سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
اسامی امضا کنندگان طرح حقوق مادام العمردرمحلس
مجلس در روز دوشنبه 23 آبان، دولت و صندوق‌های بازنشستگی را مکلف کرد که همه مطالبات مقامات دارای سمت‌های مدیریت سیاسی را بر مبنای 80 درصد آخرین حقوق و فوق‌العاده‌ها که حداقل 2 سال در پست‌های مربوطه بودند، پرداخت کند.

به گزارش مشرق به نقل از جهان، مجلس در روز دوشنبه 23 آبان، طرحی را تصویب کرد که بر مبنای آن اگر کسی 2 سال در سمت هایی همچون ریاست سه قوه، معاونت اول رئیس جمهور، نیابت رئیس مجلس شورای اسلامی و عضویت شورای نگهبان، وزارت، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، معاونت رئیس جمهور، استانداری، سفارت و معاونت وزرا مشغول به کار باشد و بعدا، چندین سال در مسئولیت پائین تر و مثلا مدیرکل باشد، همچنان 80 درصد حقوق و مزایای همان شغل قبلی خود را دریافت می کند

اسامی امضا کنندگان طرح مذکور بدین شرح می باشد:
1- هادی مقدسی
2-حسن کامران
3-محمد مهدی مفتح
4-علی اصغر یوسف نژاد
5-سید محمود حسینی دولت آبادی
6-ستار هدایت خواه
7-سیدکاظم دلخوش
8-نصرالله ترابی
9-داریوش قنبری
10-موسی الرضا ثروتی
11-حسن زمانی
12-بهمن محمد یاری
13-علی اصغر زارعی
14-عیسی جعفری
15-ارسلان فتحی پور
16-علاالدین بروجردی
17-احد خیری
18-نیکنام
19-شجاعی کیاسری

مجلس در روز دوشنبه 23 آبان، دولت و صندوق‌های بازنشستگی را مکلف کرد که همه مطالبات مقامات دارای سمت‌های مدیریت سیاسی را بر مبنای 80 درصد آخرین حقوق و فوق‌العاده‌ها که حداقل 2 سال در پست‌های مربوطه بودند، پرداخت کند.

در همین راستا نمایندگان طرح استفساریه تبصره سه مواد 71 و 117 قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1386 را مورد بحث و بررسی قرار داده و با 122 رأی موافق، 16 رأی مخالف و 17 رأی ممتنع از 195 نماینده حاضر در صحن علنی به تصویب رساندند.

موضوع استفساریه و نظر کمیسیون که به تصویب نمایندگان مجلس نیز رسید به شرح ذیل است:
1- آیا حکم تبصره 3 ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری در عبارت "به میزان مابه‌التفاوت تا 80 درصد را تفاوت تطبیق دریافت خواهند نمود" بر مقامات موصوف در ماده 71 اعم از شاغل یا بازنشسته‌ای که تاریخ بازنشستگی آنها قبل یا بعد از تاریخ لازم‌الاجرا شدن قانون باشد، شمول دارد و دولت و صندوق‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی مکلف‌اند همه مطالبات مقامات موصوف ناشی از اجرای آن از تاریخ لازم‌الاجرا شدن قانون را بر مبنای آخرین حقوق و مزایای هر سال مقام نظیر پرداخت کنند؟

2- آیا حکم تبصره3 ماده 71 شامل کارکنان دستگاه‌های مستثنی‌شده در ماده 117 قانون مذکور می‌شود یا خیر؟

پاسخ:
1- بلی، باید بر مبنای 80 درصد آخرین حقوق و فوق‌العاده‌های موضوع ماده 106 مقام نظیر به همه شاغلین و بازنشستگانی که حداقل دو سال در پست‌های موضوع ماده 71 یا همطراز آنان خدمت کرده یا کنند برای شاغلین از تاریخ لازم‌الاجرا شدن قانون "14آذر 86" و بازنشستگان از تاریخ تصویب 8 مهر 86 محاسبه و پرداخت شود، به طوری که همواره از 80 درصد حقوق و مزایای مقامات نظیر و همطراز آنها کمتر نباشد.

2- حکم تبصره 3 ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری، ناظر به مقامات موضوع ماده 71 این قانون و همطرازان آنان است که شامل همه دستگاه‌های اجرایی موضوع ماده 5 همین قانون می‌شود.

در ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری آمده است: سمت‌های ذیل مدیریت سیاسی محسوب شده و به عنوان مقام شناخته می‌شوند و امتیاز شغلی مقامات مذکور در این ماده به شرح ذیل تعیین می‌شود:


الف- رؤسای سه قوه (18هزار) امتیاز


ب- معاون اول رئیس جمهور، نواب رئیس مجلس شورای اسلامی و اعضای شورای نگهبان (17هزار) امتیاز


ج- وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاونین رئیس جمهور (16هزار) امتیاز


د- استانداران و سفرا (15هزار) امتیاز


ه- معاونین وزرا (14) امتیاز


تبصره یک- نخست وزیران دوران انقلاب اسلامی با مقامات بند "ب" این ماده همطراز می‌شوند و تعیین سایر پست‌های همطراز به عهده هیئت وزیران بوده و تعیین همطرازی پست‌های کارکنان اداری مجلس به عهده رئیس مجلس خواهد بود.


تبصره دو- علاوه بر حقوق موضوع ماده فوق و امتیاز ویژگی‌های شاغل (مذکور در ماده 66) که حقوق ثابت تلقی می‌شود، فوق‌العاده‌های ماده 68 این قانون نیز حسب مورد به مقامات تعلق خواهد گرفت.


تبصره سه- مقامات مذکور در این ماده که حداقل دو سال در پست مدیریت‌های سیاسی انجام وظیفه کرده یا کنند پس از تصدی مقام در صورتی که به سمت پایین‌تری منصوب شوند، چنانچه حقوق ثابت و فوق‌العاده مستمر آنها در مسئولیت جدید از 80درصد حقوق ثابت و فوق‌العاده مستمر وی در پست قبلی کمتر باشد به میزان مابه التفاوت تا 80 درصد را تفاوت تطبیق دریافت خواهند کرد. این تفاوت تطبیق با ارتقاء‌های بعدی (عوامل شغل و شاغل و فوق العاده‌ها)مستهلک می‌شود و این مابه‌التفاوت در محاسبه حقوق بازنشستگی و وظیفه نیز ملاک خواهد شد.


تبصره چهار- دولت مجاز است با پیشنهاد سازمان، برخی از امتیازات قانونی مقامات موضوع این قانون (به استثنای حقوق و مزایا) را به مشاغل خاص ویژه مدیریت حرفه‌ای و یا سمت‌های خاص و ویژه قضایی تسری دهد.


طبق ماده 5 قانون خدمات کشوری دستگاه های اجرایی عبارت است از کلیه وزارتخانه ها، موسسات دولتی، موسسات یا نهادهای غیر دولتی، شرکت های دولتی و کلیه دستگاه هایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است از قبیل شرکت ملی نفت ایران، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، بانک مرکزی، بانک ها، بیمه های دولتی دستگاه های اجرایی نامیده می شوند.


+ نوشته شـــده در یکشنبه 90/8/29ساعــت 9:25 عصر تــوسط عباس | نظر
لیدر جریان انحرافی:قهر11 روزه احمدی نژاد آغاز شکست ما بود
بسمه تغالی
شکست خوردیم/قهر11 روزه احمدی نژاد آغاز شکست ما بود
لیدر جریان انحراف:
شکست خوردیم/قهر11 روزه احمدی نژاد آغاز شکست ما بود
اوج وخامت انتخاباتی این جریان به گونه ای است که لیدر جریان انحرافی در جلسه ای در حلقه یاران خود به شدت از وضعیت انتخاباتی این جریان اظهار ناامیدی کرده است.
سه شنبه 24 آبان 1390 ساعت 16:06
به گزارش«ندای انقلاب»،جریان انحرافی که مدت هاست باتشکیل شواری راهبردی به دنبال تسخیر نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری یازدهم می باشد،با فروپاشی چند شورای راهبردی در استان ها در وضعیت قرمز قرار گرفته است.
این گزارش حاکی است اوج وخامت انتخاباتی این جریان به گونه ای است که لیدر جریان انحرافی در جلسه ای در حلقه یاران خود به شدت از وضعیت انتخاباتی این جریان اظهار ناامیدی کرده است.
وی با بیان این که ستادهای این جریان نتوانسته اند به موفقیتی در جلب و جذب افراد نائل شوند،گفته است:متاسفانه کلمه "جریان انحرافی" تا روستاها نیز نفوذ کرده و معادلات ما را با شکست مواجه ساخته است.
وی همچنین با اشاره به ماجرای قهر 11 روزه احمدی نژاد گفته است:نقطه آغاز شکست ما از همان ایام شروع شد .همه ما آن زمان با این رفتار موافق بودیم و فکر می کردیم این مساله موجب موفقیت ما خواهد شد.
وی با بیان اینکه تصور جریان انحرافی از این قهر و برآوردهایشان در این زمینه اشتباه بوده،گفته است:اگر احمدی نژاد همان مسیر کار و کوشش را جلو می برد ما در رسیدن به اهدافمان موفق می شدیم.
لیدر جریان انحرافی در عین حال بیان این نکات را برای افراد زیر مجموعه این جریان موجب تزریق نا امیدی عنوان کرده است.
گفتنی است این اظهارات در حالی صورت می پذیرد که جریان انحرافی در راستای پروژه‌ی ایجاد تغییرات ساختاری و به منظور ایجاد حداکثر هماهنگی ساختاری برای نهاد مجلس اهمیت ویژه‌ای قایل است. در واقع بنا بر استراتژی این جریان ، تغییر شکل دادن ساختارها باید به گونه‌ای که حداکثر آزادی عمل برای رییس جمهور به وجود آید، لذا مجلس یکی از مهم‌ترین ساختارهایی است که مورد توجه واقع این جریان قرار گرفته است.
همچنین اهمیت انتخابات مجلس برای جریان انحرافی بر این تحلیل استوار است که برای کاهش توان پاسخ‌دهی رقبای سیاسی و کم شدن شدت حمله‌ها در پروژه‌های سیاسی و رسانه‌ای، یکی از مهم‌ترین توپ‌خانه‌هایی که لازم است خاموش شود، توپ‌خانه‌ی مجلس است. این جریان بر این باور است که با تصرف نهاد مجلس، حاشیه‌ی امنیت بیش‌تری برای خود به وجود آورده و با طیب خاطر بیش‌تری می‌تواند پروژه‌های سیاسی و رسانه‌ای مد نظر خود را پی‌گیری نماید.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/8/25ساعــت 8:41 صبح تــوسط عباس | نظر
مشایی /قهر11 روزه احمدی نژاد آغاز شکست ما بود
بسمه تعالی
شکست خوردیم/قهر11 روزه احمدی نژاد آغاز شکست ما بود
لیدر جریان انحراف:
شکست خوردیم/قهر11 روزه احمدی نژاد آغاز شکست ما بود
اوج وخامت انتخاباتی این جریان به گونه ای است که لیدر جریان انحرافی در جلسه ای در حلقه یاران خود به شدت از وضعیت انتخاباتی این جریان اظهار ناامیدی کرده است.
سه شنبه 24 آبان 1390 ساعت 16:06
به گزارش«ندای انقلاب»،جریان انحرافی که مدت هاست باتشکیل شواری راهبردی به دنبال تسخیر نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری یازدهم می باشد،با فروپاشی چند شورای راهبردی در استان ها در وضعیت قرمز قرار گرفته است.
این گزارش حاکی است اوج وخامت انتخاباتی این جریان به گونه ای است که لیدر جریان انحرافی در جلسه ای در حلقه یاران خود به شدت از وضعیت انتخاباتی این جریان اظهار ناامیدی کرده است.
وی با بیان این که ستادهای این جریان نتوانسته اند به موفقیتی در جلب و جذب افراد نائل شوند،گفته است:متاسفانه کلمه "جریان انحرافی" تا روستاها نیز نفوذ کرده و معادلات ما را با شکست مواجه ساخته است.
وی همچنین با اشاره به ماجرای قهر 11 روزه احمدی نژاد گفته است:نقطه آغاز شکست ما از همان ایام شروع شد .همه ما آن زمان با این رفتار موافق بودیم و فکر می کردیم این مساله موجب موفقیت ما خواهد شد.
وی با بیان اینکه تصور جریان انحرافی از این قهر و برآوردهایشان در این زمینه اشتباه بوده،گفته است:اگر احمدی نژاد همان مسیر کار و کوشش را جلو می برد ما در رسیدن به اهدافمان موفق می شدیم.
لیدر جریان انحرافی در عین حال بیان این نکات را برای افراد زیر مجموعه این جریان موجب تزریق نا امیدی عنوان کرده است.
گفتنی است این اظهارات در حالی صورت می پذیرد که جریان انحرافی در راستای پروژه‌ی ایجاد تغییرات ساختاری و به منظور ایجاد حداکثر هماهنگی ساختاری برای نهاد مجلس اهمیت ویژه‌ای قایل است. در واقع بنا بر استراتژی این جریان ، تغییر شکل دادن ساختارها باید به گونه‌ای که حداکثر آزادی عمل برای رییس جمهور به وجود آید، لذا مجلس یکی از مهم‌ترین ساختارهایی است که مورد توجه واقع این جریان قرار گرفته است.
همچنین اهمیت انتخابات مجلس برای جریان انحرافی بر این تحلیل استوار است که برای کاهش توان پاسخ‌دهی رقبای سیاسی و کم شدن شدت حمله‌ها در پروژه‌های سیاسی و رسانه‌ای، یکی از مهم‌ترین توپ‌خانه‌هایی که لازم است خاموش شود، توپ‌خانه‌ی مجلس است. این جریان بر این باور است که با تصرف نهاد مجلس، حاشیه‌ی امنیت بیش‌تری برای خود به وجود آورده و با طیب خاطر بیش‌تری می‌تواند پروژه‌های سیاسی و رسانه‌ای مد نظر خود را پی‌گیری نماید.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/8/25ساعــت 8:39 صبح تــوسط عباس | نظر
\نباید اجازه داد برخی اصولگرایان پیش‎نماز شوند\
"نباید اجازه داد برخی اصول‌گرایان پیش‎نماز شوند"

 

پایگاه 598: هرچه به زمان برگزاری نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک تر می شویم گروه ها و جریان های مختلف اصولگرایی تلاش می کنند که در قالب جبهه متحد اصولگرایان به لیست واحد و مشترکی برسند.

در این بین این سوال مطرح می گردد که لزوماً اصولگرایان باید به لیست مشترک برسند یا به گفتمان مشترک، چون بسیاری از کارشناسان و دلسوزان جریان اصولگرایی بر این عقیده می باشند که نتیجه لیست مشترک همان مجلس هشتم خواهد بود که مشکلاتی را با خود به همراه دارد که برخی از این اصولگرایان در حوادث حساس نظام کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشتند و برای رسیدن به جبهه واحد اصولگرایی نیازمند گفتمان مشترک میان اصولگرایان هستیم.

به همیم منظور پایگاه 598 در گفتگویی با سعدالله زارعی روزنامه نگار و از کارشناسان سیاسی و بین الملل به بررسی حواشی این موضوعات پرداخته است که در ادامه می آید.

زارعی در پاسخ به اینکه محور وحدت باید لیست مشترک باشد یا گفتمان مشترک بیان داشتند که: لیست مشترک و گفتمان مشترک با یکدیگر منافاتی ندارند و ما هم در جبهه اصولگرایی باید گفتمان مشترک داشته باشیم که به نظر بنده داریم و هم بایستی به احتمال زیاد به لیست مشترک برسیم منتهی لیست مشترک نیازمند سعه صدر مشترک است، نیازمند این است که ما دنبال آن نباشیم که عیوب همدیگر را بگیریم و برجسته کنیم، همه عیوبی دارند ضمن اینکه اشخاصی که در بین اصولگرایان هستند و عیوبی نیز دارند که نباید به آنها اجازه دهیم پیش نمازی کنند، این گونه افراد در جمع ما در مسجد حضور داشته باشند ولی در ردیف های دوم سوم بشینند نه آنها را پیش نماز کنیم و نه آنان را ترک کنیم، این نکته‌ای است که باید در نظر بگیریم و هر کس که خالص‌تر است در صف اصولگرایی جلوتر از بقیه بایستد و در عین حال آنهایی که مقداری مشکلات دارند آنان را از خودمون دور نکنیم تا اینکه مبحث جذب حداکثری و دفع حداقلی محقق بشود.

وی همچنین در خصوص بستر حضور اصلاح طلبان در انتخابات آتی مجلس بیان داشتند که: به نظر بنده اصلاح طلبان در انتخابات آینده حضور پیدا می کنند و نظام هم تاحدی آنها رال می پذیرد اما در عین حال نه بستر اجتماعی برای آنها آماده است نه اینکه خودشان امید دارند که بتوانند نقش پر رنگی در مجلس داشته باشند و در حدی که فراکسیون کوچکی در مجلس داشته باشند حضور پیدا می کنند.

زارعی در خصوص خطر جریان انحرافی افزود: جریان انحرافی واقعیت است و وجود دارد، اما بزرگ نشان دادن این جریان انحرافی خودش یه جور انحراف است که از این هم بایستی پرهیز بشود. جریان انحرافی جریان خطرناکی هست و افکار بسیار بدی دارد اما در عین حال ریشه‌های اجتماعیش بسیار ضعیف می باشد و در واقع بیش از آنکه مشکل مردم باشد مشکل نظام است یعنی بیش از اینکه توی مردم نفوذ داشته باشد نفوذ در نظام دارد و با استفاده از رانت ثروت و قدرت کارهایی انجام می‌دهند که نظام بایستی این جنبه رانت‌های ثروتی و قدرتی را کنترل نماید و این چیزی است که در توان مردم نیست در توان سیستم است و این بحث را به مردم محول نکنیم.


+ نوشته شـــده در شنبه 90/8/21ساعــت 10:57 صبح تــوسط عباس | نظر
همه چیز در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی (بخش نخست)

بسمه تعالی

 همه چیز در مورد اکبر هاشمی رفسنجانی (بخش نخست)

آقای هاشمی که از سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی در رده های مدیریتی بالای نظام حضور داشته است در کنار تغییر و تطورات گسترده ای که زندگی سیاسی وی پس از انقلاب داشته است در سالهای اخیر به خصوص پس از انتخابات سال 1388 این تحولات دچار رویه ای شگرف و بنیان شکن شده اند به گونه ای که ...

پیش درآمد؛

این نوشتار در صدد آن است تا با مطالعه و بازخوانی تاریخ، اندکی بیشتر از تحقیق و تحلیل های معمولی به واکاوی شرایط خطیر انقلاب در سال های گذشته پرداخته و تحذیری جدی برای برخی بزرگان انقلاب نسبت به فرو غلطیدن در گرداب حوادث ناگوار و ناپسند به همراه داشته باشد. جستار حاضر تنها و تنها برای هشدار و انذار نسبت به اشتباهات تاریخی نگاشته شده است که نباید بار دیگر تکرار شوند. و شاید هم هشداری باشد برای سیاست مدارانی که در فراخنای وقایع تاریخی امروز سرگرم شده و از دغدغه های دیروز غافل شده اند.
وقایع رخ داده در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی که با فراز و نشیب دولت موقت و سیطره ملی – مذهبی ها شروع و با دستان آغشته به خون منافقین و پرپر شدن مدیران طراز اول کشور در حزب جمهوری و نخست وزیری ادامه یافت هر چند تاملاتی بر آمده از تدقیق در تمامی حواشی و ناگفته های آن روزگار را می طلبد اما در تمامی سطوح و معادلات تعریف شده و تحلیل های ذکر شده برای آن اتفاقات، چیزی بیش از آنچه گفته و دیده شده نمی تواند چارچوبی جدید پیش روی تحلیل گران و مورخان بگشاید. اما ماجرای قائم مقامی شیخ حسینعلی منتظری و عزل وی توسط حضرت امام(ره) از وقایعی است که همچنان مطمح نظر تحلیل های بسیاری است . سیر تکامل و رشد شخصیتی کسی که تا قائم مقامی رهبری پیش می رود آنگاه به دلیل درگیر شدن در حاشیه های غلیظ تر از متن، مورد غضب بنیانگذار فقید انقلاب قرار گرفته و عزل می شود از موضوعاتی است که می تواند به عنوان مستندی جهت پژوهش و واکاوی زوایای مختلف جریان شناختی و شخصیت شناسی انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرار گیرد.

شباهت های دو مقطع تاریخی انقلاب اسلامی

این موضوع از آنجا سوژه ای مناسب جهت مستند سازی و وقایع نگاری جریان ها و شخصیت های سیاسی سه دهه اخیر انقلاب به شمار می رود که مروری بر حال و روز برخی شخصیت های سیاسی حال حاضر نشان می دهد که همان گونه که در پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسب درگذشت آقای منتظری نیز آمده بود «در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال می‌خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد» در حال حاضر نیز کسانی هستند که با وجود مجاهدت های بسیار در آستانه امتحانی خطیر و دشوار قرار گرفته اند که تورق اوراق تاریخ برای آیندگان و نیز شفاف سازی مسائل پیرامونی انقلاب ضروری می نماید تا به جراحی دقیق رفتارهای این اشخاص و جریان های وابسته اقدام کنیم. مصداق بارز این افراد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس فعلی مجلس خبرگان رهبری است.
آقای هاشمی که از سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی در رده های مدیریتی بالای نظام حضور داشته است در کنار تغییر و تطورات گسترده ای که زندگی سیاسی وی پس از انقلاب داشته است در سالهای اخیر به خصوص پس از انتخابات سال 1388این تحولات دچار رویه ای شگرف و بنیان شکن شده اند به گونه ای که مطالعه مواضع وی در دو سال گذشته ناخودآگاه پرونده ماجرای عزل قائم مقام رهبری و اتفاقات مربوط به آن را بازگشایی و به نمونه خوانی این دو واقعه می پردازد. و طُرفه آنکه شباهت های بسیار ظریفی میان اشتباهات استراتژیک و خطاهای رفتاری و نیز موضع گیری های اجتماعی و سیاسی این دو شخصیت دیده می شود.

آیا ماجرای سید مهدی هاشمی با مهدی هاشمی تکرار می شود؟

نباید فراموش کرد که استارت مواجهه آقای منتظری با نظام و امام از زمانی زده شده که وی تحت تاثیر اطرافیانش نسبت به جرائم سید مهدی هاشمی ( برادر دامادش سید هادی هاشمی) اغماض کرده و مانع برخورد قانونی و عادلانه با جرائم سید مهدی هاشمی شد. ری شهری وزیر اطلاعات وقت در این باره می نویسد: در شهریور 1365دو نفر ازاتباع کره جنوبی ازشخصی به نام شنیتا رضایی در کلانتری 5تهران به عنوان سارق شکایت کردند. کلانتری برای انجام تحقیقات نامبرده را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی و منزل فرد دستگیر شده یک عدد اسلحه کمری ، مقادیر زیادی شناسنامه جعلی واسناد و مدارک جعلی کشف شده و ضبط گردید. فرد دستگیر شده در پاسخ به بازجویی ها آدرس خانه ای را در خیابان یوسف آباد ارائه داد که پس از تحقیقات مشخص شد که این خانه مربوط به نهضت های آزادی بخش است که زیر نظر سید مهدی هاشمی فعالیت می کند. در آن خانه 49 قلم اجناس غیر قانونی از قبیل اسلحه، مواد منفجره، پودر سرطان زا، اسناد جعلی و... وجود داشت که بعد از کشف، سید مهدی دستگیر و به اعدام محکوم شد. ( خاطرات سیاسی، تألیف محمد مهدی ری شهری)
پس از آشکار شدن جرائم سید مهدی هاشمی و تصمیم نظام در برخورد با ایشان، بیت آقای منتظری (قائم مقام رهبری) و در راس آن شخص آقای منتظری در مقابل این تصمیم نظام مقاومت می کند. امام خمینی در نامه ای به آقای منتظری می نویسد:
«"علاقه اینجانب به جنابعالى بر خود شما روشنتر از دیگران است."،" این خطر بسیار مهم از ناحیه انتساب آقاى سید مهدى هاشمى است به شما. من نمى‏خواهم بگویم که ایشان حقیقتاً مرتکب چیزهایى شدند؛ بلکه مى‏خواهم عرض کنم ایشان متهم به جنایات بسیار، از قبیل قتل، مباشرت یا تسبیباً و امثال آن مى‏باشند و چنین شخصى، ولو مبرا باشد، ارتباطش موجب شکستن قداست مقام جنابعالى است که بر همه حفظش واجب مؤکد است.آنچه مسلّم است و در آن پافشارى دارم رسیدگى به وضعیت و موارد اتهام او است، رسیدگى به خانه تیمى و انباشتن اسلحه، آن هم با پول ملت، به اسم کمک به سازمانهاى به اصطلاح آزادیبخش. اصولًا یک همچو اعمالى بدون دخالت دولت جرم است و باید ایشان، که صلاحیت این امر را ولو واقعاً براى این سازمانها باشد ندارد و دخالت در حکومت است، جواب بدهد. این امر قطعى است. و آنچه از شما مى‏خواهم در رتبه اول پیشنهاد مستقیم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسیدگى به این امور است. اگر براى شما محذور دارد، به طورى که تکلیف شرعى از شما ساقط است، سکوت است . حتى در محافل خصوصى دفاع از یک همچو شخصى که خطر براى حیثیت شما است و احتمال فساد و خونریزى بیگناهان است سَم قاتل است."»
اما پاسخ آقای منتظری به این نصیحت محبت آمیز امام برای پاک کردن بیت خویش از لوث وجود افراد قاتل و جنایتکار بسیار تاثر آور است. آنطور که مهدی هاشمی در برگه بازجویی اش می نویسد ، یک روز قبل از معرفی اش به وزارت اطلاعات نزد آقای منتظری می رود و از وی می شنود که: « امام با نامه خودشان، خواب را از چشم من گرفته‌اند. من هم نامه‌ای نوشتم که خواب را از امام بگیرد.» بخش هایی از نوشته شیخ حسینعلی منتظری که به خیال خود با آن خواب را از چشمان امام گرفتند به این شرح است: " من به حسب متن واقع از دو حال خارج نیستم: یا فردی هستم-مطابق ذهنیاتی که تدریجاً برای شما پیدا شده- ساده اندیش، بازی خور، و مثلاً امثال سید مهدی هاشمی به من خط و فکر می دهند، و بر حسب مرقومه حضرتعالی، حسن ظن من به اعمال و افعال و گفته ها و نوشته ها اساس تصمیمات من است و یا اینکه... خود من که تا اندازه ای سرد و گرم دنیا را لمس کرده ام و با خوب و بد مردم محشور بوده ام، چه بسا از خود هم فکر و تأملی و اراده ای داشته باشم. اگر فرض اول در حق من صحیح است پس تأیید و ترویج حضرتعالی و مسئولین و علماء و فضلاء از من و امید داشتن به من کذایی برای آینده اسلام و کشور و حتی تعریف حضرتعالی از من در همین نامه اخیر صحیح نیست، و واقعاً لازم است برای آینده کشور و انقلاب فکر اساسی بکنید و مسامحه به هیچ وجه روا نیست، و آن هم در درجه اول به عهده حضرتعالی است که مؤسس انقلاب بوده اید و ملاحظه مرا هم نکنید، من یک جو طالب مقام نیستم. و اگر فرض دوم صحیح است، پس احتمال بدهید عرائضی را که در این نامه می نویسم، کلاً او بعضاً صحیح باشد. نهضت‌ها و پول نهضت‌ها مربوط به من و مرحوم محمد منتظری است و سید مهدی هاشمی پس از مرحوم محمد در این جهت از من حکم دارد، حالا که نظر حضرتعالی بر مجرمیت و تعقیب مجرم است و مرقوم فرموده اید: «تمام کسانی که در این امور دخالت داشته اند محاکمه شوند» محاکمه اولا باید متوجه من و مرحوم محمد در عالم برزخ بشود نه آقای حسنی و سید مهدی هاشمی که مأموریتی را انجام داده اند... آقایانی که مدت‌هاست در پشت این صحنه هستند و متأسفانه آخر الامر از عنوان حضرتعالی خرج کرده اند، بدانند که اگر سید مهدی هاشمی را پیش من تکه تکه کنند، من خودم را به کسی نمی فروشم و استقلال فکری و ارادی خود را حفظ می کنم و خانه من فعلاً که منشأ اثری نیستم قیم لازم ندارد. سید مهدی هاشمی در زمان شاه در دادگاه اصفهان به زور ساواک به سه مرتبه اعدام محکوم شد. ولی دیوانعالی کشور زمان شاه این استقلال و عرضه را داشت که حکم دادگاه اصفهان را لغو کند ولی همین سید مهدی در زمان جمهوری اسلامی اصرار کرد اگر بناست محاکمه شوم، مرا محاکمه کنید تا گره باز شود و در اصفهان مقدمات محاکمه فراهم شد ولی شورای عالی قضایی نظر نداد و جلوی آن را گرفت. حالا آقای وزیر اطلاعات می فرمایند او متهم به بیست و چند فقره قتل است و حضرتعالی هم می فرمایید "متهم به جنایات بسیار از قبیل قتل مباشرتاً و تسبیباً و امثال آن می باشد " اگر کشور هرج و مرج است، عرضی ندارم و اگر قانون دارد، اتهام قتل احتیاج به شاکی دارد و مرجع رسیدگی هم دادگستری است و اطلاعات حق دخالت ندارد... من سید مهدی را از وقتی که بچه بود و با مرحوم محمد هم بحث و به درس مکاسب من می آمد، می شناختم و پدرش استاد من بود و برادرش داماد من است. من تمام خصوصیات او را می‌دانم. او مردی است مخلص اسلام و انقلاب و حتی شخص حضرتعالی، هم خوش استعداد و خوش درک است و هم خوب صحبت می کند و خوب می نویسد و در عقل و تدبیر و مدیریت به مراتب از رئیس سپاه و وزیر اطلاعات با همه کمالات‌شان بهتر است و در تعهد و تقوا هم از آنان کمتر نیست، فقط بز اخفش نیست و حاضر نیست کورکورانه مهره کسی شود. آیا می‌دانید که مردم در اتوبوس‌ها و تاکسی ها و صفوف مرغ و تخم مرغ و بنزین و روغن نباتی و گوشت و امثال اینها، علناً به مسئولین جمهوری اسلامی و حتی متأسفانه به شخص حضرتعالی فحش می دهند؟... تذکراً عرض می کنم، لازم است حضرتعالی در امور جاریه کشور و جبهه ها، فقط به گزارش های مسئولین و بیت معظم قناعت نکنید. مسئولین همیشه هم به لحاظ خودشان و هم به لحاظ رعایت حال حضرتعالی خوبی ها را می گویند و بدی ها را نمی گویند. لازم است افرادی عادی مورد وثوق که در میان ملت هستند، گاه و گاهی بیایند و محرمانه بدون حضور احدی و بدون ترس و واهمه اوضاع کشور را صریحاً گزارش کنند و من خوشبختانه از این شیوه استفاده می کنم"
تلاش های امام برای بازگشت آقای منتظری به اینجا ختم نشد، ایشان پس از اعتصاب آقای منتظری از ایشان دعوت می کند تا در جلسه سران قوا حضور یابند. شرح حال این جلسه از زبان سید احمد خمینی در رنجنامه اش خطاب به آقای منتظری خواندنی است: " امام با کمال بزرگواری شما را خواستند و شما در جلسه‌ای در منزل اینجانب که سران قوا و نخست‌وزیر بودند، شرکت کردید.از ابتدا معلوم بود که به شما گفته‌ بودند که زیر بار هیچ پیشنهادی نروید تا آقا مهدی را آزاد کنند. چرا که با همه با خشونت برخورد ‌کردید.امام در این جلسه با تواضع بسیار از شما خواستند که اعتصاب خود علیه نظام را بشکنید. به شما گفتند: آیا شما، ماها را دشمن خود می‌دانید؟ یقینا این را نمی‌توانید بگویید. بعد با حالت بسیار صمیمی و گرم فرمودند: من از شما خواهش می‌کنم که این کارها را کنار بگذارید و مشغول کار خود شوید. قبول نکردید! فرمودند: من به شما ارادت دارم. من مخلص شما هستم. از این مرید و مخلص خود قبول بفرمایید و به کار خود مشغول شوید. با کمال خشونت گفتید "لا یکلف الله نفسا الا وسعها" در این هنگام من به دوستان نگاه کردم. دیدم همگی از شرم و حیا، سرهایشان را پایین انداخته‌اند و آقای خامنه‌ای اشک در چشمانشان بود. آقای رفسنجانی و من در جلو امام به شما گفتیم که شما قائل به ولایت فقیه هستید و به قول خودتان 700 صفحه پیرامون آن مطلب نوشته‌اید چرا گوش به حرف امام نمی‌دهید؟ باز همان جمله «لایکلف الله نفسا» را به زبان آوردید و امام با خونسردی به شما نگاه می‌کردند." (رنجنامه ص 45)
پافشاری امام راحل بر اجرای عدالت از یکسو و عدم تمکین آقای منتظری از سوی دیگر راهی برای امام رنجدیده امت باقی نگذاشته بود جز اینکه برای حفظ اسلام و اجرای عدالت، آقای منتظری را از قائم مقامی رهبری برکنار نماید . حضرت امام درنامه تاریخی مورخ 6 / 1 / 68 خود برای عزل منتظری از منصب قائم مقامی رهبری نوشتند: "
جناب آقای منتظری
با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم.از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید.در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید.از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
1- سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.
2- از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3-دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4-نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم. من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.
یکشنبه 6 / 1 / 68
روح‌الله الموسوی الخمینی"

ریز شناختِ نقش هاشمی رفسنجانی در ماجرای قائم مقامی رهبری؛

اما نکته ای که نباید از آن غافل بود نقش ویژه هاشمی رفسنجانی در قائم مقامی رهبری منتظری است. همان گونه که امام راحل در نوشته خود به صراحت فرموده بودند: "والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم..... و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم." . درباره نقش اکبرهاشمی رفسنجانی در این انتخاب روایت ناگفته ای وجود دارد که می تواند گره گشای بسیاری از اقدامات و تحرکات جریان نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد.
آیت الله محمدی گیلانی (رئیس سابق دیوان عالی کشور) در تاریخ6/9/1379 به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم(ع) در منزل حجه الاسلام رازینی ضمن سخنانی اظهار داشت: "یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25/4/1364)، من ضمن تماس با دفتر امام(ره) کتباً (از طریق آقای توسلی و آقای رسولی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسیدم. گفتم: «فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم؛خدمتشان درس خوانده ام؛ ایشان را عابد و زاهد می دانم؛ ولی این خصوصیات، کافی نیست. او از عهده این کار برنمی آید...». امام، گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...! و اضافه فرمود: «احمد هم از او دفاع می کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دست نویس‌های او را آورده اند. من دیدم نامه های آقای منتظری از نوشته های مهدی هاشمی الهام گرفته»!سخن امام که به این جا رسید، من گفتم: آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: «امام خیال کرده که آنچه من برایش می‌نویسم، الهام از سید مهدی می گیرم»! امام فرمود: « نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!» گفتم: «بله! آقای سید عباس خاتم و سید جعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند». امام فرمود: « او اینطور است»! عرض کردم: «بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود».امام قدری فکر کرد و فرمود: «احمد نیست، می شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم» عرض کردم: «بله، اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم و این جریان را خدمت شما گفتم. به هیچ کس نگویید. می ترسم مرا هم شمس آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند»!این را که گفتم، امام -اعلی الله مقامه- سه بار خندید و فرمود:«خاطرت جمع باشد». از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم.فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم... شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که «حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند». گفتم: « همین طور است».فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد. آقای محمدی گیلانی اضافه کرد که: پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن». گفتم: «چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم.»فرمودند: «نه، یکی از دوستان آمده و چنین گفته...» گفتم: «ما اعلام کرده ایم. نمی‌شود..»

تبار شناسی خاندان هاشمی ؛

نظر به اینکه علت اصلی سقوط و جاماندن مرحوم منتظری از قطار پرشتاب انقلاب ساده لوحی و حمایت های افراطی و احساسی وی از خانواده اش و علی الخصوص سید مهدی هاشمی بود به نظر می رسد همین بلیّه دامن گیر خاندان و نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانی نیز شده و همان گونه که بسیار پیشتر از این پیش بینی می شد وی در مرز میان تعلق به خانواده و دفاع از فرزندانی چون مهدی و فائزه و یا ادامه حیات خالصانه و مجاهدانه با نظام در تردید گرفتار شده است. از همین رو شناختی اجمالی و کلی نسبت به نزدیکان هاشمی می تواند در ترسیم نمایی کلی از چارچوب ها و رفتارهای خاندان هاشمی بهرمانی موثر باشد.

فرزندان هاشمی رفسنجانی:

-فاطمه هاشمی فرزند ارشد اکبر هاشمی که مدتی رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص بوده است.
- محسن هاشمی ریاست دفتر تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه دارد اما از آن مهم‌تر مرد اول پروژه مترو تهران است. او پسر ارشد هاشمی است و گردآوری خاطرات پدر در حیطه وظایف محسن است.
– فائزه هاشمی رفسنجانی نماینده مجلس پنجم شورای اسلامی. مدیر مسئول نشریه جنجالی "زن" که در آن به صراحت احکام مسلم اسلام مانند برابری دیه زن و مرد و تعدد زوجات مورد هجمه قرار می گرفت. ابراز تاسف از ارزش شدن چادر مشکلی در سال های پس از انقلاب در یک مصاحبه تلویزیونی، چاپ عکس تبلیغاتی فرح پهلوی در نشریه، مصاحبه و نظرخواهی از بنی صدر، آزاد بودن اختیار حجاب توسط زنان مسلمان و دوچرخه سواری رسمی و علنی فائزه از پرخطرترین اقدمات وی در زمان نمایندگی و در دوران چاپ نشریه اش می باشد.
فائزه در عین حال تنها فرزند هاشمی است که در حوادث فتنه ی سبز بارها بزرگان انقلاب را با دریدگی و گستاخی مورد خطاب قرار می داد. فائزه و فرزندانش در فتنه های بعد از انتخابات چند ساعتی را در بازداشت بوده‌اند.
- مهدی هاشمی رفسنجانی، او مدعی است دکترای خود را از دانشگاه آزاد گرفته است. مهدی ، قائم مقام حسین مرعشی در کمیته راهبردی ستاد حامیان میرحسین موسوی بوده است. مهدی هاشمی علاوه بر اینکه در وزارت نفت حضور داشته ریاست بهینه سازی مصرف سوخت را هم داشته است.
درباره اشتباهات و خطاهای مهدی هاشمی در سالهای اخیر به خصوص فتنه های مرتبط با انتخابات 88 سرفصل ها و عناوینی ذکر شده که مهدی هاشمی و نزدیکانش تاکنون نسبت به آنان پاسخ های شفاف و مستدلی ارائه نکرده اند. فعالیت های شفاف و پنهان اقتصادی، ارتباطات پنهان و خطرساز ، نقش ویژه در مسائل مرتبط با دانشگاه آزاد و در نهایت پشت پرده اصلی کمیته به اصطلاح صیانت از آرای اصلاح طلبان و سازمان دهنده اراذل و اوباش خیابانی برای ایجاد و دامن زدن به اغتشاشات پس از انتخابات 88 از اتهاماتی است که متوجه مهدی هاشمی می باشد.
- یاسرهاشمی رفسنجانی، فرزند کوچک هاشمی و ظاهراً غیر سیاسی ترین عضو این خاندان نیز است. یاسر کارمند مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد.
- خانم عفت مرعشی همسر آقای هاشمی رفسنجانی، او خواهر حسین مرعشی معاون خاتمی و از مدیران اصلی دولت سازندگی است. خانم مرعشی در روز رای گیری انتخابات 88 پس از اینکه با حضور در حسینیه جماران رای خود را به صندوق انداخت، خطاب به مردم و خبرنگاران گفت: " شما شاهد هستید که من در رای خود نام میر حسین موسوی را نوشتم و امیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت . اینها به فرزندان، همسر و خانواده ما توهین کرده و آنها را متهم می‌کنند.همسر هاشمی رفسنجانی همچنین در پاسخ به سوال فردی که می‌پرسید اگر تقلب شود چه اتفاقی می‌افتد؟ گفت: اگر تقلب شود از مردم می‌خواهم با حضور در خیابان‌ها واکنش نشان دهند.اما در صورتی که تقلب انجام نشود مطمئن هستم که میرحسین موسوی رای خواهد آورد."


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/8/18ساعــت 4:42 عصر تــوسط عباس | نظر
ایا قوه قضائیه عاملین انقلاب مخملین را محاکمه میکند
»» بسمه تعالی

 

با برگزاری دادگاه فائزه هاشمی در آذرماه کلید می خورد

 

 

 

آنچه حائز اهمیت است، همزمانی محاکمه خائنین به ملتها و فرزندانشان در منطقه و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران است. آیا محاکمه فائزه هاشمی دورخیز قوه قضائیه برای محاکمه مهدی هاشمی و سران فتنه خواهد بود؟ ماجرایی که باید نشست و نظاره گر بود تا دید سرانجام عاملین انقلاب مخملین به کجا خواهد رسید

 

 


بولتن نیوز: بیش از 2 سال چشم انتظاری مردم برای محاکمه خانواده هاشمی رفسنجانی، با محاکمه دختر کوچک آقای هاشمی رفسنجانی در آذرماه، از سوی قوه قضائیه رسما کلید می خورد.


چندروز پیش سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی وکیل خانواده هاشمی‌رفسنجانی با بیان این مطلب که مهلت استمهال دادگاه فائزه ‌هاشمی‌رفسنجانی آذرماه به پایان می‌رسد، گفت: دادگاه فائزه ‌هاشمی در آذرماه برگزار می‌شود و وی باید در دادگاه از خود در برابر اتهام تبلیغ علیه نظام رفع اتهام کند.




اتهامی که قرار است فائزه هاشمی برای آن به دادگاه احضار شود، مصاحبه با سایت ضدانقلاب روزآنلاین است.وی در گفتگو با این سایت تندترین اتهامات را به حاکمیت نظام نسبت داده است. این اظهارات تا جایی پیش رفته است که فائزه بدون توجه به اینکه پدرش یکی از مسئولین رده بالای نظام بوده و هست، مطالبی موهن در خصوص نحوه اداره مملکت عنوان می کند.


هر چند که اتهام هاشمی تبلیغ علیه نظام است ولی به گفته وکیل خانواده هاشمی، فائزه این اتهامات را قبول ندارد.موضوعی که درباره این دختر کوچک هاشمی امری مسبوق به سابقه است.


فائزه هاشمی در 26 خرداد 88 در جمع هواداران میرحسین موسوی در مقابل مسجد بلال صدا و سیما طی سخنان تحریک آمیزی خواستار ادامه تجمعات و اعتراض هواداران موسوی در خیابانها شد.موضوعی که با غروب آفتاب و تاریکی شب در خیابان ولی عصر و میدان ونک با آتش زدن لاستیک و شکستن شیشه های چند مغازه، باعث ایجاد رعب و وحشت شهروندان و رهگذران شد.




 


4 روز بعد و در 30 خرداد فائزه هاشمی به همراه 4 تن از اعضای خانواده خود در خیابان آزادی به تحریک و تشویق اغتشاشگران پرداختند.


در 16 آذر همان سال فائزه با حضور در تجمع فتنه گران نقش بسزایی در تحریک تجمع کنندگان در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات داشت؛ به طوری که پس از آن تجمع، بی بی سی فارسی با پخش فیلم حضور وی در این دانشگاه سعی در ملتهب نشان دادن وضعیت آن روز کشور داشت.


دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای چندمین بار پس از سپری کردن تعطیلات در شمال کشور، به جمع آشوبگران روز عاشورا در تهران پیوست.وی ششم دیماه 88 به همراه حدود15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا کرد.


فائزه هاشمی رفسنجانی برای آخرین بار در تقاطع فاطمی – خیابان ولیعصر در حال لیدری، شعار دادن و تحریک مردم دستگیر شد.


هر چند که حضور وی در این تجمعات رسانه ای شده است ولی فائزه هاشمی حضور در اغتشاشات را به کلی رد کرده است و علت حضور خود در مرکز اغتشاشات را خوردن ساندویچ! و یا خرید لباس! دانسته است.


زنگها برای محاکمه به صدا در می آیند


سرانجام پس از 2 سال فتنه 88 قوه قضائیه توانست بر فشارهای بیرونی فائق آید و با گشایش پرونده دیگری از فائزه هاشمی به نوعی راه را برای محاکمه شاه کلید فتنه(مهدی هاشمی رفسنجانی) هموار کند.




در حالی مهدی هاشمی فرزند حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به پیشنهاد پدر دو سال پیش از ایران خارج و به مقصد انگلیس متواری شده است که اتهامات بسیار سنگینتر از خواهرش متوجه اوست تا جایی که دادستان کل کشور با بیان کلیاتی اتهامات وی را مالی، امنیتی و غیره دانسته است.


آنچه حائز اهمیت است، همزمانی محاکمه خائنین به ملتها و فرزندانشان در منطقه و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران است. آیا محاکمه فائزه هاشمی دورخیز قوه قضائیه برای محاکمه مهدی هاشمی و سران فتنه خواهد بود؟ ماجرایی که باید نشست و نظاره گر بود تا دید سرانجام عاملین انقلاب رنگی به کجا خواهد رسید.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/8/18ساعــت 11:13 صبح تــوسط عباس | نظر
ایا قوه قضائیه عاملین انقلاب مخملین را محاکمه میکند
با برگزاری دادگاه فائزه هاشمی در آذرماه کلید می خورد

آنچه حائز اهمیت است، همزمانی محاکمه خائنین به ملتها و فرزندانشان در منطقه و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران است. آیا محاکمه فائزه هاشمی دورخیز قوه قضائیه برای محاکمه مهدی هاشمی و سران فتنه خواهد بود؟ ماجرایی که باید نشست و نظاره گر بود تا دید سرانجام عاملین انقلاب مخملین به کجا خواهد رسید

بولتن نیوز: بیش از 2 سال چشم انتظاری مردم برای محاکمه خانواده هاشمی رفسنجانی، با محاکمه دختر کوچک آقای هاشمی رفسنجانی در آذرماه، از سوی قوه قضائیه رسما کلید می خورد.

چندروز پیش سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی وکیل خانواده هاشمی‌رفسنجانی با بیان این مطلب که مهلت استمهال دادگاه فائزه ‌هاشمی‌رفسنجانی آذرماه به پایان می‌رسد، گفت: دادگاه فائزه ‌هاشمی در آذرماه برگزار می‌شود و وی باید در دادگاه از خود  در برابر اتهام تبلیغ علیه نظام رفع اتهام کند.


اتهامی که قرار است فائزه هاشمی برای آن به دادگاه احضار شود، مصاحبه با سایت ضدانقلاب روزآنلاین است.وی در گفتگو با این سایت تندترین اتهامات را به حاکمیت نظام نسبت داده است. این اظهارات تا جایی پیش رفته است که فائزه بدون توجه به اینکه پدرش یکی از مسئولین رده بالای نظام بوده و هست، مطالبی موهن در خصوص نحوه اداره مملکت عنوان می کند. 

 هر چند که اتهام هاشمی تبلیغ علیه نظام است ولی به گفته وکیل خانواده هاشمی، فائزه این اتهامات را قبول ندارد.موضوعی که درباره این دختر کوچک هاشمی امری مسبوق به سابقه است.

فائزه هاشمی در 26 خرداد 88 در جمع هواداران میرحسین موسوی در مقابل مسجد بلال صدا و سیما طی سخنان تحریک آمیزی خواستار ادامه تجمعات و اعتراض هواداران موسوی در خیابانها شد.موضوعی که با غروب آفتاب و تاریکی شب در خیابان ولی عصر و میدان ونک با آتش زدن لاستیک و شکستن شیشه های چند مغازه، باعث ایجاد رعب و وحشت شهروندان و رهگذران شد.


  

4 روز بعد و در 30 خرداد فائزه هاشمی به همراه 4 تن از اعضای خانواده خود در خیابان آزادی به تحریک و تشویق اغتشاشگران پرداختند.

در 16 آذر همان سال فائزه با حضور در تجمع فتنه گران نقش بسزایی در تحریک تجمع کنندگان در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات داشت؛ به طوری که پس از آن تجمع، بی بی سی فارسی با پخش فیلم حضور وی در این دانشگاه سعی در ملتهب نشان دادن وضعیت آن روز کشور داشت. 

دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای چندمین  بار پس از سپری کردن تعطیلات در شمال کشور، به جمع آشوبگران روز عاشورا در تهران پیوست.وی ششم دیماه 88 به همراه حدود15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا کرد. 

فائزه هاشمی رفسنجانی برای آخرین بار در تقاطع فاطمی – خیابان ولیعصر در حال لیدری، شعار دادن و تحریک مردم دستگیر شد. 

هر چند که حضور وی در این تجمعات رسانه ای شده است ولی فائزه هاشمی حضور در اغتشاشات را به کلی رد کرده است و علت حضور خود در مرکز اغتشاشات را خوردن ساندویچ! و یا خرید لباس! دانسته است.

زنگها برای محاکمه به صدا در می آیند

سرانجام پس از 2 سال فتنه 88 قوه قضائیه توانست بر فشارهای بیرونی فائق آید و با گشایش پرونده دیگری از فائزه هاشمی به نوعی راه را برای محاکمه شاه کلید فتنه(مهدی هاشمی رفسنجانی) هموار کند.


در حالی مهدی هاشمی فرزند حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به پیشنهاد پدر دو سال پیش از ایران خارج و به مقصد انگلیس متواری شده است که اتهامات بسیار سنگینتر از خواهرش متوجه اوست تا جایی که دادستان کل کشور با بیان کلیاتی اتهامات وی را مالی، امنیتی و غیره دانسته است.

آنچه حائز اهمیت است، همزمانی محاکمه خائنین به ملتها و فرزندانشان در منطقه و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران است. آیا محاکمه فائزه هاشمی دورخیز قوه قضائیه برای محاکمه مهدی هاشمی و سران فتنه خواهد بود؟ ماجرایی که باید نشست و نظاره گر بود تا دید سرانجام عاملین انقلاب رنگی به کجا خواهد رسید.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/8/18ساعــت 8:12 صبح تــوسط عباس | نظر
ایا قوه قضائیه هاشمی را محاکمه میکند
با برگزاری دادگاه فائزه هاشمی در آذرماه کلید می خورد

آنچه حائز اهمیت است، همزمانی محاکمه خائنین به ملتها و فرزندانشان در منطقه و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران است. آیا محاکمه فائزه هاشمی دورخیز قوه قضائیه برای محاکمه مهدی هاشمی و سران فتنه خواهد بود؟ ماجرایی که باید نشست و نظاره گر بود تا دید سرانجام عاملین انقلاب مخملین به کجا خواهد رسید

بولتن نیوز: بیش از 2 سال چشم انتظاری مردم برای محاکمه خانواده هاشمی رفسنجانی، با محاکمه دختر کوچک آقای هاشمی رفسنجانی در آذرماه، از سوی قوه قضائیه رسما کلید می خورد.

چندروز پیش سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی وکیل خانواده هاشمی‌رفسنجانی با بیان این مطلب که مهلت استمهال دادگاه فائزه ‌هاشمی‌رفسنجانی آذرماه به پایان می‌رسد، گفت: دادگاه فائزه ‌هاشمی در آذرماه برگزار می‌شود و وی باید در دادگاه از خود  در برابر اتهام تبلیغ علیه نظام رفع اتهام کند.


اتهامی که قرار است فائزه هاشمی برای آن به دادگاه احضار شود، مصاحبه با سایت ضدانقلاب روزآنلاین است.وی در گفتگو با این سایت تندترین اتهامات را به حاکمیت نظام نسبت داده است. این اظهارات تا جایی پیش رفته است که فائزه بدون توجه به اینکه پدرش یکی از مسئولین رده بالای نظام بوده و هست، مطالبی موهن در خصوص نحوه اداره مملکت عنوان می کند. 

 هر چند که اتهام هاشمی تبلیغ علیه نظام است ولی به گفته وکیل خانواده هاشمی، فائزه این اتهامات را قبول ندارد.موضوعی که درباره این دختر کوچک هاشمی امری مسبوق به سابقه است.

فائزه هاشمی در 26 خرداد 88 در جمع هواداران میرحسین موسوی در مقابل مسجد بلال صدا و سیما طی سخنان تحریک آمیزی خواستار ادامه تجمعات و اعتراض هواداران موسوی در خیابانها شد.موضوعی که با غروب آفتاب و تاریکی شب در خیابان ولی عصر و میدان ونک با آتش زدن لاستیک و شکستن شیشه های چند مغازه، باعث ایجاد رعب و وحشت شهروندان و رهگذران شد.


  

4 روز بعد و در 30 خرداد فائزه هاشمی به همراه 4 تن از اعضای خانواده خود در خیابان آزادی به تحریک و تشویق اغتشاشگران پرداختند.

در 16 آذر همان سال فائزه با حضور در تجمع فتنه گران نقش بسزایی در تحریک تجمع کنندگان در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات داشت؛ به طوری که پس از آن تجمع، بی بی سی فارسی با پخش فیلم حضور وی در این دانشگاه سعی در ملتهب نشان دادن وضعیت آن روز کشور داشت. 

دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای چندمین  بار پس از سپری کردن تعطیلات در شمال کشور، به جمع آشوبگران روز عاشورا در تهران پیوست.وی ششم دیماه 88 به همراه حدود15 نفر از بستگان و خانواده در اغتشاشات حضور پیدا کرد. 

فائزه هاشمی رفسنجانی برای آخرین بار در تقاطع فاطمی – خیابان ولیعصر در حال لیدری، شعار دادن و تحریک مردم دستگیر شد. 

هر چند که حضور وی در این تجمعات رسانه ای شده است ولی فائزه هاشمی حضور در اغتشاشات را به کلی رد کرده است و علت حضور خود در مرکز اغتشاشات را خوردن ساندویچ! و یا خرید لباس! دانسته است.

زنگها برای محاکمه به صدا در می آیند

سرانجام پس از 2 سال فتنه 88 قوه قضائیه توانست بر فشارهای بیرونی فائق آید و با گشایش پرونده دیگری از فائزه هاشمی به نوعی راه را برای محاکمه شاه کلید فتنه(مهدی هاشمی رفسنجانی) هموار کند.


در حالی مهدی هاشمی فرزند حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به پیشنهاد پدر دو سال پیش از ایران خارج و به مقصد انگلیس متواری شده است که اتهامات بسیار سنگینتر از خواهرش متوجه اوست تا جایی که دادستان کل کشور با بیان کلیاتی اتهامات وی را مالی، امنیتی و غیره دانسته است.

آنچه حائز اهمیت است، همزمانی محاکمه خائنین به ملتها و فرزندانشان در منطقه و به تبع آن در جمهوری اسلامی ایران است. آیا محاکمه فائزه هاشمی دورخیز قوه قضائیه برای محاکمه مهدی هاشمی و سران فتنه خواهد بود؟ ماجرایی که باید نشست و نظاره گر بود تا دید سرانجام عاملین انقلاب رنگی به کجا خواهد رسید.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 90/8/18ساعــت 8:10 صبح تــوسط عباس | نظر
اعمالی که شیطان را فراری می دهد#حضرت محمد(ص)

بسمه تعالی+

+ اعمالی که شیطان را فراری می دهد#حضرت محمد(ص) فرموده اند اَلا اُخْبِرُکُمْ بِشَىْ‏ءٍ اِنْ اَنـْتُمْ فَعَلْتُموهُ تَباعَدَ الشَّیْطانُ مِنْـکُمْ کَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟ قالوا: بَلى، قالَ: اَلصَّوْمُ یُسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَـکْسِرُ ظَهْرَهُ وَ الْحُبُّ فِى اللّه‏ِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ یَقْطَعانِ دابِرَهُ وَ الاِْسْتِغْفارُ یَقْطَعُ وَ تینَهُ

آیا شما را از چیزى خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید، شیطان از شما دور شود، چندان که مشرق از مغرب دور است؟ عرض کردند: چرا فرمودند: روزه روى شیطان را سیاه مى‏کند، صدقه پشت او را مى‏شکند، دوست داشتن براى خدا و همیارى در کار نیک، ریشه او را مى‏کند و استغفار شاهرگش را مى‏زند. میراث حدیث شیعه ، ج 2، ص 20،

+ نوشته شـــده در یکشنبه 90/8/15ساعــت 9:51 صبح تــوسط عباس | نظر
هاشمی رفسنجانی کسی بودکه باصراحت ازفتنه حمایت کردومیکند.
بسمه تعالی
وحدتی را می‌پذیریم که مورد پذیرش بدنه اصولگرایان باشد

 

علیرضا معاف سردبیر هفته نامه 9 دی در واکنش به نوشته مالک شریعتی به سرمقاله حمید رسایی مدیرمسئول هفته‌نامه 9 دی، یادداشتی منتشر کرد که متن آن در ادامه آمده است:

1 . هفته نامه 9 دی به هیچ وجه به یادداشت هفته نامه پنجره پاسخی عجولانه نداده است. بویژه که این پاسخ پس از یک هفته در 9 دی به چاپ رسیده. ظاهرا واکنش سریع جمعیت رهپویان در خبرگزاری فارس تنها چند ساعت پس از انتشار یادداشت 9 دی در خبرگزاری فارس به شتابزدگی شبیه تر است.

در یادداشت توضیحی جمعیت رهپویان ذکر شده که برخی از دوستان با ضعیف شمردن و انکار جریان انحرافی به رقابت درون گفتمانی معتقدند. در حالی که ما نه جریان انحرافی را انکار و نه ضعیف می شماریم بلکه از همان ابتدا به نقد جدی و اصولی مبانی و اظهارات جریان انحرافی پرداخته ایم از جمله در محضر رهبر معظم انقلاب آن هم حدود یک سال و نیم قبل از اتفاقات اردیبهشت ماه امسال که اتفاقا در همان جلسه رهبر معظم انقلاب این مشی را تایید کردند.

ولی در عین حال معتقدیم مردودین و ساکتین فتنه 88 با اصلی کردن جریان انحرافی به دنبال تبرئه عملکرد خود در فتنه 88 هستند. این جماعت می خواهند با این ترفند، فتنه و عملکرد خود در کودتای88 را از یادها ببرند. در حالی که این خط بر خلاف مسیر تبیین شده توسط رهبری معظم انقلاب است. روشن است که رهبری در عین ایستادگی در برابر زیاده خواهی های جریان انحرافی،‌ تاکنون در اکثر سخنرانی های خود فتنه 88 را به یادها آورده است از جمله در کرمانشاه، در آخرین دیدار مجلس هشتم، در سفر استانی قم و... با این همه متاسفانه برخی از دوستان ما در این بازی، تبدیل شدند به مهره های جریان مردود و ساکتین فتنه و دقیقا همان می کنند که آنها می خواهند.

یعنی به جای آن که به فتنه و انحراف با هم بپردازند، فتنه گران و ساکتین فتنه که در مجلس هشتم همواره با جریان اصلاحات و فتنه ائتلاف نانوشته داشتند را رها کرده بلکه با بخشی از آنها وحدت کرده اند و تنها واجب خود را بزرگنمایی جریان انحرافی می دانند.

در حالی جبهه پایداری وظیفه خود می داند که نه تنها به جریان انحرافی بپردازد بلکه همواره عملکرد جریان فتنه و خواص مردود را نیز در کنار آن به یادها بیاورد. بد نیست بدانید که اولین کسی که به گوش یکی از عوامل جریان انحرافی در مجلس سیلی زد، آقای زارعی و تنها کسی که در تلویزیون در برابر نماینده جریان انحرافی به مناظره نشست، مدیر مسئول 9 دی بود که هر دو از جبهه پایداری‌اند. شاید می دانید که یکی از دلایل پشت پرده توقیف 9 دی هم اتخاذ همین استراتژی (پرداختن به فتنه و ساکتین در کنار انحرافیون) بود که برخی را خوش نمی آمد.

2 . در بند دوم اشاره شده که یادداشت 9 دی القا کرده که فقط خودشان و دوستانشان حافظ گفتمان اصولگرایی اند. برای قضاوت در این باره لطفا به این بخش از یادداشت 9 دی دقت کنید: "حال به سئوال مهم ما که دوستانی همچون شما (آقای زاکانی) باید پاسخ دهید این است که ترکیب 8+7 بر اساس این شاخص مورد نظر رهبری تشکیل شده است؟

ما و شما که تردید نداریم اصلاح طلبان و آقای هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی بودند که نه تنها سکوت نکردند بلکه با صراحت و قاطعیت تمام از فتنه حمایت کردند و می کنند. همچنین تردیدی نیست که دوستانی مانند جمعیت رهپویان، ایثارگران و بسیاری از اصولگرایان در جبهه پیروان امام و رهبری و آنهایی که امروز به جبهه پایداری انقلاب اسلامی شناخته می شوند نیز با صراحت و قاطعیت به تبیین فتنه و روشنگری و بصیرت افزایی پرداختند، حال سئوال این است که پس مصداق این سخنان رهبری چه کسانی هستند؟ آیا برخی از اعضای خانواده اصولگرایی که جمعی از آنها از جمله حاضرین در ترکیب 8+7 هستند، از جمله مصادیق این جمله رهبری که قرار است برای ما شاخص وحدت باشد، نیستند؟

بی تردید ما معتقد نیستیم که این افراد به دلیل اتخاذ مواضع دو پهلو و سکوت‌شان باید از جریان اصولگرایی بیرون قرار داده شوند اما مانند همه بدنه اصولگرایی که با فتنه دست و پنجه نرم کردند، ‌پایگاه های بسیج‌شان به آتش کشیده شد، چادر از سر ناموس‌شان کشیده شد و در روز عاشورا صدای هلهله و شادی از جماعت فتنه گر شنیدند و بسیاری از هزینه های دیگر را پرداختند، معتقدیم که جای این افراد در ترکیب 8+7برای به وحدت رساندن بدنه اصولگرایان نیست چون با وجود آنها، بدنه جریان اصولگرایی که قرار است پای صندوق های رای برود، به وحدت نمی رسند."

در بخش دیگری از یادداشت 9 دی به این بخش از سخنان رهبری به عنوان یک شاخص اشاره شده که فرمودند :‌"انتظار از خواص این است که مرزشان و موضعشان را با آنها (فتنه گران) مشخص کنند. دو پهلو حرف زدن این کمک به غبارآلودگی فضاست. این کمک به رفع فتنه نیست. این کمک به شفاف سازی نیست. شفاف سازی دشمنِِ دشمن است، مانع دشمن است. این خودش یک شاخص است. این که چه کسی به شفاف سازی کمک می کند و چه کسی به غبارآلودگی کمک می کند، این یک شاخص است، این را معیار قرار بدهند و در نظر بگیرند."

آیا از این بخش از یادداشت 9 دی به معنای منحصر کردن جبهه پایداری در حفاظت از گفتمان اصولگرایی است؟ آیا ما رهپویان و ایثارگران را از این دایره بیرون دانسته ایم؟ اما از همه اینها که بگذاریم راستی چرا به سئوالات ما در این بند از یادداشت 9 دی پاسخ نداده اید؟ واقعا منظور رهبری چه کسانی است ؟ ما یا برخی از آنهایی که شما با آنها وحدت کرده اید؟

3 . دوستان ما اشاره کرده اند که رهپویان از زمان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تاکنون همواره بر وحدت تاکید داشته است. اگر واقعا چنین است پس چرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری علی رغم این که شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در جمع بندی خود به آقای لاریجانی رسیدند، شما از آقای قالیباف حمایت کردید؟

آیا این اقدام وحدت شکنی نبود؟ جبهه پایداری از آنجا که تاکنون در جلسات 8+7 شرکت نکرده است، انگ وحدت شکنی بر آن صدق نمی کند چون وحدتی با ساکتین نکرده است که آن را بشکند. بله ما همچنان دستمان برای وحدت با شما و دیگر اعضای جبهه پیروان امام و رهبری که در فتنه 88 مواضع دوپهلو نداشته اند و ساکت نبوده اند و در خط ولایت بوده اند و در برابر جریان انحرافی هم بر اساس مشی رهبری حرکت می کنند، دراز است.

4 . در بند چهارم این یادداشت اشاره شده که آقای زاکانی در صف مبارزه با انحراف دانشگاه آزاد بوده است و همچنین گفته شده که ایشان و چند برادر دیگر به مخالفت با طرح وقف دانشگاه آزاد در یکشنبه سیاه پرداختند. ما نیز تردیدی در اینها نداریم اما سئوال می کنیم مگر غیر از این است که هیات رییسه مجلس هشتم وقتی از عدم حضور آقایان حسینیان، زارعی، ‌حداد عادل، آقا تهرانی، رسایی و کوچک زاده در جلسه روز یکشنبه (مشهور به یکشنبه سیاه) مطلع شد، دستور جلسه را تغییر داد و بعد هم توانست رأی نمایندگان را بگیرد.

مگر غیر از این است که وقتی این جمع از سفر کربلا بازگشتند، طرحی را تهیه کردند و در حالی دوستان حاضر در صحن نا امید بودند، با تلاش و پایداری خود پس از دو روز رای مجلس را تغییر دادند و دانشگاه آزاد را از مصوبه چند روز قبل استثنا کردند. جالب اینجاست که مدیر مسئول 9دی طراح اصلی این طرح بود و توسط جناب آقای حسینیان در مجلس مطرح شد. نمی دانیم چرا جمعیت رهپویان در جوابیه خود به توجیه تاخیر مجلس هشتم در تصویب طرح نظارت روی آورده است؟ تاخیری که رهبری معظم انقلاب در دیدار سالانه خود اقدام مجلس را به کاری کوچک تعبیر کردند که اهمیت آن درک نشده است. اما بی شک می دانیم که اگر نبود فشار رسانه ها از جمله صدا و سیما ، خبرگزاری فارس ، روزنامه کیهان ، هفته نامه 9 دی و برخی از رسانه های اصولگرای دیگر که تاثیر زیادی در فضای مجلس داشت، شاید این امر رهبری تاکنون نیز عملی نشده بود.

5 . این موضوع که جناب آقای زاکانی همچنان اصرار دارد تا مکانیزم پر عیب و ایراد 8+7 را به رهبری انقلاب منتسب کند نیز از موارد عجیب است. 9 دی همانطور که در یادداشت خود یادآور شده: رهبری معظم انقلاب همواره بر این نکته تاکید کرده اند که مواضع خود در موضوعات مختلف را شفاف و صریح بیان می کنند و اینگونه نیست که بر خلاف مواضع اصولی و علنی، حرف هایی درگوشی برای جمعی داشته باشند.

با این حساب، شایسته نیست که در جریان اصولگرایی کسی برای به کرسی نشاندن سلیقه خود به سخنان گزینشی از رهبری و یا نقل قول های درگوشی استناد کند. به‌ویژه که در خصوص موضوعی همچون وحدت اصولگرایان نیز هر عقل سلیمی می داند که اقتضای به نتیجه رسیدن در میدان رقابت با رقبای سرسخت، به وحدت رسیدن با سلیقه های همسو و هم جهت درمبانی و رفتار است.

البته این نیز از بدیهات عقلی است که در چنین شرایطی وحدت مورد نظر باید بر اساس مکانیزمی طراحی شود که اعتماد بدنه یک جریان فراگیر سیاسی را به دنبال داشته باشد. با این حساب چرا توصیه رهبری به وحدت را که ایشان برای همه یاران انقلاب قائلند را در مکانیزم 8+7 خلاصه می کنید؟ آقای زاکانی لطفا به صراحت بفرمایید آیا رهبر معظم انقلاب در خصوص تبعیت از این مکانیزم توصیه ای داشته اند؟ مکانیزمی که در حال حاضر حتی برخی از ارکان اصلی آن به جز جبهه پایداری نیز در موردش اما و اگر دارند و این موارد را به اطلاع حضرات آیات مهدوی و یزدی هم رسانده اند.

6 . بر خلاف آنچه در بند 6 جوابیه آقای زاکانی ذکر شده ،‌ جبهه پایداری همچنان خود را وارد فعالیت حزبی نمی کند اما همانطور که از ابتدا اعلام کرده به دنبال کانال کشی و جریان سازی برای رسیدن به گفتمان واحد است. یعنی دقیقا آنچه رهبری انقلاب آن را تایید فرمودند. البته ادعا نداریم که فقط جبهه پایداری این گفتمان سازی را دنبال می کند ولی به روشنی می بینیم که جبهه پایداری با صراحت اعلام می کند که گفتمان واحد را مقدمه ضروری لیست واحد می داند که منطقی درست است . اما سئوال افکار عمومی این است که آیا شما هم گفتمان واحد را بر لیست واحد ترجیح می دهید یا نه؟ اگر نه پس شما گفتمان سازی نمی کنید.

9 دی در یادداشت خود به صراحت نوشت سئوال ما از برادران محترممان این است که آیا ساز و کار حاکم بر 8+7 مبتنی بر منطق اصولگرایانه است؟ اگر چنین است چرا اعلام کرده اند که ورود نماینده لاریجانی و قالیباف به دلیل این است که این آقایان مانند انتخابات مجلس هشتم لیست جداگانه ندهند. آیا این منطق اصولگرایانه است یا منطق سهم خواهانه و باج گیرانه؟ بدیهی است با این مقدمه در نهایت به مدل سهمیه بندی خواهیم رسید. یعنی به هر جریان و هر فردی سهمی از کاندیداها را اختصاص می دهیم تا فقط وحدت داشته باشیم، اما وحدت روی چه و برای چه؟ وحدت برای پیروزی در رسیدن به کرسی های مجلس نه وحدت در گفتمان اصولگرایی.

ما این مدل را در انتخابات مجلس هشتم تجربه کردیم و نتیجه آن ترکیبی از نمایندگان مجلس هشتم شد که مشهور بود به مجلسی با اکثریت تفکر اصولگرایانه اما جامعه از خروجی آن احساس اصولگرایانه نداشت چرا که یکی از خروجی های آن وقف دانشگاهی با000/000/000/000/250 میلیارد تومان سرمایه بود برای چند نفر ! خروجی آن یک سال و شش ماه معطلی در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان بود که مطالبه صریح و سریع رهبری از مجلس بود ! خروجی آن ستاد اصولگرایان حامی میر حسین موسوی بود ! و موارد دیگری از این دست. بنابراین جبهه پایداری بر این عقیده است که تا اصلاح این ساز و کار، وحدت مورد نظر که وحدت حول ارزش ها و آرمان هاست، تحقق نخواهد یافت و الا در ضرورت وحدت در فعالیت های اجتماعی، فقط غیرعاقل شک می کند.

7 . در بند 8 جوابیه مذکور اشاره شده که امثال آقای زاکانی در ابتدای مجلس هشتم حاضر به ائتلاف و حمایت از آقای لاریجانی نشدند اما اعضای جبهه پایداری امروز آن روز از لاریجانی حمایت کردند و بعد پشیمان شدند. سئوال ما از دوستانمان این است که اعضای جبهه پایداری یا همان فراکسیون انقلاب اسلامی اگر در سال 87 علی رغم احترامی که برای دکتر حداد عادل قائل بودند از لاریجانی حمایت کردند، بر اساس استدلال های روشن و از جمله سوابق آقای لاریجانی در دفاع از مبانی انقلاب و وعده ایشان در خصوص تعامل و همکاری با دولت بود که همواره مورد مطالبه رهبری انقلاب بوده است و اگر به فاصله چند ماه از این حمایت اعلام برائت کردند و بر آن تاکنون مانده اند نیز به دلیل پیوند آقای لاریجانی با اصلاح طلبان مجلس و همکاری با عده ای در مانع تراشی برای خدمات دولت نهم بوده است بویژه که آقای لاریجانی در فتنه 88 کاملا در پازل جریان فتنه و سبز ایفای نقش کرد.

اما سئوال‌مان این است که شما چرا علی رغم اطلاع از همه این ویژگی ها و سوابق آقای لاریجانی، امروز به متحدان اصلی خواص مردود و ساکتین در فتنه 88 تبدیل شده اید؟‌ آیا منکر تاثیر سکوت لاریجانی و قالیباف و سایر خواص مردود در تنفس مصنوعی به فتنه 88 هستید؟ اگر هستید چرا از اعلام صریح آن ابا دارید؟

8. در بند 9 جوابیه جمعیت رهپیویان به استنادات 9 دی به بخش هایی از مصاحبه مسئول دفتر آیت الله مصباح استناد شده و گفته شده که خبر رسمی دفتر آیت الله مصباح کذب و خبر منتشر شده به نقل از یک مقام آگاه درست است. واقعا نمی دانیم چه بگوییم به این همه منطق و استدلال جز جل الخالق.

9 دی هر چند تاکید کرده است که قصد ادامه دادن به این نامه نگاری ها را ندارد و از ابتدا نیز آغاز کننده آن نبوده است،‌اما منتظر است تا هفته نامه پنجره به انبوه سئوالات یادداشت اول 9 دی پاسخ دهد.

در پایان ما برای دوستان‌مان در جمعیت رهپویان و ایثارگران آرزوی موفقیت می کنیم و باز تصریح می کنیم که نباید از جبهه ای که با حمایت و مشورت آیت الله مصباح تشکیل شده ترسید. ‌نباید آن را تخریب کرد. ‌بی شک جبهه پایداری اگر تکلیفش وحدت با این ترکیب 8+7 باشد به آن عمل خواهد کرد ولی تا امروز هیچ قرینه ای بر این موضوع دیده نمی شود الا این که دوستانی چون شما اصرار بر پیوستن در این مکانیزم می کنند. البته این اصرار هم از آن باب است که دوستانی چون شما می گویند اگر جبهه پایداری نیایید ما تنها می مانیم و ما می پرسیم : چرا احساس تنهایی می کنید؟ مگر دیگر اعضای 8+7 را از جنس خودتان نمی دانید؟

 

کد خبر:105853 -


نظرات کاربران


+ نوشته شـــده در شنبه 90/8/14ساعــت 8:43 صبح تــوسط عباس | نظر
   1   2      >