سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی
سرور اختصاصی
سفارش تبلیغ
سرور اختصاصی
سرور اختصاصی
افشاگری رابط کروبی با ضدانقلاب درباره مثلث سرویسهای اطلاعاتی غرب

بسمه تعالی
به گزارش رجانیوز، محمود زمانی در این مستند به نقش سرویس جاسوسی انگلیس، امریکا و رابطه و برنامه ریزی آنها برای اغتشاش در ایران پرداخته است که در ادامه متن کامل این مستند را می بینید:
 
خودروی ون پارک شده در خیابان والتون پالاس در لندن شاید برای همه جلب توجه نکند ولی صاحب دفتر مقابل آن نمی‌تواند به راحتی ازکنار این خودروی مشکوک بگذرد...
 
«ایشون {امیرحسین جهانشاهی} استرس خاصی داشت چون می‌گفت یک دستگاه ون از صبح تا حالا جلوی منزل و محل کارش مستقر شده و احتمال می‌داد که مربوط به تیم امنیتی ایران باشه که ورود و خروج من رو {محمود زمانی} از منزلش کنترل می‌کنند و از من خواست در رفت و آمد به منزلش حتماً یک شال گردن با خودم داشته باشم و سر و صورتم را کاملاً ‌بپوشانم».
 
این احساس ترس از تجربه رسوایی که پیش از این رخ داده و در بین اردوگاه ضد انقلاب ایران، به «الماس گیت» شهرت دارد، باعث شد که صاحب این دفتر یعنی "امیرحسین جهانشاهی" حلقه حفاظتی خود را برای پیشگیری از ایجاد هرگونه حفره امنیتی، از 8 نفر به 12 نفر افزایش دهد...
 
«یک تیم حفاظتی 12 نفره ازش مراقبت می‌کردند و هر کسی هم می‌آمد، رفت و آمد را کنترل می‌کردند و حتی کامل می‌گشتنش».
 
اما آنچه ضد انقلاب «الماس گیت» می‌نامد و هر از چندگاهی سعی در پاک کردن صورت مسئله آن می‌کند، آخرین رسوایی آنها به شمار نمی‌رود و ریشه افشا شدن پیش از این موعد توطئه‌ها علیه یک ملت را باید در روابط خود این افراد جستجو کرد...
 
«من بخش مهمی از پروژه‌های سیاسی– امنیتی و اطلاعاتی غرب بودم که از طریق من و بخشی از عناصر دیگر، این خواسته‌هایشان را در ایران اجرایی کنند؛ من نقطه ثقل سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و همزمان در ارتباط با ضدانقلاب خارج از کشور و جریان سبز در داخل کشور را داشتم.
 
اما باز اتاق و دکوری آشنا و البته وحشت انگیز برای دشمن...
 
«من "محمود زمانی" در خرمشهر، در یک خانواده سیاسی و مذهبی متولد و بزرگ شدم؛ من الان در داخل ایران، تهران هستم و دقیقاً در همون اتاق {اتاقی که پیش از این "مدحی" و "دنیادیده شیران" در آن مصاحبه انجام داده بودند} هستم».
 
مختصات این فرد همانطور که خودش می گوید متفاوت از افشاکنندگان قبلی است؛ او خود را در میان مثلثی می‌بیند که 3 ضلع دارد و او با هر 3 ضلع رابطه‌ای عمیق و دوستانه دارد...
 
«دقیقاً من وسط یک مثلثی بودم که 3 راس داشت؛ من عنصر مورد اعتماد همزمان 3 گروه بودم؛ "سرویس‌های اطلاعاتی غرب شامل آمریکا و انگلیس"، "اپوزوسیون و ضدانقلاب خارج از کشور" و همچنین "جریان داخلی که مربوط به فتنه سال 88 می‌شد" و با مسئولین و سران این جریان در تماس بودم.»
 
رابطه این فرد آنچنان با عناصر مشهور ضدانقلاب درمی‌آمیزد که "امیرحسین جهانشاهی" از لیدرهای ضدانقلاب درشاخه وابسته به اسرائیل از او به عنوان مشاوری امین یاد می‌کند...
 
«اینها دیگه ارتباطشون رو با من خیلی سفت‌تر و محکم‌تر و نزدیک‌تر کردند».
 
اما چگونگی ورود این فرد به حیاط خلوت ضدانقلاب شاید مهمترین نکته‌ای باشد که در ابتدای این مستند مطرح می‌شود و "زمانی" آن را اینگونه بازگو می‌کند:
 
«به خاطر سوابق کاری خانوادگی در زمینه نفت، نمایندگی چندین شرکت نفتی رو تو زمینه تجهیزات و حفاری نفت داشتم و با شرکت‌های فرانسوی و انگلیسی در زمینه تولیدات تجهیزات نفت کار می‌کردم».
 
او در یکی از همین سفرها از طریق فردی به نام "فواد نونو" با "نوری‌زاده" یکی از عناصر ساواک و عامل کنونی MI6 ارتباط برقرار کرده و به سرعت وی را مجذوب خود می‌کند تا آنجا که در جلسات محرمانه وی هم اجازه شرکت پیدا می کند...
 
«در همین سفرهای تجاریم که به لندن داشتم، با یکی از دوستانم که عرب بود و قبلاً هم مدتی ایران زندگی کرده بود، آشنا شدم و ایشون منو به آقای نوری‌زاده در لندن معرفی کرد. یک جلسه‌ای در دفتر لندن، همون دفتر مرکز ایران و عراق که آقای نوری‌زاده مدیرش هستند، در لندن برگزار شد که یه تعدادی از آقایون اونجا شرکت داشتند، از جمله خود آقای نوری‌زاده، آقای خوانساری، اکثراً از اپوزیسیون خارج از کشور و از اعضای که به اصطلاح در لندن زندگی می کردند.
 
"آقای مایک" مسئول امور ایرانیان، مسئول میز ایرانیان در سفارت آمریکا در لندن در اون جلسه حضور داشت؛ در اون جلسه من پیش‌بینی‌هایی در رابطه با انتخابات سال 84 کردم که اون پیش‌بینی‌های من درست از آب در اومد، برای همین، اون‌ها بعد از اون قضیه که پیش‌بینی من درست دراومد ارتباطات بیشتری مرتب با من گرفتند».
 
ویژگی مهمی که "محمود زمانی" را به نقطه توجه و ارزش برای ضدانقلاب تبدیل می‌کند ارتباط نزدیک و غیرقابل انکار وی با یکی از سران فتنه است...
 
«در قضایای سال 88 من به عنوان رابط "آقای کروبی"؛ و آقای اردشیر امیرارجمند به عنوان نماینده "آقای موسوی" به عنوان رابط با خارج از کشور و اپوزیسیون خارج از کشور در ارتباط بودیم؛ من در داخل مرتب با آقای کروبی ملاقات می‌کردم و نظرات اپوزوسیون خارج از کشور را به ایشون منتقل می‌کردم و همچنین نظرات ایشون رو به اونها؛ ملاقات‌های من با آقای کروبی کاملاً در یک فضای خصوصی برگزار می‌شد و ایشون اجازه نمی‌داد که کس دیگه‌ای در جلسات ما حضور داشته باشد و مطالبی داشتیم که باید باهم چک می‌کردم ومن نظرات ایشون رو به خارج منتقل می‌کردم».
 
نوری‌زاده در مرحله بعدی محمود زمانی را با امیرحسین جهانشاهی آشنا می کند...
 
«آقای نوری‌زاده باز یک روز زنگ زد در دوبی، به من گفت که من می‌خواهم شما رو با یک شخصی آشنا بکنم؛ با هزینه خودشون منو دعوت کردن لندن،  اومد فرودگاه دنبال من و با ماشین خودش رفتیم منزل و دفتر کار شخصی به نام آقای امیرحسین جهانشاهی که اونجا منو معرفی کرد به آقای جهانشاهی و ما یه جلسه با آقای جهانشاهی در حضور آقای نوری‌زاده جلسه داشتیم».
 
البته بی اعتمادی بین این افراد همچنان موج می زند...
 
«تقریباً یک ماه بعدش منو خواست؛ تنها رفتم، اتفاقاً به من گفت که به آقای نوری‌زاده اطلاع ندم».
 
جهانشاهی پس از انجام تست‌های امنیتی خود محمود زمانی را وارد تیم نزدیکان می‌کند و او را در جریان طرح محرمانه دولت در تبعید قرار می‌دهد...
 
«آقای جهانشاهی یک منشوری داشت، 12 صفحه، یک کپی شو به من داد؛ می‌خواست این منشور در ایران پخش بشه. می‌گفت 50 هزار نسخه ازش چاپ کردند و می‌خواهیم در ایران توزیع بشه.
 
یه نسخه‌اش رو به من داد که من اون نسخه رو در اختیار آقای کروبی قرار دادم. ایشون طرحی رو نشون من داد که ارکان به اصطلاح موقت حکومت در آینده و سایه‌ای که اونها برای ایران پیش‌بینی و طراحی کرده بودند رو با من چک کرد؛ تقریباً این حکومت موقت 7 رکن داشت، رکن اصلیش شورای عالی کشور بود که ریاستش را داده بودند به رئیس جمهور، دوم هیات دولت که به ریاست نخست وزیر بود.»
 
جهانشاهی آنقدر با "زمانی" احساس نزدیکی می کند که او را در جریان خودروی مشکوک مقابل منزل و دفتر کارش هم قرار می دهد و با او کلی درد و دل می کند...
 
«من در آخرین ملاقاتی که فروردین سال 90 با آقای امیرحسین جهانشاهی در منزلش در لندن، در "والتون پلس" داشتم ایشون یک نگرانی عجیبی داشت و گفت به من، هم {موقع} اومدن و هم رفتن کاملاً سر و صورتم را بپوشانم، چون یک ون از صبح تا حالا در خونه‌اش مستقر شده و احتمال می‌داد مربوط به سیستم امنیتی ایران باشه که داره منزلش رو چک می‌کنه، رفت و آمدهای منزلش رو کنترل می کنه؛ کاملاً در چهره‌اش این استرس مشهود بود و برای همین هم سعی می‌کرد آخرین ملاقات ما زودتر تمام بشه و ما قرار ملاقاتی در یک کشور ثالثی داشته باشیم، با اون تیم امنیتی‌اش».
 
در ارتباط دو سویه زمانی میان کروبی و ضد انقلاب خارج نشین خواسته‌هایی هم مطرح می‌شود که وی این پیام‌ها را منتقل می‌کند...
 
«حرفشون این بود که به اصطلاح پیام برسونم به آقای کروبی که با هماهنگی اونها مردم را دعوت کنند به خیابون‌ها. در ملاقات‌هایی که با آقای کروبی داشتم ایشون دوبار تقاضای درخواست پول برای کمک به سیستم و دفترش داشت و می‌گفت که این کمک را صرفاً من از شما می‌خواهم؛ من همین تقاضا را راستش از آقای امیرحسین جهانشاهی کردم و به ایشون منتقل کردم و ایشون گفت اگر آقای کروبی شخصاً کسی را معرفی کنه به من، من حاضر به هرگونه پشتیبانی و پرداخت مالی هستم.»
 
رمزگشایی از برنامه‌های بازه زمانی سال 88 تا 90 می‌تواند کمک زیادی به روشن شدن ماهیت فتنه 88 و پس از آن داشته باشد برنامه‌هایی که محمود زمانی آنها را از درون اتاق‌های فکر ضدانقلاب بیان می کند...
 
«مهرماه 89 بود که آقای نوری‌زاده در دوبی با من تماس گرفت و گفت ما برای امسال حج تمتع سال 89 برنامه وسیعی در عربستان داریم و حدوداً 100 نفر از اعضای اپوزیسیون و سران اپوزیسیون و ضدانقلاب داخل و خارج {را} می‌خواهیم به مکه دعوت کنیم، سمیناری داشته باشیم؛ یک رابطی اومد در دوبی پاس {گذرنامه} منو گرفت و رفت همون روز ویزای حج تمتع را از سفارت عربستان در دوبی برای من در پاسم زد و یک بلیت "بیزنس کلاس" با پرواز صعودی.
 
در هتل قصر جده آقای نوری‌زاده را ملاقات کردم ایشون گفت که متاسفانه برنامه لو رفته و ما اون سمینار رو نخواهیم داشت، چون تعدادی از سرانی که از داخل و خارج قرار بود بیان امسال مکه نتونستند بیایند و عربستان سعودی با برگزاری این سمینار مخالفت کرده. دولت عربستان که متوجه شده بود این پروژه لو رفته به خاطر هزینه‌های سنگین سیاسی که در آینده براش داشت کل پروژه رو کنسل کرد».
 
البته پروژه حج 89 در سال 90 هم تکرار می‌شود ولی راهی جز شکست نمی‌یابد...
 
«آقای نوری‌زاده با توجه به اینکه سال 89 پروژه لو رفته بود سعی می‌کرد که سال 90 یا 91 اجرا کنه اونیکه در آخرین مذاکراتی که من همین  دو هفته پیش در دوبی با ایشون داشتم ایشون گفت که متاسفانه  پروژه 90 و 91 توسط تیم امنیتی جمهوری اسلامی ایران لو رفته ولی خودش به جده رفته بود و در ایام حج در جده مستقر بود».
 
البته حج 89 و 90 تنها پروژه های ضد انقلاب نیستند که با کمترین هزینه و همکاری روشنگرانه رسانه‌ای خنثی می‌شوند...
 
«شما می‌گید لندن نمی‌گید، می‌گید بریم عربستان چون قرار بود من و اقای سازگارا الان با اسکورت MI6 وارد عربستان شدیم چون اینجا خبر نوشته دیگه.»
 
سناریوی بزرگتری هم برای 22 خرداد 89 کلید می‌خورد که اینبار از پشتوانه سرویس‌های امنیتی با محوریت انگلیس – امریکا برخوردند...
 
«می‌خواهیم یک تیم هم شما تشکیل بدین به استعداد 250 نفر که حداقل 50 نفرشون استعداد کار با اسلحه‌های سبک رو داشته باشن. پروژه این بود که  برای 22 خرداد سال 90 از طریق رسانه‌های خارجی، سایت‌ها، اطلاعیه بدهند و مردم رو دعوت بکنن برای سالگرد به قول خودشون کودتا و مردم بکشونن به خیابون و از طرفی اعلام بکنن که یک بخشی از نیروهای انتظامی سپاه و بسیج به مردم پیوستن و همزمان خودشون گروه‌های مسلحی داشتن که می‌خواستن از دو طرف کشته بگیرن واین قضیه آشوب‌های خیابونی رو ادامه بدهند».
 
از اینجا به بعد است که محمود زمانی به واسطه نوری‌زاده به ضلع دیگر مثلث یعنی سرویس‌های امنیتی – جاسوسی امریکا و انگلیس هم نزدیک می‌شود...
 
«آقای نوری‌زاده عامل معرفی من به سیستم اطلاعاتی آمریکائی‌ها بود. بعد از اونکه دیگه هر جلسه‌ای من وارد دوبی می‌شدم برای کار تجاریم سیستم های اطلاعاتی آمریکا با من تماس می‌گرفتن و میخواستن که باهاشون جلسه‌ای داشته باشم. اون موقع آقای رامین عسگرد و خانم کالین مسئول میز ایران در دوبی بودن که آقای رامین عسگرد از عراق اومده بود و خانم کالین از افغانستان و در طول بیش از 2 سال شاید بالغ بر 15 جلسه هر ماهی تقریباً یک جلسه. هر باری که من می‌رفتم 10 تا 15 جلسه من با آقای رامین عسگرد و خانم کالین در دوبی داشتم؛ در واقع اینها افسران اطلاعاتی "سی.آی.ای" بودن».
 
آلن ایر؛ فردی که این روزها در پوشش سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه امریکا را به عهده دارد...
 
«من آلن ایر هستم و امروز به عنوان سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجه امریکا...».
 
"رامین عسگرد" امریکائی ایرانی تباری که مسئول وقت امور ایران در سیا بود...
 
"کتلی مک گوآن" ؛ کارشناس امنیتی سیا و "ولی نصر" مشاور ژنرال هال بوروک از جمله کسانی هستند که گزارش‌ها و تحلیل‌های میدانی "زمانی" را از داخل ایران دریافت و به ستاد مرکزی خود برای تصمیم گیری بعدی ارسال می کند...
 
«{از سوی}خانم کلینتون یک کمیته 12 نفره در وزارت امور خارجه برای پیگیری مسائل ایران و به عنوان کمیته راهبردی مسئله ایران تشکیل شد؛ که دو نفر از مسئولین اصلی وزارت امور خارجه از جمله "دنیس راس" و "ویلیام برس" عضو اصلیش بودن و 12 تا عضو داشت، دو تا از کارشناسای وزارت دفاع بودن و 2 نفر از کارشناسای سازمان اطلاعاتی آمریکا سیا. دو تا از ایرانیایی که اونجا به اصطلاح جزو کمیته اصلی 12 نفره بودن آقای "رامین عسگرد" بود و آقای "ولی نصر".
 
آقای رامین عسگرد ارتباطاتش رو با من داشت و گفت شما یکی از مشاورین ما در این کمیته هستید در رابطه با مسائل ایران و مرتب مسائل ایران رو رصد می‌کرد.
 
بعد از آقای رامین عسگرد آقای "آلن ایر" از عراق منتقل شد به دوبی  ایشون از افسران ارشد سازمان سیا بود که مسئولیت آقای رامین عسگرد را در دوبی برعهده داشت و چندین ملاقات هم ایشون با من داشت و تا همین اواخر هم با ایشون ملاقات داشتم؛ ایشون الان رسماً سخنگوی فارسی وزارت امور خارجه امریکا در امریکا هستند».
 
ارتباط زمانی با ضلع سوم مثلث یعنی ستاد داخلی فتنه باعث می‌شود تا او به یکی از سرپل‌های ارتباطی میان داخل و خارج تبدیل شود و درخواست‌های داخلی به خارج منتقل شود...
 
«مهدی کروبی یکی از لیدرهای مخالفان ایران در نامه 22 فوریه خود از ما برای برگزاری یک رفراندوم ملی بدون دخالت شورای نگهبان کمک خواست».
 
البته علاوه بر "زمانی" سفارت انگلیس در تهران هم نقش مکمل و مهمی را ایفا می‌کند...
 
«سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس خیلی با هم جویند {مرتبط} کار می‌کردند، علتش هم این بود که آمریکایی‌ها می‌گفتن چون ما خودمون مستقیماً سفارتخانه‌ای در ایران نداریم از طریق سفارت انگلیس در تهران، یکسری از اطلاعات مربوط به داخل ایران رو جمع آوری می‌کنیم».
 
سالگرد انتخابات در راه است 22 خرداد 89 باید نقطه عطفی برای سه ضلع مثلث باشد؛ انگلیسی‌ها هم از قائله جانمانده‌اند و یکی از بلندپایه‌ترین مسئولان MI6 که نماینده عالی نخست وزیر در امور ایران است را به میدان می‌فرستند...
 
«رفتیم دفتر آقای "آندور کاست". آقای آندرو کاست نماینده نخست وزیر انگلیس و بالاترین مقام انگلیسی در امور ایران بود که کل مسائل ایران را در منطقه رصد می‌کرد و پیگیری می‌کرد».
 
و حالا زمانی باید در خیابان دائونینگ استریت و چند ساختمان آنطرف تر از مقر "گوردون براون" نخست وزیر وقت با اندرو کاست دیدار کند...
 
«محل ملاقات من در لندن با آقای آندرو کاست ساختمان‌های اداری جنب دفتر نخست وزیر انگلیس برگزار شد».
 
همزمان با نزدیک شدن به خرداد 89 اعضای شورای ضد ایرانی موسوم به دولت در تبعید با برنامه‌ریزی و هماهنگی ضدانقلاب خارج‌نشین عناصر داخلی فتنه و سرویس‌های جاسوسی تصمیمات خود را اتخاذ و تقسیم وظایف خود را انجام می‌دهند...
 
«می‌گفتند ما می‌خواهیم قضیه رو مدیریت کنیم و این بار با هماهنگی ما مردم بیایند بیرون و از اونها حمایت حتی نظامی و تشکیلاتی کنیم؛ ما تیم‌هایی اماده کردیم، تیم‌های نظامی و امنیتی که اگر لازم باشه اگر به مردم حمله کنند درگیر بشوند. برنامه‌هاشون این بود که توی به اصطلاح اعلان عمومی که مردم بیایند بیرون، اینها چند نفر را به بهانه درگیری با نیروی انتظامی توی درگیریهای وسط بکشند و این ادامه پیدا بکنه».
 
لیدرهای داخلی فتنه از چند ماه قبل به هر بهانه‌ای بیانیه می‌دهند؛ آشوب‌ها باید به کف خیابان‌های پایتخت کشیده شود و پیاده نظام‌ها وظایف خود را انجام دهند؛ سرویس های غربی هم از هیچ کمک رسانه‌ای و لجستیکی دریغ نخواهند کرد.
 
اما با همه این تمهیدات عملیات‌های پیچیده نفوذ و استفاده بهنگام از حفره‌های اطلاعاتی  توسط دستگاه امنیتی کشورمان باعث می‌شود که نه تنها دشمن ملت مبهوت و سرخورده شود بلکه این توطئه‌های بزرگ در نطفه خفه می‌شود و میاندار و یکی از بازیگران اصلی این مثلث در تهران گوشه‌هایی از این واقعیات را رونمایی می‌کند.
 
اما ارتباط‌هایی که بعد از پخش این مستند انکار خواهد شد تا چند روز پیش هم ادامه داشته و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار دستگاه امنیتی قرار داده که گزیده‌ای از آنها در این مجال می‌گنجد...
 
«در این سفر آخر که 14 دسامبر داشتم به دوبی و با آقای نوری‌زاده تماس گرفتم و همچنین پیرو اون با اقای دکتر خونساری قرار شد که ارتباطشون رو با من حفظ کنند و در خواستشون این بود که از طریق سایت اسکایپ باهاشون مذاکره تلفنی داشته باشم نه از سیستم تلفن عادی موبایل و تلفن ثابت».
 
این اعتماد هنوز آنقدر وجود داشته است که نوری‌زاده، "زمانی" را در جریان طرح تلویزیونی‌اش قرار می‌دهد و از او کمک هم می‌خواهد...
 
«اولین بار خبر تاسیس شبکه تلویزیونی ماهواره ای آقای نوری‌زاده که قراره به اسم "ایران فردا" تاسیس بشه را آقای مهرداد خونساری در لندن به من گفت و بعدها خود آقای نوری‌زاده هم موضوع رو موضوع تاسیس شبکه را به من منتقل کرد، قراره پول و هزینه شبکه تلویزیونی "ایران فردا" را عربستان سعودی بپردازه و پشتیبانی‌های فنی را اسرائیلی‌ها انجام بدهند و از من هم خواستند که در رابطه با تامین نیروی انسانی و افراد رسانه‌ای و محتوایی برای برنامه‌هاشون کمک بکنم».
 
نوری‌زاده همچنین در آخرین تماس‌هایش "زمانی" را از یک مکانیسم ارتباطی جدید هم مطلع می‌کند...
 
«در آخرین مذاکراتی که با آقای نوری‌زاده داشتم ایشون گفت که طرح تماس 1 و 2 که قبلاً باهاش از {اون طریق} در تماس بودیم لو رفته و ما یک طرح بکلی سری داریم به عنوان طرح تماس 3 که کاملاً حفاظت شده است و ما می‌خواهیم در این زمینه به ما کمک بکنید. جزئیات بیشتری در رابطه با این طرح به من گفت که قرار شد این طرح از 22 بهمن امسال تا انتخابات سال آینده ریاست جمهوری که غربی‌ها جریان ضد انقلاب خارج و جریان داخل اون رو هماهنگ کردند و طرح تماسشون رو با همدگیر، فعال بشه».
 
در نهایت باید گفت این روایت که چگونه زمانی از مثلث خارج می‌شود و روی این صندلی قرار می‌گیرد، داستان مفصلی دارد اما این واقعیت که نفر بعدی که در این اتاق و روی این مبلمان خواهد نشست و پروژه‌های دیگر ضد انقلاب را روی دایره خواهد ریخت واقعیتی است که باید از لفظ قریب‌الوقوع برای آن استفاده کرد.


+ نوشته شـــده در سه شنبه 91/12/8ساعــت 9:45 صبح تــوسط عباس | نظر
«بهار اروپایی» نزدیک است! یک مرکز مطالعاتی وابسته به اندیشکده

بسمه تعالی

«بهار اروپایی» نزدیک است! 

یک مرکز مطالعاتی وابسته به اندیشکده «امریکن اینتر پرایز» با اشاره به روند رو به رشد بحران اقتصادی در اروپا نسبت به وقوع «بهار اروپایی» هشدار داد.
به گزارش خبرگزاری فارس، این مرکز مطالعاتی ابتدا با مروری بر تحولات کشورهای عربی مثل مصر، لیبی و تونس و... این سوال را مطرح می کند که «با توجه به وضعیت اقتصادی حاکم بر برخی کشورهای اروپایی مثل یونان، ایتالیا، اسپانیا و... آیا ممکن است چنین پدیده ای در اروپا نیز به وقوع بپیوندد؟» این مقاله پژوهشی سپس اینگونه به سوال خود پاسخ می دهد:
«مشکلات اقتصادی اروپا یکی از مهمترین عواملی است که حقیقتا می تواند به بی ثباتی سیاسی و اجتماعی در این قاره منجر شود. البته این وضع تنها به کشورهای ضعیف اروپا محدود نمی شود چرا که اکنون تمام اروپا سه فصل متوالی است که در رکود به سر می برد.»
در بخش دیگری از این پژوهش می خوانیم: با کنار هم قرار دادن عوامل مختلف، چشم انداز اقتصادی اروپا آنقدر تیره می شود که تمام امیدها برای حل زودهنگام بحران به باد می رود. در حالی که طبق پیمان مالی اتحادیه اروپا، کشورهای اروپایی باید در سال 2013 کسری بودجه خود را به 5/1 تا 2 درصد تولید ناخالص ملی خود برسانند تا از این طریق جلوی کاهش ارزش یورو را بگیرند، اما باز هم تمام عوامل نشان می دهد رکود اقتصادی اروپا در سال 2013 شدیدتر هم می شود.
«ای ای آیدیاز» در پایان، مقاله پژوهشی خود را اینگونه به پایان می رساند که: درست است که ضعف چشم انداز اقتصادی می تواند از لحاظ سیاسی مسئله ساز باشد، اما در حقیقت خطر اصلی از آنجا نشأت می گیرد که این قشر جوان هستند که بار اصلی رکود اقتصادی کنونی را به دوش می کشند. در حال حاضر نرخ بیکاری جوانان در یونان و اسپانیا حول و حوش 60 درصد است و در ایتالیا و پرتغال هم نزدیک به 40 درصد است. اگر قرار باشد تجربه اعراب در اینجا تکرار شود، این آمار یک بمب ساعتی به شمار می آید، آن هم در عصر شبکه های اجتماعی! البته از بین رفتن اعتبار سیاسی منطقه اروپا نیز اوضاع را بیش از پیش آشفته کرده است.
دولت بی ثبات یونان اکنون با رسوایی گم شدن فهرست موسوم به «لیست لاگارد» روبه رو شده است. «لیست لاگارد» فهرستی از کسانی بود که از پرداخت مالیات فرار کرده بودند که در آن نام خانواده ها و سیاستمداران برجسته یونانی هم به چشم می خورد. در ایتالیا هم «پیر لوئیجی بارسانی» که احتمالا در انتخابات ایتالیا پیروز می شود با رسوایی بانک «مونته دپاچی دسینا» روبه رو است و در اسپانیا هم دولت پس از افشای پرداخت های بی حساب و کتاب به اعضای حزب حاکم به شدت زیر سوال رفته است.
نویسنده در پایان ابراز امیدواری کرده که اروپا با «بهار اروپا» روبه رو شود.
 


+ نوشته شـــده در دوشنبه 91/12/7ساعــت 9:14 صبح تــوسط عباس | نظر
سناریوی سوخته (یادداشت روز) هرچند از ماهها قبل رصد رفتار و گفتا

بسمه تعالی

سناریوی سوخته (یادداشت روز)

هرچند از ماهها قبل رصد رفتار و گفتار دشمن نشان می داد روی انتخابات ریاست جمهوری در سال 92 تمرکز ویژه ای دارند و انتظار دارند- بخوانید آرزو می کنند- اهداف راهبردی و تاکتیکی خود را جامه عمل بپوشانند ولی اکنون در فاصله کمتر از 4 ماه به انتخابات پیش روی کشورمان، استیصال و سردرگمی آنها به وضوح قابل دیدن است و شواهد و قرائن به علاوه انتشار پاره ای اخبار مستند که به بیرون درز پیدا کرده است سراسیمگی و ناپختگی رفتار دشمن را نشان می دهد.
در همین ابتدای بحث و قبل از ورود به موضوع اصلی این یادداشت اجازه بدهید به یک نمونه از رفتار تامل برانگیز آنهایی که انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان را نشانه رفته اند اشاره کنیم.
هفته گذشته خبری در رسانه های غربی و عربی منتشر شد که حاکی از دیدار و ملاقات چند تن از نمایندگان کنگره آمریکا با یک گروهک تروریستی در پاریس بود.
صرف نظر از اینکه این ملاقات نشان می داد ادعای حقوق بشر از سوی مدعیان آن توخالی است و داعیه داران دروغین حقوق بشر با ظاهری شیک و کراوات زده با تروریست ها و جنایتکاران بر سر یک میز فالوده می خورند؛ از این روی قابل اعتناست که دو طرف پیرامون انتخابات 92 در ایران به گفت وگو نشسته اند و به اصطلاح نسخه پیچیده اند که باید از این انتخابات به عنوان یک فرصت استفاده کرد.
هرچند در این باره جزییاتی منتشر نشد ولی این دیدار گویای آن است که آمریکایی ها در مواجهه با ایران باز مثل همیشه دچار اشتباه محاسباتی شده اند. تا همین اواخر رصد آشکار رفتار و گفتار دشمنان ملت ایران نشان می داد آنها در جهت خط تاثیرگذاری بر انتخابات خرداد سال 92، پروژه جدایی مردم از نظام را پیگیری و رهگیری می نمایند و برآورد آنها حاکی از آن است که در ماه های منتهی به انتخابات براساس سناریوها و ترفندهای از پیش تعیین شده این استراتژی را عملیاتی می کنند ولی اکنون محرز است که طرفی نبسته اند.
اگر واقعا اهداف و راهبرد آنها در خط جدایی مردم از نظام برای تاثیرگذاری بر انتخابات 92 به خوبی پیش می رفت آیا دیدار با تروریست ها و تمرکز بر انتخابات ایران در آن دیدار ضروری بود؟
پاسخ روشن است و جای کمترین تردیدی وجود ندارد که مدعیان حقوق بشر و دشمنان نشان دار نظام در حالی حاضرند با تروریست ها درباره انتخابات ایران مذاکره نمایند که هزینه این دیدار و پیامدهای آن، ارزش چنین دیداری را داشته باشد و این در حالی است که اولا؛ گروهک های تروریستی بدترین شرایط حیات نفرت انگیز خود را تجربه می کنند.
ثانیا؛ وقتی در فتنه سال 88 و انتخابات قبلی ریاست جمهوری در ایران که دشمن تمام توان و پتانسیل خود را برای اثرگذاری بر انتخابات و اهداف بعدی به کار گرفته بود آنها ناکام ماندند و حتی جرج سوروس اواخر سال 89 با حضور در سی ان ان در توجیه ناکامی بزرگ خودشان به این عبارت بسنده کرد که؛ «حاضرم شرط ببندم تا سال آینده رژیم ایران سقوط می کند»! اکنون که وضعیت روشن است و اینجاست که باید گفت اینگونه دیدارها و اقدامات مشابه آن، تنها درچارچوب استیصال و استراگیجی دشمن در مواجهه با ایران اسلامی قابل ارزیابی است.
ثالثاً و از همه مهمتر، پروژه جدایی مردم از نظام هر چند یک پروژه سوخته و شکست خورده در تمامی سال های پس از انقلاب اسلامی است ولی تحرکات و نقشه های دشمن آنچنان برای انتخابات در پیش روی نقش برآب شده است که مقامات و مراکز مطالعاتی آمریکایی نیز چاره ای جز اعتراف به آن ندارند. ادامه مطلب...

+ نوشته شـــده در یکشنبه 91/12/6ساعــت 11:18 صبح تــوسط عباس | نظر
از امیرالمؤمنین علیه السلام از «علم» سؤال شد، فرمودند: چهار کلمه

بسمه تعالی

توصیه‌ای از امیرالمومنین(ع) برای تمامی عمر

 

 سُئِل أَمیرُالمُؤمِنینَ‏ علیه السلام عَنِ «العِلْمِ»، فَقالَ: أَربَعُ کَلِماتٍ: أَنْ تَعْبُدَ اللهَ بِقَدْرِ حاجَتِکَ إلَیْهِ، وَ أَنْ تَعْصِیَهُ بِقَدْرِ صَبْرِکَ عَلَى النَّارِ، وَ أَنْ تَعْمَلَ لِدُنْیاکَ بِقَدْرِ عُمُرِکَ فیها، وَ أَنْ تَعْمَلَ لآِخِرَتِکَ بِقَدْرِ بَقائِکَ فیها.

                                                          
از امیرالمؤمنین علیه السلام از «علم» سؤال شد، فرمودند: چهار کلمه است: خداوند را به اندازه­ای که به او نیازمندی، عبادت کنی. او را به اندازه­ای که طاقت تحمل آتش را داری، معصیت کنی. برای دنیایت به که در آن عمر داری، کار کنی و برای آخرتت به اندازه­ای که در آن باقی می­مانی، عمل کنی.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 91/12/2ساعــت 5:16 عصر تــوسط عباس | نظر
بشار اسد: جنگ ما در سوریه با آمریکا و اسرائیل است رئیس جمهور سو

بسمه تعالی

بشار اسد: جنگ ما در سوریه با آمریکا و اسرائیل است

رئیس جمهور سوریه تأکید کرد که جنگ اصلی سوریه با آمریکا و اسرائیل است.
به گزارش خبرگزاری ها به نقل از روزنامه القدس العربی، بشار اسد چند روز پیش در دیدار با هیئتی مردمی از اردن اظهار داشت: سوریه با اسلامگراهای افراطی یا سلفی ها در جنگ نیست بلکه با آمریکا و صهیونیست ها در جنگ است، سوریه با توطئه ای جهانی روبه رو شده که می خواهد کشور را نابود کند و نقشه جدیدی برای منطقه ترسیم کند که منافع غرب و صهیونیست ها را تأمین کند.
بشار اسد بر لزوم پایان سریع بحران تأکید و نسبت به تلفات انسانی این بحران ابراز تأسف کرد و افزود: برای من عجیب است کسانی که خود را سلفی می نامند چگونه به مرگ راضی می شوند و در واقع دست به خودکشی دسته جمعی می زنند همانگونه که در کشتار داریا ده ها نفر از آنها کشته شدند.
اسد گفت: برخی افراد فراموش می کنند که من نیز انسان هستم نباید فراموش کنید که من یک پزشکم و از دیدن منظره مرگ و خون عذاب می کشم، من پیشتر نیز گفته ام کسانی که باعث رنج مردم سوریه شوند پشیمان خواهند شد و از مردم سوریه عذرخواهی خواهند کرد.
به گزارش القدس العربی، در این دیدار صمیمانه که دو ساعت به طول انجامید بشار اسد افزود: تحت هیچ شرایطی تسلیم نخواهد شد و حق نامزدی دوباره در انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 را به عنوان یک شهروند سوری نیز برای خود محفوظ می داند.
اسد تأکیدکرد که بعد از به پایان رسیدن دوره ریاست جمهوری اش در سال 2014 مانند هر شهروند دیگر سوری به خود این حق را می دهد که یا در انتخابات شرکت کند و یا اینکه در امنیت کامل در کشور خود باقی بماند و در مطب خود به عنوان چشم پزشک فعالیت کند.
وی گفت: می گویند باید کشور را ترک کنم و یا دیگر نامزد انتخابات نشوم، من این کار را انجام نخواهم داد و حق خود می دانم که در انتخابات نامزد شوم و اگر هم نامزد نشوم دمشق را ترک نخواهم کرد.
از سوی دیگر سازمان ملل متحد در گزارشی رسماً به جنایت جنگی گروه های تروریستی در سوریه از جمله کشتار، شکنجه، گروگانگیری و حمله به منازل مسکونی اعتراف کرد.
سازمان ملل برای نخستین بار اعلام کرد که گروه های تروریستی مرتکب جنایت جنگی شده اند، در این گزارش به تیراندازی و گلوله باران مناطق مسکونی، غیرنظامیان و ایجاد ترس و وحشت میان مردم اشاره شده است.
در این گزارش همچنین درباره منابع تأمین سلاح تروریست ها اشاره شده و آمده که کشورهای همسایه سوریه فعالانه در حال مجهز کردن مخالفان سوری به سلاح و پول هستند.
سازمان ملل در این گزارش به جامعه بین الملل توصیه کرده که جلوی انتقال این سلاح ها به سوریه گرفته شود.
این در حالی است که فرانسه و انگلیس در گردهمایی وزیران خارجه اتحادیه اروپا خواستار حمایت های بیشتر از مخالفان سوری شدند.
وزیران خارجه 27 کشور اروپایی در گردهمایی بروکسل تحریم های تسلیحاتی علیه سوریه را به مدت سه ماه تمدید کردند.
در این گردهمایی انگلیس و فرانسه تلاش زیادی به عمل آوردند تا اعضای اتحادیه را به ارسال سلاح به مخالفان متقاعد سازند در حالی که وزرای خارجه اتحادیه اروپا با این پیشنهاد مخالفت کردند.
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز با اذعان به مقاومت رئیس جمهور سوریه در برابر تلاش ها برای ناآرام کردن این کشور از احتمال تغییر استراتژی واشنگتن در قبال بحران سوریه و بررسی مجدد گزینه تأمین تسلیحات مخالفان سوری خبر داد.
در همین رابطه کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در جمع خبرنگاران گفت، ما بر حمایت قاطع خود از مخالفان سوری ادامه خواهیم داد!
از سوی دیگر سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه تأکید کرد، مسکو و واشنگتن بر ضرورت استفاده از مذاکرات میان مخالفان و دولت تأکید دارند.
وی اظهار داشت: تا زمانی که طرفین وارد روند گفت و گوها نشوند نمی توان درباره حل بحران سوریه امیدوار بود.
لاوروف تأکید کرد، حل بحران سوریه تنها از طریق سیاسی امکان پذیر است و مسکو از حامیان گروه های مسلح می خواهد دخالت های خود در امور داخلی این کشور را متوقف کنند.
در همین رابطه «علی حیدر» وزیر آشتی ملی سوریه از تلاش های قطر و ترکیه برای برهم زدن گفت و گوها بین مخالفان و نظام سوریه خبر داد و اظهار داشت؛ گفت و گوها در داخل سوریه انجام خواهد شد و الزاماً نباید در خارج از کشور برگزار شود.
جمعی از کارشناسان غیروابسته سازمان ملل نیز تأکید کردند، بحران سوریه با راهکار نظامی قابل حل نیست.
سایر رویدادها
¤ در عملیات ارتش سوریه در حومه دمشق تعدادی از تروریست های مسلح از جمله سه تن از سران آنان کشته شدند.
¤ وزیر مدیریت داخلی سوریه اعلام کرد حجم خسارت های وارد شده به زیرساخت های کشور در 23 ماه گذشته بیش از 11میلیارد دلار است.
¤ نیروهای ارتش سوریه در مناطق مرزی مشترک با ترکیه در یک عملیات ویژه توانستند یک گروه تروریستی خارجی را متلاشی کنند.
¤ وزیر خارجه قطر به تصمیم اتحادیه اروپا در ممنوعیت مسلح کردن تروریست ها در سوریه اعتراض کرد.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 91/12/2ساعــت 8:45 صبح تــوسط عباس | نظر
بازخوانی اهم هشدارهای رهبر معظم انقلاب خطاب به دولت‎های نهم و ده

 

بسمه تعالی
بازخوانی اهم هشدارهای رهبر معظم انقلاب خطاب به دولت‎های نهم و دهم/
عدالت بدون عقلانیت و معنویت به ضد خود تبدیل می‎شود/ باید مراقب دشمن‎های درونی دولت اسلامی هم بود

 

آنچنان که از فحوای سخنان رئیس جمهور محترم پس از افشاء نسخه فیلم جنجالی و همچنین بررسی نظرات مدافعین این اقدام بر می‎آید آن است که مبنای این افشاگری که به تصریح رهبر معظم انقلاب «خلاف قانون، شرع و اخلاق» تشخیص داده شد، از سوی مدافعین، عدالت ‎طلبی و مبارزه با فساد عنوان شده است. این در حالی است که برخی سخنان رئیس جمهور پس از این افشاگری در مقاطع گوناگون نیز به نوعی از این تصور نزد رئیس جمهور حکایت دارد که این مسیر، مسیری صحیح،‌عدالت‎طلبانه و در راستای استیفای حقوق مستضعفین است.

به گزارش رجانیوز، در همین رابطه دکتر احمدی‎نژاد در سخنرانی خود در روز 22 بهمن به صورتی غیر مستقیم به این موضوع اشاره کرده و روز گذشته نیز در جمع استانداران با تکرار همین محتوا اعلام « زمانی که امام راحل تعبیر جنگ فقر و غنا را بکار برد، شاید خیلی از ما این بحث را جدی نمی‌گرفتیم، اما امروز نبرد در این عرصه بطور بسیار جدی جریان دارد.» اما سوال اینجاست که حتی اگر این اقدام جناب رئیس جمهور بدون در نظر گرفتن ضرورت وجود آرامش در کشور و تصریح رهبر معظم انقلاب به این امر و همچنین بدون در نظر گرفتن بهره‎برداری که جریان حاشیه‎ساز در دولت از این التهاب کرد، تنها یک اقدام با نیت عدالت طلبانه بوده باشد، باز هم مجوزی برای مبادرت به آن در شرایط کنونی کشور از سوی رئیس جمهور وجود داشته است یا خیر!؟

رجانیوز در مطلبی که پیش از این منتشر شد، به بیان چرایی خلاف شرع بودن این سنخ افشاگری پرداخت، اما حتی با صرف نظر از این دیدگاه شرعی، نگاهی به بیانات مهمی که رهبر معظم انقلاب اسلامی درسال‎های گذشته در جمع هیات دولت نیز از تاکید ایشان بر لزوم همراهی عدالت‎طلبی با عقلانیت و معنویت، و نقصان جدی عدالت طلبی منهای عقلانیت و معنویت، در عرصه عمل حکایت دارد. موضوعی که رهبر انقلاب نتیجه آنرا تبدیل شدن این شیوه از عدالت طلبی به حرکتی ضد عدالت‎طلبی تعبیر فرموده‎اند. ادامه مطلب...

+ نوشته شـــده در سه شنبه 91/12/1ساعــت 7:17 صبح تــوسط عباس | نظر
<      1   2   3   4