصیّتهاى برجسته و نام و نشاندار و همان خواص نوشتند. منتها مضمون و لحن نامهها را که نگاه کنید، معلوم مىشود از این خواصِ طرفدارِ حق، کدامها جزو دستهاى هستند که حاضرند دینشان را قربانى دنیایشان کنند و کدامها کسانى هستند که حاضرند دنیایشان را قربانى دینشان کنند. از تفکیکِ نامهها هم مىشود فهمید که عدّهى کسانى که حاضرند دینشان را قربانى دنیا کنند، بیشتر است. نتیجه در کوفه آن مىشود که مسلم بن عقیل به شهادت مىرسد و از همان کوفهاى که هجده هزار شهروندش با مسلم بیعت کردند، بیست، سى هزار نفر یا بیشتر، براى جنگ با امام حسین علیهالسّلام به کربلا مىروند! یعنى حرکت خواص، به دنبال خود، حرکت عوام را مىآورد.
نمىدانم عظمت این حقیقت که براى همیشه گریبان انسانهاى هوشمند را مىگیرد، درست براى ما روشن مىشود یا نه؟ ماجراى کوفه را لابد شنیدهاید. به امام حسین علیهالسّلام نامه نوشتند و آن حضرت در نخستین گام، مسلمبن عقیل را به کوفه اعزام کرد. با خود اندیشید: “مسلم را به آنجا مىفرستم. اگر خبر داد که اوضاع مساعد است، خود نیز راهى کوفه مىشوم.” مسلم بن عقیل به محض ورود به کوفه، به منزل بزرگان شیعه وارد شد و نامهى حضرت را خواند. گروه گروه، مردم آمدند و همه، اظهار ارادت کردند. فرماندار کوفه، “نعمانبنبشیر” نام داشت که فردى ضعیف و ملایم بود. گفت: “تا کسى با من سرِ جنگ نداشته باشد، جنگ نمىکنم.” لذا با مسلم مقابله نکرد. مردم که جوّ را آرام و میدان را باز مىدیدند، بیش از پیش با حضرت بیعت کردند. دو، سه تن از خواصِ جبههى باطل - طرفداران بنىامیّه - به یزید نامه نوشتند که “اگر مىخواهى کوفه را داشته باشى، فرد شایستهاى را براى حکومت بفرست؛ چون نعمان بن بشیر نمىتواند در مقابل مسلمبن عقیل مقاومت کند.” یزید هم عبیداللَّه بن زیاد، فرماندار بصره را حکم داد که علاوه بر بصره - به قول امروز، “با حفظ سمت” - کوفه را نیز تحت حکومت خود درآور. عبیداللَّه بن زیاد از بصره تا کوفه یکسره تاخت. (در قضیهى آمدن او به کوفه هم نقش خواص معلوم مىشود، که اگر دیدم مجالى هست، بخشى از آن را برایتان نقل خواهم کرد.) او هنگامى به دروازهى کوفه رسید که شب بود. مردم معمولى کوفه - از همان عوامى که قادر به تحلیل نبودند - تا دیدند فردى با اسب و تجهیزات و نقاب بر چهره وارد شهر شد، تصوّر کردند امام حسین علیهالسّلام است. جلو دویدند و فریاد “السّلام علیک یا بن رسولاللَّه” در فضا طنین افکند!
ویژگى فرد عامى، چنین است. آدمى که اهل تحلیل نیست، منتظر تحقیق نمىشود. دیدند فردى با اسب و تجهیزات وارد شد. بى آنکه یک کلمه حرف با او زده باشند، تصوّر غلط کردند. تا یکى گفت “او امام حسین علیهالسّلام است” همه فریاد “امام حسین، امام حسین” برآوردند! به او سلام کردند و مقدمش را گرامى داشتند؛ بى آنکه صبر کنند تا حقیقت آشکار شود. عبیداللَّه هم اعتنایى به آنها نکرد و خود را به دارالاماره رساند و از همان جا طرح مبارزه با مسلم بن عقیل را به اجرا گذاشت. اساس کار او عبارت از این بود که طرفداران مسلم بن عقیل را با اشدّ فشار مورد تهدید و شکنجه قرار دهد. بدین جهت، “هانى بن عروه” را با غدر و حیله به دارالاماره کشاند و به ضرب و شتم او پرداخت. وقتى گروهى از مردم در اعتراض به رفتار او دارالاماره را محاصره کردند، با توسّل به دروغ و نیرنگ، آنها را متفرق کرد.
در این مقطع هم، نقش خواصِ به اصطلاح طرفدارِ حق که حق را شناختند و تشخیص دادند، اما دنیایشان را بر آن مرجّح دانستند، آشکار مىشود. از طرف دیگر، حضرت مسلم با جمعیت زیادى به حرکت درآمد. در تاریخ “ابن اثیر” آمده است که گویى سى هزار نفر اطراف مسلم گرد آمده بودند. از این عدّه فقط چهار هزار نفر دوْرادوْر محلّ اقامت او ایستاده بودند و شمشیر به دست، به نفع مسلم بن عقیل شعار مىدادند.
این وقایع، مربوط به روز نهم ذىالحجّه است. کارى که ابن زیاد کرد این بود که عدّهاى از خواص را وارد دستههاى مردم کرد تا آنها را بترسانند. خواص هم در بین مردم مىگشتند و مىگفتند “با چه کسى سر جنگ دارید؟! چرا مىجنگید؟! اگر مىخواهید در امان باشید، به خانههایتان برگردید. اینها بنىامیّهاند. پول و شمشیر و تازیانه دارند.” چنان مردم را ترساندند و از گرد مسلم پراکندند که آن حضرت به وقت نماز عشا هیچ کس را همراه نداشت؛ هیچکس!
آن گاه ابن زیاد به مسجد کوفه رفت و اعلان عمومى کرد که “همه باید به مسجد بیایند و نماز عشایشان را به امامت من بخوانند!”
تاریخ مىنویسد: “مسجد کوفه مملو از جمعیتى شد که پشت سر ابن زیاد به نماز عشا ایستاده بودند.” چرا چنین شد؟ بنده که نگاه مىکنم، مىبینم خواصِ طرفدارِ حقْ مقصرّند و بعضىشان در نهایتِ بدى عمل کردند. مثل چه کسى؟ مثل “شریح قاضى”. شریح قاضى که جزو بنىامیّه نبود! کسى بود که مىفهمید حق با کیست. مىفهمید که اوضاع از چه قرار است. وقتى “هانى بن عروه” را با سر و روى مجروح به زندان افکندند، سربازان و افراد قبیلهى او اطراف قصر عبیداللَّه زیاد را به کنترل خود درآوردند.
ابن زیاد ترسید. آنها مىگفتند: “شما هانى را کشتهاید.” ابن زیاد به “شریح قاضى” گفت: “برو ببین اگر هانى زنده است، به مردمش خبر بده.” شریح دید هانى بن عروه زنده، اما مجروح است. تا چشم هانى به شریح افتاد، فریاد برآورد: “اى مسلمانان! این چه وضعى است؟! پس قوم من چه شدند؟! چرا سراغ من نیامدند؟! چرا نمىآیند مرا از اینجا نجات دهند؟! مگر مردهاند؟!” شریح قاضى گفت: “مىخواستم حرفهاى هانى را به کسانى که دورِ دارالاماره را گرفته بودند، منعکس کنم. اما افسوس که جاسوس عبیداللَّه آنجا حضور داشت و جرأت نکردم!” “جرأت نکردم” یعنى چه؟ یعنى همین که ما مىگوییم ترجیح دنیا بر دین! شاید اگر شریح همین یک کار را انجام مىداد، تاریخ عوض مىشد. اگر شریح به مردم مىگفت که هانى زنده است، اما مجروح در زندان افتاده و عبیداللَّه قصد دارد او را بکشد، با توجّه به اینکه عبیداللَّه هنوز قدرت نگرفته بود، آنها مىریختند و هانى را نجات مىدادند. با نجات هانى هم قدرت پیدا مىکردند، روحیه مىیافتند، دارالاماره را محاصره مىکردند، عبیداللَّه را مىگرفتند؛ یا مىکشتند و یا مىفرستادند مىرفت. آن گاه کوفه از آنِ امام حسین علیهالسّلام مىشد و دیگر واقعهى کربلا اتّفاق نمىافتاد! اگر واقعهى کربلا اتّفاق نمىافتاد؛ یعنى امام حسین علیهالسّلام به حکومت مىرسید. حکومت حسینى، اگر شش ماه هم طول مىکشید براى تاریخ، برکات زیادى داشت. گرچه، بیشتر هم ممکن بود طول بکشد.
یک وقت یک حرکت بجا، تاریخ را نجات مىدهد و گاهى یک حرکت نابجا که ناشى از ترس و ضعف و دنیاطلبى و حرص به زنده ماندن است، تاریخ را در ورطهى گمراهى مىغلتاند. اى شریح قاضى! چرا وقتى که دیدى هانى در آن وضعیت است، شهادتِ حق ندادى؟! عیب و نقصِ خواصِ ترجیح دهندهى دنیا بر دین، همین است.
به داخل شهر کوفه برگردیم:وقتى که عبیداللَّه بن زیاد به رؤساى قبایل کوفه گفت “بروید و مردم را از دُورْ مسلم پراکنده کنید وگرنه پدرتان را در مىآورم” چرا امر او را اطاعت کردند؟! رؤساى قبایل که همهشان اموى نبودند و از شام نیامده بودند! بعضى از آنها جزو نویسندگان نامه به امام حسین علیهالسّلام بودند. “شَبَثْ بن ربْعى” یکى از آنها بود که به امام حسین علیهالسّلام نامه نوشت و او را به کوفه دعوت کرد. همو، جزو کسانى است که وقتى عبیداللَّه گفت “بروید مردم را از دُوْر مسلم متفرّق کنید” قدم پیش گذاشت و به تهدید و تطمیع و ترساندنِ اهالى کوفه پرداخت!
چرا چنین کارى کردند؟! اگر امثال شَبَثْ بن ربْعى در یک لحظهى حسّاس، به جاى اینکه از ابن زیاد بترسند، از خدا مىترسیدند، تاریخ عوض مىشد. گیرم که عوامْ متفرّق شدند؛ چرا خواصِ مؤمنى که دوْر مسلم بودند، از او دست کشیدند؟ بین اینها افرادى خوب و حسابى بودند که بعضیشان بعداً در کربلا شهید شدند؛ اما اینجا، اشتباه کردند.
البته آنهایى که در کربلا شهید شدند، کفّارهى اشتباهشان داده شد. دربارهى آنها بحثى نیست و اسمشان را هم نمىآوریم. اما کسانى از خواص، به کربلا هم نرفتند. نتوانستند بروند؛ توفیق پیدا نکردند و البته، بعد مجبور شدند جزو توّابین شوند. چه فایده؟! وقتى امام حسین علیهالسّلام کشته شد؛ وقتى فرزند پیغمبر از دست رفت؛ وقتى فاجعه اتّفاق افتاد؛ وقتى حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگرچه فایده؟! لذاست که در تاریخ، عدّهى توّابین، چند برابر عدّهى شهداى کربلاست. شهداى کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توّابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثرى که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثرى که شهداى کربلا گذاشتند، نیست! بهخاطر اینکه در وقت خود نیامدند. کار را در لحظهى خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.
چرا مسلم بن عقیل را با اینکه مىدانستید نمایندهى امام است، تنها گذاشتید؟! آمده بود و با او بیعت هم کرده بودید. قبولش هم داشتید. (به عوام کارى ندارم. خواص را مىگویم.) چرا هنگام عصر و سرِ شب که شد، مسلم را تنها گذاشتید تا به خانهى “طوعه” پناه ببرد؟! اگر خواص، مسلم را تنها نمىگذاشتند و مثلاً، عدّه به صد نفر مىرسید، آن صد نفر دُوْر مسلم را مىگرفتند. خانهى یکىشان را مقرّ فرماندهى مىکردند. مىایستادند و دفاع مىکردند. مسلم، تنها هم که بود، وقتى خواستند دستگیرش کنند، ساعتها طول کشید. سربازان ابن زیاد، چندین بار حمله کردند؛ مسلم به تنهایى همه را پس زد. اگر صد نفر مردم با او بودند، مگر مىتوانستند دستگیرش کنند؟! باز مردم دورشان جمع مىشدند. پس، خواص در این مرحله، کوتاهى کردند که دوْر مسلم را نگرفتند.
گروه فرهنگی-رجانیوز: ماجرا از آذر 92 آغاز شد. وقتی خانم «آنکه لویکه» نمایندهی مشهور رئیس جشنوارهی برلین برای انتخاب فیلمهای ایرانی به سیاق سالهای گذشته وارد ایران شد و البته این بار به مدد فضای تسامح و تساهل دولت یازدهم، با دست بازتر به تماشای آثار ایرانی نشست تا نزدیکترین این آثار به تفکر جشنوارهی خرشنشان را برای نمایش در فستیوال برلین انتخاب کند و در نهایت، در یکی از پرترافیکترین و شلوغترین سالهای سینمای ایران به جهت حضور کارگردانان مطرح و فیلمهای مهم، فیلم دوم یکی از کارگردانان جوان را برای نمایش در یکی از بخشهای جنبی برلین برگزید. یک فیلم سیاسی به نام «عصبانی نیستم».
به گزارش رجانیوز، البته قصهی «عصبانی نیستم» کمی پیش از اینها کلید خورده بود. زمانی که کارگردان جوان این فیلم پس از ساخت فیلم «بغض» چندان موفقیتی کسب نکرد و از همین رو، تلاش نمود تا با استفاده از نمادهای سبز در پوستر فیلم خود، با وجود عدم ارتباط مضمونی، برای اثر خستهکننده و ملالآورش جاذبهای فرامتنی ایجاد کند. اما این روش هم جواب نداد و «بغض» دیده نشد. بنابراین، او ناگهان با پیروزی دولت یازدهم در انتخابات، وسوسه شد تا به ماجرای 88 سرک بکشد؛ شاید که این بار کارش دیده شود.
بنابراین در نخستین گام، فیلمنامهای خنثی و اجتماعی به وزارت ارشاد دولت دهم تحویل داد و در آخرین روزهای کاری مسئولان سازمان سینمایی دولت گذشته با اصلاحاتی پروانهی ساخت فیلمش را دریافت کرد، اما در عمل، طی پروسهی تولید، با تغییر صد در صدی فیلمنامه، فیلمی سیاسی در حمایت از فتنهی 88 ساخت و حوالی آذر ماه، نسخهی نخست فیلمش را برای نمایندهی سفارت خرسنشان به نمایش گذاشت؛ شاید که این بار، بر خلاف دفعات دیگر، بذل توجهی عائد خود و فیلمش شود؛ که شد. «آنکه لویکه» کهنهکار، روایت او را از «ایران» پسندید. سرزمینی که مردمانش برای امرار معاش نه یک کلیه، که هر دو کلیهی خود را میفروشند، سرزمینی که همه از هم میدزدند، ریشوهای طالبانمأب حق سایر مردم را پایمال میکنند و البته جوانانش یا در دانشگاه به خاک و خون کشیده شدهاند و یا در زندانند و یا ول معطل و در پی دریافت مجوز!
سکانس فاتحه خوانی بر مزار «ندا آقا سلطان» در فیلم «عصبانی نیستم»
فیلم «آنکه لویکه» را گرفت و او میان آن همه فیلم، «عصبانی نیستم» را پسندید. با همان سکانس مشهور اعدامش در ملأ عام، با همان سکانس صریحش دربارهی «ندا آقا سلطان» و فاتحهخوانی بر سر مزار او در خیابان، با همان دیالوگ صریح ستاره (باران کوثری) خطاب به نوید (نوید محمدزاده) که وقتی از مهاجرت حرف میزند، پاسخ میگیرد: «چرا ما بریم، اینا (حکومت) برن...»، با همان سکانس دانشگاه که «نوید» جمهوری اسلامی را با حکومت امیرالمومنین مقایسه میکند و میگوید: «علی در حکومتش زندانی سیاسی نداشت...»...
اما با وجود همهی این ویژگیهای مثبت، «عصبانی نیستم» یک ایراد اساسی هم داشت. «فیلم» نبود. «بیانیه» بود و فیلمساز حرفش را به گلدرشتترین حالت ممکن بیان کرده بود. بنابراین، فیلم در بخش رقابتی جشنوارهی «برلین» پذیرفته نشد و در بخش غیررقابتی «پانوراما» به نمایش درآمد.
در همین روزها، کم کم زمزمههایی مبنی بر حمایت فیلم از فتنه در رسانهها شکل گرفت؛ اما از انجا که فیلم دیده نشده بود، نمیشد پیرامون آن قضاوت کرد. با این وجود، رایزنیها آغاز شد و نگرانی از فیلم به مسئولان سازمان سینمایی منتقل گردید. در مقابل، مسئولان سازمان سینمایی هم قول دادند و گفتند که که فیلم در حال اصلاح است و «عصبانی نیستم» از یک فیلم سیاسی به یک فیلم اجتماعی تبدیل شده است. بنابراین با این پاسخ، موقتا غائله پایان یافت و همه چیز به نمایش فیلم موکول شد. هر چند که اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس، برای اتمام حجت، هشدارهای لازم را به صورت رسانهای و غیر رسانهای به اطلاع وزارت ارشاد رساندند.
اما در نخستین اکران فیلم در جشنوارهی سی و دوم فجر، عیار صداقت مسئولان سازمان سینمایی مشخص شد؛ چرا که فقط پایان فیلم «عصبانی نیستم» (سکانس اعدام) اصلاح شده بود و نود درصد ارجاعات آن به فتنه، هنوز باقی مانده بود. از کتک زدن بسیجی روی پرده گرفته تا رنگ سبز پاشیدن به ماشین استادی که او را «دکتر قلابی» میخوانند و کات زدن تصویر تراکتهای فروش کلیه به عکس مقام معظم رهبری و شعار اقتصادی سال 92. و اینها تنها بخشی از موارد سیاسی فیلمی بود که به زعم مسئولان سازمان سینمایی، به یک فیلم اجتماعی تبدیل شده بود.
با عیان شدن موضع وزارت ارشاد به عنوان حامی قسم خوردهی «عصبانی نیستم»، اعتراضات قانونی جدیتر شد. چنانکه کمیسیون فرهنگی مجلس وارد گود شده و به اکران فیلمهای حامی فتنه روی پردهی سینمای ایران اعتراض کرد. نتیجه آنکه بالاخره قانون بر بیقانونی پیروز شد و فیلمی که هیچ یک از فاکتورهای قانونی را در فرآیند ساخت و اکران رعایت نکرده بود، با اعلام رضایت کارگردان فیلم از داوری در بخش رقابتی جشنواره بیرون کشیده شد و با وجود نامزدی در پنج رشته، نتوانست سیمرغی در اختتامیه دریافت کند. اما این اعلام رضایت، رایگان صورت نگرفته بود. چنانکه تشکرهای پیدرپی «ایوبی» از کارگردان این فیلم در هر تریبون علنی و غیر علنی و اتفاقات بعدی در ماههای آینده، ماهیت برخی از این توافقات پشت پرده را آشکار ساخت.
عوامل فیلم با لباسهای خاص خود در برلیناله
اما این پایان کار نبود. «عصبانی نیستم» در یک دهنکجی آشکار به قانون و البته به وزارت ارشاد، حتی همان اصلاحات مصوب حداقلی را هم در نسخهی ارسالی به جشنوارهی برلین رعایت نکرد و با نسخهی کامل روی پردهی کشور خرسنشان رفت تا کارگردان و بازیگران فیلم شاید با طراحی لباس خاصشان روی فرش قرمز برلین، از کلیه فروشی مردم ایران به نان و نوایی برسند، از نداری یک جوان بگونید و با یوروهای ژرمنها، دارا شوند، از جهنم ایران بگویند که شاید چند روزی بیشتر مهمان «بهشت» مفروضش در آلمان شوند؛ و چه تجارت کثیفی است تجارت «وطن فروشی» و «حراج آبروی مردم نزد بیگانه»!
خلاصه چند ماهی گذشت تا اینکه بحث اکران «عصبانی نیستم» دوباره به نقل محافل سینمایی تبدیل شد و ثابت شد که وزارت ارشاد در اکران این فیلم، جدی است. هر چند که دوباره وعدهی تبدیل فیلم از یک اثر سیاسی به یک فیلم «اجتماعی» رسانهای شد تا از اعتراضات کاسته شود. اما منتقدین اکران فیلمهای حامی فتنه که یک بار با همین وعده، راضی به حضور فیلم در جشنواره شده بودند، ترجیح دادند تا این بار، دل به «صداقت امتحان شده»ی مسئولان دولت راستگویان نبندند و با استفاده از اهرمهای قانونی نظارتی، مانع اکران فیلم شوند.
حالا این روزها، خبر میرسد وزارت ارشاد قصد طغیان در برابر نهادهای قانونی از جمله مجلس و قوهی قضائیه را دارد و حتی با وجود اعلام حوزهی هنری، شهرداری تهران و بنیاد مستضعفان مبنی بر عدم تخصیص سینما به «عصبانی نیستم» در صورت اکران، میخواهد به هر نحو ممکن، این فیلم را به نمایش عمومی درآورد. گزارهای که نشان میدهد اکران «عصبانی نیستم» به یک امر حیثیتی برای وزارت ارشاد تبدیل شده است.
واقعیت این است که «ایوبی» و مردان سازمان سینمایی، در آزمون صداقتسنجی سینماگران نمیخواهند بازنده باشند. آنان به شبهروشنفکران سینمای ایران «قول» دادهاند و باید پای «قول» خود بأیستند. آنان خود را نزد طیف خاصی از سینماگران به واسطهی قولهای رئیسجمهور در مناظرههای انتخاباتی مسئول میدانند و نمیتوانند وعدهی «فضای باز» خود را به سینماگران فراموش کنند.
در چنین شرایطی، سینماگران هم به سیاق همیشگی، برای اثبات میزان وفاداری مدیری که وعدهی «فضای باز» داده است، تندترین و غیر قابل اکرانترین موضوعات خود را روی میز گذاشتهاند و از «ایوبی» توقع اکران دارند. و مگر همین کار را پیش از این با مرحوم «سیفالله داد» که با ژست «آزادی» بر اریکهی سینمای ایران تکیه زده بود، نکردند؟ مگر غیراخلاقیترین مضامین در همین سالها روی پرده جاخوش نکرد؟ مگر سکانس تجاوز یک زن به یک زن دیگر در فیلم «زندان زنان» بدون هر گونه درجهبندی سنی، تحت لوای همین وعدهی آزادی اکران نشد؟ چنانکه در نهایت «سیفالله داد» با رفتن «عطاالله مهاجرانی» رفتنی شد و سابقهی درخشان فیلمسازی خود را با یک وعدهی توخالی خراب کرد.
یا حتی مگر سینماگران شبهروشنفکر همین ترفند را در مقابل ژست «رفع توقیف»های ماههای نخست «شمقدری» به کار نبستند تا آنجا که او چند سال بعد در برابر اعتراضات گسترده به موج فیلمهای خیانت، مجبور شد در چندین گفتگوی رسانهای اعتراف کند که برخی سینماگران از اعتماد او سوءاستفاده کردند و هر چه خواستند ساختند.
حالا همین ماجرا در حال تکرار است. تا بوده همین بوده است. سینماگران شبهروشنفکر منتظرند «ایوبی» وعدههای خود را عملی کند. آنان این بار به خط قرمز نظام یعنی «فتنهی 88» یورش بردهاند و منتظر پاسخ «الوعده وفا»ی ایوبی هستند. «عصبانی نیستم» هم فقط آغاز راه و یک نماد است. نماد یورش اولیه به ارزشهای نظام که در صورت اکران، میتواند پیام هجوم همهجانبه به آن را مخابره کند.
شبهروشنفکران بر خلاف ادعاهای گاه به گاه خویش مبنی بر «مهاجرت در صورت توقیف فیلمهای خود» و «فروختن حق پخش فیلمشان به بیبیسی فارسی» و «هیچ فیلمی در کمد نخواهند ماند»، خوب میدانند «اکران» در جمهوری اسلامی یعنی چه. اکران در «جمهوری اسلامی» یعنی گرفتن مجوز پخش یک فیلم در قطارهای مسافربری هنگامی که خانوادهای مشغول سفر زیارتی به مشهد هستند؛ یعنی دریافت مجوز پخش یک فیلم در اتوبوس در مسیر «اسالم-خلخال» و «زابل به زاهدان». یعنی فروش فیلم حامی فتنه کنار نیاز یومیهی مردم در سوپرمارکتها. یعنی دیده شدن میلیونی. چرا آنها باید این امکان را از دست دهند؟
اکران «عصبانی نیستم» قرار است آغازگر اکران موج فیلمهای حامی فتنه باشد. شک نباید کرد که اکران «عصبانی نیستم» منجر به سیل تولیدات مرتبط با فتنهی 88 خواهد شد. چنانکه این سیل در خارج از کشور با تولید سه اثر در یک سال، («گلاب»، «رز سرخ» و «رقصندهی بیابان») آغاز شده است و با اکران «عصبانی نیستم» در داخل ایران نیز ادامه خواهد یافت. چنانکه در سال 78 این اتفاق افتاد و منجر به تولید جریانی از فیلمهای مرتبط با وقایع 18 تیر 78(از جمله «اعتراض»، «مرد بارانی»، «نسل سوخته»، «متولد ماه مهر» و ...) گردید.
با این توصیفات، اینکه «ایوبی» چه تصمیمی میگیرد، فرع ماجراست. «ایوبی» در کشاکش «قول»هایی که داده گیر کرده است. او روزهای سختی را میگذراند. استاد سابق دانشگاه امام صادق (ع)، باید میان «اصول» و «خط قرمز»ها و رضایت سینماگران «شبهروشنفکر» یکی را انتخاب کند. سرنوشت «شمقدری» و «سیفالله داد» هم پیش روی اوست. مدیرانی که با ژست «فضای باز فرهنگی» آمدند و نتوانستند پای همهی هزینههای این «ژست»، ایستادگی کنند. از یک طرف «راه طی شده» در برابر اوست و از طرف دیگر سینماگرانی که تهدید کردهاند در صورت عدم وفای به عهد «ایوبی»، راهی خارج شده و آثارشان را برای پخش از برنامهی «آپارات» به «بیبیسی» فارسی خواهند فروخت و همه جا از «ایوبی» در رسانهها انتقاد خواهند کرد. در نتیجه، راستش را بخواهید ماجرا برای رئیس سازمان سینمایی و استاد سابق دانشگاه امام صادق (ع)، «حیثیتی» شده است.
اصل ماجرا، اما کمی دورتر از سازمان سینمایی و اتاق کار «ایوبی» رقم میخورد. آنجا که عدهای برای آرامش فضا، تن به اکران نسخههای ظاهراً اصلاح شده میدهند و تصور میکنند که ماجرا تمام شده است. در حالی که «عصبانی نیستم» در صورت اکران، در سینمای ایران تکثیر خواهد شد. این یک پیشگویی نیست؛ این گزاره نتیجهی رصد یک «راه طی شده» است. آیا سینمای ایران دوباره این راه طی شده را خواهد پیمود؟